دسته: قانون آیین دادرسی مدنی

  • ماده ۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی

    تکلیف وکلا به حضور در محاکمه

    وکلاء مکلفند در هنگام محاکمه حضور داشته باشند مگر اینکه دارای عذر موجهی باشند. جهات زیر عذر موجه محسوب می‌شود:

    ۱) فوت یکی از بستگان نسبی یا سببی تا درجه اول از طبقه دوم.

    ۲) ابتلاء به مرضی که مانع از حرکت بوده یا حرکت، مضر تشخیص داده شود.

    ۳) حوادث قهری از قبیل سیل و زلزله که مانع از حضور در دادگاه باشد.

    ۴) وقایع خارج از اختیار وکیل که مانع از حضور وی در دادگاه شود.

    وکیل معذور موظف است عذر خود را به طور کتبی با دلایل آن برای جلسه محاکمه به دادگاه ارسال دارد. دادگاه در صورتی به آن ترتیب اثر می‌دهد که عذر او را موجه بداند، در غیر این صورت، جریان محاکمه را ادامه داده و مراتب را به مرجع صلاحیتدار برای تعقیب انتظامی وکیل اطلاع خواهد داد. در صورتی که جلسه دادگاه به علت عذر وکیل تجدید شود، دادگاه باید علت آن و وقت رسیدگی بعدی را به موکل اطلاع دهد. در این صورت، جلسه بعدی دادگاه به علت عدم حضور وکیل، تجدید نخواهد شد.

    تفسیر ماده ۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- در موردی که وکیل مبتلا به بیماری مانع از حرکت گردد و در عین حال قادر نباشد عذر خود را به دادگاه اعلام دارد و موکل او نیز از وضعیت وکیل بی‌اطلاع باشد. در اینگونه موارد به نظر می رسد در صورت اطلاع دادگاه از وضعیت وکیل شایسته است مراتب را به موکل اعلام تا شخصا دادرسی را تعقیب نماید، هرچند در قانون تکلیفی برای دادگاه مقرر نشده است.

    ← به عنوان مثال وکیلی که دچار تصادف منجر به بیهوشی و اغمای دراز مدت شده و یا دچار سکته مغزی شده و قادر به تکلم و برقراری ارتباط با اطرافیان نمی‌باشد.[۱]


     

    منابع

    ۱. مهاجری، علی، مبسوط در آیین دادرسی مدنی، ج۱، ص۱۹۱، انتشارات فکرسازان.

  • ماده ۴۲ قانون آیین دادرسی مدنی

    دعوت وکیل در دو دادگاه

    در صورتی که وکیل همزمان در دو یا چند دادگاه دعوت شود و جمع بین آنها ممکن نباشد، لازم است در دادگاهی که حضور او برابر قانون آیین دادرسی کیفری یا سایر قوانین الزامی‌ باشد، حاضر شود و به دادگاه‌های دیگر لایحه بفرستد و یا در صورت داشتن حق توکیل، وکیل دیگری معرفی نماید.

    تفسیر ماده ۴۲ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- تجویز تقدیم لایحه برای دادگاهی که وکیل نمی‌تواند در جلسه آن دادگاه شرکت کند، منحصرا ناظر به موردی است که وکیل حق توکیل نداشته باشد والا موظف خواهد بود به جای ارسال لایحه وکیل دیگری بفرستد.[۱]


     

    منابع

    ۱. مهاجری، علی، مبسوط در آیین دادرسی مدنی، ج۱، ش۱۸۷، انتشارات فکرسازان.

  • ماده ۴۳ قانون آیین دادرسی مدنی

    اعلام عزل یا استعفاء یا تعیین وکیل جدید

    عزل یا استعفاء وکیل یا تعیین وکیل جدید باید در زمانی انجام شود که موجب تجدید جلسه دادگاه نگردد، در غیر این صورت دادگاه به این علت جلسه را تجدید نخواهد کرد.

    تفسیر ماده ۴۳ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- در صورتی که وکیل قبل از جلسه دادرسی اعلام استعفا نماید، باید بین استعفای وکیل و زمان دادگاه مدت زمان مناسبی وجود داشته باشد تا امکان اطلاع به موکل برای حضور در دادگاه فراهم باشد والا دادگاه وکیل را مسئول خواهد شناخت و اگر نحوه استعفای وکیل و زمان آن موجب تضرر موکل شود، از آنجایی که وکیل در زمان نامناسب اعلام استعفا نموده، در مقابل موکل و خساراتی که به او وارد خواهد شد، باید پاسخگو باشد.[۱]


     

    منابع

    ۱. مهاجری، علی، مبسوط در آیین دادرسی مدنی، ج۱، ش۱۸۹، انتشارات فکرسازان.

  • ماده ۴۴ قانون آیین دادرسی مدنی

    ماده ۶۶۹ قانون مدنی:

    هرگاه برای انجام امری دو یا چند نفر وکیل معین شده باشد، هیچ یک از آنها نمی‌تواند بدون دیگری یا دیگران دخالت در آن امر بنماید، مگر ‌اینکه هر یک مستقلاً وکالت داشته باشد؛ در این صورت، هر کدام می‌تواند به تنهایی آن امر را بجا آورد.


    ماده ۶۷0 قانون مدنی:

    در صورتی که دو نفر به نحو اجتماع وکیل باشند، به موت یکی از آنها وکالت دیگری باطل می‌شود.

  • ماده ۴۵ قانون آیین دادرسی مدنی

    ابلاغ رای به موکل

    وکیلی که در وکالتنامه حق اقدام یا حق تعیین وکیل مجاز در دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور را داشته باشد، هرگاه پس از صدور رای یا در موقع ابلاغ آن استعفاء و از رویت رای امتناع نماید، باید دادگاه رای را به موکل ابلاغ نماید در این صورت ابتدای مدت تجدیدنظر و فرجام، روز ابلاغ به وکیل یادشده محسوب است مگر اینکه موکل ثابت نماید از استعفاء وکیل بی‌اطلاع بوده در این صورت ابتدای مدت، از روز اطلاع وی محسوب خواهد شد و چنانچه از جهت اقدام وکیل ضرر و زیانی به موکل وارد شود، وکیل مسئول می‌باشد.

    در خصوص این ماده، دادخواست تجدیدنظر و فرجام وکیل مستعفی قبول می‌شود و مدیر دفتر دادگاه مکلف است به‌طور کتبی به موکل اخطار نماید که شخصا اقدام کرده یا وکیل جدید معرفی کند و یا اگر دادخواست ناقص باشد، نقص آن را برطرف نماید.

    تفسیر ماده ۴۵ قانون آیین دادرسی مدنی

    + مُستَعفی: استعفادهنده، استعفا داده.


    نکته ۱- در حقیقت این ماده اجازه می‌دهد، با اثبات‌ عدم آگاهی از استعفای وکیل، ابتدای مهلت تجدیدنظر و فرجام از تاریخ آگاهی موکل از استعفای وکیل شروع شود. در نتیجه از این راه نیز ممکن است برای مدت‌های غیرقابل پیش بینی موضوع قطعی و نهایی بودن احکام محاکم در شک و تردید قرار گیرد.[۳]


    نکته ۲- منظور از حق تعیین وکیل مجاز، همان توکیل با حق اقدام وکیل توکیلی در مرحله بالاتر است و وکیلی که دارای این حق است، برای مرحله تجدیدنظر و دیوان عالی کشور باید وکیلی را از جانب موکل انتخاب کند که قانونا اجازه دخالت در آن مرحله را داشته باشد.

    بنابراین اگر وکیلی حق توکیل داشته باشد و برای مرحله فرجام‌خواهی وکالت را به کارآموز وکالت، واگذار نماید، در برابر موکل خود مسئول خواهد بود و وکالت کارآموز نیز در دیوان پذیرفته نخواهد شد.[۱]


    نکته ۳- بی‌اطلاعی امری عدمی است و امر عدمی نیاز به اثبات ندارد و صرف انکار کافی است. شایسته است بعد از استعفای وکیل زمانی که رای برای موکل فرستاده می‌شود، استعفای وکیل او نیز به وی اعلام شود تا روز ابلاغ رای و روز اطلاع یکسان باشد و این روز مبدا محاسبه مهلت قرار گیرد.[۲]


     

  • ماده ۴۶ قانون آیین دادرسی مدنی

    موارد عدم اعتبار ابلاغ دادنامه به وکیل

    ابلاغ دادنامه به وکیلی که حق دادرسی در دادگاه بالاتر را ندارد یا برای وکالت در آن دادگاه مجاز نباشد و وکیل در توکیل نیز نباشد، معتبر نخواهد بود.

    تفسیر ماده ۴۶ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- چنانچه وکیل برای وکالت در مرحله بالاتر مجاز نباشد (مانند کارآموز وکالت)، ولی دارای حق توکیل باشد، ابلاغ دادنامه به او معتبر خواهد بود؛ زیرا او می‌تواند از حق توکیل خود استفاده و برای فرجام خواهی وکیل دیگری انتخاب نماید، مشروط بر اینکه حق دادرسی در مرجع بالاتر به وی تفویض شده باشد.[۱]


     

    منابع

    ۱. مهاجری، علی، مبسوط در آیین دادرسی مدنی، ج۱، ش۲0۱، انتشارات فکرسازان.

  • ماده ۴۷ قانون آیین دادرسی مدنی

    محاسبه ابتدای مهلت اعتراض

    اگر وکیل بعد از ابلاغ رای و قبل از انقضای مهلت تجدیدنظر و فرجام‌خواهی فوت کند یا ممنوع از وکالت شود یا به واسطه قوه‌ قهریه قادر به انجام وظیفه وکالت نباشد، ابتدای مهلت اعتراض از تاریخ ابلاغ به موکل محسوب خواهد شد.

    تبصره- درمواردی که طرح دعوا یا دفاع به وسیله وکیل جریان یافته و وکیل یادشده حق وکالت در مرحله بالاتر را دارد کلیه آرای صادره باید به او ابلاغ شود و مبداء مهلت‌ها و مواعد از تاریخ ابلاغ به وکیل محسوب می‌گردد.

    تفسیر ماده ۴۷ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- تبصره ماده ۴۷ در حقیقت مفهومی از ماده ۴۶ قانون آیین دادرسی مدنی می‌باشد و ضرورتی به ذکر آن نبود، زیرا بدیهی است وقتی وکیل حق دادرسی در مرحله بالاتر را دارا باشد، دادنامه باید به او ابلاغ گردد نه به موکل.[۱]


     

    منابع

    ۱. مهاجری، علی، مبسوط در آیین دادرسی مدنی، ج۱، ش۲0۳، انتشارات فکرسازان.

  • ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی

    شروع رسیدگی با تقدیم دادخواست

    شروع رسیدگی در دادگاه مستلزم تقدیم دادخواست می‌باشد. دادخواست به دفتر دادگاه صالح و در نقاطی که دادگاه دارای شعب متعدد است به دفتر شعبه اول تسلیم می‌گردد.

    تفسیر ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- منظور از دادگاه صالح، صلاحیت داشتن از نظر محلی است.[۱]


    نکته ۲- منظور از شروع رسیدگی، در واقع اقامه دعوای مدنی است.[۱]


    نکته ۳- درخواست با دادخواست متفاوت است:

    – درخواست عبارت است از خواست انجام امر یا منع از انجام امری از دادگاه و هیچ قالب و شکل خاصی برای آن پیش بینی نشده است.

    – دادخواست عبارت است از اقامه دعوا در دادگاه و شرایط آن نیز مطابق ماده ۵۱ قانون آیین دادرسی مدنی، تعیین شده است.

    ← ارائه دادخواست در قالب درخواست به دادگاه پذیرفتنی نیست.[۱]


     

    منابع

    ۱. حیاتی، علی عباس، آیین دادرسی مدنی در نظم حقوق کنونی، م۴۸، انتشارات میزان.

  • ماده ۴۹ قانون آیین دادرسی مدنی

    ثبت فوری دادخواست

    مدیر دفتر دادگاه پس از وصول دادخواست باید فوری آن را ثبت کرده، رسیدی مشتمل بر نام خواهان، خوانده، تاریخ تسلیم (روز و ماه و سال) با ذکر شماره ثبت به تقدیم کننده دادخواست بدهد و در برگ دادخواست تاریخ تسلیم را قید نماید.

    تاریخ رسید دادخواست به دفتر، تاریخ اقامه دعوا محسوب می‌شود.

    تفسیر ماده ۴۹ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- اگر دادخواست از طریق دفاتر خدمات قضایی ثبت شود، دفتر مزبور به ثبت کننده دادخواست، رسید می‌دهد.[۱]


    نکته ۲- تاریخ ثبت دادخواست در نزد دفاتر خدمات قضایی تاریخ اقامه دعوا محسوب می‌شود.[۱]


     

    منابع

    ۱. حیاتی، علی عباس، آیین دادرسی مدنی در نظم حقوق کنونی، م۴۹، انتشارات میزان.

  • ماده ۵0 قانون آیین دادرسی مدنی

    ماده ۶۴ قانون آیین دادرسی مدنی:

    مدیر دفتر دادگاه باید پس از تکمیل پرونده، آن را فورا در اختیار دادگاه قرار دهد. دادگاه پرونده را ملاحظه و در صورتی که کامل باشد پرونده را با صدور دستور تعیین وقت به دفتر اعاده می‌نماید تا وقت دادرسی (ساعت و روز و ماه و سال) را تعیین و دستور ابلاغ دادخواست را صادر نماید. وقت جلسه باید طوری معین شود که فاصله بین ابلاغ وقت به اصحاب دعوا و روز جلسه کمتر از پنج روز نباشد.

    در مواردی که نشانی طرفین دعوا یا یکی از آنها درخارج از کشور باشد فاصله بین ابلاغ وقت و روز جلسه کمتر از دو ماه نخواهد بود.