دسته: قانون آیین دادرسی مدنی

  • ماده ۳۱ قانون آیین دادرسی مدنی

    انتخاب وکیل

    هر یک از متداعیین می‌توانند برای خود حداکثر تا دو نفر وکیل انتخاب و معرفی نمایند.

    تفسیر ماده ۳۱ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- برای دیدن شمار وکلای مجاز در دادرسی های کیفری به مواد ۱۹0، ۳۴۶ و ۳۸۵ قانون آیین دادرسی کیفری رجوع کنید.


     

  • ماده ۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی

    نمایندگان حقوقی

    وزارتخانه‌ها، موسسات دولتی و وابسته به دولت، شرکت‌های دولتی، نهادهای انقلاب اسلامی و موسسات عمومی غیردولتی، شهرداری‌ها و بانک‌ها می‌توانند علاوه بر استفاده از وکلای دادگستری برای طرح هرگونه دعوا یا دفاع و تعقیب دعاوی مربوط از اداره حقوقی خود یا کارمندان رسمی خود با داشتن یکی از شرایط زیر به عنوان نماینده حقوقی استفاده نمایند:

    ۱) دارا بودن لیسانس در رشته حقوق با دو سال سابقه کار اموزی در دفاتر حقوقی دستگاه‌‌های مربوط.

    ۲) دو سال سابقه کار قضایی یا وکالت به شرط عدم محرومیت از اشتغال به مشاغل قضاوت یا وکالت.

    تشخیص احراز شرایط یاد شده به عهده بالاترین مقام اجرایی سازمان یا قائم مقام قانونی وی خواهد بود.

    ارائه معرفی‌نامه نمایندگی حقوقی به مراجع قضایی الزامی است.

    تفسیر ماده ۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- بدیهی است که نماینده حقوقی از اختیاراتی که مختص وکلای دادگستری است (برای مثال تصدیق مطابقت رونوشت اسناد با اصل آن (ماده ۵۷ قانون آیین دادرسی مدنی) بهره‌مند نمی‌باشد.[۱]


    نکته ۲- در امور جزایی با توجه به ماده ۱۹۰ قانون آیین دادرسی کیفری، اشخاص مذکور در ماده ۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، نمی‌توانند «نماینده حقوقی» معرفی نمایند و بنابراین، وزیر، رئیس موسسه، مدیر شرکت دولتی و … یا باید شخصا اقدام نموده و یا از خدمت وکلای دادگستری بهره‌مند شوند. در حقیقت استفاده از خدمت غیر وکیل دادگستری در دادرسی‌ها استثنا و خلاف اصل شمرده می‌شود بنابراین باید در موضع نص تفسیر گردیده و در صورت شک، به اصل رجوع شود.[۲]


     

    منابع

    ۱. شمس، عبدالله، آیین دادرسی مدنی (دوره‌ی پیشرفته)، ج۱، ش۵۷۳، انتشارات دراک.

    ۲. شمس، عبدالله، آیین دادرسی مدنی (دوره‌ی پیشرفته)، ج۱، ش۵۷۷، انتشارات دراک.

  • ماده ۳۳ قانون آیین دادرسی مدنی

    شرایط وکلای متداعیین

    وکلای متداعیین باید دارای شرایطی باشند که به موجب قوانین راجع به وکالت در دادگاه‌ها برای آنان مقرر گردیده است.

    تفسیر ماده ۳۳ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- شرایط وکیل را می‌توان به دو دسته زیر تقسیم نمود:

    الف) شرایط عمومی:

    شرایط عمومی شرایطی هستند که به موجب قانون مدنی هر وکیلی باید دارا باشد و اختصاص به وکیل دعاوی ندارد.(مواد ۱۹0 به بعد و ۶۵۶ به بعد قانون مدنی)

    ب) شرایط اختصاصی:

    وکلای متداعیین، علاوه بر شرایط عمومی باید دارای شرایطی باشند که قانونگذار برای وکالت در دادگاه‌ها مقرر نموده که همان شرایط اختصاصی است.(مواد ۷ تا ۱0  لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب ۱۳۳۳)[۱]


     

    منابع

    ۱. شمس، عبدالله، آیین دادرسی مدنی (دوره‌ی پیشرفته)، ج۱، ش۵۳۷ و ۵۳۸، انتشارات دراک.

  • ماده ۳۴ قانون آیین دادرسی مدنی

    تنظیم وکالت‌نامه‌

    وکالت ممکن است به موجب سند رسمی یا غیررسمی باشد. در صورت اخیر، در مورد وکالت‌نامه‌های تنظیمی در ایران، وکیل می‌تواند ذیل وکالت‌نامه تایید کند که وکالتنامه را موکل شخصا در حضور او امضا یا مهر کرده یا انگشت زده است.

    در صورتی که وکالت در خارج از ایران داده شده باشد باید به گواهی یکی از مامورین سیاسی یا کنسولی جمهوری اسلامی ایران برسد. مرجع گواهی وکالتنامه اشخاص مقیم در کشورهای فاقد مامور سیاسی یا کنسولی ایران به موجب آیین‌نامه‌ای خواهد بود که توسط وزارت دادگستری با همکاری وزارت امور خارجه، ظرف مدت سه ماه تهیه و به تصویب رئیس قوه قضائیه خواهد رسید.

    اگر وکالت در جلسه دادرسی داده شود، مراتب در صورتجلسه قید و به امضای موکل می‌رسد و چنانچه موکل در زندان باشد، رئیس زندان یا معاون وی باید امضا یا اثر انگشت او را تصدیق نمایند.

    تبصره- در صورتی که موکل امضا، مهر یا اثرانگشت خود را انکار نماید، دادگاه به این موضوع نیز رسیدگی خواهد نمود.

    تفسیر ماده ۳۴ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- اثبات وکالت:

    وکالت وکیل از موکل باید در نظر دادگاه محرز باشد. با توجه به اینکه وکالت در دادگاه و یا خارج از آن داده شود، متفاوت است.

    ۱) وکالت در دادگاه

    وکالت ممکن است در جلسه دادرسی داده شود؛ در این صورت مراتب در صورت جلسه قید و به امضای موکل می‌رسد.

    قانونگذار، در اینجا، امضای موکل را کافی و امضای وکیل را غیرلازم دانسته، اما با انجام عملی مورد یا موارد وکالت داده شده از طرف وکیل که مستلزم امضای وی زیر برگ‌های مربوط می‌باشد، توافق طرفین احراز می‌شود.

    در هر حال، تحقق وکالت منوط به قبول وکیل است (ماده ۶۵۷ قانون مدنی) و اگر وکیل بدون اعلام قبولی وکالت مفاد آن را اجرا کند، این اقدام حاوی قبول نیز هست، مشروط بر اینکه از وکالت آگاه باشد.

    ۲) وکالت خارج از دادگاه

    وکالت خارج از دادگاه ممکن است به موجب موارد زیر باشد:

    الف) وکالت به موجب سند رسمی یا غیررسمی:

    در ایان صورت در سندی که توسط دفتر اسناد رسمی تنظیم شده یا سایر اسنادی که شرایط مندرج در ماده ۱۲۸۷ قانون مدنی را داراست، مشخصات موکل، وکیل انتخابی، موضوع وکالت و حدود اختیارات او تعیین می‌شود و معمولا توسط وکیل به مرجع مربوط تسلیم می‌گردد.

    ب) وکالت به موجب سند غیررسمی:

    در صورت وکالت به موجب سند غیررسمی، وکالت نامه‌های تنظیمی در ایران را باید از وکالت نامه‌های تنظیمی در خارج از ایران، از هم متمایز نمود.

    ⇐ وکالت نامه‌های تنظیمی در ایران:

    صحت امضای موکل در وکالتنامه، چنانچه وکالت در ایران و به موجب سندغیررسمی داده شود، ممکن است توسط خود وکیل دادگستری در همان وکالتنامه تایید شود.

    در مورد وکالت‌نامه‌های تنظیمی در ایران، وکیل می‌تواند ذیل وکالت‌نامه تایید کند که وکالتنامه را موکل شخصا در حضور او امضا یا مهر کرده یا انگشت زده است. اما تایید امضای موکل توسط وکیل مبین اعلام موارد مزبور است.

    +  چنانچه موکل در زندان باشد، رئیس زندان یا معاون وی باید امضا یا اثر انگشت او را تصدیق نمایند. سایر مراجع و مقامات رسمی مذکور در ماده ۵۷ قانون آیین دادرسی مدنی، نیز در سایر موارد می‌توانند امضای موکل را تصدیق نمایند.

    + در تمام مواردی که وکالت به موجب سند عادی (سند غیررسمی) داده شده، موکل می‌تواند امضا، مهر یا اثرانگشت خود را انکار نماید، که در این صورت دادگاه به این موضوع نیز رسیدگی خواهد نمود.

    ⇐ وکالتنامه‌های تنظیمی در خارج از ایران:

    در صورتی که وکالت در خارج از ایران داده شده باشد باید به گواهی یکی از مامورین سیاسی یا کنسولی جمهوری اسلامی ایران برسد.

    مرجع گواهی وکالتنامه اشخاص مقیم در کشورهای فاقد مامور سیاسی یا کنسولی ایران به موجب آیین‌نامه‌ای خواهد بود که توسط وزارت دادگستری با همکاری وزارت امور خارجه، ظرف مدت سه ماه تهیه و به تصویب رئیس قوه قضائیه خواهد رسید.[۱]


     

  • ماده ۳۵ قانون آیین دادرسی مدنی

    حدود اختیارات وکیل

    وکالت در دادگاه‌ها شامل تمام اختیارات راجع به امر دادرسی است جز آنچه را که موکل استثناء کرده باشد، یا توکیل در آن خلاف شرع باشد، لیکن در امور زیر باید اختیارات وکیل در وکالتنامه تصریح شود:

    ۱ – وکالت راجع به اعتراض به رای، تجدیدنظر، فرجام خواهی و اعاده دادرسی.

    ۲ – وکالت در مصالحه و سازش.

    ۳ – وکالت در ادعای جعل یا انکار و تردید نسبت به سند طرف و استرداد سند.

    ۴ – وکالت در تعیین جاعل.

    ۵ – وکالت در ارجاع دعوا به داوری و تعیین داور.

    ۶ – وکالت در توکیل.

    ۷ – وکالت در تعیین مصدق و کارشناس.

    ۸ – وکالت در دعوای خسارت.

    ۹ – وکالت در استرداد دادخواست یا دعوا.

    ۱۰ – وکالت در جلب شخص ثالث و دفاع از دعوای ثالث.

    ۱۱ – وکالت در ورود شخص ثالث و دفاع از دعوای ورود ثالث.

    ۱۲ – وکالت در دعوای متقابل و دفاع درقبال آن.

    ۱۳ – وکالت در ادعای اعسار.

    ۱۴ – وکالت در قبول یا رد سوگند.

    تبصره ۱- اشاره به شماره های یادشده دراین ماده بدون ذکر موضوع آن، تصریح محسوب نمی‌شود.

    تبصره ۲- سوگند، شهادت، اقرار، لعان و ایلاء قابل توکیل نمی‌باشند.

  • ماده ۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی

    اختیارات وکیل در مورد اجرای حکم

    وکیل در دادرسی، در صورتی حق درخواست صدور برگ اجرایی و تعقیب عملیات آن و اخذ محکوم‌به و وجوه ایداعی به نام موکل را خواهد داشت که در وکالتنامه تصریح شده باشد.

    تفسیر ماده ۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- مقصود از «وجوع ایداعی» وجوهی است که ممکن است موکل شخصا (برای نمونه، به منزله خسارت‌های احتمالی یا دستمزد کارشناس) ایداع کرده باشد. همچنین، وجوهی را خوانده در پرونده محاکماتی یا پرونده اجرایی (برای نمونه به منزله اجاره بهای به تعویق افتاده یا محکوم‌به) به خواهان اصیل ایداع کرده است، شامل می‌شود.[۱]


     

  • ماده ۳۷ قانون آیین دادرسی مدنی

    ماده ۶۷۸ قانون مدنی:

    وکالت به طریق ذیل مُرتَفَع می‌شود:

    ۱) به عزل موکل.

    ۲) به استعفای وکیل.

    ۳) به موت یا به جنون وکیل یا موکل.


    ماده ۱۸۶ قانون مدنی:

    عقد جایز آن است که هر یک از طرفین بتواند هر وقتی بخواهد فسخ کند.


    ماده ۶۷۹ قانون مدنی:

    موکل می‌تواند هر وقت بخواهد وکیل را عزل کند، مگر اینکه وکالت وکیل با عدم عزل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد.

  • ماده ۳۸ قانون آیین دادرسی مدنی

    اعلام عزل به وکیل

    تا زمانی که عزل وکیل به اطلاع او نرسیده است اقدامات وی در حدود وکالت، همچنین ابلاغ‌هایی که از طرف دادگاه به وکیل می‌شود موثر در حق موکل خواهد بود، ولی پس از اطلاع دادگاه از عزل وکیل، دیگر او را در امور راجع به دادرسی، وکیل نخواهد شناخت.

    تفسیر ماده ۳۸ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- بنا به تصریح این ماده، در صورت اعلام حضوری دادگاه به وکیل مبنی بر عزل شدن از ناحیه موکل، چنانچه دادگاه پیش از اقدام وکیل از عزل او آگاه شده باشد، اقدام‌های وکیل بی‌اثر خواهد بود و چنانچه دادگاه پس از اقدام وکیل آگاه شود که موکل پیش از اقدام وکیل وی را عزل کرده ولی به وی اطلاع نداده است، اقدام‌های وکیل در حق موکل خود موثر خواهد بود. بنا به تصریح بخش پایانی ماده، اقدام‌های وکیل پس از اطلاع دادگاه مبنی بر عزل او بی‌اثر است، نه پیش از اطلاع دادگاه.[۱]


     

    ماده ۶۸0 قانون مدنی:

    تمام اموری که وکیل قبل از رسیدن خبر عزل به او در حدود وکالت خود بنماید، نسبت به موکل نافذ است.

    منابع

    ۱. مهاجری، علی، مبسوط در آیین دادرسی مدنی، ج۱، م۳۸، انتشارات فکرسازان.

  • ماده ۳۹ قانون آیین دادرسی مدنی

    اعلام استعفای وکیل به دادگاه

    در صورتی که وکیل استعفای خود را به دادگاه اطلاع دهد، دادگاه به موکل اخطار می‌کند که شخصا یا توسط وکیل جدید، دادرسی را تعقیب نماید و دادرسی تا مراجعه موکل یا معرفی وکیل جدید، حداکثر به مدت یک ماه متوقف می‌گردد.

    وکیلی که دادخواست تقدیم کرده در صورت استعفاء، مکلف است آن را به اطلاع موکل خود برساند و پس از آن موضوع استعفای وکیل و اخطار رفع نقص توسط دادگاه به موکل ابلاغ می‌شود، رفع نقص به عهده موکل است.

    تفسیر ماده ۳۹ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- استعفای وکیل اگرچه موجب توقیف حداکثر یک ماهه دادرسی می‌شود، اما در عین حال این توقیف نمی‌تواند با توجه به ماده ۴۰ قانون آیین دادرسی مدنی، تجدید جلسه را باعث شود مگر اینکه جلسه مقرر، با لحاظ ماده ۴۰، برای اخذ توضیح از وکیل تعیین شده باشد.

    ← البته باید توجه داشته که چنانچه وکیل دادگستری به منظور اطاله دادرسی استعفا دهد مرتکی تخلف شده است.[۱]


     

  • ماده ۴0 قانون آیین دادرسی مدنی

    تاثیر وضعیت وکیل در دادرسی

    در صورت فوت وکیل یا استعفا یا عزل یا ممنوع شدن یا تعلیق از وکالت یا بازداشت وی چنانچه اخذ توضیحی لازم نباشد، دادرسی به تاخیر نمی‌افتد و در صورت نیاز به توضیح، دادگاه مراتب را در صورت مجلس قید می‌کند و با ذکر موارد توضیح به موکل اطلاع می‌دهد که شخصا یا توسط وکیل جدید در موعد مقرر برای ادای توضیح حاضر شود.

    تفسیر ماده ۴0 قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- فوت یا جنون وکیل یا موکل مطلقا و همچنین محجوریت (سفه – ورشکستگی) موکل،  جز در اموری که حجر مانع از توکیل آن‌ها نمی‌باشد و نیز محجوریت وکیل (سفه)، مگر در اموری که حجر مانع اقدام در آن نباشد، موجب انقضای وکالت می‌شود (ماده ۶۸۲ قانون مدنی).

    ← ممنوع شدن از وکالت وکیل دادگستری را نیز باید علاوه بر فوت، جنون و حجر، از سایر طرق انقضای وکالت در دعاوی دانست.

    ← تعلیق وکیل دادگستری از وکالت و بازداشت او نیز، اگرچه موجب انقضای وکالت نمی‌شود، اما وکالت وکیل را با مانع قانونی و عملی رو به رو می‌نماید.[۱]


     

    منابع

    ۱. شمس، عبدالله، آیین دادرسی مدنی (دوره‌ی پیشرفته)، ج۱، ش۵۶۹، انتشارات دراک.