دسته: قانون آیین دادرسی مدنی

  • ماده ۱0۲ قانون آیین دادرسی مدنی

    درج عین اظهارات اصحاب دعوا

    در موارد زیر عین اظهارات اصحاب دعوا باید نوشته شود:

    ۱) وقتی که بیان یکی از آنان مشتمل بر اقرار باشد.

    ۲) وقتی که یکی از اصحاب دعوا بخواهد از اظهارات طرف دیگر استفاده نماید.

    ۳) در صورتی که دادگاه به جهتی درج عین عبارت را لازم بداند.

    تفسیر ماده ۱0۲ قانون آیین دادرسی مدنی

    + طرف‌های دعوا، اعم‌اند از خود طرف های دعوا یا وکلا یا نمایندگان قانونی آنان.[۱]


     

    منابع

    ۱. حیاتی، علی عباس، آیین دادرسی مدنی در نظم حقوق کنونی، م۱0۲، انتشارات میزان.

  • ماده ۱0۱ قانون آیین دادرسی مدنی

    اخراج اشخاص مخل نظم از دادگاه

    دادگاه می‌تواند دستور اخراج اشخاصی را که موجب اختلال نظم جلسه شوند، با ذکر نحوه اختلال، در صورتجلسه صادر کند و یا تا بیست و چهار ساعت حکم حبس آنان را صادر نماید. این حکم فوری اجرا می‌شود و اگر مرتکب، از اصحاب دعوا یا وکلای آنان باشد، به حبس از یک تا پنج روز محکوم خواهد شد.

    تفسیر ماده ۱0۱ قانون آیین دادرسی مدنی

    + در صورتی که یکی از طرفین یا وکلای آنان به موجب ماده ۱0۱ حبس شوند و استماع اظهارات آنان نیمه تمام بماند، جلسه داگاه تعطیل نخواهد شد؛ بلکه دادگاه ، جلسه را ادامه و اظهارات و دفاعیات هر طرفی را که حاضر باشد استماع خواهد نمود.[۱]


     

  • ماده ۱0۳ قانون آیین دادرسی مدنی

    رسیدگی توأم به دعاوی مرتبط

    اگر دعاوی دیگری که ارتباط کامل با دعوای طرح شده دارند، در همان دادگاه مطرح باشد، دادگاه به تمامی آنها یکجا رسیدگی می‌نماید و چنانچه در چند شعبه مطرح شده باشد، در یکی از شعب با تعیین رئیس شعبه اول یکجا رسیدگی خواهد شد.

    در مورد این ماده وکلا یا اصحاب دعوا مکلفند از دعاوی مربوط، دادگاه را مستحضر نمایند.

    تفسیر ماده ۱0۳ قانون آیین دادرسی مدنی

    + ماده ۱0۳ وکلا یا اصحاب دعوا مکلفند از دعاوی مربوط، دادگاه را مستحضر نمایند. قانونگذار ضمانت اجرای این قسمت از ماده را پیش بینی ننموده است. در مورد وکلای دادگستری نیز، خودداری از اعلام وجود دعوای مرتبط نمی تواند تخلف انتظامی شمرده شود.[۱]


     

    منابع

    ۱. شمس، عبدالله، آیین دادرسی مدنی (دوره‌ی پیشرفته)، ج۲، ش۳۴۲، انتشارات دراک.

  • ماده ۱0۴ قانون آیین دادرسی مدنی

    ذکر علت تجدید جلسه دادگاه

    در پایان هر جلسه دادرسی چنانچه به جهات قانونی جلسه دیگری لازم باشد، علت مزبور، زیر صورتجلسه قید و روز و ساعت جلسه بعد تعیین و به اصحاب دعوا ابلاغ خواهد شد. در صورتی که دعوا قابل تجزیه بوده و فقط قسمتی از آن مقتضی صدور رای باشد، دادگاه نسبت به همان قسمت رای می‌دهد و نسبت به قسمتی دیگر رسیدگی را ادامه خواهد داد.

    تفسیر ماده ۱0۴ قانون آیین دادرسی مدنی

    + وقت اختصاص یافته به هر پرونده (معمولا بین ۳0 تا ۹0 دقیقه) ممکن است برای شنیدن تمامی اظهارات طرفین کافی باشد، در این صورت چنانچه تجدید جلسه ضرورت نداشته باشد دادگاه ختم دادرسی را اعلام و نسبت به صدور رای قاطع اقدام می‌کند. اما چنانچه وقت جلسه کافی نباشد و یا به هر علت دیگری تجدید جلسه لازم باشد دادگاه جلسه دادرسی را به همین علت «تجدید» می‌نماید.

    علت تجدید جلسه، در این مورد و در سایر موارد دیگری که جلسه تجدید می‌شود باید در صورت جلسه نوشته تا روز و ساعت جلسه بعدی تعیین و به اصحاب دعوا ابلاغ شود.[۱]

     

    ماده ۲۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی:

    در صورتی که دعوا قابل تجزیه بوده و فقط قسمتی از آن مقتضی صدور رای باشد با درخواست خواهان، دادگاه مکلف به انشای رای نسبت به همان قسمت می‌باشد و نسبت به قسمت دیگر، رسیدگی را ادامه می‌دهد.

    منابع

    ۱. شمس، عبدالله، آیین دادرسی مدنی (دوره‌ی پیشرفته)، ج۲، ش۲۹۷، انتشارات دراک.

  • ماده ۱0۵ قانون آیین دادرسی مدنی

    ماده ۴0 قانون آیین دادرسی مدنی:

    در صورت فوت وکیل یا استعفا یا عزل یا ممنوع شدن یا تعلیق از وکالت یا بازداشت وی چنانچه اخذ توضیحی لازم نباشد، دادرسی به تاخیر نمی‌افتد و در صورت نیاز به توضیح، دادگاه مراتب را در صورت مجلس قید می‌کند و با ذکر موارد توضیح به موکل اطلاع می‌دهد که شخصا یا توسط وکیل جدید در موعد مقرر برای ادای توضیح حاضر شود.


    ماده ۱۴۷ قانون آیین دادرسی مدنی:

    دادگاه مکلف است نسبت به درخواست تامین، رسیدگی و مقدار و مهلت سپردن آن را تعیین نماید و تا وقتی تامین داده نشده است دادرسی متوقف خواهد ماند. در صورتی که مدت مقرر برای دادن تامین منقضی گردد و خواهان تامین نداده باشد در مرحله نخستین به تقاضای خوانده و در مرحله تجدیدنظر به درخواست تجدیدنظر خوانده، قرار رد دادخواست صادر می‌گردد.

  • ماده ۱0۶ قانون آیین دادرسی مدنی

    دادن مهلت کافی برای تعیین وکیل

    در صورت توقیف یا زندانی شدن یکی از اصحاب دعوا یا عزیمت به محل ماموریت نظامی یا ماموریت دولتی یا مسافرت ضروری، دادرسی متوقف نمی‌شود. لکن دادگاه مهلت کافی برای تعیین وکیل به آنان می‌دهد.

    تفسیر ماده ۱0۶ قانون آیین دادرسی مدنی

    + مواردی که از جهات توقف دادرسی محسوب نخواهد شد:

    ۱) توقیف یکی از طرفین در اثر صدور یکی از قرارهای تامین کیفری.

    ۲) زندانی شدن یکی از طرفین در اثر صدور حکم محکومیت قطعی به حبس.

    ۳) عزیمت یکی از اصحاب دعوا به محل ماموریت انتظامی.

    ۴) عزیمت یکی از اصحاب دعوا به ماموریت اداری به امر اداره متبوع دولتی.

    ۵) مسافرت ضروری.[۱]

    محدودیت در دسترسی کامل به این نوشته

    دسترسی کامل به این نوشته برای اعضای ویژه بهاداد در نظر گرفته شده است.

    ثبت نام | اطلاعات بیشتر

    منابع

    ۱. مهاجری، علی، مبسوط در آیین دادرسی مدنی، ج۱، ش۵۳۱، انتشارات فکرسازان.

    ۱. مهاجری، علی، مبسوط در آیین دادرسی مدنی، ج۱، ش۵۳۳، انتشارات فکرسازان.

  • ماده ۱0۷ قانون آیین دادرسی مدنی

    استرداد دعوا و دادخواست

    استرداد دعوا و دادخواست به ترتیب زیر صورت می‌گیرد:

    الف) خواهان می‌تواند تا اولین جلسه دادرسی، دادخواست خود را مسترد کند. در این صورت، دادگاه قرار ابطال دادخواست صادر می‌نماید.

    ب) خواهان می‌تواند مادامی که دادرسی تمام نشده، دعوای خود را استرداد کند. در این صورت، دادگاه قرار رد دعوا صادر می‌نماید.

    ج) استرداد دعوا پس از ختم مذاکرات اصحاب دعوا، در موردی ممکن است که یا خوانده راضی باشد و یا خواهان از دعوای خود به کلی صرف نظر کند. در این صورت، دادگاه قرار سقوط دعوا صادر خواهد کرد.

    تفسیر ماده ۱0۷ قانون آیین دادرسی مدنی

    + انواع زمان استرداد دعوا:

    ۱) مقطع تقدیم دادخواست تا جلسه اول دادرسی. یعنی جلسه اول هنوز برگزار نشده است.

    ۲) مقطع جلسه اول دادرسی تا ختم دادرسی. یعنی پرونده به حد کفایت مذاکرات رسیده ولی هنوز دادگاه رای صادر نکرده است.

    ۳) مقطع ختم دادرسی تا صدور رای. یعنی پرونده به حد کفایت مذاکرات رسیده ولی هنوز دادگاه رای صادر نکرده است.[۱]


     

    ماده ۳۶۳ قانون آیین دادرسی مدنی:

    چنانچه هر یک از طرفین دعوا دادخواست تجدیدنظر خود را مسترد نمایند، مرجع تجدیدنظر، قرار ابطال دادخواست تجدیدنظر را صادر می‌نماید.

    منابع

    ۱. مهاجری، علی، مبسوط در آیین دادرسی مدنی، ج۱، ش۵۳۸، انتشارات فکرسازان.

  • ماده ۱0۸ قانون آیین دادرسی مدنی

    زمان درخواست تامین

    خواهان می‌تواند قبل از تقدیم دادخواست یا ضمن دادخواست راجع به اصل دعوا یا در جریان دادرسی تا وقتی که حکم قطعی صادر نشده است، در موارد زیر از دادگاه درخواست تامین خواسته نماید و دادگاه مکلف به قبول آن است:

    الف) دعوا مستند به سند رسمی‌ باشد.

    ب) خواسته در معرض تضییع یا تفریط باشد.

    ج) در مواردی از قبیل اوراق تجاری واخواست شده که به موجب قانون، دادگاه مکلف به قبول درخواست تامین باشد.

    د) خواهان، خساراتی را که ممکن است به طرف مقابل وارد آید نقدا به صندوق دادگستری بپردازد.

    تبصره- تعیین میزان خسارت احتمالی، با درنظر گرفتن میزان خواسته به نظر دادگاهی است که درخواست تامین را می‌پذیرد. صدور قرار تامین موکول به ایداع خسارت خواهد بود.

    تفسیر ماده ۱0۸ قانون آیین دادرسی مدنی

    + تامین، در لغت به معنای «ایمن کردن، حفظ کردن، امن کردن…» است.[۱]


    + تامین خواسته: به معنای حفظ کردن و در امنیت قرار دادن خواست است؛ بدین معنا که خواهان می‌تواند، از همان ابتدا با بازداشت خواسته دعوا، آن را در امنیت قرار دهد، به گونه‌ای که نه تنها خوانده نتواند آن را نقل و انتقال داده، جابه جا و یا مخفی کرده (در مورد وجود نقد و اموال منقول) یا … بلکه از دسترس سایر بستانکاران خوانده نیز خارج شود.[۱]


     

  • ماده ۱0۹ قانون آیین دادرسی مدنی

    درخواست تامین توسط خوانده

    در کلیه دعاوی مدنی اعم از دعاوی اصلی یا طاری و درخواست‌های مربوط به امور حسبی، به استثنای مواردی که قانون امور حسبی مراجعه به دادگاه را مقرر داشته است، خوانده می‌تواند برای تادیه خسارات ناشی از هزینه دادرسی و حق‌الوکاله که ممکن است خواهان محکوم شود از دادگاه تقاضای تامین نماید.

    دادگاه در صورتی که تقاضای مزبور را با توجه به نوع و وضع دعوا و سایر جهات موجه بداند، قرار تامین صادر می‌نماید و تا وقتی که خواهان تامین ندهد، دادرسی متوقف خواهد ماند و در صورتی که مدت مقرر در قرار دادگاه برای دادن تامین منقضی شود و خواهان تامین ندهد به درخواست خوانده قرار رد دادخواست خواهان صادر می‌شود.

    تبصره – چنانچه بر دادگاه محرز شود که منظور از اقامه دعوا، تاخیر در انجام تعهد یا ایذای طرف یا غرض ورزی بوده، دادگاه مکلف است در ضمن صدور حکم یا قرار، خواهان را به تادیه سه برابر هزینه دادرسی به نفع دولت محکوم نماید.

    تفسیر ماده ۱0۹ قانون آیین دادرسی مدنی

    + این ماده که بیانگر ضمانت اجرای طرح دعوای واهی است، در حقیقت یکی دیگر از مصداق‌های توقیف دادرسی را مطرح می‌کند. برای متوقف شدن دادرسی دادگاه باید قرار تامین دعوای واهی صادر نماید.[۱]


     

    منابع

    ۱. حیاتی، علی عباس، آیین دادرسی مدنی در نظم حقوق کنونی، م۱0۹، انتشارات میزان.

  • ماده ۱۱0 قانون آیین دادرسی مدنی

    موارد عدم امکان درخواست تامین توسط خوانده

    در دعاویی که مستند آنها چک یا سفته یا برات باشد و همچنین در مورد دعاوی مستند به اسناد رسمی و دعاوی علیه متوقف، خوانده نمی‌تواند برای تامین خسارات احتمالی خود تقاضای تامین نماید.

    تفسیر ماده ۱۱0 قانون آیین دادرسی مدنی

    + در مورد دعاوی مستند به چک، سفته و برات تفاوتی نمی‌نماید که این اسناد واخواست شده و یا نشده باشند. دعاوی مستند به سند رسمی لازم‌الاجرا یا غیر لازم‌الاجرا باشد؛ البته باید توجه داشت که اسناد عادی لازم‌الاجرا مشمول ماده ۱۱0 نمی‌شوند و بنابراین خوانده دعاوی مستند به این اسناد، در صورت وجود سایر شرایط می‌تواند درخواست تامین «دعوای واهی» بنماید.[۱]


     

    منابع

    ۱. شمس، عبدالله، آیین دادرسی مدنی (دوره‌ی پیشرفته)، ج۳، ش۳۴، انتشارات دراک.