دسته: قانون آیین دادرسی مدنی

  • ماده ۱۲۱ قانون آیین دادرسی مدنی

    تامین در قانون

    تامین در این قانون عبارت است از توقیف اموال اعم از منقول و غیرمنقول.

    تفسیر ماده ۱۲۱ قانون آیین دادرسی مدنی

    + در حقیقت خواسته‌ای قابل «تامین» است که قابل بازداشت باشد. برای مثال هرگاه خواسته دعوا یک قطع عکس خانوادگی، یک نامه خصوصی یا… باشد اگرچه دعوا غیرمالی است اما صدور قرار تامین خواسته مجاز است؛ زیرا اشیای مزبور قابل بازداشت می‌باشد. اما هرگاه خواسته دعوا الزام به انجام عمل یا منع از امری باشد، صدور قرار تامین خواسته از جمله به همان علت مجاز نمی‌باشد؛ تفاوتی نمی‌نماید که آن امر راجع به مال منقول یا غیر منقول باشد.

    بنابراین هرگاه برای مثال خواسته دعوا الزام به انجام تعمیر یک دستگاه خودرو باشد، صدور قرار تامین خواسته ممکن نیست. همچنین برای مثال  در دعوای الزام به تنظیم سند رسمی انتقال مال غیرمنقول (و یا منقول)، صدور قرار تامین خواسته مجاز نمی‌باشد زیرا خواسته الزام به انجام امر است که نه قابل اندازه گیری می‌باشد و نه عین معین شمرده می‌شود و خود خواسته مزبور قابل «تامین» (توقیف) نیست.

    البته در دعوای مورد بحث برای جلوگیری از نقل و انتقال رسمی مال می‌توان به دستور موقت روی آورد، زیرا به موجب ماده ۳۱۶ دستور موقت می‌تواند دایر بر منع از امری باشد.[۱]


     

    منابع

    ۱. شمس، عبدالله، آیین دادرسی مدنی (دوره‌ی پیشرفته)، ج۳، ش۷۵۶، انتشارات دراک.

  • ماده ۱۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی

    محدودیت دادگاه در توقیف

    اگر خواسته، عین معین بوده و توقیف آن ممکن باشد، دادگاه نمی‌تواند مال دیگری را به عوض آن توقیف نماید.

    تفسیر ماده ۱۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی

    + به عنوان مثال شخصی با مراجعه به دادگاه اعلام می‌نماید اتومبیلی را به رسم امانت نزد خوانده گذارده و چون خوانده از تحویل آن امتناع می‌کند، تقاضای توقیف آن را دارد. دادگاه با رسیدگی لازم و احراز شرایط تامین، قرار تامین و توقیف اتومبیل مذکور را صادر می‌کند. پس از صدور قرار، دادگاه مجاز نخواهد بود به دایره اجرا دستور دهد که به جای اتومبیل معادل قیمت آن از اموال دیگر خوانده توقیف شود.[۱]


    + این ماده شامل مال «عین معین» و «کلی در معین» است.


     

    منابع

    ۱. مهاجری، علی، مبسوط در آیین دادرسی مدنی، ج۲، ص۸۵، انتشارات فکرسازان.

  • ماده ۱۲۳ قانون آیین دادرسی مدنی

    توقیف معادل قیمت خواسته

    در صورتی که خواسته عین معین نباشد یا عین معین بوده ولی توقیف آن ممکن نباشد، دادگاه معادل قیمت خواسته از سایر اموال خوانده توقیف می‌کند.

    تفسیر ماده ۱۲۳ قانون آیین دادرسی مدنی

    + در تمام مواردی که معادل قیمت خواسته بازداشت می‌شود، قیمت واقعی خواسته باید در نظر گرفته شود. بنابراین اگر برای مثال در دعوای محکومیت خوانده به استرداد تخته فرش، خواهان خواسته را به دستور مواد ۶۱ به بعد قانون آیین دادرسی مدنی، سه میلیون ریال تقدیم کرده و قرار تامین خواسته نیز درخواست و صادر شده و بازداشت فرش مزبور ممکن نباشد، باید قیمت فرش با توجه به دلایل موجود در پرونده علی‌الاصول توسط کارشناس تعیین و معادل آن از سایر اموال خوانده بازداشت شود.[۱]


     

    منابع

    ۱. شمس، عبدالله، آیین دادرسی مدنی (دوره‌ی پیشرفته)، ج۳، ش۸۲۶، انتشارات دراک.

  • ماده ۱۲۴ قانون آیین دادرسی مدنی

    تبدیل مال توقیف شده

    خوانده می‌تواند به عوض مالی که دادگاه می‌خواهد توقیف کند و یا توقیف کرده است، وجه نقد یا اوراق بهادار به میزان همان مال در صندوق دادگستری یا یکی از بانک‌ها ودیعه بگذارد. همچنین می‌تواند درخواست تبدیل مالی را که توقیف شده است به مال دیگر بنماید مشروط به اینکه مال پیشنهاد شده از نظر قیمت و سهولت فروش از مالی که قبلا توقیف شده است کمتر نباشد. در مواردی که عین خواسته توقیف شده باشد تبدیل مال منوط به رضایت خواهان است.

    تفسیر ماده ۱۲۴ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- دادگاه نمی‌تواند به درخواست خوانده به تبدیل تامین اقدام نماید مگر خواهان رضایت دهد.

    در این موارد باید پذیرفت که خواهان نیز می‌تواند با رضایت خوانده مال بازداشت شده را تبدیل به مال دیگر بنماید.

    اگر عین خواسته بازداشت شده باشد و سپس با توافق طرفین، تامین تبدیل گردد و در دعوا حکم قطعی به نفع خواهان صادر شود، در اجرای حکم باید عین خواسته از محکوم‌علیه گرفته شده و و به محکوم‌له (خواهان) داده شود و دادگاه، علی رغم تبدیل تامین نمی‌تواند در حکمی که می‌دهد، خوانده را به چیزی غیر از خواسته محکوم نماید.

    بنابراین در هر حال محکوم‌به (عین خواسته) باید از محکوم علیه گرفته شده و به محکوم‌له داده شود. اما هرگاه در زمان اجرای حکم، دسترسی به محکوم‌به امکان‌پذیر نشود در اجرای ماده ۱۱۳ قانون آیین دادرسی مدنی و ماده ۴۶ قانون اجرای احکام مدنی که در بازداشت است به فروش رفته و از محل آن قیمت محکوم‌به وصول و به محکوم‌له داده می‌شود.[۱]


    نکته ۲- خواهان برای یک بار اختیار طرح دادخواست تبدیل تامین را دارد و مهلت آن نیز تا قبل از فروش مال توقیف شده است.(ماده ۵۳ قانون اجرای احکام مدنی)[۲]


    نکته ۳- در صورتی که عین معین به عنوان خواسته توقیف شده باشد، به دلالت ذیل ماده ۱۲۴ که تاکیدی بر ماده ۱۲۲ است، تبدیل توقیف جز با رضایت خواهان میسر نخواهد بود.[۲]


    نکته ۴- اگر خواسته عین معین بوده و توقیف آن ممکن باشد، دادگاه نمی‌تواند مال دیگری را به عوض آن مال توقیف نماید، مگر اینکه طرفین دعوا تراضی نمایند.


    نکته ۵- اگر عین خواسته موضوع دعوا به موجب قرار تامین خواسته توقیف شده باشد، تبدیل مال توقیف شده منوط به موافقت خواهان است.


    نکته ۶- پس از صدور قرار تامین خواسته و اجرای آن، خواهان درخواست تبدیل تامین می کند. این درخواست در صورتی پذیرفته می شود که، خواسته عین معین نباشد و تنها یک بار مجاز است. زیرا در صورتی که خواسته عین معین باشد، تبدیل توقیف جز با رضایت خواهان میسر نخواهد بود.


     

    منابع

    ۱. شمس، عبدالله، آیین دادرسی مدنی (دوره‌ی پیشرفته)، ج۳، ش۸۱۵، انتشارات دراک.

    ۲. مهاجری، علی، مبسوط در آیین دادرسی مدنی، ج۲، ص۹0، انتشارات فکرسازان.

  • ماده ۱۲۵ قانون آیین دادرسی مدنی

    مرجع رسیدگی به تبدیل تامین

    درخواست تبدیل تامین از دادگاهی می‌شود که قرار تامین را صادر کرده است. دادگاه مکلف است ظرف دو روز به درخواست تبدیل رسیدگی کرده، قرار مقتضی صادر نماید.

    تفسیر ماده ۱۲۵ قانون آیین دادرسی مدنی

    + درخواست تبدیل تامین به تنظیم دادخواست نیازی ندارد و قرار صادره نیز قابل اعتراض یا تجدیدنظر خواهی نیست.[۱]


     

    منابع

    ۱. حیاتی، علی عباس، آیین دادرسی مدنی در نظم حقوق کنونی، ص۲۳۳، انتشارات میزان.

  • ماده ۱۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی

    ترتیب توقیف اموال

    توقیف اموال اعم از منقول و غیرمنقول و صورت‌برداری و ارزیابی و حفظ اموال توقیف شده و توقیف حقوق استخدامی خوانده و اموال منقول وی که نزد شخص ثالث موجود است، به ترتیبی است که در قانون اجرای احکام مدنی پیش بینی شده است.

    تفسیر ماده ۱۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- قانونگذار برای جلوگیری از تکرار مقررات مربوط به توقیف اموال و صورت‌برداری و ارزیابی و حفظ آنها و توقیف حقوق استخدامی خوانده و اموال منقولی که از وی نزد شخص ثالث است، مقرر نموده است در این موارد طبق قانون اجرای احکام مدنی عمل شود.[۱]


    نکته ۲- مواد ۴۹ تا ۱۱۲ قانون اجرای احکام مدنی، مربوط به عناوین مذکور در ماده ۱۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی می‌باشد.


    نکته ۳- در اجرای قرار تامین خواسته، در خصوص قابل بازداشت بودن حقوق استخدامی خوانده مجاز است و نیز اموال منقولی که نزد شخص ثالث دارد مجاز است. (به مواد ۹۶ و ۸۷ قانون اجرای احکام مدنی مراجعه نمایید.)


     

    منابع

    ۱. مهاجری، علی، مبسوط در آیین دادرسی مدنی، ج۲، ص۹۲، انتشارات فکرسازان.

  • ماده ۱۲۷ قانون آیین دادرسی مدنی

    توقیف محصول املاک و باغ‌‌ها

    از محصول املاک و باغ‌ها به مقدار دو سوم سهم خوانده توقیف می‌شود. اگر محصول جمع‌آوری شده باشد، مامور اجرا سهم خوانده را مشخص و توقیف می‌نماید. هرگاه محصول جمع‌آوری نشده باشد برداشت آن خواه، دفعتا و یا به دفعات، باحضور مامور اجرا به عمل خواهد آمد. خوانده مکلف است مامور اجرا را از زمان برداشت محصول مطلع سازد. مامور اجرا حق هیچ‌گونه دخالت در امر برداشت محصول را ندارد، فقط برای تعیین میزان محصولی که جمع‌آوری می‌شود حضور پیدا خواهد کرد. خواهان یا نماینده او نیز در موقع برداشت محصول حق حضور خواهد داشت.

    تبصره – محصولاتی که در معرض تضییع باشد فورا ارزیابی و بدون رعایت تشریفات با تصمیم و نظارت دادگاه فروخته شده، وجه حاصل در حساب سپرده دادگستری تودیع می‌گردد.

    تفسیر ماده ۱۲۷ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- «املاک» را به قرینه «باغ»ها باید منصرف به املاک زراعی دانست. واژه‌های «محصول» و «جمع آوری» نیز می‌رساند که منظور منافع منفصل اموال مزبور است.[۱]


    نکته ۲- بنابراین محصول املاک و باغ ها، خواه جمع آوری شده و یا نشده باشد، قابل بازداشت است؛ اما مقدار ۲/۳ سهم خوانده قابل بازداشت می‌باشد.[۱]


    نکته ۳- اگر خواهان در اجرای قرار تامین خواست، باغ متعلق به خوانده را معرفی کند، مامور اجرا تکلیف دارد که تمام سهم خوانده را از عین باغ توقیف کند.(وکالت ۹۹) زیرا عین باغ موضوع قرار تامین خواسته بوده و نه منافع باغ.


    نکته ۴- در صورت صدور قرار تامین محصول باغ، دوسوم از سهم خوانده توقیف می‌شود.


     

    منابع

    ۱. شمس، عبدالله، آیین دادرسی مدنی (دوره‌ی پیشرفته)، ج۳، ش۸۲۷، انتشارات دراک.

  • ماده ۱۲۸ قانون آیین دادرسی مدنی

    حق تقدم درخواست کننده تامین

    در ورشکستگی چنانچه مال توقیف شده عین معین و مورد ادعای متقاضی تامین باشد، درخواست کننده تامین بر سایر طلبکاران حق تقدم دارد.

    تفسیر ماده ۱۲۸ قانون آیین دادرسی مدنی

    + بنابراین حق تقدم در صورتی به وجود می‌آید که نه تنها مال بازداشت شده عین معین باشد (و نه کلی) بلکه عین بازداشت شده مورد ادعای بازداشت کننده باشد؛ یعنی آن را متعلق به خود بداند و در دعوایی که به خواسته آن اقامه نموده یا اقامه می‌نماید نیز پیروز شود.[۱]


     

    منابع

    ۱. شمس، عبدالله، آیین دادرسی مدنی (دوره‌ی پیشرفته)، ج۳، ش۷۹۷، انتشارات دراک.

  • ماده ۱۲۹ قانون آیین دادرسی مدنی

    رعایت مستثنیات دین

    در کلیه مواردی که تامین مالی منتهی به فروش آن گردد رعایت مقررات فصل سوم از باب نهم این قانون (مستثنیات دین) الزامی است.

    تفسیر ماده ۱۲۹ قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- باتوجه به نص ماده ۱۲۹، روشن است که هرگاه خواسته عین معین باشد ولو از مستثنیات دین شمرده شود، بازداشت آن مجاز است (ماده ۵۲۷ قانون آیین دادرسی مدنی)؛ زیرا بازداشت منتهی به فروش نمی‌شود و عین آن اگر خواهان حاکم شود به او داده می‌شود.

    اگر بازداشت اموالی که در زمره مستثنیات دین است، در اجرای قرار تامین خواسته، به گونه‌ای باشد که از تصرف خوانده خارج شود و نتواند از آن استفاده کند، باید از بازداشت آن خودداری شود (مانند اموال منقولی که از خوانده گرفته شده و به حافظ داده می‌شود) و در غیر این صورت باید بازداشت شود (مانند اموال غیرمنقول).[۱]


    نکته ۲- به درخواست خواهان، قرار تامین خواسته صادر شده و منزل مسکونی متعارف با شأن خوانده در حالت اعسار توقیف می‌شود. همین منزل مورد ادعای خواهان است و دادگاه حکم به استرداد آن داده است. خوانده دعوا نیز تاجر ورشکسته است. خواهان دارای حق تقدم است و منزل، مشمول مستثنیات دین نیست.


    نکته ۳- مستثنیات دین، در توقیف تامینی و اجرایی هر دو اعمال می‌شود.


     

    منابع

    ۱. شمس، عبدالله، آیین دادرسی مدنی (دوره‌ی پیشرفته)، ج۳، ش۸۲۸، انتشارات دراک.

  • ماده ۱۳0 قانون آیین دادرسی مدنی

    طرح دعوای شخص ثالث

    هرگاه شخص ثالثی در موضوع دادرسی اصحاب دعوای اصلی برای خود مستقلا حقی قائل باشد و یا خود را در محق شدن یکی از طرفین ذی‌نفع بداند، می‌تواند تا وقتی که ختم دادرسی اعلام نشده است، وارد دعوا گردد، چه این رسیدگی در مرحله بدوی باشد یا در مرحله تجدیدنظر. در این صورت نامبرده باید دادخواست خود را به دادگاهی که دعوا در آنجا مطرح است تقدیم و در آن منظور خود را به طور صریح اعلان نماید.

    تفسیر ماده ۱۳0 قانون آیین دادرسی مدنی

    نکته ۱- ورود ثالث هم در مرحله نخستین امکان پذیر است و هم در مرحله تجدیدنظر و حتی اگر به دنبال فرجام خواهی رأى فرجام خواسته نقض گردد و به دادگاه هم عرض ارجاع شود، شخص ثالث در این مرحله نیز می‌تواند وارد دعوا شود. ولی اگر رأی مذکور ابرام شود، امکان ورود ثالث وجود ندارد. همچنین در صورتی که به دنبال اعتراض ثالث قرار پذیرش آن صادر گردد، ورود ثالث امکان پذیر است. اما با توجه به تصریح ماده ۴۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی ورود شخص ثالث در مرحله اعاده دادرسی امکان پذیر نیست. همچنین شخص ثالث می‌تواند، بعد از واخواهی، وارد دعوا شود.[۱]


    نکته ۲- توجیه ورود در مرحله تجدیدنظر: مطابق ماده ۷ قانون آیین دادرسی مدنی، به ماهیت هیچ دعوایی نمی‌توان در مرحله بالاتر رسیدگی نمود تا زمانی که در مرحله نخستین در آن دعوا حکمی صادر نشده باشد مگر به موجب قانون.

    چنانچه به ماده ۱۳۰ دقت شود، در صورت خاتمه یافتن پرونده اصلی در مرحله بدوی و بدون این که دادخواست ورود ثالث به دادگاه بدوی تقدیم شده و در مورد آن حکمی صادر شده باشد؛ قانونگذار رسیدگی به آن را در دادگاه بالاتر تجویز کرده است.

    این تجویز یکی از مصادیق ذیل ماده ۷ می‌باشد. یعنی به موجب قانون مقرر گردیده به دعوای ورود ثالث به عنوان یک دعوای بدوی در دادگاه تجدیدنظر رسیدگی شود.[۲]


    نکته ۳- جواز ورود ثالث در مرحله تجدیدنظر مستلزم آگاهی نداشتن وی از جریان دادرسی مرحله نخستین نمی‌باشد و حتی چنانچه شخصی به نمایندگی یکی از اصحاب دعوا در دادرسی مرحله بدوی دخالت داشته می‌تواند، با توجه به عموم و اطلاق ماده ۱۳۰، در مرحله تجدیدنظر به عنوان ثالث اصالتا وارد شود.

    بنابراین شخصی که به قیمومت از صغیر در مرحله نخستین دخالت داشته می‌تواند، به عنوان ثالث، در مرحله تجدیدنظر وارد شود.[۳]


    نکته ۴- ورود ثالث در مقطع بدوی، تجدیدنظر و واخواهی امکان پذیر است ولی در مرحله فرجام خواهی ورود ثالث مجاز نمی‌باشد.


    نکته ۵- ادعای ثالث دایر بر ذینفع بودن در موضوع دعوای رفع ممانعت از حق، تا قبل از ختم دادرسی، در دادگاه بدوی یا تجدیدنظر قابل رسیدگی است.


    نکته ۶- دعوای ورود ثالث در مرحله تجدیدنظر در هر حال قابل طرح است.


    نکته ۷- هرگاه شخصی به قیمومت از صغیر در مرحله نخستین دخالت داشته، در مرحله تجدیدنظر می‌تواند، اصالتا به عنوان ثالث وارد شود.


    نکته ۸- شخصی که مدعی حقی در دعوای مطروحه در مرحله تجدیدنظر خواهی در دادگاه تجدیدنظر می‌باشد، تحت عنوان وارد ثالث به دادگاه تجدیدنظر دادخواست تقدیم می‌نماید.(


     

    ماده ۱۷ قانون آیین دادرسی مدنی:

    هر دعوایی که در اثنای رسیدگی به دعوای دیگر از طرف خواهان یا خوانده یا شخص ثالث یا از طرف متداعیین اصلی بر ثالث اقامه شود دعوای طاری نامیده می‌شود. این دعوا اگر با دعوای اصلی مرتبط یا دارای یک منشاء باشد، در دادگاهی اقامه می‌شود که دعوای اصلی در آنجا اقامه شده است.

    منابع

    ۱. حیاتی، علی عباس، آیین دادرسی مدنی در نظم حقوق کنونی، ص۲۴0، انتشارات میزان.

    ۲. مهاجری، علی، مبسوط در آیین دادرسی مدنی، ج۲، ص۱0۴، انتشارات فکرسازان.

    ۳. شمس، عبدالله، آیین دادرسی مدنی (دوره‌ی پیشرفته)، ج۲، ش۷۴۲، انتشارات دراک.