دسته: آرای قضایی

  • تجمیع احکام صادره از دادگاه های با صلاحیت ذاتی متفاوت



    پیام: هرگاه در راستای تجمیع احکام متعدد قطعی محکوم علیه به جهت اعمال مقررات تعدد جرم، این احکام از سوی مرجع قضایی با صلاحیت های ذاتی متفاوت صادر شده باشد، مستند به بند (پ) ماده ۵۱۰ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ پرونده ها به دیوان عالی کشور ارسال می شود تا پس از نقض احکام و ارجاع پرونده به شعبه صالح حسب بندهای (الف) و (ب) این ماده، حکم واحد صادر گردد.

    شماره دادنامه قطعی: ۹۸0۹۹۸0۳۵۹۸00۱۶۴ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱۱/0۸ گروه رأی: کیفری

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    موضوع رسیدگی: درخواست تجمیع احکام
    مرجع رسیدگی: شعبه *
    هییت شعبه اقایان: ا. س. پ. ( رییس ) ، ن. ش. ( عضو معاون )
    خلاصه جریان پرونده: به تاریخ بالا پرونده کلاسه *تحت نظر است. با بررسی محتویات پرونده ملاحظه می گردد. قاضی محترم شعبه *پرونده های محکوم علیه اقای ع. ا. ک. فرزند ن. ا. را به دیوان عالی کشور ارسال و به استناد بند پلاک ماده ۵۱۰ قانون ایین دادرسی کیفری درخواست نقض احکام محکومیت های قطعی نامبرده: ۱ دادنامه شماره الف: ۰۸۹۵ مورخ ۹۹/۶/۳۱ صادره از شعبه *، دادنامه شماره ب: ۹۷۲۰ مورخ ۱۴۰۱/۹/۲۶ صادره از شعبه *( اعمال ماده ۴۴۲ ) در خصوص اتهام خرید و فروش و ساخت مشروبات الکلی تاریخ وقوع جرم: ۹۸/۲/۲۹٫۲ دادنامه شماره الف: ۷۳۴۹ مورخ ۱۴۰۱/۷/۱۲ صادره از شعبه *( تعدد قضات ) ، دادنامه شماره ب: ۳۳۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۷/۲۵ صادره از شعبه *( اعمال ماده ۴۴۲ ) در خصوص اتهام افساد فی الارض از طریق پخش مواد سمی تاریخ وقوع جرم: ۹۸/۲/۲۹ ، را به منظور صدور حکم واحد نموده است. که جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شد. هیات شعبه پس از گزارش عضو ممیز و مشاوره اعضا چنین رای می دهد
    رای شعبه
    نظر به اینکه احکام محکومیت های قطعی محکوم علیه اقای ع. ا. ک. فرزند ن. موضوع درخواست قاضی محترم شعبه *در دادگاه های با صلاحیت ذاتی متفاوت صادر شده اند. مستندا به بند پلاک ماده ۵۱۰ قانون ایین دادرسی کیفری نقض و پرونده ها جهت اعمال قاعده تعدد و صدور حکم واحد به شعبه *با تعدد قاضی به عنوان دادگاه با صلاحیت بالاتر بلحاظ تعدد قاضی ارجاع می نماید.
    هیات قضایی شعبه *
    ا. س. پ. ( رییس ) ن. ش. ( عضو معاون )

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    بسمه تعالی
    موضوع رسیدگی: درخواست تجمیع احکام
    مرجع رسیدگی: شعبه *
    هییت شعبه اقایان: ا. س. پ. ( رییس ) ، ن. ش. ( عضو معاون )
    خلاصه جریان پرونده: به تاریخ بالا پرونده کلاسه *تحت نظر است. با بررسی محتویات پرونده ملاحظه می گردد. قاضی محترم شعبه *پرونده های محکوم علیه اقای م. ر. فرزند ا. ع. را به دیوان عالی کشور ارسال و به استناد بند پ ماده ۵۱۰ قانون ایین دادرسی کیفری درخواست نقض احکام محکومیت های قطعی نامبرده: ۱ دادنامه شماره الف: ۷۳۴۹ مورخ ۱۴۰۱/۷/۱۲ صادره از شعبه *( تعدد قضات ) ، دادنامه شماره ب: ۳۳۱۶ مورخ ۱۴۰۱/۷/۲۵ صادره از شعبه *( اعمال ماده ۴۴۲ ) در خصوص اتهام افساد فی الارض از طریق بخش مواد سمی ( موضوع تبصره ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی – تعزیر ) تاریخ وقوع جرم: ۹۸/۲/۲۹٫۲ دادنامه شماره الف:*مورخ ۹۹/۶/۳۱ صادره از شعبه *در خصوص اتهام تولید ، فروش و توزیع مشروبات الکلی تاریخ وقوع جرم: ۹۸/۲/۲۹ ، تاریخ قطعیت: ۹۹/۷/۲۲ ، را به منظور صدور حکم واحد نموده است. که جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شد. هیات شعبه پس از گزارش عضو ممیز و مشاوره اعضا چنین رای می دهد
    رای شعبه
    نظر به اینکه احکام محکومیت های قطعی محکوم علیه اقای م. ر. فرزند ا. ع. موضوع درخواست قاضی محترم شعبه *در دادگاه های با صلاحیت ذاتی متفاوت صادر شده اند. مستندا به بند پ ماده ۵۱۰ قانون ایین دادرسی کیفری نقض و پرونده ها جهت اعمال قاعده تعدد و صدور حکم واحد به شعبه *با تعدد قاضی به عنوان دادگاه صادر کننده اخرین حکم و با صلاحیت بالاتر ارجاع می نماید.
    هیات قضایی شعبه *
    ا. س. پ. ( رییس ) ن. ش. ( عضو معاون )

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    پرونده کلاسه *هیات عمومی دیوان عالی کشور تصمیم نهایی شماره *
    رای هیات عمومی شعب کیفری دیوان عالی کشور
    فرجام خواهی ۱.اقای م. ر. با وکالت خانم ا. ق. ۲.اقای ع. ا. با وکالت اقای ح. ک. نسبت به دادنامه *که به موجب ان فرجام خواهان به اتهام افساد فی الارض از طریق فروش مشروبات سمی ترکیب شده با الکل چوب و تهیه مشروبات مذکور که موجب فوت و مسمومیت چندین نفر از شهروندان شده ، به اعدام محکوم شده اند ، وارد است؛ زیرا اولا ، با توجه به مفاد تبصره ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ ، قصد اخلال گسترده یا ایراد خسارت عمده یا علم به موثر بودن اقدامات انجام شده که نوعی قصد غیر مستقیم است ، برای تحقق جرم موضوع این ماده ضروری است ، در حالی که حسب محتویات پرونده حتی اگاهی و علم و اطلاع متهمان از خطرناک بودن مشروباتی که در اختیار مصرف کنندگان ( اعم از متوفیان و مسمومان و غیره ) قرار داده اند ، محرز نیست؛ به گونه ای که به محض اطلاع از مسموم شدن تعدادی از مصرف کنندگان ، خود متهمان به سایرین اطلاع داده اند که این مشروبات باعث مسمومیت شده است. و هشدار داده اند از مصرف ان خوداری کنند. ثانیا ، متهمان به منظور کسب درامد ، اقدام به فروش و عرضه مشروبات الکلی می کرده اند و هیچ گونه دلیلی بر اینکه قصد اضرار به دیگران که بعضا مشتری قبلی انها بوده اند ، وجود ندارد. و خودشان در تمامی مراحل منکر ان و منکر اطلاع از خطرناک بودن مشروبات مزبور بوده اند. بنا به مراتب و سایر محتویات پرونده ، شرایط لازم برای تحقق بزه انتسابی موضوع ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ ، دست کم محل تردید است. و هیچ گونه دلیلی بر نفی ان یافت نشده است. و النهایه موضوع می تواند مشمول تبصره ماده ۲۸۶ مذکور باشد. ، لذا با توجه به قاعده در مندرج در ماده ۱۲۰ قانون یاد شده و اینکه برابر ماده۲۱۱ همین قانون و تبصره ان ، علم باید مستند به قرائن و امارات بین باشد. و نوعا موجب یقین قاضی شود. و مجرد علم استنباطی نمی تواند مستند صدور حکم باشد. ، دادنامه فرجام خواسته به اتفاق ارای اعضای هیات عمومی شعب کیفری دیوان عالی کشور ، به لحاظ عدم انطباق با موازین قانونی نقض و به استناد بند پلاک ماده ۴۷۰ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ با اصلاحات و الحاقات بعدی ، پرونده به شعبه هم عرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می شود.تا براساس استدلال هیات عمومی رای صادر کند. هیات عمومی شعب کیفری دیوان عالی کشور

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    فرجام خواه: ۱ – ب. ا. ق. به وکالت از م. ر. فرزند ا. متولد ۱۳۶۹ ش ، ۲ – ح. ک. به وکالت از ع. ا. ک. فرزند ن. متولد ۱۳۷۱
    فرجام خوانده: گزارش ضابطان ( پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان *)
    شعبه *
    قضات رسیدگی کننده: ع. ر. ( رییس ) و م. ح. ( مستشار )
    خلاصه جریان پرونده:
    پیرو دادنامه قبلی این شعبه از دیوان عالی کشور ( شعبه ۳۹ سابق و ۵۱ فعلی ) که به جهت پرهیز از اطاله و اطناب از تکرار ان خودداری می شود. و اجمالا اینکه:
    در پی وصول گزارش پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان *مبنی بر فوت ۱ ع. ب. ۲ ا. ص. ۳ ع. م. ۴ ع. ی. ۵ ب. ر. ۶ پ. ک. و مسمومیت ۳۸نفر در اثر استعمال مشروبات الکلی و با انجام تحقیق از اشخاصی که در اثر مصرف مسکر مسموم شده اند. و از دوستان اشخاص فوت شده و رصد مسیر تهیه مشروب و شناسایی فروشندگان و توزیع کنندگان ان د رنهایت تمامی مسیرها به متهمان م. ر. و ع. ا. ک. منتهی گردیده که نهایتا نامبردگان دستگیر می شوند. متهم ع. ا. ک. در بازجویی اولیه نزد مامورین اظهار داشته من با چند نفر از دوستان راهی *بودیم برای زیارت ۲۱ماه رمضان که دراتوبان فرودگاه دستگیر شدیم. من ساقی مشروب نیستم و برای مشکلات زندگی مشروب خور هستم به کسی مشروب نفروخته ام و اگر کسی اسمی از من اورده است. شاید با من مشکل دارد. یا رفیقم بوده و از همان که من مشروب گرفته ام می خورم و مشروب برای اعصابم می خورم و یک نفر به نام م. ر. در *است. که از او تهیه می کنم و منزلش در *است. و اخرین مرحله ای که از م. ر. مشروب تهیه کردم اوایل ماه مبارک رمضان خریداری کرده ام و من با ر. ر. بودم که م. ا. به ر. زنگ زد و گفت که مشروبی که از تو گرفته ام باعث شده است. ۲نفر مسموم شوند که من به م. زنگ زدم و به او گفتم مشروبی که به ر. داده ای باعث مسمومیت شده است. که م. گفت بله یکی دو نفر دیگر هم دچار همین مشکل شده اند. ولی مشکلی نیست و … وی نزد بازپرس اظهار داشته من خودم غیر محرم و ماه رمضان هر وقت ( مشروب ) می گرفتم از م. ر. می گرفتم و من عرق به کسی نمی فروشم و م. و. هول کرده اسم من را اورده و من نمی فروشم و برای مصرف خودم می خرم وی در جلسه مورخ۹۸/۶/۹ بیان داشته به قران اصلا م. ر. را در حد اینکه مشروب می فروخت می شناختم من هم عمویم و هم ایی ام شهید است. من به همان ۲ ۳نفر مشروبی که خودم خوردم را به انها دادم که رفیقم هستند و من احتیاج به پولش نداشتم ایشان پذیرفت که مشروب را خودش دارد. وی در مقام اخرین دفاع عنوان داشته اتهام افساد فی الارض را قبول ندارم. من هیچ گونه مواد سمی و خطرناکی که منجر به اسیب و خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد گردد. به احدی نداده ام صرفا به بعضی از دوستانم مشروب الکلی داده ام و من مشروبات را از م. ر. می گرفتم و به هیچ وجه تولید یا توزیع نمی کردم و فقط قبول دارم. که برای خودم و چند نفر از دوستانم که هم زمان با هر مصرف م یکردیم در یک یا چند جلسه از م. مشروب می گرفتم. متهم م. ر. در بازجویی نزد مامورین اظهار داشته من از شخصی به نام ع. ( ا. ر. ) د. پ. به عنوان واسطه الکل سفید خوراکی خریداری کردم که به ع. ا. ک. دادم و ع. هم از شخصی به نام ه. ش. گرفت. و من مشروب را ازعل ا. ک. می گرفتم و به ب. ا. دادم من فقط الکل سفید خوراکی را از ع. گرفتم و به ع. ا. ک. دادم و مشروب یا همان عرق خرما را ع. ا. ک. برای من اورد ولی الکل سفید خوراکی را که از من درخواست کرد من از ع. به عنوان واسطه تهیه کردم که ع. ا. ک. و من هر ۲۰ لیتر را از ع. به مبلغ ۴۰۰هزار تومان دریافت می کردم و به مبلغ ۴۲۰ یا ۴۳۰ هزار به ع. ا. ک. می دادم و هر ۲۰ لیتر مشروب را از ع. ا. ک. به قیمت ۳۷۰ هزار تومان دریافت کردم. وی نزد بازپرس اظهار داشته من نفروختم مشروب راعل. ا. ک. برای من اورد و ع. گفت الکل هم می خواهد و من به عنوان واسطه الکل را گرفتم از ع. ( ا. ر. د. پ. ) و دادم به ع. و من دیگر نمی دانم ع. ا. ک. چکار کرد قاطی کرده یا خیر و قبول ندارم. وی سپس در جلسه مورخ ۹۸/۴/۳ بیان داشته من مشروبات را از شخصی به نام ع. خریدم که یک ۲۰ لیتری بود. یعنی ۶ عدد ۱/۵لیتری به من تحویل داد و یک ۱۰لیتری به مبلغ ۴۲۰هزار تومان در چمران از او گرفتم رفتم درب منزلشان و گرفتم و یک ۱۰لیتری ان را دادم به ب. ا. به مبلغ ۲۵۰هزار تومان و ۵عدد از ۱/۵لیتری ها را به مبلغ دانهای ۳۵هزار تومان دادم به ع. ا. ک. و یکی دیگرش هم دست خودم بود. که بعد تا فهمیدم مسمومیت دارد. خودم ۱/۵ لیتری را ریختم رفتم به ب. هم زنگ زدم که مسمومیت دارد. و بریز بره و بعد هم به او ( ع. ) زنگ زدم گفت نمی دانم منم خبر ندارم. وی مجدا در جلسه مورخ ۹۸/۱۱/۱بیان داشته من به درخواست ع. ا. ک. یک بشکه ۲۰لیتری الکل از ا. ر. ( ع. ) د. پ. گرفتم و به ع. ا. ک. دادم و در قبال ان از ع. ا. ک. یک عدد ۲۰ لیتری مشروب گرفتم و بعد از ۵ الی ۶ روز بعد ع. به من زنگ زد و گفت مشروبهایی که درست کردم مسموم می باشد. و چند نفر خورده اند و مسموم شده اند. که من تازه متوجه شدم که مشروب ها مسموم بوده و الکلی که از ا. ر. د. پ. گرفتم نیز مسموم بوده است. که به ا. ر. زنگ زدم و گفتم چنین مشکلی پیش امده است. و ع. زنگ زده و گفته که الکل و مشروب مسموم است. که ا. ر. از من خواست که متواری شوم ولی من سمت خانه خودم بودم و متواری نشدم و به ع. هم زنگ زدم و گفتم ا. ر. ( ع. ) که نام مستعارش ع. است. گفت متواری شو تا همه گردن ع. که فروشنده و تولید کننده مشروبات بوده است. بیفتد ولی من فراری نشدم و به هیچ وجه از مسموم بودن الکل خبر نداشتم و نمی دانستم که الکل مسموم است. و فقط ان را حسب درخواست ع. از ا. ر. گرفتم و به ع. دادم و ع. انها را مخلوط کرد و به اشخاصی که مسموم شده اند. فروخت و من به کسی مشروب مسموم نفروخته ام و من بابت خرید مشروب از ع. به حساب ع. پول واریز کردم و قبول ندارم. که من مشروب مسموم فروخته باشم. حسب گزارش مامورین با توجه به افرادی که مشخصات انها در پرونده مشخص شده و به علت مسمومیت به مراکز درمانی سطح *مراجعه و ۶نفر از انها فوت نموده اند با انجام تحقیقات از انها و خانواده متوفیان مشخص شده که مشروب فروشان به این شرح می باشند ۱ متوفی ع. م. فرزند ج. به همراه چهار نفر از دوستان خود به نام های ع. م. فرزند ا. م. ح. ع. ک. و س. م. ق. که مشروبات را از م. ر. و ایشان از ع. ا. ک. و ا. ا. ر. و م. ر. از ا. ر. ( ع. ) د. پ. تهیه و مصرف نموده اند. ۲ متوفی ا. ص. فرزند غ. ح. به همراه م. پ. که مشروب را از م. ر. ز. و او از ع. ا. ک. و ایشان از م. ر. و وی از ع. ( ا. ر. ) د. پ. تهیه و مصرف نموده اند. ۳ متوفیان ( الف ) ع. ب. فرزند ک. ب ) خانم ب. ر. فرزند ع. ج ) پ. ک. فرزند چ. به همراه م. ( ع. ) ا. که مشروبات را از فردی به نام م. ر. ز. و او از ع. ا. ک. و ایشان از م. ر. و وی از ع. ( ا. ر. ) د. پ. تهیه و مصرف نموده اند ۴ متوفی ع. ی. ک. فرزند م. به همراه س. ن. د. وسی ح. ح. د. که مشروبات را از ف. ک. ( ف. م. ) و او از م. ا. و ایشان از ع. ا. ک. و وی از م. ر. و م. ر. از ع. ( ا. ر. ) د. پ. تهیه و مصرف نموده اند ۵ س. س. ط. فرزند س. ت. به همراه س. م. ز. و ی. ط. و ا. ز. و ا. ح. که مشروبات را از م. ا. و او از ر. ر. و ر. ر. ا. ر. تهیه و مصرف نموده اند. ۶ ا. ا. به همراه ع. و. و ش. و ش. هر دو م. مشروبات الکلی را از ف. ک. و ایشان از م. و. و او از ع. ا. ک. و وی نیز از م. ر. تهیه و مصرف نموده اند۷ ح. ش. س. فرزند م. که مشروبات را از م. ش. س. و او از م. قاضی ع. تهیه نموده که قاضی ع. منکر این موضوع بوده ب. ا. مشروبات الکلی را از م. ر. خریداری نموده اند که نهایتا پرونده با صدور قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست نسبت به متهمین م. ر. و ع. ا. ک. و م. ر. از دادسرای عمومی و انقلاب *به دادگاه انقلاب ارسال و به شعبه *انقلاب ارجاع دادگاه یاد شده پس از رسیدگی چنین رای داده است:
    رای دادگاه: با عنایت به محتویات پرونده و از جمله گزارش اولیه پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان *مبنی بر فوت اقایان ع. ب. ا. ص. ع. م. ع. ی. ک. و خانم ها ب. ر. و پ. ک. و مسمومیت ۳۸نفر دیگر در اثر استعمال مشروبات الکلی اظهارات مطلعین و اشخاص مسموم شده تحقیقات ضابطین دادگستری که موید اشتهار متهمان ردیف ۱و۲در زمینه توزیع مشروبات الکلی بوده است. گواهی تعیین علت تامه ی فوت افراد که در اثر عوارض ناشی از مصرف الکل چوب ( اتانول ) بوده است. پاسخ استعلام پزشکی قانونی در خصوص مسکر بودن مشروب مکشوفه از متهمان متن پیامکهای رد و بدل شده فی مابین متهمان که اولا: محرز است. نامبردگان به صورت گسترده در امر فروش مشروبات فعالیت داشته اند و ثانیا: هر دو ازیکدیگر مشروب می خریده و می فروخته اند ثالثا: پیامکی به متهم ردیف دوم با مضمون اینکه ( … عرق دیشبیه سر همون پریشبیه بود. الکلش رو ۳۸ بود. خیلی قاطی داشت … ) ارسال گردیده رابعا ارسال شماره حساب از سوی متهم ردیف اول برای متهم ریف دوم و درخواست متهم ردیف اول از متهم ردیف دوم برای دریافت مشروب و نیز اینکه نامبردگان در خصوص وضعیت جسمانی مسمومین ازدیگران سوال کرده و به متواری بودن خود و مخفی شدن جهت جلوگیری از دستگیری اذعان نموده اند و ملاحظه دفاعیات غیر موثر نامبردگان ووکلای مدافعشان در محضر دادگاه که با اوصاف مذکور علم و اطلاع متهمان ردیف ۱و۲ به ماهیت اسیب زننده مشروبات الکلی توزیع شده محرز بوده و عمل نامبردگان منطبق است. بر ماده۲۸۶ قانون مجازات اسلامی که دادگاه هر یک از انان را مفسد فی الارض دانسته و به مجازات اعدام محکوم می نماید. مشروبات مکشوفه مستند به ماده۲۱۵ قانون مجازات اسلامی معدوم و سایر اموال توقیفی به مالکین مسترد می گردد. رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. ب. ا. ق. به وکالت از م. ر. و اقای ا. ا. ا. به وکالت از ع. ا. از این رای فرجام خواهی نموده ردیف اول در لایحه خود اجمالا و مضمونا یاداور شده است. که:موکل جوانی خام و متاسفانه مصرف کننده مشروبات الکلی بوده و مشروب مورد نیاز خود رااز ع. ا. ک. تهیه می کرده و دادنامه صادره درباره موکل م. ر. صرفا بر اساس اظهارات متهم دیگر ع. ا. اصدار یافته وی صرفا بیست لیتر الکل به درخواست ع. ا. ن. از ا. ر. د. پ. خریداری کرده و بلافاصله تحویل ا. ن. داده است. هیچ ارتباط مستقیمی با شاکیان ، مسمومین و متوفیان نداشته و صرفا ب. ا. مدعی تهیه مشروب از موکل است. و مشروب توقیفی از ع. ا. طبق گواهی ازمایشگاه سمی نبوده است. ا. ک. سعی نموده است. موکل را تولید کننده جلوه دهد و رفتار موکل با ماده۲۸۶ قانون مجازات اسلامی انطباق ندارد. زیرا هرگز به پخش گسترده مواد سمی اقدام نکرده و هدف ایراد صدمه به تمامیت جسمانی افراد نداشته و علم و عمد در ایجاد نتیجه ( فوت مصرف کنندگان ) نداشته و … تقاضای نقض دادنامه را دارم. اقای ا. اقا ج. ا. نیز در لایحه خود اجمالا و مضمونا یاداور شده است. که: دادنامه صرفا با اتکا به متن کیفرخواست اصدار یافته و به مدافعات توجهی نشده و نوع دقیق الکل فروخته شده به دهقانپور و او به م. ر. و او به ا. چ. مشخص نیست و م. ر. سابقه در ساخت مشروب دارد. و مشروبات مکشوفه به ازمایشگاه ارسال و پاسخ در مورد سمی بودن منفی بوده است. معلوم نیست افراد با مشروب م. یا موکل ع. ا. ک. فوت کرده باشند و رفتار موکل هیچگاه عمده و گسترده نبوده بعلاوه علم به مسموم بودن ( در فرض مسموم بودن مشروبی که او فروخته باشد. ) نداشته پس احراز سو نیت در افساد فی الارض لازم است. م. ر. می گوید وقتی متوجه شدم مشروب مسموم بوده بلافاصله به افراد اطلاع دارم. اگر موکل کوچکترین اگاهی به مسمومیت مشروب می داشت قطعا به افراد نمی داد جهل موضوعی افراد بطور یقین در پرونده حاکم است. موکل در یک خانواده شهید و متدین بزرگ شده و به جهت افسردگی گاهی در مهمانی با دوستان و بر اساس تعارف دوستان مشروب مصرف نموده و … تقاضای نقض دادنامه را دارم. ع. ا. ن. خود هم در لایحه اعتراضیه یاداور شده است. که به دادنامه اعتراض دارم. و درخواست رسیدگی و نقض ان را دارم. رسیدگی فرجامی به این شعبه ارجاع و پس از تهیه گزارش از سوی عضو ممیز م. ح. و قرائت ان و اظهارنظر کتبی دادیار دادسرای دیوان عالی کشور واقای ح. خ. مبنی بر: نقض به جهت نقص تحقیقات و مشاوره پیرامون موضوع بشرح اتی مبادرت به اصدار رای می گردد.:
    رای شعبه
    هر چند در استناد فروش و عرضه مشروب الکلی مسموم به متهمان م. ر. و ع. ا. ک. از توجه به مفاد ادله احصایی در قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست و در دادنامه فرجام خواسته تردیدی نیست لکن از توجه به مدافعات متهمان در جلسات دادگاه و در مراحل مقدماتی و بویژه در جلسه پایانی دادگاه مورخ ۱۴۰۰/۱/۱۷در اوراق ۱۱۲۲ ۱۱۲۹ که با حضور نماینده دادستان و متهمان و وکلای انان تشکیل شده و مفاد دفاعیات وکلای متهمان در طول دادرسی و این جلسه و در لوایح فرجامی چنین استنباط می شود. که صرفنظر از اینکه رفتار متهمان دربردارنده قیودی که در ماده۲۸۶ قانون مجازات اسلامی امده مانند بطور گسترده مرتکب جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد بشود. ، پخش مواد سمی و میکروبی و خطرناک بطور عمده و … بشود. نبوده و اساسا منکر چنین رفتاری هستند اصولا قصد انان به ایجاد اخلال گسترده و ایراد خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد و اگاهی و علم و اطلاع انان به مسموم بودن مشروبی که دراختیار دیگران گذاشته اند ثابت نیست کما اینکه به محض اطلاع از مسمومیت افرای از مصرف کنندگان به انان اطلاع داده اند که مشروب مسموم است. و از مصرف ان پرهیز نمایند و با وجود عدم احراز و قصد و علم بلکه محرز بودن عدم قصد جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد انهم بنحو گسترده و فقد اگاهی و علم متهمان به موثر بودن اقدامات انجام شده و عالم نبودن انان به مسموم بودن مشروب الکلی را که به افراد داده اند و افراد هم مصرف نموده اند رفتار مشارالیهما یعنی فرجامخواهان که از شمول ماده۲۸۶ قانون مجازات اسلامی یعنی افساد فی الارض که کیفر ان اعدام است. قطعا خارج و می تواند مشمول تبصره ماده مرقوم باشد. بنا به مراتب یاد شده رای فرجامخواسته درباره هر دو فرجامخواه م. ر. و ع. ا. ک. با استناد به بند ۴ ماده۴۶۹ ق ا د *لازم الاجرا از تاریخ ۹۴/۴/۱ خورشیدی نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه همعرض ارجاع می گردد.
    شعبه *
    مستشار م. ح. عضو معاون م. ع. ق.
    رسیدگی در این مرحله به شعبه *ارجاع و جلسه رسیدگی دادگاه یاد شده در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۱۶ با حضور متهمان و وکلای انان تشکیل و نماینده دادستان برغم ابلاغ حضور نیافته و دادگاه حضور وی را لازم ندانسته و رسمیت جلسه را اعلام و اقدام به رسیدگی نموده است. مدافعات متهمان و وکلایشان همان دفاعیات پیشین است. ( ص ۱۱۸۹ – ۱۱۹۳ ) و رسیدگی منتهی به دادنامه فرجام خواسته فعلی به شماره *– ۱۴۰۰/۸/۱۷ شعبه *در برگ ۱۱۹۹ گردیده که متن ان چنین است:
    رای دادگاه
    در خصوص اتهام اقایان ۱ م. ر. فرزند ا. متولد ۱۳۶۹ شغل ازاد ، متاهل ، دارای سابقه کیفری به وکالت ا. ق. ۲ ع. ا. فرزند ن. متولد ۱۳۷۱ ، شغل ا. ، متاهل ، دارای سابقه کیفری با وکالت اقایان ا. ا. و ح. ک. هر دو نفر متهم هستند به افسادفی الارض از طریق فروش گسترده مشروبات الکلی و مشروبات سمی ترکیب شده با الکل چوب و تهیه مشروبات مذکور که موجب ورود اسیب عمده به تمامیت جسمانی و فوت چندین نفر و مصدومیت و مسمومیت حداقل ۳۸ نفر از شهروندان با توجه به محتویات پرونده ، گزارش ضابطین و حفاظت اطلاعات و امنیت عمومی استان *مبنی بر فوت ۱ ع. ب. و ا. ص. و ع. م. و ع. ی. و ب. ر. و پ. کامل و مسمومیت ۳۸ نفر در اثر استعمال مشروبات الکلی مسموم و در پی تحقیق از اطرافیان افراد متوفی و افراد مسموم شده در نهایت تمامی مسیرها به م. ر. و ع. ا. ک. منتهی می گردد. که نهایتا نام بردگان شناسایی و دستگیر می شوند و مشخص گردید.نام بردگان از فروشندگان و توزیع کنندگان مشروبات الکلی در سطح *می باشد. و با توجه به اظهارات متهمین مبنی بر توزیع و فروش مشروبات الکلی و با توجه به گستردگی فروش این نوع مشروبات و با توجه به اینکه نام بردگان این مشروبات را با الکل مخلوط می کرده اند و مشروب غیر معمول را ساخته و می فروختند و نظر به اینکه خوردن مشروب صرف نظر از اینکه موجب زوال عقل و صدمات درونی بدنی می شود. و خریدار ان با مصرف کننده ان در همین حد صدمات و خطرهای مصرف را پذیرفته است. ولی اگر بداند هر چیزی را ممکن است. با این مایع مخلوط کرده باشند که احتمال به خطرافتادن سریع جان انها شود. از این مشروب استفاده نمی کرده اند و کسی که مشروبات الکلی را تهیه می کند یا توزیع می کند می بایست این احتمالات را در نظر داشته باشد. صرف نظر از اینکه این عمل متهمان با سو نیت همراه باشد. یا نباشد. به لحاظ فروش گسترده مشروبات الکلی به قصد و نتیجه افسادفی الارض به صورت گسترده و این عمل از باب فاذنوا بحرب من اله و مخالف با ایه فلا تعثوا فی العرض مفسدین و ایه لا تفسد و فی الارض و ایه من قتل نفسا فکانا قتل الناس جمیعا می باشد. لذا دادگاه مستندا به مواد ۱۶۰ و ۲۱۱ قانون مجازات اسلامی و ماده ۲۸۶ همان قانون نام بردگان را مفسدفی الارض تشخیص داده شده و به اعدام محکوم می نماید. مشروبات الکلی مکشوفه مستندا به ماده ۲۱۵ قانون مجازات اسلامی معدوم گردد. رای صادره حضوری ظرف مدت ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. /س
    شعبه *
    ریس شعبه ا. گ. مستشار شعبه ک. ک. ز.
    این رای در پی صدور و ابلاغ برابر درخواست مورخ ۱۴۰۰/۹/۱۱ در اوراق ۱۲۰۳ – ۱۲۰۸ مورد فرجام خواهی ب. ا. ق. به وکالت از م. ر. فرزند ا. و برابر لایحه مورخ ۱۴۰۰/۹/۱۶ در برگهای ۱۲۱۶ – ۱۲۱۹ مورد فرجام خواهی ح. ک. به وکالت از ع. ا. ک. فرزند ن. قرار گرفته ردیف اول اجمالا و مضمونا یاداور شده است. که موکل م. ر. جوانی ساده و مصرف کننده مشروب الکلی بوده که نیاز خود را از ع. ا. ک. که ساقی مشروب الکلی بوده مرتفع می ساخته و متاسفانه در این پرونده پای موکل نیز به میان کشیده شده است. و ادله موجود هیچکدام دلالت بر فروش مشروب از سوی موکل به ع. ا. ک. ندارد. ، به نظر می رسد رییس و مستشار شعبه *توجهی به مفاد دادنامه شعبه *که رای اعدام متهمان را نقض نموده و به لوایح تقدیمی و ادله موجود ننموده و بدون ارائه توضیحی درباره حصول علم رای به اعدام موکل نگون بخت صادر نموده اند ، سوای اینکه انتقادات بسیاری بر ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ در مورد افساد فی الارض وارد شده اصولا دلیل و مدرکی بر احراز و اثبات مسموم بودن الکل فروخته شده با قصد موکل بر توزیع و پخش مواد سمی خطرناک وجود ندارد. و با عنایت به عدم دخالت موکل در فروش مشروب الکلی مسموم به مسمومان و متوفیان و عدم انطباق بزه افساد فی الارض بر موضوع و عدم معرفی موکل به عنوان فروشنده از سوی مسمومان و متوفیان و گسترده نبودن رفتار و عدم وجود سونیت و وجود عمد و علم در اضرار تقاضای نقض دادنامه را دارم. ردیف دوم نیز اجمالا و مضمونا یاداور شده است. که: با توجه به اقرار متهم دیگر م. ر. و گزارش اطلاعات مشروبی مع الواسطه در اختیار موکل قرار گرفته که موجب مسمومیت و فوت چند نفر شده است. جرم افساد فی الارض از جرایم عمدی است. و سونیت لازم دارد. و موکل سونیت نداشته است. و مشروب های مکشوفه از متهمان پس از ازمایش فاقد الکل بوده اند و فروشندگان علم به مسموم بودن مشروبات توزیعی و قصد افساد نداشته و هدف کسب درامد بوده است. هیچ گونه تقصیری در میان نبوده و مسمومیت خریداران و مصرف کنندگان و فوت متوفیان ناشی از قاعده اقدام است. مورد از شمول ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی خارج و تبصره این ماده نیز دادگاه را بر احراز قصد اخلال گسترده مکلف نموده است. رسیدگی فرجامی به این شعبه ارجاع و پس از تهیه گزارش از سوی عضو ممیز م. ح. و قرائت ان و اظهارنظر کتبی دادیار دادسرای دیوان عالی کشور اقای ح. خ. مبنی بر:ابرام حسب محتویات پرونده و اینکه ۱ – هر یک از متهمان حسب گزارش مرجع انتظامی و پلیس امنیت عمومی فعالیت گسترده و متوالی در امر خرید و فروش مشروبات الکلی به منظور کسب درامد بیشتر و جذب مشتری داشته اند ۲ – از جمله اقدامات فرجام خواهان ، مخلوط کردن مشروبات الکلی با الکل می باشد. که از نتایج قهری و زیانبار ان نقص عضو و مرگ می باشد. ۳ – و به جهت احراز قصد و نیز پیش بینی انان از نتایج زیانبار عملشان و با توجه به اینکه این نتایج را به همراه دارد. بنا به مراتب فوق و گستردگی مداومت در امر خرید و فروش مشروبات الکلی و مخلوط کردن ان با الکل و علم و اگاهی احراز شده بر نتیجه زیانبار ان مبنی بر نقص عضو ۳۸ نفر و مرگ پنج نفر و اینکه هر یک از انان این نتایج را پیش بینی می کرده اند قصد افساد فی الارض از باب مخالفت و جنگ با خدا به منظور گسترش افساد فی الارض و حصول شرایط ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی محرز است. را دارم. – و مشاوره پیرامون موضوع اقدام به اصدار رای می گردد.:
    رای شعبه
    همانگونه که در دادنامه قبلی این شعبه از دیوان عالی کشور ( شعبه ۳۹ سابق و ۵۱ فعلی ) به شماره ۲۳۷۳۹۷ – ۱۴۰۰/۴/۵ در برگ ۱۱۶۷ پرونده امده قصد متهمان به ایجاد اخلال گسترده و ایراد خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد به نحو گسترده و حتی اگاهی و علم و اطلاع انان از مسموم بودن مشروباتی را که در اختیار مسمومان و متوفیان قرار داده اند ثابت نبوده و احراز نمی گردد. کما اینکه به محض اطلاع از مسمومیت افرادی از مصرف کنندگان به انان و سایرین اطلاع داده اند که مشروب مسموم است. و از مصرف ان پرهیز و خودداری نمایند ، بنا به مراتب رفتار متهمان ممکن است. تحت شمول تبصره ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ قرار گیرد و از انجا که شعبه *به عنوان دادگاه هم عرض بر رای شعبه *بر رای قبلی خود باقی است. رای فرجام خواسته بالا اصراری محسوب و مقرر است. پرونده در راستای بند پلاک ماده ۴۷۰ ق.ا.د.ک ۱۳۹۲ لازم الاجرا از تاریخ ۹۴/۴/۱ به نظر ریاست دیوان عالی کشور برسد تا دستور دهند موضوع در هییت عمومی شعب کیفری دیوان عالی کشور مطرح گردد./ب
    شعبه *
    ع. ر. ( رییس ) م. ح. ( مستشار )

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    بسمه تعالی
    فرجام خواه: بانو ا. ق. به وکالت از م. ر. فرزند ا. متولد ۱۳۶۹ ش ، ۲ اقای ا. ا. ا. به وکالت از ع. ا. ک. فرزند ن. متولد ۱۳۷۱ ش ۳ خ. ا. ک.
    فرجام خوانده: گزارش ضابطان و کیفرخواست دادسرای *
    فرجام خواسته دادنامه شماره *۱۴۰۰/۱/۱۸صادره از شعبه *تصمیم نهایی شماره *
    متهمین:
    ۱ اقای ع. ا. ک. فرزند ن. با وکالت اقای ا. ا. ا. ی فرزند م. به نشانی *
    اتهام: افساد فی الارض از طریق پخش مواد سمی و خطرناک ( مشروب ترکیب شده باالکل چوب )
    ۲ اقای م. ر. فرزند ا. با وکالت خانم ا. ق. فرزند ح. به نشانی *
    اتهام: افساد فی الارض از طریق پخش مواد سمی و خطرناک ( مشروب ترکیب شده باالکل چوب )
    ۳ اقای م. ر. فرزند ا. به نشانی *
    اتهام ها:
    ۱ نگهداری ۷ گرم سوخته تریاک
    ۲ نگهداری سه عدد وافور سالم و یک عدد وافور شکسته ، دو حقه وافور و یک عدد پایپ
    دادگاه با عنایت به محتویات پرونده و پس از استماع دفاعیات متهمان و وکلای مدافع انان و با انجام مشاوره ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند قادر متعال و با تکیه بر شرف و وجدان و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.:
    رای دادگاه در خصوص اتهام اقایان۱ م. ر. فرزند ا. ع. متولد ۱۳۶۹ به شماره ملی*شهر شغل ازاد باسواد متاهل دارای یک فرزند شیعه ایرانی بازداشت موقت از تاریخ ۱۳۹۸/۴/۱ دارای سابقه محکومیت کیفری با وکالت خانم ا. ق. ۲ ع. ا. ک. فرزند ن. متولد ۱۳۷۱به شماره ملی*شغل ازاد باسواد متاهل شیعه ایرانی بازداشت موقت ازتاریخ ۱۳۹۸/۶/۹دارای سابقه محکومیت کیفری با وکالت تعیینی اقای ا. ا. ۳ م. ر. فرزند ا. متولد ۱۳۶۲ به شماره ملی*شغل ازاد باسواد متاهل شیعه ایرانی ازاد به قید معرفی کفیل فاقد سابقه محکومیت کیفری متهمان ردیف ۱و۲ دایر بر افساد فی الارض از طریق پخش مواد سمی و خطرناک ( مشروب ترکیب شده با الکل چوب ) که منتهی به ورود اسیب عمده به تمامیت جسمانی افراد شده و متهم ردیف سوم دایر بر نگهداری ۷ گرم سوخته تریاک و الات و ادوات استعمال مواد مخدر ( سه عدد وافور سالم و یک عدد وافور شکسته دو حقه وافور و یک عدد پایپ ) بدین توضیح که در پی وصول گزارش پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان *مبنی بر فوت ۱ ع. ب. ۲ ا. ص. ۳ ع. م. ۴ ع. ی. ۵ ب. ر. ۶ پ. ک. و مسمومیت ۳۸نفر در اثر استعمال مشروبات الکلی و با انجام تحقیق از اشخاصی که در اثر مصرف مسکر مسموم شده اند. و از دوستان اشخاص فوت شده و رصد مسیر تهیه مشروب و شناسایی فروشندگان و توزیع کنندگان ان د رنهایت تمامی مسیرها به متهمان م. ر. و ع. ا. ک. منتهی گردیده که نهایتا نامبردگان دستگیر می شوند. متهم ع. ا. ک. در بازجویی اولیه نزد مامورین اظهار داشته من با چند نفر از دوستان راهی *بودیم برای زیارت ۲۱ماه رمضان که دراتوبان فرودگاه دستگیر شدیم. من ساقی مشروب نیستم و برای مشکلات زندگی مشروب خور هستم به کسی مشروب نفروخته ام و اگر کسی اسمی از من اورده است. شاید با من مشکل دارد. یا رفیقم بوده و از همان که من مشروب گرفته ام می خورم و مشروب برای اعصابم می خورم و یک نفر به نام م. ر. در *است. که از او تهیه می کنم و منزلش در *است. و اخرین مرحله ای که از م. ر. مشروب تهیه کردم اوایل ماه مبارک رمضان خریداری کرده ام و من با ر. ر. بودم که م. ا. به ر. زنگ زد و فت که مشروبی که از تو گرفته ام باعث شده است. ۲نفر مسموم شوند که من به م. زنگ زدم و به او گفتم مروبی که به ر. داده ای باعث مسمومیت شده است. که م. گفت بله یکی دو نفر دیگر هم دچار همین مشکل شده اند. ولی مشکلی نیست و … وی نزد بازپرس اظهار داشته من خودم غیر محرم و ماه رمضان هر وقت ( مشروب ) می گرفتم از م. ر. می گرفتم و من عرق به کسی نمی فروشم و م. و. هول کرده اسم من را اورده و من نمی فروشم و برای مصرف خودم می خرم وی در جلسه مورخ۹۸/۶/۹ بیان داشته به قران اصلا مه م. ر. را در حد اینکه مشروب می فروخت می شناختم من هم عمویم و هم ایی ام شهید است. من به همان ۲ ۳نفر مشروبی که خودم خوردم را به انها دادم که رفیقم هستند و من احتیاج به پولش نداشتم ایشان پذیرفت که مشروب را خودش دارد. وی در مقام اخرین دفاع عنوان داشته اتهام افساد فی الارض را قبول ندارم. من هیچ گونه مواد سمی و خطرناکی که منجر به اسیب و خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد گردد. به احدی نداده ام صرفا به بعضی از دوستانم مشروب الکلی داده ام و من مشروبات را از م. ر. می گرفتم و به هیچ وجه تولید یا توزیع نمی کردم و فقط قبول ارم که برای خودم و چند نفر از دوستانم که هم زمان با هر مصرف م یکردیم در یک یا چند جلسه از م. مشروب می گرفتم. متهم م. ر. در بازجویی نزد مامورین اظهار داشته من از شخصی به نام ع. ( ا. ر. ) د. پ. به عنوان واسطه الکل سفید خوراکی خریداری کردم که به ع. ا. ک. دادم و ع. هم از شخصی به نام ه. ش. گرفت. و من مشروب را ازعل ا. ک. می گرفتم و به ب. ا. دادم من فقط الکل سفید خوراکی را از ع. گرفتم و به ع. ا. ک. دادم و مشروب یا همان عرق خرما را ع. ا. ک. برای من اورد ولی الکل سفید خوراکی را که از من درخواست کرد من از ع. به عنوان واسطه تهیه کردم که ع. ا. ک. و من هر ۲۰لیتر را از ع. به مبلغ ۴۰۰هزار تومان دریافت می کردم و به مبلغ ۴۲۰ یا ۴۳۰زار به ع. ا. ک. می دادم و در ۲۰لیتر مروب را از ع. ا. ک. به قیمت ۳۷۰ هزار تومان دریافت کردم. وی نزد بازپرس اظهار داشته من نفروختم مشروب راعل. ا. ک. برای من اورد و ع. گفت الکل هم می خواهد و من به عنوان واسطه الکل را گرفتم از ع. ( ا. ر. د. پ. ) و دادم به ع. و من دیگر نمی دانم ع. ا. ک. چکار کرد قاطی کرده یا خیر و قبول ندارم. وی سپس در جلسه مورخ ۹۸/۴/۳ بیان داشته من مشروبات را از شخصی به نام ع. خریدم که یک ۲۰لیتری بود. یعنی ۶ عد ۱/۵لیتری به من تحییل داد و یک ۱۰لیتری به مبلغ ۴۲۰هزار تومان در چمران از او گرفتم رفتم درب منزلشان و گرفتم و یک ۱۰لیتری ان را دادم به ب. ا. به مبلغ ۲۵۰هزار تومان و ۵عدد از ۱/۵لیتری ها را به مبلغ دانهای ۳۵هزار تومان دادم به ع. ا. ک. و یکی دیگرش هم دست خودم بود. که بعد تا فهمیدم مسمومیت دارد. خودم ۱/۵لیتری را ریختم رفت به ب. هم زنگ زدم که مسمومیت دارد. و بریز بره و بعد هم به او ( ع. ) زنگ زدم گفت نمی دانم منم خبر ندارم. وی مجدا در جلسه مورخ ۹۸/۱۱/۱بیان داشته من به درخواست ع. ا. ک. یک بشکه ۲۰لیتری الکل از ا. ر. ( ع. ) د. پ. گرفتم و به ع. ا. ک. دادم و در قبال ان از ع. ا. ک. یک عدد ۲۰لیتری مشروب گرفتم و بعد از ۵الی۶روز بعد ع. به من زنگ زد و گفت مشروبهایی که درست کردم مسموم می باشد. و چند نفر خورده اند و مسموم شده اند. که من تازه متوجه شدم که مشروب ها مسموم بوده و الکلی که از ا. ر. د. پ. گرفتم نیز مسموم بوده است. که به ا. ر. زنگ زدم و گفتم چنین مشکلی پیش امده است. و ع. زنگ زده و گفته که الکل و مشروب مسموم است. که ا. ر. از من خواست که متواری شوم ولی من سمت خانه خودم بودم و متواری نشدم و به ع. هم زنگ زدم و گفتم ا. ر. ( ع. ) که نام مستعارش ع. ا. گفت متواری شو تا همه گردن ع. که فروشنده و تولید کننده مشروبات بوده است. بیفتد ولی من فراری نشدم و به هیچ وجه از مسموم بودن الکل خبر نداشتم و نمی دانستم که الکل مسموم است. و فقط ان را حسب درخواست ع. از ا. ر. گرفتم و به ع. دادم و ع. انها را مخلوط کرد و به اشخاصی که مسموم شده اند. فروخت و من به کسی مششروب مسموم نفروخته ام و من بابت خرید مشروب از ع. به حساب ع. پول واریز کردم و قبول ندارم. که من مشروب مسموم فروخته باشم. حسب گزارش مامورین با توجه به افرادی که مشخصات انها در پرونده مشخص شده و به علت مسمومیت به مراکز درمانی سطح *مراجعه و ۶نفر از انها فوت نموده اند با انجام تحقیقات از انها و خانواده متوفیان مشخص شده که مشروب فروشان به این شرح می باشند ۱ متوفی ع. م. فرزند ج. به همراه چهار نفر از دوستان خود به نام های ع. م. فرزند ا. م. ح. ع. ک. و س. م. ق. که مشروبات را از م. ر. و ایشان از ع. ا. ک. و ا. ا. ر. و م. ر. از ا. ر. ( ع. ) د. پ. تهیه و مصرف نموده اند. ۲ متوفی ا. ص. فرزند غ. ح. به همراه م. پ. که مشروب را از م. ر. ز. و او از ع. ا. ک. و ایشان از م. ر. و وی از ع. ( ا. ر. ) د. پ. تهیه و مصرف نموده اند. ۳ متوفیان ( الف ) ع. ب. فرزند ک. ب ) خانم ب. ر. فرزند ع. ج ) پ. ک. فرزند چ. به همراه م. ( ع. ) ا. که مشروبات را از فردی به نام م. ر. ز. و او از ع. ا. ک. و ایشان از م. ر. و وی از ع. ( ا. ر. ) د. پ. تهیه و مصرف نموده اند ۴ متوفی ع. ی. ک. فرزند م. به همراه س. ن. د. وسی ح. ح. د. که مشروبات را از ف. ک. ( ف. م. ) و او از م. ا. و ایشان از ع. ا. ک. و وی از م. ر. و م. ر. از ع. ( ا. ر. ) د. پ. تهیه و مصرف نموده اند ۵ س. س. ط. فرزند س. ت. به همراه س. م. ز. و ی. ط. و ا. ز. و ا. ح. که مشروبات را از م. ا. و او از ر. ر. و ر. ر. ا. ر. تهیه و مصرف نموده اند. ۶ ا. ا. به همراه ع. و. و ش. و ش. هر دو م. مشروبات الکلی را از ف. ک. و ایشان از م. و. و او از ع. ا. ک. و وی نیز از م. ر. تهیه و مصرف نموده اند۷ ح. ش. س. فرزند م. که مشروبات را از م. ش. س. و او از م. قاضی ع. تهیه نموده که قاضی عسر منکر این موضوع بوده ب. ا. مشروبات الکلی را از م. ر. خریداری نموده اند که نهایتا پرونده با صدور قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست نسبت به متهمین م. ر. و ع. ا. ک. و م. ر. از دادسرای عمومی و انقلاب *به دادگاه انقلاب ارسال و به این محکمه ارجاع گردیده است. دادگاه با عنایت به محتویات پرونده و از جمله گزارش اولیه پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان *مبنی بر فوت اقایان ع. ب. ا. ص. ع. م. ع. ی. ک. و خانم ها ب. ر. و پ. ک. و مسمومیت ۳۸نفر دیگر در اثر استعمال مشروبات الکلی اظهارات مطلعین و اشخاص مسموم شده تحقیقات ضابطین دادگستری که موید اشتهار متهمان ردیف ۱و۲در زمینه توزیع مشروبات الکلی بوده است. گواهی تعیین علت تامه ی فوت افراد که در اثر عوارض ناشی از مصرف الکل چوب ( اتانول ) بوده اتس پاسخ استعلام پزشکی قانونی در خصوص مسکر بودن مشروب مکشوفه از متهمان متن پیامکهای رد و بدل شده فی مابین متهمان که اولا: محرز است. نامبردگان به صورت گسترده در امر فروش مشروبات فعالیت داشته اند و ثانیا: هر دو ازیکدیگر مشروب می خریده و می فروخته اند ثالثا: پیامکی به متهم ردیف دوم با مضمون اینکه ( … عرق دیشبیه سر همون پریشبیه بود. الکلش رو ۳۸ بود. خیلی قاطی داشت … ) ارسال گردیده رابعا ارسال شماره حساب از سوی متهم ردیف اول برای متهم ریف دوم و درخواست متهم ردیف اول از متهم ردیف دوم برای دریافت مشروب و نیز اینکه نامبردگان در خصوص ضعیت جسمانی مسمومین ازدیگران سوال کرده و به متواری بودن خود و مخفی شدن جهت جلوگیری از دستگیری اذعان نموده اند و ملاحظه دفاعیات غیر موثر نامبردگان ووکلای مدافعشان در محضر دادگاه که با اوصاف مذکور علم و اطلاع متهمان ردیف ۱و۲ به ماهیت اسیب زننده مشروبات الکلی توزیع شده محرز بوده و عمل نامبردگان منطبق است. بر ماده۲۸۶ قانون مجازات اسلامی که دادگاه هر یک از انان را مفسد فی الارض دانسته و به مجازات اعدام محکوم می نماید. مشروبات مکشوفه مستند به ماده۲۱۵ قانون مجازات اسلامی معدوم و سایر اموال توقیفی به مالکین مسترد می گردد. در خصوص اتهامات انتسابی به متهم ردیف سوم صرف نظر از صحت و سقم موضوع با توجه به فوت نامبرده مستندا به بند الف ماده۱۳ قانون ایین دادرسی کیفری قرار موقوفی تعقیب وی صادر و اعلام میگردد. مواد مخدر مکشوفه مستند به ماده۲۱۵قانون مجازات اسلامی و الات استعمال مواد مخدر مستند به ماده۲۰ قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر به نفع دولت ضبط می گردد. رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد.
    شعبه *
    رییس: پ. پ. ر. مستشار: م. ب. مستشار: غ. ب. ش.
    بانو ا. ق. در لایحه خود اجمالا و مضمونا یاداور شده است. که:موکل جوانی خام و متاسفانه مصرف کننده مشروبات الکلی بوده و مشروب مورد نیاز خود رااز ع. ا. ک. تهیه می کرده و دادنامه صادره درباره موکل م. ر. صرفا بر اساس اظهارات متهم دیگر ع. ا. اصدار یافته وی صرفا بیست لیتر الکل به درخواست ع. ا. ن. از ا. ر. د. پ. خریداری کرده و بلافاصله تحویل ا. ن. داده است. هیچ ارتباط مستقیمی با شاکیان ، مسمومین و متوفیان نداشته و صرفا ب. ا. مدعی تهیه مشروب از موکل است. و مشروب توقیفی از ع. ا. طبق گواهی ازمایشگاه سمی نبوده است. ا. ک. سعی نموده است. موکل را تولید کننده جلوه دهد و رفتار موکل با ماده۲۸۶ قانون مجازات اسلامی انطباق ندارد. زیرا هرگز به پخش گسترده مواد سمی اقدام نکرده و هدف ایراد صدمه به تمامیت جسمانی افراد نداشته و علم و عمد در ایجاد نتیجه ( فوت مصرف کنندگان ) نداشته و … تقاضای نقض دادنامه را دارم. اقای ا. اقا ج. ا. نیز در لایحه خود اجمالا و مضمونا یاداور شده است. که: دادنامه صرفا با اتکا به متن کیفرخواست اصدار یافته و به مدافعات توجهی نشده و نوع دقیق الکل فروخته شده به دهقانپور و او به م. ر. و او به ا. چ. مشخص نیست و م. ر. سابقه در ساخت مشروب دارد. و مشروبات مکشوفه به ازمایشگاه ارسال و پاسخ در مورد سمی بودن منفی بوده است. معلوم نیست افراد با مشروب م. یا موکل ع. ا. ک. فوت کرده باشند و رفتار موکل هیچگاه عمده و گسترده نبوده بعلاوه علم به مسموم بودن ( در فرض مسموم بودن مشروبی که او فروخته باشد. ) نداشته پس احراز سو نیت در افساد فی الارض لازم است. م. ر. می گوید وقتی متوجه شدم مشروب مسموم بوده بلافاصله به افراد اطلاع دارم. اگر موکل کوچکترین اگاهی به مسمومیت مشروب می داشت قطعا به افراد نمی داد جهل موضوعی افراد بطور یقین در پرونده حاکم است. موکل در یک خانواده شهید و متدین بزرگ شده و به جهت افسردگی گاهی در مهمانی با دوستان و بر اساس تعارف دوستان مشروب مصرف نموده و … تقاضای نقض دادنامه را دارم. ع. ا. ن. خود هم در لایحه اعتراضیه یاداور شده است. که به دادنامه اعتراض دارم. و درخواست رسیدگی و نقض ان را دارم. رسیدگی فرجامی به این شعبه ارجاع و پس از تهیه گزارش از سوی عضو ممیز م. ح. و قرائت ان و اظهارنظر کتبی دادیار دادسرای دیوان عالی کشور واقای ح. خ. مبنی بر: نقض به جهت نقص تحقیقات و مشاوره پیرامون موضوع بشرح اتی مبادرت به اصدار رای می گردد.:
    رای شعبه
    هر چند در استناد فروش و عرضه مشروب الکلی مسموم به متهمان م. ر. و ع. ا. ک. از توجه به مفاد ادله احصایی در قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست و در دادنامه فرجام خواسته تردیدی نیست لکن از توجه به مدافعات متهمان در جلسات دادگاه و در مراحل مقدماتی و بویژه در جلسه پایانی دادگاه مورخ ۱۴۰۰/۱/۱۷در اوراق ۱۱۲۲ ۱۱۲۹ که با حضور نماینده دادستان و متهمان و وکلای انان تشکیل شده و مفاد دفاعیات وکلای متهمان در طول دادرسی و این جلسه و در لوایح فرجامی چنین استنباط می شود. که صرفنظر از اینکه رفتار متهمان دربردارنده قیودی که در ماده۲۸۶ قانون مجازات اسلامی امده مانند بطور گسترده مرتکب جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد بشود. ، پخش مواد سمی و میکروبی و خطرناک بطور عمده و … بشود. نبوده و اساسا منکر چنین رفتاری هستند اصولا قصد انان به ایجاد اخلال گسترده و ایراد خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد و اگاهی و علم و اطلاع انان به مسموم بودن مشروبی که دراختیار دیگران گذاشته اند ثابت نیست کما اینکه به محض اطلاع از مسمومیت افرای از مصرف کنندگان به انان اطلاع داده اند که مشروب مسموم است. و از مصرف ان پرهیز نمایند و با وجود عدم احراز و قصد و علم بلکه محرز بودن عدم قصد جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد انهم بنحو گسترده و فقد اگاهی و علم متهمان به موثر بودن اقدامات انجام شده و عالم نبودن انان به مسموم بودن مشروب الکلی را که به افراد داده اند و افراد هم مصرف نموده اند رفتار مشارالیهما یعنی فرجامخواهان که از شمول ماده۲۸۶ قانون مجازات اسلامی یعنی افساد فی الارض که کیفر ان اعدام است. قطعا خارج و می تواند مشمول تبصره ماده مرقوم باشد. بنا به مراتب یاد شده رای فرجامخواسته درباره هر دو فرجامخواه م. ر. و ع. ا. ک. با استناد به بند ۴ ماده۴۶۹ ق ا د *لازم الاجرا از تاریخ ۹۴/۴/۱ خورشیدی نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه همعرض ارجاع می گردد.
    شعبه *
    مستشار م. ح. عضو معاون م. ع. ق.

  • شرط صحت اخذ برائت پیش از عمل توسط پزشک



    پیام: عدم تطبیق کیسه خون دریافتی از آزمایشگاه با گروه خون بیمار و عدم نظارت مناسب بر فرایند تزریق خون که منجر به فوت بیمار گردد، مصداق قصور پزشکی از نوع بی مبالاتی است.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۱۳۴۳۹000۶۴۸۸۲۷ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱۱/0۸ گروه رأی: کیفری

    رأی دادگاه بدوی

    به موجب کیفرخواست شماره **۰۱/۴/۲۵ اصداری از دادسرای عمومی وانقلاب *۱-خانم س. ا. ف. فرزند ر. ۲-خانم ش. م. ز. فرزند ح. جملگی متهمند به قتل غیرعمدی مرحوم م. ر. پ. ناشی از تقصیر به میزان هر کدام پنجاه درصد موضوع شکایت اولیا دم متوفی با وکالت خانم پ. ن. به این شرح که نامبرده ( متوفی ) جهت درمان به *مراجعه و پس از بستری شدن تزریق خون برای وی تجویز می گردد. و به جای تزریق خوت o+ به اشتباه خون گروه b+ تزریق و پس از حدود ۳۵ دقیقه از تزریق کیسه خون ناسازگار کادر درمان متوجه و عملیات درمانی موثر واقع نگردید.و منتهی به فوت بیمار می شود. دادگاه با توجه به محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده شکایت اولیای دم متوفی ، گزارش مرجع انتظامی ، نظریه بدوی و تکمیلی پزشکی قانونی ، ضمن اصلاح میزان مسئولیت کیفری هر یک از متهمان از ۵۰ درصد قصور به میزان ۱۵ درصد نسبت به ردیف اول و ۵ درصد نسبت به ردیف دوم منجر به فوت توجها به نظریه پزشکی قانونی که قصور کادر پزشکی در فوت متوفی را ۲۰ درصد تعیین و اعلام گردیده و مابقی ( ۸۰ درصد ) به زمینه مساعد بیماری پیشرفته سرطان پروستات و ضعف جسمانی شدید و سن بالا مرتبط بوده است.و تزریق این حجم خون ناسازگار در تمامی سنین مختلف ، با یا بدون بیماری زمینه ای اساسا کشنده نبوده و پس از قطع تزریق با بکارگیری تدابیر درمانی لازم ، می توان از بروز عوارض و عواقب جدی و مرگ پیشگیری نمود و کارشناس پرستاری شیفت شب ( ردیف اول ) به دلیل عدم تطبیق کیسه خون دریافتی از ازمایشگاه با گروه خون بیمار و عدم نظارت مناسب بر فرایند تزریق خون و ردیف دوم به دلیل عدم حصول اطمینان و سهل انگاری در تحویل خون رزرو شده بیمار به بخش ، مرتکب قصور پزشکی از نوع بی مبالاتی شده اند و دفاعیات غیرموجه نامبردگان و غیرموثر وکیل ردیف اول بزه انتسابی را محرز دانسته و با انطباق رفتار ارتکابی با مواد ۶۱۶ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات مصوب *۹ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ هر یک از متهمان مذکور را بابت جنبه عمومی جرم به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم لیکن به لحاظ فقدان سابقه کیفری به استناد مواد ۴۶-۵۲-۵۴ قانون اخیرالذکر قرار تعلیق اجرای مجازات را به مدت دو سال صادر و اعلام می گردد. در صورت ارتکاب جرایم موجب حد ، قصاص ، دیه یا تعزیر تا درجه هفت در مدت تعلیق علاوه بر اجرای مجازات جرم جدید مجازات معلق نیز اجرا می گردد. و در خصوص دیه متعلقه ظرف دو سال از تاریخ وقوع بزه ردیف اول را به پرداخت ۱۵ درصد و ردیف دوم ۵ درصد از یک فقره دیه کامل در حق اولیای دم محکوم و اعلام می گردد. رای صادره حضوری و ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر *می باشد.
    رییس شعبه *– م. بی پروا

  • مطالبه خسارات وارد بر راننده در حال مستی



    پیام: رانندگی در حالت مستی موثر در وقوع حادثه که به تایید نیروی انتظامی یا پزشکی قانونی یا دادگاه رسیده باشد، از شمول پرداخت به راننده مقصر حادثه خارج است و خسارات وارد بر مشارالیه قابل مطالبه نمی باشد.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۱۴0۳۹000۲۹۷0۸۵ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱۱/۱۱ گروه رأی: حقوقی

    رأی دادگاه بدوی

    درباره دادخواست خواهان اقای ج. ق. فرزند ا. با وکالت اقای ا. ب. پ. ل. به طرفیت خوانده سازمان *با نمایندگی اقای م. ب. به خواسته مطالبه خسارت ناشی از حادثه رانندگی یک دستگاه کامیون به شماره انتظامی ایران ۴۳ ۷۶۱ع ۵۴ به انضمام مطالبه خسارات دادرسی بدین شرح که وکیل خواهان مدعی است.موکل یک دستگاه کامیون کشنده ولوو fh مدل ۱۳۹۶ به شماره انتظامی *۴۳ ۷۶۱ع ۵۴ رنگ سفید را نزد سازمان *برابر سازمان *نامه بدنه شماره ۱۴۰۰/۶/ */۱۰۴ مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۹به مبلغ۷۴٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال تحت پوشش سازمان *قرار داده که پس از چندی بر اثر واژگونی کامیون موصوف دچار خسارت شده و پس از گزارش حادثه و ترسیم کروکی توسط مراجع نیروی انتظامی و پلیس راهنمایی و رانندگی و مراجعه به شرکت سازمان *و تشکیل پرونده و سیر مراحل قانونی ، شرکت سازمان *با این استدلال که راننده مسبب حادثه در حین رانندگی شرب خمر نموده و همچنین گزارش نیروی انتظامی عوض شده بدون اثبات هیچ یک از این ادعاها در مراجع محترم قضایی یا پزشکی قانونی چنانچه در متن قانون به صراحت اعلام شده و صرف اعلام اورژانس بیمارستان مبنی بر مصرف الکل فرد اسیب دیده که سرنشین بوده از پرداخت خسارت به موکل استنکاف نموده در حالیکه موکل برای چنین روزی و با اعتماد به سازمان *گر و جلب اعتماد موکل توسط ایشان اقدام به انعقاد قرارداد سازمان *بدنه نموده است؛ خوانده در مقام دفاع اظهار داشته خواهان اقای ج. ق. ش. ، خودروی کامیون کشنده ولوو به شماره *نزد شرکت سازمان *از تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۸ تا ۱۴۰۱/۱۲/۲۸ سازمان *بدنه نموده و حسب گزارش خبر به شماره ۵۰۰۰۸۲۷۱۷۴۸ پرونده ۱۴۰۱٫۹۰۵۶٫۵۴۰۲۰۵٫۴ نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ، خودرو وی در تاریخ ۱۴۰۱/۲/۱۴ در *واژگون شده و برخلاف گزارش های بعدی که هم اکنون مستند خواهان قرار گرفته ، راننده زمان وقوع حادثه شخص اقای ج. ق. ش. بوده که هم خودرو و هم سازمان *نامه به نام وی می باشد. همچنین ستواندوم اقای م. ر. ا. از افسران *که شاهد حادثه بوده در اظهاراتی کتبی بیان نموده که در ساعت ۶ صبح روز ۱۴۰۱/۲/۱۴ در حال عزیمت به *بوده و شخصا در محل واژگونی خودرو حاضر شده و مشاهده نموده که راننده در داخل خودرو گیر کرده و شخص دیگری هم در داخل ماشین نبوده و راننده فردی ۴۰ ساله بوده که صورت و دست و پایش مصدوم شده بود و سپس به محل کار خود در *مراجعه نموده و از صحنه چند تا عکس گرفته است.بنابراین راننده در زمان وقوع حادثه شخص اقای ج. ش. بوده که با اطلاعات ارائه شده از جانب جناب اقای ر. ا. منطبق می باشد. مضافا حسب گزارش های بیمارستانی شخص مصدوم اقای ج. ق. ش. مصرف الکل داشته که در گزارش اورژانس بیمارستان نیز به مسمومیت الکلی وی اشاره شده که همه این موارد نشانگر ان است.که راننده در زمان وقوع حادثه الکل مصرف نموده و حالت عادی و طبیعی نداشته و مطابق بند ۶ ماده ۵ فصل سوم شرایط عمومی قرارداد سازمان *به شماره ۱۴۰٫۶٫۱۱۶٫۳۱۸۰۶٫۱۰۴ خسارت های ناشی از حوادثی که طبق گزارش مقامات ذی صلاح به علت مصرف مشروب الکلی و یا استعمال مواد مخدر یا روان گردان توسط راننده موضوع سازمان *بوجود امده باشد. ، مستثنی شده و قابل پرداخت نمی باشد. بعلاوه از قرار معلوم در گزارش های بعدی فردی دیگر به نام م. ا. ش. در تاریخ ۱۴۰۱/۲/۱۷ یعنی سه روز بعد از حادثه به عنوان راننده معرفی شده که صدمه ندیده است. بدیهی است.ورود وی در حادثه برای استفاده از مزایای قرارداد سازمان *به نفع اقای ج. ق. ش. به دلیل مستی بوده و دلیل دیگری ندارد. و ملاحظه عکس های خودرو بعد از حادثه نیز به گونه ای است.که هر شخصی در جایگاه راننده حضور داشته باشد. مصدوم شده و اسیب می بیند؛ دادگاه ضمن استعلام از پزشکی قانونی پیرامون مسمومیت الکلی و شرب خمر توسط خواهان در زمان رانندگی ، قرار استماع شهادت شهود صادر که پزشکی قانونی ضمن ارسال نظریه معاینه فرد مصدوم و وجود صدمات و جراحات در دست و پا و صورت وی ، اعلام کرده که مطابق مندرجات پرونده بالینی وی ، اقای ج. ق. ش. در تاریخ ۱۴۰۱/۲/۱۴ پذیرش بیمارستانی داشته که قبل از حادثه ، الکل مصرف کرده بطوریکه در برگه پذیرش و خلاصه ترخیص ، تصادف با مسمومیت الکل قید گردیده است؛ همچنین خوانده از معرفی و حاضر کردن شهود به دلیل نظامی بودن و ضرورت رعایت تشریفات مربوط به احضار و دعوت به دادرسی در مراجع قضایی ، اظهار عجز نموده است؛ به هر روی باتوجه به ملاحظه اوراق پرونده و استماع اظهارات طرفین در جلسه دادرسی و پاسخ استعلام صورت گرفته از پزشکی قانونی اولا حسب گزارش خبر تنظیمی از سوی مامور نیروی انتطامی مندرج در صفحه ۳۷ به عنوان اولین گزارش مربوط به واژگونی که باتوجه به نزدیکی فاصله واژگونی با اعلام خبر از روایی و اعتبار بالایی برخوردار است.در زمان واژگونی ، شخص اقای ج. ق. رانندگی کامیون را برعهده داشته که دچار جراحات نیز شده و جهت مداوا به بیمارستان اعزام شده است؛ ثانیا یکی از افسران ایستگاه پلیس راهور که شاهد و ناظر وقوع واژگونی بوده بلافاصله در صحنه تصادف حاضر و مشاهدات خود را طی صورتجلسه مندرج در صفحه ۳۶ مکتوب و اعلام کرده که شخص راننده حدود ۴۰ ساله در درون کامیون بود و دچار جراحات از ناحیه دست و پا و صورت شده بود و شخص دیگری درون ماشین نبوده است؛ ثالثا مطابق پرونده بالینی مندرج در صفحات ۳۲ الی ۳۵ ، شخص راننده به علت ورود جراحات و صدمات به بیمارستان اعزام که ضمن بستری در بیمارستان و پس از معاینه از سوی پزشک اعلام شده که مصرف الکل داشته است؛ رابعا براساس پاسخ استعلام این شعبه از پزشکی قانونی ، شخص راننده به نام اقای ج. ق. به پزشکی قانونی مراجعه و به دلیل ورود جراحات و صدمات ، معاینه شده و در پایان گواهی پزشکی قانونی اعلام شده که مطابق مندرجات پرونده بالینی وی ، اقای ج. ق. ش. در تاریخ ۱۴۰۱/۲/۱۴ پذیرش بیمارستانی داشته که قبل از حادثه ، الکل مصرف کرده بطوریکه در برگه پذیرش و خلاصه ترخیص ، تصادف با مسمومیت الکل قید گردیده است؛ خامسا کامیون و سازمان *نامه ان به نام اقای ج. ق. است.و طبعا مالک وسیله نقلیه ، رانندگی ان را نیز برعهده دارد. که مالکیت کامیون و ثبت سازمان *نامه به نام مالک ، اماره قضایی بر رانندگی اقای ج. ق. است.بنابراین از یک سو جملگی مدارک و فوق بویژه مصدوم و مجروح بودن راننده پس از واژگونی و اعزام وی به بیمارستان و نامه پزشکی قانونی و پرونده بیمارستانی ، حکایت از ان دارد. که شخص اقای ج. ق. رانندگی کامیون را در زمان واژگونی برعهده داشته و به لحاظ ورود جراحات وارده در اثر واژگونی به بیمارستان اعزام شده و در بیمارستان ، تصادف به جهت مسمومیت الکلی و مصرف الکل تشخیص داده شده و از سوی دیگر مطابق بند ۶ ماده ۶ از فصل سوم شرابط عمومی قرارداد سازمان *، خسارتهای ناشی از حوادثی که طبق گزارش مقامات ذی صلاح به علت مصرف مشروبات الکلی و یا استعمال مواد مخدر یا روان گردان توسط راننده موضوع سازمان *بوجود امده باشد. در زمره خسارتهای غیرقابل جبران قلمداد و جبران خسات خارج از تعهدات سازمان *گر خواهد بود؛ مضافا مطابق بند ب ماده ۱۵ قانون سازمان *اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه ، رانندگی در حالت مستی موثر در وقوع حادثه که به تایید نیروی انتظامی یا پزشکی قانونی یا دادگاه رسیده باشد. از شمول پرداخت به راننده مقصر حادثه خارج است.بنابراین دادگاه با احراز رانندگی اقای ج. ق. در زمان واژگونی و مصرف الکل در زمان رانندگی ، ادعای خواهان را ثابت ندانسته به استناد مواد فوق و نیز ماده ۱۹۷ قانون ایین دادرسی مدنی و مواد ۱۲۵۷٫۱۳۲۱ و ۱۳۲۴ قانون مدنی حکم بر بی حقی خواهان صادر می نماید. رای صادره ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر *است.
    ر. س.
    رییس شعبه *درع.

  • قواعد تعدد در جرایم اطفال و نوجوانان



    پیام: چنانچه ثابت شود استفاده از چاقو برای قتل مجنی علیه بوده است و نه به منظور قدرت نمایی و تهدید، مرتکب صرفا به مجازات قتل محکوم می شود و عنوان مجرمانه ی قدرت نمایی با چاقو، منتفی است.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۱۳0۳۹000۹۴۳۲0۱0 تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱0/۲۸ گروه رأی: کیفری

    رأی دادگاه بدوی

    در خصوص اتهام م. ا. ق. معروف به م. ژ. با وکالت ا. ب. دایر بر مباشرت در قتل عمدی مرحوم ح. ا. با ضربات چاقو و قدرت نمایی با چاقو ، موضوع شکایت اولیای دم بنامان خ. ا. ( پدر ) و ا. ا. ( مادر ) با وکالت ح. ع. ، موضوع از این قرار است.که در تاریخ ۱۳۹۸/۰۴/۳۰ نزاعی بین متهم و مرحوم ح. ا. درمی گیرد که مرحوم ح. در اثر ضربه چاقوی وارد شده توسط متهم فوت می نماید. پ. س. که همراه مرحوم ح. بوده ، بیان داشته است.که من به همراه ح. ا. از باشگاه خارج شدیم ساعت حدود ۱۰/۳۰ دقیقه بود که در اخر *بودیم که م. ا. هم روی موتور بود البته ترک نشین هم داشت ( م. ا. منکر وجود ترک نشین در موتور شده است ) که ح. به م. نگاه کرد و او هم به ح. نگاه کرد سپس م. ا. به ح. فحش مادری داد که چرا نگاه می کنی ، سپس ح. ماشین را نگه داشت و م. هم موتور را زمین انداخت و به سمت ح. حمله ور شد که ح. یک مشت به م. ا. زد که م. ا. زمین خورد و سپس بلند شده از کمر خودش یک عدد چاقوی بیست سانتی با دسته چوبی قهواه ای بیرون کشید و مستقیما به شکم ح. زد و ح. دست خودش را به شکمش گذاشت و م. موتور را جا گذاشته و فرار کرد من هم ح. را سوار ماشین کردم تا به بیمارستان ببرم که در مسیر بیمارستان تصادف کردم و ماشین روشن نشد و سپس با یک ماشین دیگر او را به بیمارستان بردند من هم کنار ماشین ماندم تا به تعمیرگاه منتقل نمایم ظاهرا در بیمارستان ح. فوت شده بود. او در خصوص علت درگیری گفته است.که انها از قبل با هم خصومت داشتند. م. ا. در تحقیقات اولیه ( ص ۶ ) منکر زدن مرحوم ح. شده و بیان کرده که در زیر *چند نفر به بنده حمله ور شده و مرا زدند و علت انرا نمی دانم و انها را نمی شناختم من مصدوم شدم و در *دیدم یکی از انها را هم به بیمارستان اورده اند پ. س. در اظهارات بعدی هم گفته است.که ( ص ۱۸ و ۲۷ ) در *[ *که دعوا در انجا رخ داده حدود ۵۰ متر و شاید بیشتر فاصله دارد.] ح. با م. ا. چشم تو چشم شد و م. فحش داد بعد درگیری در زیر *انجام گرفت ح. از ماشین پیاده شد و به م. گفت چرا فحش میدهی که یک مشت طرف م. انداخت و او زمین خورد و سپس از بغل خود چاقو کشیده و به شکم ح. فرو برد. م. ا. در تحقیقات بعدی گفته است.که ح. به همراه پ. با ماشین جلوی مرا گرفتند و هر دو با چاقو به من حمله ور شدند ابتدا مرا با چاقو مورد ضرب و جرح قرار دادند ولی من انها را نردم ( ص ۲۰ ) لکن در ادامه گفته است.که واقعیت این است.که من با ح. درگیر شدم چاقو دراوردم و ح. را با چاقو زدم و سپس با کمک مردم به بیمارستان منتقل شدم. از او سیوال شده که چاقو را به کجای ح. زدید که گفته است.دقیق نمی دانم ح. را نمی شناختم ولی پ. را می شناختم انها مرا با چاقو زدند و من هم ح. را با چاقو زدم. نامبرده در تحقیقات بازپرس در مورخ ۱۳۹۸/۰۴/۳۱ ضمن پذیرش زدن ح. با چاقو ، بیان داشته است.که از خودم دفاع کردم. ع. ر. ز. که در زیر *روی چرخ دستی باقلوا می فروخته و شاهد نزاع بوده گفته است.که من انجا مشغول کار بودم که یک پرشیا با دو سرنشین و یک موتورسیکلت با یک سرنشین نگه داشتند و بشدت همدیگر را مورد ضرب و شتم قرار دادند و م. معروف به م. ژ. تمام وسایل بنده را که روی فرغون بود به طرف متوفی پرتاب کرد شخص متوفی از ناحیه شکم و گلو مصدوم شده بود اضافه کرده است.که در مرحله اول درگیری دو نفر از پرشیا پیاده شده و با مشت و لگد به سروصورت م. ژ. زدند و ایشان را زمین انداختند و بعد ان نیز م. ژ. ح. ا. را مورد ضرب و جرح قرار داد پس از اتمام دعوا در زمین یک چاقو دیدم و تحویل مامورین دادم او اضافه کرده است.اول درگیری بین سه نفر بود م. ژ. که افتاد دوست ح. امد و چند لگد به او زد و فرار کرد و سپس درگیری بین م. ا. و ح. ادامه یافت که همدیگر را می زدند که پس از ان ح. ا. با اتفاق دوستش رفت و یک دستگاه پراید هم امده و م. ژ. را برداشت و برد وکیل متهم در مدافعات خود بیان داشته است.که ح. ا. و دوستش با چاقو به موکل ( متهم ) حمله کرده اند و او ناچار از خود دفاع کرده و چاقویی را که بخاطر شغلش همراه داشته ( شغل متهم فروش پارچه مبل است ) دراورده و از خود دفاع کرده است. اضافه کرده است.که وقتی پ. دوست ح. او را داخل ماشین گذاشته و برده در بین راه تصادف دیگری کرده اند و شاید ضربه چاقو انجا به ح. وارد شده است. از نظر دادگاه انکار اولیه متهم و توسل وی به دفاع مشروع و مدافعات وکیل او و بیان اینکه موضوع از مصادیق دفاع مشروع است.با واقعیات موجود پرونده و شرایط دفاع مشروع در قانون مجازات اسلامی انطباق نداشته و مطلقا قابل پذیرش نمی باشد. بنا به دلایل زیر: ۱ ) برخلاف انکار اولیه متهم که ضربه ای به مرحوم ح. ا. نزده و برخلاف ، اظهارات وکیل متهم ( ص ۵ – سطر نهم لایحه ا. ب. ) که بیان داشته معلوم نگردیده مرحوم به چه نحوی مجروح شده ، از لابلای صفحات پرونده کاملا مبرهن و مشخص است.که ضربه چاقو به قلب و شکم مرحوم ح. توسط م. ا. وارد شده است ، زیرا م. ا. بر خلاف انکار اولیه ، در اظهارات بعدی خود بصراحت تمام بیان داشته که در درگیری من چاقو دراورده و ح. را با چاقو زدم ( ص ۲۰ – ۲۱ – ۲۳ – ۱۱۹ و … ) ضمنا اظهارات پ. س. نیز کاملا حکایت از زدن ضربه چاقو توسط متهم به مرحوم ح. ا. دارد. ۲ ) برخلاف ادعای وکیل متهم ، بعد از اینکه پ. س. ، مرحوم ح. را سوار ماشین کرده تا به بیمارستان ببرد با یک ماشین تصادف کرده و اصلا انجا دعوایی صورت نگرفته است. از صحنه تصادف فیلمی تهیه شده که ضمیمه پرونده است.و در انجا هیچ درگیری صورت نمی گیرد. از طرف دیگر ایا معنی دارد. که انجا ح. ا. در جای دیگر با شخصی دعوا کند و توسط او با چاقو مصدوم شود. و او را رها کرده علیه م. ا. شکایت کند؟ م. ا. به دعوا با ح. و زدن چاقو به او اقرار صریح کرده است.و ادنی دلیلی وجود ندارد. که نامبرده در جای دیگر مصدوم شده باشد. ۳ ) مطابق تحقیقات صورت گرفته متهم و مرحوم ح. سابقه اختلاف داشته اند و الا دلیلی ندارد. که با صرف نگاه کردن دعوایی بین انها رخ دهد که در عرض چند ثانیه منجر به قتل مرحوم ح. توسط م. ا. شود. بر فرض هم که بگوییم م. ا. شناختی از مرحوم ح. نداشته ، باز این امد دلیل موجهی نمی شود. که نامبرده مبادرت به دعوا کرده و با ضربه چاقو او را به قتل برساند ۴ ) مطابق نظریه پزشکی قانونی ( ص ۶۰ ) م. ا. مبتلا به اختلال شخصیت گروه b ( عمدتا ضد اجتماعی – مرزی ) می باشد. و اوضاع و احوال دعوا کاملا نشان میدهد که نامبرده به صرف یک نگاه کردن ح. ا. به خودش به او اعتراض کرده ، فحش داده و نزاعی بین انها شروع شده و بلافاصله با کشیدن چاقو ، ح. ا. را به قتل رسانده است. نحوه دعوا ، نحوه عمل متهم اثبات کننده نظریه پزشکی قانونی است. ۵ ) مطابق اظهارات ع. ر. ز. ( که در سطر بالا به اظهارات وی اشاره شد ) در دعوای اول ، نزاع بین ح. و دوستش پ. از یک طرف و م. ا. در طرف دیگر بود ، لکن در نزاع دوم که منجر به قتل ح. ا. شده ، تنها ح. و م. ا. باهم نزاع می کرده اند و اصلا بحث حمله از طرف ح. و دوستانش ( ؟ ) به م. ا. نبوده است. ۶ ) برخلاف اظهارات وکیل متهم ، اصلا نزاع در زیر پل شروع نشده ، بلکه شروع نزاع از *فاصله دارد. شروع شده و طرفین در زیر *ماشین و موتورسیکلت را نگه داشته و نزاع فیزیکی کرده اند. اگر م. ا. می خواست از نزاع پرهیز کند خیلی راحت می توانست با موتورسیکلت خود از انجا دور شود. تا نزاعی صورت نگیرد. ۷ ) م. ا. ( ص ۲۱ ) گفته است.که با چاقویی که همیشه همراه داشتم ح. را زدم. ایا همراه داشتن همیشگی چاقو حکایت از روحیه ضد اجتماعی و مرزی متهم که پزشکی قانونی به ان اشاره کرده نمی کند؟ کدام ادم عاقلی همیشه چاقو به همراه خود دارد. وکیل متهم مدعی شده که متهم چاقویی را که بخاطر شغل خود همیشه همراه داشته ( شغل متهم فروش پارچه مبل است ) در نزاع دراورد ( ص ۵ لایحه دفاعیه ا. ب. ) . سیوال این است.که ایا پارچه مبل را با چاقو برش می دهند؟ ایا م. ا. موقع رفتن به صرف باقلا ، پارچه مبل همراه داشته تا چاقو برای بریدن ان لازم داشته باشد.؟ ۸ ) متهم م. ا. دارای سوابق کیفری متعدد در جرایم خشن ( از جمله شرکت در ادم ربایی – تهدید با چاقو – بردن اموال شاکی – ایراد ضرب عمدی – شرب خمر – اخلال در نظم عمومی – قدرت نمایی با چاقو – تخریب و … ) است. ( ص ۱۶۲ تا ۱۶۶ ) و همه اینها نشان میدهد که نامبرده دارای شخصیت ضد اجتماعی است.و در طول عمر خود تابع قانون و مقررات نبوده است. ۹ ) برخلاف اظهار متهم و وکیل وی دایر بر اینکه نامبرده متوسل به دفاع مشروع شده است. نامبرده در یک مکان بسیار شلوغ ( زیر *بوده و از اول صبح تا اخرهای شب ترافیک بسیار سنگینی در انجا حاکم است ) و در ساعت اعلامی برای نزاع هم انجا خالی و خلوت نبوده است. نامبرده سوار بر موتور بوده و بنابراین بر فرض تهاجم از طرف مقتول و دوستش خیلی راحت می توانست فرار کند. ۱۰ ) پرتاب کردن وسایل باقلا فروشی از طرف م. ا. به ح. نه برای دفاع از خود ، بلکه در راستای روحیه ستیزه جویی متهم بوده است.که هر چه بدستش می رسیده را به طرف مرحوم ح. ا. پرتاب می کرده و در اخر هم با فرو بردن چاقو به شکم مرحوم باعث فوت او شده است. نامبرده اگر می خواست از خودش دفاع کند خیلی راحت می توانست انجا از دست ح. ا. فرار کند و از مردم که همیشه انجا هستند کمک بطلبد. ۱۱ ) اظهارات فروشنده باقلا حکایت از این می کند که نزاع در اخر بین م. ا. و ح. ا. بوده است.و ح. ا. در موقعیت غالب نبوده که م. ا. برای دفاع از خود متوسل به کشیدن چاقو و قتل وی شود. نامبرده می توانست از قسمت های دیگر بدن مقتول که منجر به قتل نشود. ضربه وارد کند تا مانع تهاجم ادعایی شود. ۱۲ ) بین اظهارات وکیل متهم که گفته موکل او متوسل به دفاع مشروع شده و در جای دیگر گفته که مشخص نیست جراحت توسط چه کسی وارد شده و شاید از صحنه نزاع که رفته و در جای دیگر تصادف کرده اند ، انجا مصدوم شده ، تعارض اشکار وجود دارد. اگر بگوییم دفاع مشروع کرده ، پس باید وارد شدن جراحت از طرف متهم را قبول کنیم و اگر بگوییم در جای دیگر و توسط شخص دیگر مصدوم شده ، دیگر بحث توسل به دفاع مشروع بلاوجه است. ۱۳ ) مطابق نظریه پزشکی قانونی ( ص *) برخی از صدمات وارده به م. ا. در حالت غیرمنازعه و در حقیقت با رضایت شخص ایجاد شده است. ایا این امر اثبات نمی کند که نامبرده بعد از قتل مرحوم ، تلاش داشته صحنه را طوری نشان دهد که مورد حمله قرار گرفته و ناچارا از خودش دفاع کرده است؟ ایا این امر مدافعات متهم و وکیل او را زیر سیوال نمی برد که اصلا بحث دفاع در مقابل حمله مطرح نبود ، بلکه به صرف نگاه کردن ح. ا. به م. ا. نامبرده با توجه به روحیه خشن خود عصبانی شده و فحاشی کرده و جریان را به نزاع و سپس قتل کشانده است.و سپس تلاش کرده جریان قتل یک بی گناه را تحت عنوان دفاع مشروع جلوه دهد؟ ۱۴ ) متهم مسوول اعمال و رفتار خود می باشد. ( ص ۶۱ ) هر چند دارای شخصیت ضد اجتماعی و مرزی است. ۱۵ ) مطابق نظریه پزشکی قانونی ( ص ۴۲ ) علت فوت شوک هموراژیک به علت حونریزی داخلی و خارجی در اثر اصابت جسم نوک تیز و برنده به گردن و قفسه سینه تعیین شده است. ۱۶ ) متهم نه یک ضربه که چند ضربه و ان هم به نقاط حساس بدن مقتول که عموما و عادتا منجر به قتل میشود. وارد کرده است.و این نشان میدهد که اگاهانه و به قصد کشتن مرحوم انها را وارد کرده است.و الا دلیلی نداشت که یک ضربه به قفسه سینه و یک ضربه به گردن بزند. اگر هدف دفاع مشروع بود می توانست به نقاط غیر کشنده بدن ح. ا. ضربه وارد کند. ۱۷ ) در تحقیقات بعمل امده ، اخلاق و رفتار متهم مطلقا مورد تایید قرار نگرفته است.و استشهادیه تقدیم شده توسط همسایگان مغازه متهم که گفته اند نامبرده مرتکب خلاف و درگیری نمی شود. ، اثبات کننده حسن اخلاق نامبرده نیست و سوابق کیفری متهم و سایر اوراق پرونده و گواهی پزشکی قانونی اثبات کننده این است.که متهم دارای حسن اخلاق نبوده است. بنا به مراتب بالا نظر به شکایت شکات و تقاضای قصاص از جانب انها ، نظریه پزشکی قانونی دایر بر اینکه متهم مسئول اعمال و رفتار خود است ، نظریه پزشکی قانونی دایر بر اینکه علت تامه فوت شوک هموراژیک به علت خونریزی داخلی و خارجی در اثر اصابت جسم نوک تیز و برنده به گردن و قفسه سینه اعلام شده ، موجه شناخته نشدن مدافعات متهم و وکیل وی دایر بر اینکه بخاطر دفاع مشروع مرتکب قتل شده و با لحاظ سایر قراین و امارات و اوضاع و احوال پرونده و با حصول علم برای اعضای دادگاه از جمیع اوراق پرونده که در سطور بالا مستدلا بانها اشاره شد مستندا به مواد ۱۶۰ – ۲۱۱ – بند الف *قانون مجازات اسلامی نامبرده را به قصاص نفس از طریق اویختن به چوبه دار در محوطه زندان *محکوم می نماید. و اما در خصوص اتهام دیگر وی دایر بر قدرت نمایی با چاقو نظر به اینکه چاقو را متهم نه برای قدرت نمایی بلکه برای قتل مرحوم بیرون کشیده است.و نامبرده بخاطر قتل عمدی به قصاص نفس محکوم شده ، لذا بخاطر فراهم نبودن شرایط اتهام قدرت نمایی با چاقو باستناد حکومت اصل برائت و اصل ۱۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری رای بر برائت صادر می کند. این رای حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد.
    رییس و مستشار شعبه *
    ح. ن. ع. د.

  • اعتبار نظریه کمیسیون پزشکی قانونی



    پیام: عدم احراز صدمه وارده توسط کمیسیون پزشکی قانونی مرتبط با حادثه موضوع شکایت، که قبلا توسط پزشکی قانونی تأیید و احراز شده است به معنی عدم وقوع صدمه و جرح در طی حادثه مذکور نبوده و اقدام دادگاه در صدور حکم محکومیت مبتنی بر علم و سایر قرائن و امارات، منطبق با قانون است.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۱۱۲۳۹000۹۸۶۷۵۷ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱۱/۱۱ گروه رأی: کیفری

    رأی دادگاه بدوی

    شاکی:
    خانم م. ر. فرزند ح. با وکالت اقای ح. ع. فرزند ع. به نشانی *و اقای س. ا. ح. فرزند س. به نشانی *
    متهمین:
    ۱. اقای س. ا. فرزند ا. با وکالت اقای خ. ح. فرزند ا. به نشانی *
    ۲. اقای ح. ا. فرزند غ. با وکالت اقای ع. ر. فرزند غ. به نشانی *
    اتهام: ضرب و جرح عمدی
    گردشکار: به تاریخ ۱۴۰۱/۱۱/۰۸ در وقت مقرر جلسه شعبه *به تصدی امضایکنندگان ذیل تشکیل و پرونده کلاسه فوق الذکر تحت نظر است. دادگاه با بررسی محتویات پرونده با استعانت از خداوند متعال و تکیه بر شرف و وجدان بشرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید.
    ” رای دادگاه”
    درخصوص اتهام ح. ا. فرزند غ. ح. با وکالت ع. ر. دایر بر ضرب و جرح عمدی منجر به شکستگی موضوع شکایت م. ر. فرزند ح. با وکالت ح. ع. و س. ح. ا. ح. ؛ دادگاه با عنایت به مجموع اوراق و محتویات پرونده و گواهی پزشکی قانونی ارائه شده ازسوی شاکی اظهارات گواهان در دادسرا و دادگاه همچنین در چندین گواهی پزشکی قانونی شاکی به تالم ناحیه پهلو و سینه اشاره شده و عدم احراز شکستگی دنده مرتبط با حادثه موضوع شکایت توسط کمیسیون پزشکی قانونی را نمی توان به منزله این دانست که شکستگی در زمان دیگری اتفاق افتاده است.بلکه با توجه به محتویات پرونده و قرائن موجود و اظهار نظر ان ، توسط پزشک قانونی شهرستان که مقرون به واقع می باشد. و علم دادگاه به شکستگی دنده در این اتفاق بزهکاری ایشان محرز بوده دادگاه مستند به ماده ۶۵۳ از قانون مجازات اسلامی کتاب دیات و مواد ۶۱۴ و ۳۷ و بند ث ماده ۳۸ از قانون مجازات اسلامی به لحاظ جوانی و شغل متهم ، متهم ح. ا. را به پرداخت یک صدم دیه کامل بابت شکستگی دنده هشتم غیر محیط بر قلب سمت راست در حق شاکی و به پرداخت دویست میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت بدل از حبس محکوم می نماید. اما راجع به اتهام س. ا. فرزند ا. با وکالت خ. ح. دایر بر ضرب و جرح عمدی منجر به شکستگی موضوع شکایت م. ر. فرزند ح. با وکالت ح. ع. و س. ح. ا. ح. نظر به نبودن قرائن یا دلیلی که موجبات علم دادگاه بر بزهکاری متهم را فراهم اورد به علت نبودن دلیل کافی علیه متهم بزهکاری متهم محرز نبوده دادگاه مستند به ماده ۴ ان قانون ایین دادرسی کیفری رای بر برائت متهم صادر و اعلام می گردد.رای صادر شده حضوری بوده و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاههای تجدیدنظر استان می باشد.

  • نهاد ارفاقی در ایراد قتل یا ایراد صدمات غیر عمدی ناشی از تصادفات



    پیام: با عنایت به اقرار و همکاری ، حسن سابقه و فقدان سابقه کیفری متهم و نیز با عنایت به بیمه بودن خودرو موصوف و جبران خسارت از طرف شرکت بیمه قرار تعلیق اجرای مجازات جزای نقدی متهم به مدت یک سال صادر و اعلام می گردد.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۱۳۳۹۲0000۷0۳۱۳۷ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱۱/۱۳ گروه رأی: کیفری

    رأی دادگاه بدوی

    پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
    شاکی: خانم م. خ. فرزند ا.
    متهم: اقای م. ر. پ. فرزند ش. به نشانی *
    اتهام ها: ۱. ایراد صدمه بدنی غیر عمدی بر اثر تصادف رانندگی۲. ایراد صدمه بدنی غیر عمدی بر اثر تصادف رانندگی ( جنبه عمومی جرم )
    گردشکار : ملاحظه می گردد. در خصوص اتهام اقای م. ر. پ. فرزند ش. دائر بر بی احتیاطی در امر رانندگی منجر به ایراد صدمه بدنی غیر عمدی ، حسب دستور ریاست محترم حوزه قضایی نهبندان پرونده به این شعبه ارجاع و ثبت گردیده است. علیهذا ، دادگاه باتوجه به جمیع اوراق و محتویات پرونده کفایت و ختم دادرسی را اعلام و با استعانت از خدای متعال و تکیه بر وجدان و شرف به شرح اتی مبادرت به صدور رای می نماید.
    * رای دادگاه *
    در خصوص اتهام اقای م. ر. پ. فرزند ش. ، به شماره ملی*متولد: ۱۳۶۴/۱۰/۰۱ شغل: ا. وضعیت تاهل: متاهل تابعیت: *مذهب: شیعه ، فاقد سابقه کیفری ، ا. با صدور قرار التزام به حضور با تعیین وجه التزام دائر بر بی احتیاطی در امر رانندگی منجر به ایراد صدمه بدنی غیر عمدی موضوع گزارش مرجع انتظامی و شکایت خانم م. خ. فرزند ا. و کیفرخواست شماره *مورخه ۱۴۰۱/۱۰/۱۷ با این توضیح که در مورخ ۱۴۰۱/۰۳/۱۵ در پی اعلام مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ مبنی بر تصادف جرحی مامورین به محل اعزام که مشاهده گردیده در کیلومتر ۱۰ *یک فقره تصادف فی ما بین یک دستگاه خودروی پراید به شماره انتظامی *به رانندگی متهم فوق و سرنشینی شاکی و یک دستگاه پژو ۴۰۵ به رانندگی فردی به نام ع. ا. ب. حادث گردیده که در اثر این تصادف شاکی دچار اسیب می شود. در ادامه افسر کارشناس تصادفات در صحنه حاضر و علت تامه تصادف را بی احتیاطی از جانب راننده سواری پراید به شماره فوق به علت انحراف به چپ تشخیص داده که نظریه مذکور مصون از ایراد و اعتراض مانده است. علی ایحال این مرجع وقت فوق العاده جهت رسیدگی به پرونده واصله تعیین که طرفین حاضر و اظهارات خود را بیان نموده ، حال دادگاه با عنایت به ۱ ) گزارش مرجع انتظامی۲ ) شکایت شاکی ۳ ) نظریه افسر کارشناس تصادفات که مصون از ایراد و اعتراض مانده است. ۴ ) نظریه پزشکی قانونی ۵ ) اقرار صریح متهم در دادسرا و دادگاه؛ بزه انتسابی به ایشان را محرز و مسلم تشخیص داده لذا مستندا به ماده ۷۱۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ و ماده ۴۴۸ ، ، ۴۸۸٫۷۱۴٫۷۰۹ و ۷۱۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و مواد ۹ و ۱۳ و ۳۲ و ۳۳ از قانون بیمه اجباری خسارت وارده به شخص ثالث ناشی از حوادث وسیله نقلیه ، اولا از بابت جنبه عمومی جرم با در نظر گرفتن مواد ۶۸ و۸۳ و ۸۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ و تصویب نامه مورخه ۱۳۹۹/۱۱/۰۸ هییت وزیران مبنی بر تعدیل میزان مبالغ جزای نقدی جرایم و تخلفات مندرج در قوانین و مقررات مختلف حکم بر محکومیت متهم به پرداخت جزای نقدی به میزان پانزده میلیون ریال بدل از ۱۵ روز حبس تعزیری صادر و اعلام می گردد. و همچنین از بابت جنبه خصوصی جرم ، حکم بر محکومیت متهم به پرداخت دیه صدمات وارده به شاکی خانم م. خ. فرزند ا. شامل: ۱. سه صدم دیه کامل مجموعا بابت سه خراشیدگی حارصه پیشانی ( سه مورد حارصه ) ۲. نیم درصد از دیه کامل بابت خراشیدگی حارصه قدام ران پای راست ۳. یک و نیم هزارم دیه کامل بابت کبودی خلف ران پای راست صادر و اعلام می گردد. که متهم مکلف به پرداخت صدمات ظرف مهلت دو سال قمری از زمان ایراد صدمات در حق شاکی خصوصی می باشد. و موظف بوده در پایان هر سال نسبت به پرداخت حداقل نصف ان اقدام نماید. نهایتا با عنایت به اقرار و همکاری ، حسن سابقه و فقدان سابقه کیفری متهم و نیز با عنایت به بیمه بودن خودرو موصوف و جبران خسارت از طرف شرکت بیمه مربوطه به استناد مواد ۴۰٫۴۶٫۴۹٫۵۱ و ۵۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ قرار تعلیق اجرای مجازات جزای نقدی متهم به مدت یک سال صادر و اعلام می گردد. هرگاه محکوم از تاریخ صدور قرار تا پایان مدت تعلیق مرتکب جرم عمدی موجب حد ، قصاص ، دیه و یا تعزیر تا درجه ۷ شوند علاوه بر مجازات جرم اخیر مجازات معلق نیز درباره وی اجرا می شود. بدیهی است. محکومیت متهم نافی مسئولیت شرکت بیمه مربوطه نخواهد بود.رای صادره حضوری و با عنایت به میزان دیات مستند به ماده ۴۲۷ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ قطعی می باشد.
    ص. ف. دادرس شعبه *

  • تبدیل حبس به نظارت الکترونیکی



    پیام: هرگاه گزارش شورای زندان و نظریه مددکاری اجتماعی معاونت اجرای احکام کیفری و موافقت قاضی اجرای احکام کیفری مبنی بر اینکه اجرای یک فعالیت شغلی یا حرفه ای ، اموزش ، حرفه اموزی مشارکت در تداوم زندگی خانوادگی و یا درمان پزشکی از سوی محکوم علیه در خارج از محیط زندان در فرایند اصلاح و یا جبران ضرر و زیان بزه دیده موثر است.به استناد ماده ۵۵۳ قانون ایین دادرسی کیفری قرار ازادی محکوم علیه موصوف تحت سامانه الکترونیکی از منزل تا شعاع ۱۰۰۰متر مربع با نظارت قاضی اجرای احکام کیفری صادر و اعلام می گردد

    شماره دادنامه قطعی: ۹۸0۹۹۸0۷۳۱000۲۱۳ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱0/۲۷ گروه رأی: حقوقی

    رأی دادگاه بدوی

    پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
    مرجع رسیدگی کننده: شعبه *
    هیات دادگاه: اقایان ش. ج. و ا. ر. مستشاران دادگاه
    گردشکار: به تاریخ فوق در وقت فوق العاده / رسیدگی جلسه شعبه *به تصدی امضای کنندگان زیر تشکیل و پرونده کلاسه فوق تحت نظر است. دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال و تکیه بر وجدان و شرف به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.
    رای دادگاه
    در خصوص درخواست اقای ح. ف. مبنی بر قرار ازادی تحت سامانه الکترونیکی در دادنامه شماره *صادره از این شعبه که رای بر محکومیت محکوم علیه موصوف به تحمل ۲ سال حبس بابت اتهامات شروع به تبانی در معاملات دولتی و رشا و جعل استفاده از سند مجعول صادر گردیده است.با عنایت به گزارش شورای *زندان و نظریه مددکاری اجتماعی معاونت اجرای احکام کیفری و موافقت قاضی اجرای احکام کیفری مبنی بر اینکه اجرای یک فعالیت شغلی یا حرفه ای ، اموزش ، حرفه اموزی مشارکت در تداوم زندگی خانوادگی و یا درمان پزشکی از سوی محکوم علیه در خارج از محیط زندان در فرایند اصلاح و یا جبران ضرر و زیان بزه دیده موثر است.به استناد ماده ۵۵۳ قانون ایین دادرسی کیفری قرار ازادی محکوم علیه موصوف تحت سامانه الکترونیکی از منزل تا شعاع ۱۰۰۰متر مربع با نظارت قاضی اجرای احکام کیفری صادر و اعلام می گردد. قرار صادره قطعی است./پ
    مستشاران شعبه *
    ا. ر. ش. ج.

  • جرح شهود به دلیل رابطه خویشاوندی



    پیام: وجود رابطه نسبی و سببی از موجبات جرح شاهد و عدم پذیرش شهادت ایشان نیست.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۱۲۶۳۹000۳۸0۴۳۴ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱۱/۱۶ گروه رأی: کیفری

    رأی دادگاه بدوی

    گردشکار: در این پرونده اقای م. م. ن. فرزند ی. متولد ۱۳۶۴ به کد ملی*، در تاریخ ۱۳/ ۷/ ۱۳۹۹ ، شکایتی علیه اقای د. س. پ. فرزند ح. ا. متولد ۱۳۶۸ به کد ملی*، دائر بر ایراد ضرب و جرح عمدی مطرح می نماید. و در شرح شکایت بیان می کند در سال ۱۳۷۹ مشتکی عنه به وی حمله کرده است.و چشم چپ وی دچار اسیب شده است.و موجب نقص عضو و از دست دادن بینایی وی شده است. در شکایت مطرح شده در مرجع انتظامی شاکی که خود را متولد سال ۱۳۶۴ بیان می کند “در منزل پدری مورد حمله مشتکی عنه قرار گرفته است.و به شیشه برخورد کرده و شیشه شکسته و به داخل چشم وی رفته است.و نهایتا موجب از دست دادن بینایی وی شده و تاکنون نیز اعلام شکایت نکرده است. شاکی اظهار می دارد. برادرانش شاهد ماجرا بوده اند و بقیه بستگان نیز بلافاصله بعد از مصدومیت وارد اتاق شده اند”. اقای م. م. ن. فرزند ی. برادر شاکی که متولد ۱۳۶۹ می باشد. بیان می کند “در حال مشق نوشتن بوده اند که یکدفعه د. س. پ. روی برادرش م. می پرد و او را هل داده به شیشه اتاق برخورد کرده و شیشه می شکند و داخل چشم شاکی می رود”. در تاریخ ۱۷/ ۱۰/ ۱۳۹۹ اقای ب. ش. از اقای د. س. پ. اعلام وکالت می نماید. در برگ ۲۳ پرونده ع. م. ن. برادر دیگر شاکی که متولد ۱۳۶۷ است.اعلام شهادت می نماید. اقای ف. ص. در تاریخ ۲۰/ ۱۰/ ۱۳۹۹ از شاکی اعلام وکالت می نماید. در تاریخ ۲۲/ ۱۰/ ۱۳۹۹ در برگ ۲۳ پرونده اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی به اقای د. س. پ. فرزند ح. تفهیم می گردد. که متهم ضمن انکار بیان می کند “برادر شاکی به نام ر. م. ن. وی را هل داده است.و حاضرم سوگند یاد کنم که من او را نزده ام. ” اقای ع. س. پ. برادر متهم در برگ ۳۵ بیان می کند … “ما بزرگ ترها داخل اتاق بودیم و بچه ها داخل اتاق دیگر مشغول بازی … یک باره صدای شکستن شیشه امد … رفتیم دیدیم شیشه اتاق شکسته است.و روی صورت م. افتاده بود. پسر ع. ح. ا. … با وانت انها را به شهر [اورد] … کسی نگفت که کی زده است. ضمنا این مسیله فقط به خاطر اختلافات ملکی که بین خانواده های طرفین است.مطرح شد و حتی شاکی به برادرم ا. زنگ زد و گفته است.اگر زمین ها را به ما بدهید من از شکایتم صرف نظر می کنم”. در برگ ۳۷ پرونده دادیار محترم رسیدگی کننده به لحاظ میزان دیه در جنایات عمدی که نصف دیه کامل یا بیشتر است.درخواست ارجاع موضوع به بازپرس را می نماید. که پرونده به بازپرس دادسرا ارجاع می گردد. در برگ ۵۸ پرونده بازپرس محترم اظهارات شاکی را اخذ می نماید. که شاکی در اظهاراتش” به سن خود در ان زمان که ۱۴ ساله بود و اینکه نمی دانم اقای س. پ. او را عمدی زده است.یا خیر اشاره می کند و می گوید … فقط یادم می اید که بلند شدم ، حمله کرد رو سرم. س: چرا تابه حال شکایت نکردید؟ ج: … چون انها هی وعده می دادند جبران می کنند که تابه حال طول کشیده است.… در صورت نیاز حاضرم قسم یاد کنم که این صدمه توسط رفتار متهم ایجاد شده است”. در تاریخ ۴/ ۵/ ۱۴۰۰ برگ ۷۰ و ۷۱ جلسه مواجهه حضوری تشکیل می شود. که ضمن ان اظهار می شود. “متهم در زمان حادثه حدودا ۱۲ ساله بوده است. برگ ۷۵ پرونده نظریه سازمان *است.که در ان کوری کامل چشم چپ اعلام شده است. برگ ۹۶ پرونده لایحه اقای ب. ش. وکیل متهم است.که در ان به صغیر بودن شاکی و برادرش در زمان وقوع جرم و وجود تعارض در اظهارات برادران شاکی اشاره کرده است.و نیز بیان کرده است.به لحاظ عدم پیگیری و عدم معرفی شاکی به سازمان *چه بسا میزان نابینایی شاکی ده درصد بوده و به لحاظ عدم اقدام و عدم درمان منجر به نابینایی کامل شده است.و همچنین به اظهارات برخی گواهان اشاره می کند که موقع رسیدن بستگان به اتاق ، شاکی نام برادرش ع. را به زبان اورده است.و نهایتا منشا این اختلاف و پرونده را محکومیت خانواده شاکی در پرونده املاک و اراضی کشاورزی اعلام می دارد. و تقاضای برائت موکل را می نماید. در تاریخ ۲۹/ ۶/ ۱۴۰۰ متهم در جلسه بازپرسی منکر حضور در اتاق محل حادثه و نیز منکر برخی از سخنان خود در ابتدای تحقیق و پرونده می گردد. در تاریخ ۳۰/ ۷/ ۱۴۰۰ قرار شماره *بازپرس محترم در خصوص اتهام متهم دائر بر ایراد صدمه بدنی عمدی منتهی به نقص عضو و با استدلالی جرم را درجه پنج فرض نموده و به لحاظ مرور زمان قرار موقوفی تعقیب صادر نموده و جهت تعیین تکلیف دیه به استناد ماده ۸۵ قانون ایین دادرسی به این شعبه ارسال می گردد. و این شعبه ( ۱۰۲ دادگاه کیفری ) نیز طی دادنامه شماره *مورخ ۱۲/ ۸/ ۱۴۰۱ با توجه به اینکه جرایمی که مستوجب نصف دیه و بیشتر از ان هستند را قانون گذار در صلاحیت دادگاه کیفری یک قرارداد است.قرار عدم صلاحیت به این دادگاه صادر نموده است.و پرونده در تاریخ ۲۵/ ۱/ ۱۴۰۱ به این دادگاه کیفری یک ارجاع شده است.و به شرح زیر برای پرونده اتخاذ تصمیم می گردد. ( رای دادگاه ) ” در خصوص درخواست دادستان محترم *جهت اعمال ماده ۸۵ از قانون ایین دادرسی کیفری و تبصره های ذیل ان در خصوص تعیین تکلیف دیه موضوع شکایت اقای م. م. ن. فرزند ی. با وکالت اقای ف. ص. ت. علیه اقای د. س. پ. با وکالت اقای ب. ش. صرف نظر از ایرادهای عدیده و نقایص فراوان موجود در پرونده از قبیل: ۱- عدم اخذ رونوشت شناسنامه طرفین پرونده و به تبع ان استخراج دقیق سن طرفین در زمان وقوع حادثه ۲- عدم شناسایی عاقله متهم ۳- عدم تفهیم و بیان نتیجه پرونده برای عاقله در صورت محکومیت ۴- اینکه عمد طفل خطاست و موضوع در صورت صحت ، خطا محسوب می گردد. ۵- رسیدگی به جرایم اطفال زیر سن بلوغ بر صلاحیت دادگاه اطفال است.و نه دادگاه کیفری یک ۶- رسیدگی به جرم که منتهی به دیه باشد. در مورد پرونده حاضر حتما باید با صدور کیفرخواست در دادگاه انجام شود. و مرور زمان در جنبه عمومی جرم موجب عدم امکان رسیدگی به بخشی از مجازات است.و نه همه مجازات زیرا که دیه در قانون به عنوان مجازات امده است.و دیگر نقایص که بخشی توسط دادسرا و بخشی توسط دادگاه باید تعیین تکلیف شود.؛ با توجه به اینکه به نظر می رسد متهم در زمان وقوع در زیر سن بلوغ بوده است.و عمد طفل خطا محسوب می گردد. و با انگاشت موضوع نهایتا به عنوان خطای محض و مسئولیت پرداخت ان توسط عاقله و اینکه صلاحیت دادگاه کیفری یک محدود به موارد مصرحه قانونی و ماده ۳۰۲ قانون ایین دادرسی کیفری است.و از سوی دیگر دادگاه کیفری دو دارای صلاحیت عام می باشد. لذا مستند به مواد ۳۰۱٫۳۰۲ و ۳۸۳ از قانون ایین دادرسی کیفری قرار عدم صلاحیت به صلاحیت و شایستگی دادگاه کیفری دو شازند صادر می گردد. با توجه به حصول اختلاف در صلاحیت پرونده جهت حل اختلاف به دادگاه محترم تجدید نظر ارسال گردد.” و پس از ارسال پرونده به مرجع تجدید نظر بدین شرح مبادرت به اتخاذ تصمیم می نماید. ” راجع به حدوث اختلاف در صلاحیت فیمابین شعبه *و شعبه *در خصوص رسیدگی به درخواست دادستان محترم *جهت اعمال ماده ۸۵ از قانون ایین دادرسی کیفری و تبصره های ذیل ان در خصوص تعیین تکلیف دیه موضوع شکایت اقای م. م. ن. فرزند ی. با وکالت اقای ف. ص. ت. علیه اقای د. س. پ. با وکالت اقای ب. ش. که هرکدام از شعب مذکور بنا به استدلال مندرج در قرار از خود نفی صلاحیت نموده اند و پرونده جهت حل اختلاف در صلاحیت به محاکم تجدیدنظر استان *ارسال و به این شعبه ارجاع شده است ، از بررسی محتویات پرونده و مفاد استدلال همکاران محترم ، با توجه به وضعیت سنی متهم در زمان وقوع بزه احتمالی ، رسیدگی به موضوع در صلاحیت دادگاه کیفری دو است ، علیهذا هیات دادگاه مستندا به ماده ۳۱۷ قانون ایین دادرسی کیفری و ماده ۲۷ قانون ایین دادرسی مدنی ، با صایب دانستن نظر شعبه *، حل اختلاف می نماید.رای صادره قطعی است. دفترمحترم نتیجه ثبت ، وفق مقررات جاری اقدام گردد.” ، لازم به توضیح است.با توجه به مقررات ایین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ خصوصا تبصره ۲ ماده ی ۳۰۴ قانون ایین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ استدلال همکاران محترم در شعبه دادگاه کیفری یک و شعبه *له داشتن وکیل تسخیری ، و مسئول بودن عاقله با توجه به خطایی بودن جنایت به لحاظ صغیر بودن متهم در زمان حادثه بر فرض ثبوت ) برخور دار گردد. ، و به نظر می رسد استدلال همکاران محترم در شعبه دادگاه کیفری یک و تجدید نظر اجتهاد در مقابل نص می باشد. ، لیکن با عنایت به لزوم تبعیت مرجع تالی از مرجع عالی ، پس از وصول پرونده از مرجع تجدید نظر پرونده ثبت وقت رسیدگی تعیین ، طرفین و وکلای ایشان دعوت شدند و از ایشان تحقیق گردید.” بسمه تعالی به تاریخ فوق پرونده در وقت مقرر جلسه شعبه *به تصدی امضایکننده ذیل تشکیل است؛ ملاحظه می گردد. که حسب گزارش پیش جلسه امر ابلاغ به طور صحیح و قانونی صورت پذیرفته است؛ دادستان محترم و نماینده ی ایشان حضور ندارد. ، و حضور ایشان الزامی نمی باشد. ، شاکی اقای م. م. ن. و وکیل ایشان اقای ف. ص. ت. حضور دارند ومشتکی عنه اقای د. س. پ. و وکیل ایشان اقای ب. ش. حضور دارند ، موجبات رسیدگی فراهم بوده و جلسه رسمیت دارد. ، خطاب به حاضرین مفاد مواد ۱۹۳؛ ۱۹۴ و ۳۵۴ و ۳۵۸ قانون ایین دادرسی کیفری به شما تفهیم می گردد. بیان داشتند فهمیدیم نظم دادگاه را رعایت می کنیم؛ و بر خلاف ادب؛ نزاکت؛ وجدان و قانون و حقیقت سخنی نمی گوییم؛ هر وقت ادرس خود را تغییر دادیم به این مرجع اعلام می کنیم ، خطاب به شاکی شکایت خود را بیان کنید: وکیل دارم. در جلسه حضور دارد. ایشان پاسخ می دهند؛ وکیل شاکی: به شرح شکواییه و صورت جلسات تنظیمی در دادسرا و تحقیقات اولیه در این شعبه می باشد. ، موکل بنده و مشتکی عنه پسر عمو هستند ، در یک شب در منزل پدری موکل بوده اند ، و بعد از نوشتن مشق ، و به وسیله هل دادن اقای م. چشم موکل اسیب مبیند ، و وعده های گوناگون می شود. که جبران خسارت شود. کاری انجام نمی شود. ، و علاوه بر مدارک قبلی ما شرح عمل را نیز گرفته ایم که تقاضا داریم ضم پرونده شود. و موکل حاضر به اتیا ن سوگند نیز می شود. و با توجه به اینکه دیه مشمول مرور زمان نمی شود. تقاضای رسیدگی داریم ، تاریخ وقوع اواخر سال ۱۳۷۸ می باشد. و موکل در اسفند در *اقدام به عمل نموده که مدارک موجود است.و تقاضا داریم ضم پرونده شود. ، و موکل را هل می دهند ، و موکل به شیشه درب اتا ق برخود و شیشه خورد می شود. و چشم موکل اسیب می بیند و این اتفاق در *افتاده است ، خطاب به شاکی: چرا در طول این مدت شما و پدرتان شکایت نکردید و بعد از بیست و سه سال شکایت کرده اید: مدام به من وعده وعید می دادند ولی به هیچ کدام عمل نکردند. ، خطاب به مشتکی عنه و وکیل ایشان اظهارات شاکی و وکیل راشنیدید چه توضیحی دارید: اقای س. پ. وکیل دارم. ایشان پاسخ می دهند ، وکیل مشتکی عنه: قبل از دفاع یک سوال داریم: به صورت جلو به درب خورد و یا به پشت سر: شاکی: به پشت سر به درب خوردم و افتادم ، و دری که شیشه داشت یک پله داشت و من به پشت به درب خوردم و افتادم و درب به دیوار خورد و شکست و به چشم من ریخت ، وکیل مشتکی عنه: دفاعیات حول چند محور است ، ۱- قرار موقوفی تعقیب در دادسرا قطعی شده است ، ۲- در عنصر مادی جرم تردید داریم ، رفتار مجرمانه ی منتسب به موکل قویا محل تردید و انکار موکل است ، و در مراحل اولیه ی تحقیق نیز موکل منکر بوده است ، یکی از اشخاص که مورد قبول هر دو طرف می باشد. و شهود این شخص را در صحنه ی حادثه تایید کرده اند ع. س. پ. که برادر موکل می باشد. ، در اظهارات خود در دادسرا بیان داشته اند ، که بیان می کند موکل در اتاقی که شاکی مدعی صدمه هستند حضور نداشته است ، بیان می کنند در زمان شستن چشم شاکی ایشان اعلام کرده ، ر. ر. چکار کردی کورم کردی ، و ر. برادر شاکی می باشد. و اینها چند تا برادر می باشند که در ان اتاق جمع بودند و شاکی مدعی است.که موکل نیز در انجا بوده است ، این اظهارات مورد تایید شهود دیگر که در محل حضور داشته اند تایید شده به نام ا. ا. س. پ. و خانم خ. م. ، و بیان می کنند که موکل در بغل ا. ا. بوده و در اتاق نبوده است ، ۳- شاکی بیان می کند به پشت سر به درب خورده است ، در حالی که شاهد معرفی شده توسط شاکی به نام م. که برادر شاکی هست در دادسرا بیان داشته: م. با صورت به شیشه خورد و بیان می دارد. که قشنگ یادم هست ، و تناقض در اظهارات شهود شاکی وجود دارد. ، یکی می گوید م. با صورت خورد و دیگری می گوید به پشت خورد و در خصوص چگونگی حادثه اتحاد نظر وجود ندارد. ، ۴- در سازمان *تاریخ دقیق وقوع حادثه را بیان نکرده است ، حتی در سال وقوع حادثه را بیان نکرده اند ، بعضی گفته اند در سال ۱۳۷۸ و برخی گفته اند در سال ۱۳۷۹ وبرخی گفته اند یادمان نیست در چه تاریخی بوده است ، ۵- معیار و سنجش ثابتی برای نرخ دیه نداریم شاید در زمان حادثه ۱۰ درصد از بینایی شاکی از بین رفته و در اثر گذشت زمان و عدم مراقبت شاکی کل بینایی از بین رفته است.و مدارکی که همکار ارائه داده فقط نشان می دهد شاکی به پزشک مراجعه کرده است ، ۵- اشخاصی که گواهی دادند در زمان وقوع حادثه حضور نداشته اند ، و در تحقیقات محلی نیز اهل محل اظهار بی اطلاعی کرده اند ، و در حال حاضر منزل تخریب شده و از بین رفته است.و امکان بازسازی صحنه وجود ندارد. ، و موکل نیز حاضر به اتیان سوگند می باشند ، ۶- خانواده شاکی با موکل دارای خصومت می باشند ، و حکم به نفع خانواده موکل در دیوان صادر شد و این در سال ۱۳۹۹ بوده و این جرقه برای شکایت شاکی شد ، و خانواده موکل هیچ وعد ه وعیدی در این خصوص نداشته اند و اگر اشخاص دیگری بوده اند که ربطی به خانواده ی موکل ندارد. و این شکایت مغرضانه می باشد. ، و کپی ارای را ارائه خواهم داد ، و این شکایت مغرضانه بوده ، و وکیل شاکی نیز سال وقوع را ۱۳۷۹ بیان کرده است ، و با عنایت به مطالب فوق تقاضای صدور حکم برائت موکل را دارم. ، وکیل شاکی: ۱- در خصوص اصل وقوع حادثه با توجه به اظهارات اقای س. پ. هیچ شک و شبه ایی وجود ندارد. ، و اینکه سال وقوع در اواخر ۷۸ بوده و یا اوایل ۷۹ موثر در مقام نیست ، ۲- دیه نیز به نرخ یوم الادا می باشد. نه سال وقوع صدمه ، و در این خصوص دیوان نیز نظر داده که دیه به نرخ روز باشد. ، ۳- در گزارش بیمارستان بیان شده که بینایی کلا از بین رفته است.نه اینکه در اثر مرور زمان از بین رفته باشد. ، ۴- در خصوص قرار در دادسرا به وضوح اعلام می شود. که نسبت به جنبه ی عمومی می باشد. نه خصوصی ، و لیکن بابت دیه به استناد ماده ی ۸۵ قانون ایین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ به دادگاه ارسال می گردد. و دیه صراحتا در ماده ی ۱۴جزو جرایم قانون مجازات اسلامی امده است ، ۵- در خصوص اختلاف ، فی مابین پدران ایشان بوده است.و شکایت موکل بعد از دو سال بوده است ، ۶- در خصوص انگیزه ، حرفی از انگیزه شاکی ندارد. بلکه مربوط به متهم است.و شاکی می تواند هر زمان خواست حقوق خود را مطالبه کند ، ۷- در خصوص ا. ا. اصلا حرفی از ایشان نبوده و مشتکی عنه ۱۱ ساله چطور در بغل ایشان بوده است ، و بچه ها معمولا در یک جا در کنار هم هستند ، ۸- و همه شهود صدمه به موکل را تایید کرده است ، ۹- بحث شهادت بر شهادت را قانون پذیرفته است ، و در محیطهای کوچک به محض اتفاق همه جا پخش شده وهمه متوجه می شوند ، و خانم ا. ا. در ان شب نبوده است.و خواهر متهم پرونده هست ، و ع. نیز برادر ایشان و خانم م. نیز همسر برادر شاکی می باشد. ، و اظهارات ایشان در راستای دفاع از برادر خود می باشد. ، و اظهارات ع. با اظهارات ا. ا. در تعارض است ، و علاوه بر شهود معرفی شده در دادسرا شهود دیگری نیز وجود دارد. ، وکیل مشتکی عنه: ۱۰ نفر را به پرونده اورده اند و شهادت داده اند ، خود شاکی می گوید کسانی که در اتاق بودند ، شاکی ، مشتکی عنه ، و م. و ع. برادرهای شاکی در انجا بودند و بقیه در اتاق های دیگر بودند ، و برادرها که بودند یکی می گوید م. به پشت رفته و دیگری گفته به جلو رفته است ، و شهود موکل می گویند که د. در زمان حادثه در اتاق دیگری بود ، و شهود عینی فقط دو نفر بودند م. و ع. که برادرهای شاکی بودند ، و در زمان وقوع حادثه ، م. در حدود ۱۰ ساله و ع. در حدود ۱۲ ساله بوده است ، و بر اساس تاییدیه خود شهود خود شاکی ا. ا. حضور داشته است ، و در انتساب عنصر مادی به موکل اختلاف وجود دارد. ” ، دادگاه ضمن اعلام ختم دادرسی و با استعانت از خداوند متعال به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.:

    ( رای دادگاه )

    در خصوص اتهام: اقای د. س. پ. فرزند ح. ا. متولد ۱۳۶۸ به کد ملی*با وکالت اقای ب. ش. ، دائر بر: ایراد صدمه ی بدنی عمدی منتهی به نابینایی چشم چپ از حیث جنبه ی خصوصی ( دیه ) ، با این توضیح که در خصوص جنبه ی عمومی با توجه به شمول مرور زمان قرار موقوفی تعقیب صادر و نسبت به جنبه ی خصوصی ( دیه ) مستندا به ماده ی ۸۵ قانون ایین دادرسی کیفری پرونده به دادگاه ارسال گردیده است ، موضوع: شکایت: اقای م. م. ن. فرزند ی. با وکالت اقای ف. ص. ت. ، دادگاه با عنایت به جمیع اوراق و محتویات پرونده ، تحقیقات صورت گرفته در مرجع انتظامی ودادسرا ، اظهارات طرفین در مرجع انتظامی ، دادسرا و دادگاه ، اظهارات شهود ومطلعین در مرجع انتظامی و دادسرا ،: و۱- هر چند شاکی اقدام به اخذ گواهی سازمان *نموده است ، لیکن صرف وجود گواهی سازمان *از موجبات حصول لوث برای دادگاه نمی باشد. ، و حسب قانون وجود این اماره و وجود متهم در محل وقوع حادثه از موجبات لوث نبوده و در صورت تحقق لوث ابتدا از متهم جهت نفی اتهام از وی دلیل خواسته می شود. ، که در این پرونده متهم جهت نفی اتهام از خود شهودی معرفی نموده که اظهارات ایشان به طور دقیق و مفصل در دادسرا اخذ شده که بیانگر عدم احراز عنصر مادی بزه به متهم می باشد. ، ۲- هر چند شاکی برای اثبات ادعای خود شهودی معرفی کرده است ، لیکن متهم نیز جهت نفی اتهام از خود شهودی معرفی کرده که بیان کرده اند در زمان وقوع حادثه اقای س. پ. در نزد انها بوده و در اتاقی که شاکی مدعی است.در انجا صدمه دیده حضور نداشته است ، و حتی یکی از شهود شاکی در اظهارات خود بیان داشت زمانی که داشتم چشم او را می شستم داد می زد ” ر. چکار کردی ک. کردی ” و اظهارات بلاوجه وکیل شاکی که بیان داشته شهود از اقوام متهم می باشند این در حالی است.که شهود شاکی نیز از اقوام وی می باشند و از طرفی حسب قانون وجود رابطه نسبی و سببی از موجبات جرح شاهد و عدم پذیرش شهادت شاهد نمی باشد. ، ۳- هر چند دیه مشمول مرور زمان تعقیب و شکایت نمی گردد. ، ولی با توجه به گذشت بیست سال از این موضوع و عدم پیگیری شاکی در این بیست سال و اینکه بیان داشته مدام به من وعده و وعید می دادند دلیلی محکمه پسند نمی باشد. ، و این جای سوال است.که چطور شاکی محترم این مدت زمان طولانی ( بیست سال ) را تحمل نموده با توجه به صدمه ایی که دیده ( نابینایی از یک چشم ) که قابل اغماض نیز نبوده و به متهم یا خانواده وی هیچ مراجعه ایی نداشته و در زمان وقوع حادثه هیچ مراجعه ایی به سازمان *نداشته است ، علیهذا با عنایت به مراتب فوق و انکار مصرانه ی متهم و وکیل ایشان در تمامی مراحل رسیدگی ، و تعارض دلیلین ، و نظر به حاکمیت اصل برائت ، اعمال قاعده ی دری ، اعمال قاعده ی الدلیلان اذا تعارضا تساقطا ، و اینکه حسب قانون هر گاه وقوع جرم یا برخی از شرایط ان و شرایط مسئولیت کیفری مورد شبهه یا تردید قرار گیرد و دلیلی بر نفی ان ثابت نشود. حسب مورد جرم یا شرط مذکور ثابت نمی شود. ، و مستندا به اصل ۳۷ قانون اساسی ، مواد ۱۲۰٫۱۴۰٫۱۶۰٫۱۷۴٫۱۸۵٫۲۱۱ ، ۲۱۲٫۳۱۲٫۳۱۳٫۳۱۴٫۳۱۵٫۳۱۶ و ۳۱۷ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ ، مواد ۴٫۳۲۰ و ۳۲۲ قانون ایین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ ، حکم به برائت متهم در این خصوص و پرداخت دیه نسبت به شاکی صادر و اعلام می گردد. ، رای صادره حضوری بوده و با توجه موضوع اتهام ( ایراد صدمه بدنی عمدی ) و اینکه میزان دیه نصف دیه ی کامل می باشد. ، مستندا به ماده ی ۴۲۸ قانون ایین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ ، ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. دفتر محترم دادنامه تایپ و به دادستان محترم ، طرفین و وکلای ایشان ابلاغ گردد.
    م. د. رییس شعبه *

  • عدم اخذ آخرین دفاع از متهم



    پیام: چنانچه صدور حکم بدون اخذ آخرین دفاع از متهم صورت گرفته باشد، رای صادره فاقد وجاهت قانونی است.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۱۴0۳۹000۲۸۷0۲۴ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱0/۲۸ گروه رأی: کیفری

    رأی دادگاه تجدیدنظر استان

    پیرامون تجدید نظرخواهی اقای م. ا. به وکالت از اقای ص. ش. ز. ب. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۱/۰۸/۳۰ که از شعبه *( ۱۰۱ جزایی سابق ) بدین شرح صادر گردیده است. در خصوص اتهام اقای ص. ش. ز. ب. فاقد سابقه کیفری ، ا. با تودیع وثیقه دایر بر قدرت نمایی با اسلحه شکاری و ایراد جرح عمدی از طریق تیر اندازی موضوع شکایت اقایان ع. ح. و م. ر. ب. با عنایت به جمیع اوراق و محتویات پرونده از جمله شکایت شکات و اقرار صریح و مقرون به واقع متهم در دادسرا به شرح صفحه ۴۱ پرونده مبنی بر اینکه متهم به قصد ترساندن شکات اسلحه برداشته و به سمت ایشان تیر اندازی کرده است.و گواهی پزشک معتمد دادگستری دادگاه بزهکاری متهم موصوف را محرز دانسته ، به استناد مواد ۶۱۴ و ۶۱۷ قانون تعزیرات ، و استناد مواد ۱۴٫۱۷٫۴۴۸٫۴۴۹٫۴۵۲٫۴۵۴٫۴۶۲٫۴۸۸٫۷۰۹٫۷۱۰ و ماده ۲۱۱ همگی از قانون مجازات اسلامی با رعایت قواعد تعدد مصرح در ماده ۱۲ قانون کاهش مجازات حبس تعزیری متهم موصوف را از حیث اتهام قدرت نمایی با اسلحه شکاری به تحمل یک سال و شش ماه حبس و هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری و از حیث اتهام ایراد جرح عمدی از طریق تیر اندازی به تحمل یک سال حبس محکوم می نماید. و از حیث جنبه خصوصی و مطالبه دیه دادگاه متهم را به پرداخت ۱. یک دهم دیه کامل بابت نافذه ارنج دست چپ ۲. یک دهم دیه کامل بابت نافذه بازوی دست راست ۳. یک دهم دیه کامل بابت نافذه ران راست ۴. یک دهم دیه کامل بابت نافذه ساق پای چپ ۵. یک صدم دیه کامل بابت ارش اسیب نسج نرم قفسه سینه ۶. یک صدم دیه کامل بابت ارش اسیب نسج بازوی دست چپ ۷. یک صدم دیه کامل بابت ارش اسیب نسج نرم ساعد دست چپ ۸. نیم صدم دیه کامل بابت ارش اسیب نسج نرم ران چپ در حق شاکی اقای م. ر. و ۱. نیم صدم دیه کامل بابت ا. حارصه قدام تنه ۲. یک سوم دیه کامل بابت جایفه ناحیه میانی شکم ۳. یک صدم دیه کامل بابت ارش پارگی روده ۴. یک دهم دیه کامل بابت نافذه بازوی چپ ۵. یک صدم دیه کامل بابت ارش دامیه قفسه سینه ۶. یک و نیم درصد دیه کامل بابت ارش متلاحمه شکم ۷. دو صدم از نصف دیه کامل بابت دامیه ساعد چپ ۸. دو صدم از یک سوم از یک دهم دیه کامل بابت دامیه بند ابتدایی انگشت چهارم دست چپ ۹. یک دهم دیه کامل بابت نافذه ساق راست ۱۰. سه صدم از نصف دیه کامل بابت دامیه زانوی راست و پای چپ ران چپ ۱۱. یک دهم دیه کامل بابت نافذه زانوی چپ ۱۲. چهار صدم دیه کامل بابت ا. س.حاق گردن در حق شاکی اقای ع. ح. محکوم می نماید. در هریک از موارد فوق علاوه بر پرداخت دیه فقط مجازات اشد ( تحمل یک سال و شش ماه حبس و هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری ) قابل اجراست و اگر مجازات اشد به یکی از علل قانونی تقلیل یابد یا تبدیل یا غیرقابل اجرا شود. ، مجازات اشد بعدی اجرای می گردد. رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاههای محترم تجدید نظر *می باشد. نخست این که دادگاه محترم بدوی در جلسه تشکیل شده در تاریخ ۱۴۰۱/۰۸/۲۹ به شرح صفحه ۹۹ اخرین دفاع را از متهم اخذ ننموده و پس از ان نیز جلسه ای تشکیل نداده و به شرح صفحه ۱۰۱ و ۱۰۲ پرونده ( که توسط دفتر محترم شعبه اشتباها ۲۰۱ و ۲۰۲ شماره گذاری شده ) اقدام به صدور رای نموده است. با نگرش به اینکه بنا به مقرره قانونگذار در ماده ۳۷۱ قانون ایین دادرسی کیفری اخذ اخرین دفاع از متهم الزامی است ، بنابراین پرونده در راستای بند الف ماده ۴۵۰ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ به دادگاه محترم بدوی بازگردانده می شود. تا با احضار متهم و وکیل محترم وی نسبت به اخذ اخرین دفاع اقدام نماید. ضمنا از باب ارشاد قاضی محترم و فرهیخته ان دادگاه محترم ذکر می گردد. که صورتمجلس سیستمی و یا متن دست نویس رای در پرونده موجود نمی باشد. که این امر تخلف انتظامی محسوب می گردد. و ثانیا دیات مذکور در بندهای ۱۰ و ۱۲ مربوط به اقای ع. ح. اشتباها محاسبه و قید شده که در صورت صدور رای تصحیحی از سوی ان دادگاه محترم مزید امتنان خواهد بود و در غیر این صورت این دادگاه در زمان صدور رای ماهوی نسبت به اصلاح موارد یاد شده اقدام خواهد نمود. دفتر محترم مقرر است.پرونده در راستای بند الف ماده ۴۵۰ قانون ایین دادرسی کیفری به دادگاه محترم بدوی بازگردانده شود.

    رییس شعبه دوم تجدیدنظر استان هرمزگان – مستشار شعبه *
    ماشااله ا. پ. س. ع.

  • مطالبه خسارت ناشی از وجه التزام از ثالث



    پیام: اگر میان خریدار و فروشنده، خسارت ناشی از وجه التزام تعیین شده باشد این توافق نسبت به شخص ثالث خارج از قراداد تسری ندارد. بنابراین اگر عدم انجام تعهد خارج از حیطه اقتدار متعهد و ناشی از عملکرد شهرداری باشد اساسا خسارتی به متعهد تعلق نمی گیرد تا بتوان ما به ازای آن را از شهرداری مطالبه نمود.

    شماره دادنامه قطعی: ۹۹0۹۹۸۱۷۸۷۲00۲۵۱ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱۱/۱۶ گروه رأی: حقوقی

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    محتویات پرونده محاکماتی دلالت دارد. که: اقای م. ا. ث. دادخواستی به طرفیت سازمان *بخواسته وجه و صدور حکم به محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ ۱۴/۸۳۷/۸۰۰/۰۰۰ ریال از باب تسبیب با احتساب تاخیر تادیه تقدیم شعبه *نموده و توضیح داده است.پلاک های ۱۶۰۰۱۶۰۱۱۶۰۲ *به وی تعلق داشته است.که مطابق قرارداد ان را به شخص ثالث واگذار می نماید. و در قرارداد به موجب شروط ضمن العقد مقرر داشته اند که در صورت عدم انتقال سند در موعد مقرر به هر دلیل فرد مستنکف به پرداخت خسارت به میزان یک سوم قرارداد مکلف می باشد. از انجا که خواهان ( وی ) نتوانسته در موعد مقرر سند انتقال دهد به موجب محتویات پرونده کلاسه *گنبد محکوم به پرداخت مبلغ ۱۳/۸۳۴/۸۰۰/۰۰۰ ریال در حق خریدار گردیده است.که حکم اجرا و مبلغ پرداخت شده است.علت عدم انتقال سند در موعد مقرر مخالفت سازمان *پس از استعلام دفترخانه از ان مرجع بوده است.که شهرداری طی نامه شماره ۲۶۳۶۸۰۱۱۳۹۷/۱۱/۱۶ ثبت اندیکاتور شهرداری از انتقال سند ممانعت نموده است.پس از پیگیری خواهان و شکایت دردیوان عدالت اداری نهایتا حکم بر بطلان تصمیمات شهرداری صادر و دادنامه در شعبه دوم تجدیدنظر ان مرجع قطعیت یافته است.حال با توجه به اینکه سبب ورود خسارت بر وی تصمیمات غیر قانونی سازمان *بوده است.از باب تسبیب درخواست صدور حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت خسارات وارده را دارد. دادگاه پس از بررسی مستندات و استماع اظهارات و دفاعیات خوانده ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *۱۳۹۹/۸/۷ با این استدلال که مسئولیت خسارت قراردادی را نمی توان بر شخص خارج از قرارداد مرتب نمود دعوی خواهان را وارد وحکم بر بی حقی خواهان صادر و اعلام می نماید. پس از تجدیدنظرخواهی از ناحیه خواهان شعبه *طی رای شماره *۹۹/۱۱/۱۵ صادره از شعبه مذکور با این بیان که درخواست خواهان خسارت بر اساس تسبیب است.نه براساس قرارداد و از انجا که پرداخت وجه ( خسارت قراردادی ) ناشی از عدم انجام فعل شهرداری محرز و مسلم است.با پذیرش اعتراض و با نقض حکم صادره بدوی به استناد ماده ۱ و ۱۱ قانون مسئولیت مدنی و مواد ۵۱۵و۵۱۹ قانون ایین دادرسی مدنی حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ ۱۳/۸۳۴/۸۰۰/۰۰۰ ریال بابت اصل خواسته از باب تسبیب در ورود خسارت و پرداخت خسارت دادرسی در حق خواهان صادر و اعلام می نماید. متعاقب ان سازمان *با ارائه و تقدیم لایحه ای درخواست تجویز اعمال ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری را از رای تجدیدنظر استان نموده است. رییس کل محترم دادگستری استان ضمن شرح جریان پرونده طی نامه شماره *۱۴۰۱/۲/۱۹ به جهات و دلایلی که درگزارش خود ذکر نموده اند محضر معاون محترم قضایی قوه قضاییه درخواست تجویز اعاده دادرسی را می نماید. با ارجاع پرونده به حوزه معاونت قضایی مشاوران ان مرجع به شرح ذیل اظهار نظر کرده اند. ۱ خسارت ناشی از وجه التزام بین فروشنده و خریدار تعیین می شود. و ناشی از اراده طرفین است.و نسبت به شخص ثالث خارج از قراداد تسری ندارد. ۲ علت عدم انجام تعهد ، عملکرد شهرداری و خارج از حیطه و اقتدار متعهد بوده بنابراین اساسا خسارتی به متعهد تعلق نمی گیرد تا ما به ازای ان را از شهرداری مطالبه نماید. ۳ برفرض اینکه شهرداری از باب تسبیب مسئول خسارت باشد. باید مبلغ خسارت غیر از مبلغی باشد. که طرفین در قرارداد به ان توافق کرده اند زیرا توافق طرفین به ثالث تسری پیدا نمی کند. با موافقت ریاست محترم قوه قضاییه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و حسب دستور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
    رای شعبه
    نظر به ضرورت اطلاع طرفین از اعاده دادرسی موضوع ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری و جهات ان که در گزارش مذکور افتاد ایضا رفع نواقصی به شرح ذیل:۱ اخذ تصویر م. رای داوری که حکم محکومیت دادخوانده صادر شده است.و پیوست نمودن ان به پرونده ( توجه شود. تصویر رای خوانا و شفاف باشد. ) ۲ اخذ توضیح گردد. ایا به رای صادره اعتراض شده یا خیر؟ در صورت اعتراض تصویر ارای صادره اخذ پیوست شود. ۳ پرونده اجرایی مربوط به رای داور از دادگاه اخذ و پیوست شود. پرونده به همان دادگاه تجدیدنظر ارسال می گردد. تا به نیابت نسبت به اجرای نیابت و رفع نواقص اقدام و سپس دستور به اعاده صادر نمایند.
    شعبه *
    مستشار: ع. ح. عضو معاون: ا. م. م.

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    متقاضی: سازمان *کاووس در اجرای ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری
    موضوع رسیدگی: درخواست اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره *۹۹/۱۱/۱۵ صادره از شعبه *
    مرجع رسیدگی: شعبه *
    هیات شعبه اقایان: ع. ح. ( مستشار ) ا. م. م. ( عضو معاون )
    خلاصه جریان پرونده:
    پیرو گزارش مورخ ۱۴۰۱/۱۱/۱۶ محتویات پرونده محاکماتی دلالت دارد. که: اقای م. ا. ث. دادخواستی به طرفیت سازمان *بخواسته وجه و صدور حکم به محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ ۱۴/۸۳۷/۸۰۰/۰۰۰ ریال از باب تسبیب با احتساب تاخیر تادیه تقدیم شعبه *نموده و توضیح داده است. پلاک های ۱۶ *به وی تعلق داشته است. که مطابق قرارداد ان را به شخص ثالث واگذار می نماید. و در قرارداد به موجب شروط ضمن العقد مقرر داشته اند که در صورت عدم انتقال سند در موعد مقرر به هر دلیل فرد مستنکف به پرداخت خسارت به میزان یک سوم قرارداد مکلف می باشد. از انجا که خواهان ( وی ) نتوانسته در موعد مقرر سند انتقال دهد به موجب محتویات پرونده کلاسه *گنبد محکوم به پرداخت مبلغ۱۳/۸۳۴/۸۰۰/۰۰۰ریال در حق خریدار گردیده است. که حکم اجرا و مبلغ پرداخت شده است. علت عدم انتقال سند در موعد مقرر مخالفت سازمان *پس از استعلام دفترخانه از ان مرجع بوده است. که شهرداری طی نامه شماره *۱۳۹۷/۱۱/۱۶ ثبت اندیکاتور شهرداری از انتقال سند ممانعت نموده است. پس از پیگیری خواهان و شکایت دردیوان عدالت اداری نهایتا حکم بر بطلان تصمیمات شهرداری صادر و دادنامه در شعبه دوم تجدیدنظر ان مرجع قطعیت یافته است. حال با توجه به اینکه سبب ورود خسارت بر وی تصمیمات غیر قانونی سازمان *بوده است. از باب تسبیب درخواست صدور حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت خسارات وارده را دارد. دادگاه پس از بررسی مستندات و استماع اظهارات و دفاعیات خوانده ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *۱۳۹۹/۸/۷ با این استدلال که مسئولیت خسارت قراردادی را نمی توان بر شخص خارج از قرارداد مرتب نمود دعوی خواهان را غیر وارد وحکم بر بی حقی خواهان صادر و اعلام می نماید. پس از تجدیدنظرخواهی از ناحیه خواهان شعبه **طی رای شماره *۹۹/۱۱/۱۵ با این بیان که درخواست خواهان خسارت بر اساس تسبیب است. نه براساس قرارداد و از انجا که پرداخت وجه ( خسارت قراردادی ) ناشی از عدم انجام فعل شهرداری محرز و مسلم است. با پذیرش اعتراض و با نقض حکم صادره بدوی به استناد ماده ۱ و ۱۱ قانون مسئولیت مدنی و مواد ۵۱۵و۵۱۹ قانون ایین دادرسی مدنی حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ ۱۳/۸۳۴/۸۰۰/۰۰۰ ریال بابت اصل خواسته از باب تسبیب در ورود خسارت و پرداخت خسارت دادرسی در حق خواهان صادر و اعلام می نماید. متعاقب ان سازمان *با ارائه و تقدیم لایحه ای درخواست تجویز اعمال ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری را از رای تجدیدنظر استان نموده است. رییس کل دادگستری استان ضمن شرح جریان پرونده طی نامه شماره *۱۴۰۱/۲/۱۹ به جهات و دلایلی که درگزارش خود ذکر نموده اند محضر معاون قضایی قوه قضاییه درخواست تجویز اعاده دادرسی را می نماید. با ارجاع پرونده به حوزه معاونت قضایی مشاوران ان مرجع به شرح ذیل اظهار نظر کرده اند. ۱ خسارت ناشی از وجه التزام بین فروشنده و خریدار تعیین می شود. و ناشی از اراده طرفین است. و نسبت به شخص ثالث خارج از قراداد تسری ندارد. ۲ علت عدم انجام تعهد ، عملکرد شهرداری و خارج از حیطه و اقتدار متعهد بوده بنابراین اساسا خسارتی به متعهد تعلق نمی گیرد تا ما به ازای ان را از شهرداری مطالبه نماید. ۳ برفرض اینکه شهرداری از باب تسبیب مسئول خسارت باشد. باید مبلغ خسارت غیر از مبلغی باشد. که طرفین در قرارداد به ان توافق کرده اند زیرا توافق طرفین به ثالث تسری پیدا نمی کند. با موافقت ریاست محترم قوه قضاییه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و حسب دستور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع به شرح ذیل مبادرت به صدور رای شده است. نظر به ضرورت اطلاع طرفین از اعاده دادرسی موضوع ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری و جهات ان که در گزارش مذکور افتاد ایضا رفع نواقصی به شرح ذیل:۱ اخذ تصویر مصدق رای داوری که حکم محکومیت دادخوانده صادر شده است. و پیوست نمودن ان به پرونده ( توجه شود. تصویر رای خوانا و شفاف باشد. ) ۲ اخذ توضیح گردد. ایا به رای صادره اعتراض شده یا خیر؟ در صورت اعتراض تصویر ارا صادره اخذ پیوست شود. ۳ پرونده اجرایی مربوط به رای داور از دادگاه اخذ و پیوست شود. پرونده به همان دادگاه تجدیدنظر ارسال می گردد. تا به نیابت نسبت به اجرای نیابت و رفع نواقص اقدام و سپس دستور به اعاده صادر نمایند. با انجام نیابت و اعاده پرونده تحت نظر قرار گرفت. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
    رای شعبه
    مبنای خواسته خواهان مطالبه خسارت ناشی از تصمیمات شهرداری می باشد. که مانع انتقال ملک مورد معامله وی گردیده و در اثر ان معاوضه نامه منفسخ محکوم به خسارات قراردادی نیز شده است. هر چند به شرح ارا از دیوان عدالت اداری دادنامه شماره *۹۸/۹/۳۰ صادره از شعبه هشتم بدوی دیوان مذکور و دادنامه صادرشده از شعبه دوم تجدیدنظر که موید قطعیت رای بدوی می باشد. تصمیمات شهرداری ابطال گردیده است. لکن این امر به منزله تصدیق خسارات وارده به خواهان نیست بلکه ضرورت داشته که بدوا مطابق با تبصره ماده ۱۰ قانون تشکیلات و ایین دادرسی دیوان عدالت اداری حکم مقتضی دائر بر تصدیق ورود خسارت ناشی از تصمیمات اتخاذی ابطال شده صادر و سپس به استناد ان دعوی مطالبه مطرح گردد. بنا به مراتب در وضع حاضر و به نحو اقدام شده دعوی از ابتدا قابلیت استماع نداشته است. و ارا صادره در ماهیت با اشکال مواجه است؛ از این رو با پذیرش اعاده دادرسی و مستند به ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری با نقض دادنامه شماره *۹۹/۱۱/۱۵ صادره از شعبه *و دادنامه شماره ۰۹۸۱ ۹۹/۸/۷ صادره از شعبه *مستند به ماده ۲ قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار رد دعوی خواهان را صادر و اعلام می دارد. این رای قطعی است.
    شعبه *
    مستشار: ع. ح. عضو معاون: ا. م. م.