دسته: آرای قضایی

  • اعاده محکوم به محل اجرای تبعید یا نفی بلد



    پیام: وفق ماده ۱۴۴ آیین نامه نحوه اجرای احکام حدود، سلب حیات، قطع عضو، قصاص نفس و عضو و جرح، دیات، شلاق، تبعید، نفی بلد، اقامت اجباری و منع از اقامت در محل یا محل‌های معین ۱۳۹۸، در صورتی که محکوم به تبعید یا نفی بلد ، محل را بدون اذن قاضی اجرای احکام کیفری ترک کند، به دستور وی دستگیر و تحت‌الحفظ به محل اجرای حکم اعاده می‌شود.

    شماره دادنامه قطعی: ۹۷0۹۹۸۱۸۲۷۸00۲۸۱ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱0/۱۹ گروه رأی: کیفری

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    بسمه تعالی
    فرجام خواه: اقای ش. ش. ج. با وکالت اقای ف. ی. م.
    فرجام خوانده: اقای دادستان سازمان *
    فرجام خواسته: دادنامه شماره *صادره از شعبه *
    مرجع رسیدگی: شعبه *
    هییت شعبه اقایان: ع. ا. ی. ( رییس ) – ع. ا. ب. ر. ( مستشار )
    خلاصه جریان پرونده:
    قبلا پرونده در این شعبه مطرح بوده و خلاصه جریان پرونده به شرح مقدمه دادنامه *در صفحات ۱۴۹ و ۱۵۰ درج گردیده است.النهایه پس از ارسال پرونده به شعبه *جهت رسیدگی در راستای تجویز اعاده دادرسی صادر راجع به دادنامه *صادره از شعبه *، این دادگاه اقدام نموده و مطابق دادنامه *، پس از شرح جریان اعلام نموده اند انچه با عنوان متخذ از ناحیه دادستان محترم برای رفتار محکوم علیه مطرح است.می تواند مطابق با ماده ۱۴۴ ایین نامه نحوه اجرای احکام حدود ، سلب حیات … باشد. و در این ماده تکلیف تعیین شده اعاده محکوم علیه به محل تبعید می باشد. نه صدور حکم در حبس… از این رو دادگاه به استناد مفهوم ماده ۱۴۳ ایین نامه فوق الذکر قرار رد تقاضای دادستان محترم را صادر و اعلام می نماید. بدیهی است.ایشان در راستای اعمال ماده ۱۴۴ ایین نامه مذکور می بایست محکوم تعرفه شده در فوق را به عمل تبعید اعاده نمایند و در صورت تحقق مفاد ماده ۱۴۳ ایین نامه مذکور جهت اتخاذ تصمیم به این دادگاه اعلام نماید. همان طور که ملاحظه می شود. دادگاه درخواست اعاده دادرسی نسبت به دادنامه *صادره از شعبه *را وارد تشخیص داده لکن بدون انکه حکم مورد اعاده دادرسی را صراحتا مطابق ماده ۴۸۰ قانون ایین دادرسی کیفری نقض نماید. در واقع مفاد ان طبق دادنامه فوق الذکر نقض شده و حکم مقتضی مبنی بر اعاده محکوم علیه به عمل تبعید صادر نموده اند که این رای همان طور که دادنامه *که مورد اعاده دادرسی قرار گرفته قطعی است.و دادنامه *هم قطعی می باشد. لکن دادگاه در ذیل رای خود اعلام نموده ، رای صادر شده ظرف بیست روز قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. که مورد فرجام خواهی اقای ش. ش. ج. با وکالت اقای ف. ی. م. قرار گرفته و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است.وی در فرجام خواهی خود وارد موضوع اصل حکم محاربه شد و بیان داشته معلوم نیست موکل چه مدت در تبعید خواهد ماند و حال انکه رای راجع به اصل محاربه که طی دادنامه *صادر شده مورد اعتراض واقع نشده و قطعی گردیده است.و دادنامه *هم به نفع موکل وی با منتفی شدن حبس اصدار یافته است.مشروح گزارش و فرجام خواهی صورت گرفته هنگام شور قرائت گردید.اینک گزارش که توسط عضو ممیز تنظیم شده تقدیم ریاست محترم شعبه می شود. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ب. ر. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته صادر شده از شعبه *مشاوره نموده چنین رای می دهد:
    رای شعبه ۲۶ دیوان
    در خصوص در فرجام خواهی اقای ش. ش. ج. *با وکالت اقای ف. ی. م. نسبت به دادنامه *صادر شده از شعبه *که در مقام رسیدگی به تجویز اعاده دادرسی نسبت به دادنامه *صادره از شعبه *مشعر بر تحمل ۱۵ سال حبس در *به لحاظ غیبت مرتکب صادر و با منتفی اعلام کردن حبس مذکور ، حکم مقتضی مبنی بر اعاده محکوم علیه به محل تبعید صادر نموده اند ، صرف نظر از اینکه این رای به نفع موکل فرجام خواه مذکور می باشد. و در واقع وکیل مذکور نسبت به دادنامه مربوط به اصل محاربه که قطعیت یافته معترض می باشد. و چون دادنامه *همان طور که دادنامه *مذکور قطعی است.این دادنامه هم که در مقام رسیدگی به تجویز دادرسی صادر شده قطعی می باشد. و قابلیت فرجام خواهی ندارد. فلذا قرار رد درخواست فرجام خواهی نام برده صادر و اعلام می گردد. این رای قطعی است.
    شعبه *
    رییس: ع. ا. ی. مستشار: ع. ا. ب. ر.

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    بسمه تعالی
    فرجام خواهان: ۱ اقای دادستان محترم سازمان *۲ اقای ش. ش. ج. با وکالت اقای ف. ی. م.
    فرجام خواندگان: طرفین فوق الذکر
    فرجام خواسته: دادنامه شماره *۱۴۰۱/۵/۲۴ صادره از شعبه *
    مرجع رسیدگی: شعبه *
    هییت شعبه اقایان: ع. ا. ی. ( رییس ) – ع. ا. ب. ر. ( مستشار )
    خلاصه جریان پرونده:
    محتویات پرونده حاکیست مطابق دادنامه *۱۴۰۰/۱۲/۴ صادرشده از شعبه *به لحاظ این که محکوم علیه اقای ش. ش. ج. فرزند ش. در محل تبعید غیبت نموده و حاضر نشده تبعید وی را به تحمل پانزده سال حبس در زندان *تبدیل نموده اند و قطعیت رای در ذیل ان اعلام شده است. وی با وکالت اقای ف. ی. م. طی شرحی خطاب به دیوان عالی کشور نسبت به این رای درخواست اعاده دادرسی نموده و مطابق دادنامه *۱۴۰۱/۳/۲۲ شعبه *با این استدلال که حسب نامه ۱۴۰۰۵۹۷۴ ۱۴۰۰/۱۰/۲۵ اقای دادیار اجرای احکام خطاب به کلانتری ۱۱ * با اعطای مرخصی دو هفته ( چهارده روز ) به وی موافقت نموده اند و گواهی پزشکی ارائه شده حاکیست از تاریخ ۱۴۰۰/۱۱/۰۸ تا ۱۴۰۰/۱۲/۲۸ نیاز به استراحت دارد. به استناد بند ( چ ) ماده ۴۷۴ قانون ایین دادرسی کیفری و قسمت اخیر بند ( ج ) ان و قسمت اول ماده ۴۷۶ قانون یادشده با تجویز اعاده دادرسی ، رسیدگی مجدد را به دادگاه هم عرض دادگاه هم عرض دادگاه صادرکننده حکم قطعی ارجاع گردیده است. پرونده به شعبه *به عنوان دادگاه هم عرض ارجاع گردیده است. ( ص ۴۱ ) در جلسه رسیدگی مورخه ۱۴۰۱/۰۵/۲۴ این دادگاه اظهارات دادستان محترم *و متهم و وکیل وی اخذ شده و به شرح دادنامه فرجام خواسته با وجود انکه حسب محتویات پرونده و تصریح در رای فرجام خواسته ( سطر دهم دادنامه ) ، دادنامه *۱۴۰۰/۷/۱۲ مورد اعتراض واقع نشده و قطعی گردیده است. و تجویز اعاده دادرسی توسط شعبه *می باشد. به اتهام محاربه ورود نموده و متهم را به نفی بلد و تبعید به *محکوم نموده اند و گزارش دادستان مبنی بر خارج شدن متهم از محدوده تبعید بدون مجوز قضایی را با توجه به محتویات پرونده و تجویز قاضی محترم اجرای احکام و گواهی پزشکی منتفی اعلام کرده اند این رای از سوی وکیل محکوم علیه و دادستان تالش مورد فرجام خواهی واقع و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. اقای وکیل توجه اتهام محاربه به موکل خود را با تردید و شبهه موجه دانسته و به شرح لایحه فرجام خواهی درخواست رسیدگی دارد. اقای دادستان *بیان نموده و دادنامه *مبنی بر پذیرش اعاده دادرسی نسبت به دادنامه *۱۴۰۰/۱۲/۴ شعبه *صادر شده که دادگاه محترم شعبه *در این خصوص نفیا یا اثباتا اظهارنظر ننموده است. مشروح گزارش و لوایح فرجام خواهی هنگام شور قرائت گردید.اینک گزارش که توسط عضو ممیز تنظیم شده تقدیم ریاست محترم شعبه می شود.هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ا. ب. ر. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ر. ق. ف. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقض بلاارجاع دادنامه فرجام خواسته به لحاظ مشمول اعتبار امر مختوم ، در خصوص دادنامه شماره *۱۴۰۱/۵/۲۴ فرجام خواسته صادرشده از شعبه *مشاوره نموده چنین رای می دهد.
    رای شعبه ۲۶ دیوان
    در خصوص فرجام خواهی ۱ اقای دادستان سازمان *۲ اقای ش. ش. ج. با وکالت اقای ف. ی. م. نسبت به دادنامه *۱۴۰۱/۵/۲۴ صادرشده از شعبه *که طی ان دادگاه در مقام رسیدگی به تجویز اعاده دادرسی شعبه *نسبت به دادنامه *۱۴۰۰/۱۲/۴ شعبه *، وارد رسیدگی به اتهام محاربه گردیده و متهم را به نفی بلد و تبعید به *محکوم نموده اند و با توجه به این که در مورد رسیدگی به اتهام محاربه دادنامه **/۱۲ شعبه *انقلاب صادر گردیده که با توجه به محتویات پرونده و تصریح در رای فرجام خواسته ( سطر دهم دادنامه ) این دادنامه مورد اعتراض واقع نشده و قطعی گردیده است. و تجویز اعاده دادرسی توسط شعبه *می باشد. ، چون دادگاه به موضوعی ورود نموده که رای قطعی در مورد ان صادر گردیده و به جهت اعتبار امر مختومه ، موجبی جهت رسیدگی مجدد توسط دادگاه نبوده به استناد بند ( ب ) و قسمت ۱ ان از ماده ۴۶۹ قانون ایین دادرسی کیفری و بند ( چ ) ماده ۱۳ قانون مذکور از این حیث رای صادره نقض بلاارجاع می گردد. و چون همان طور که دادستان محترم *هم در ذیل لایحه خود مرقوم نموده اند دادگاه در خصوص پذیرش اعاده دادرسی راجع به دادنامه *۱۴۰۰/۱۲/۴ شعبه *پیرامون حبس در تبعید اقای ش. ش. به لحاظ عدم عذر موجه ایشان در غیبت ، اظهار نظر قضایی نفیا یا اثباتا ننموده اند و صرفا این موضوع مورد پذیرش و تجویز اعاده دادرسی بوده پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه محترم شعبه *اعاده می نماید. این رای قطعی است.
    شعبه *
    رییس: ع. ا. ی. مستشار: ع. ا. ب. ر.

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    بسمه تعالی
    فرجام خواه: اقای ش. ش. ج. با وکالت اقای ع. ش. ک.
    فرجام خوانده: دادستان *
    فرجام خواسته دادنامه شماره *– ۱۴۰۰/۳/۲۳ صادره از شعبه *
    مرجع رسیدگی: شعبه *
    هیات شعبه اقایان: ع. ا. ی. رییس ع. ا. ب. ر. مستشار
    خلاصه جریان پرونده:
    محتویات پرونده حاکیست متعاقب صدور قرار نهایی دادسرا و کیفرخواست از سوی دادسرای شهرستان *پرونده با صدور قرار عدم صلاحیت صادره از شعبه *ارجاع شده است. در این دادگاه امر دادرسی در مورد اقای ش. ش. دایر به محاربه انجام و مطابق دادنامه فرجام خواسته با احراز اتهام انتسابی به نفی بلد به نحو حبس در تبعید *محکومیت یافته است. جریان از این قرار است. که در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۱۵ در حدود ساعت ۲ بامداد اقای ش. ش. ، اقای ا. ح. ب. پ. ، اقای م. ر. ا. و اقای ک. ( ک. ) غ. ز. با خودروی ۲۰۶ و ۴۰۵ با در دست داشتن سلاح شکاری به پلاژ متعلق به اقای ح. حمله ور شده و اقدام به تیراندازی به پلاژ شاکی و چند پ. دیگر نموده و پس از ارجاع پرونده به بازپرس ، در مقام انجام معاینه محل در محل پلاژ حاضر و نسبت به صورتجلسه نمودن مشاهدات خود اقدام و از شهود بطور جداگانه تحقیق مینماید. اقایان ن. و ع. ن. اعلام داشته اند که به واسطه شنیدن صدای شخصی که درخواست کمک مینمود در خیابان حاضر که مشاهده نموده اند اقای ش. ش. شخصی را با سلاح دنبال می کند که با دیدن این شخص به انها حمله ور شده است. اظهارات افراد حاضر در محل پیوست پرونده گردیده است. در صفحه ۷۲ تا ۷۸ اظهارات ا. م. ، م. ر. ا. ، ک. غ. ز. در مواجهه حضوری قید گردیده است. م. ر. ا. که از دوستان ش. ش. بوده و در شب ۹۷/۴/۱۵ همراه وی بوده اظهار داشته ان شب من با ک. غ. ز. بودم که تلفنی با ح. و ا. م. جر و بحثم شد و دیگر خیلی عصبانی شدم که ش. ش. و ا. ح. ب. پ. هم انجا بودند مطلع شدند و ش. گفت برویم و دو تا ماشین شدیم من راننده ۴۰۵ شدم و ک. با من امد و ش. و ا. با ۲۰۶ امدند به *رفتیم به ساحل رسیدیم من اول اشتباه به پلاژ بغلی رفتم ک. غ. ز. اظهار داشته …. پ. ح. رفتیم همراه ش. دوتا اسلحه شکاری بود. و در *ش. و ا. شروع به تیراندازی کردند. … در جلسه رسیدگی مورخه ۱۴۰۰/۲/۲۹ شعبه *، متهم و وکیل وی حضور داشته ، متهم منکر حضور در محل میباشد. و میگوید من انجا نبودم از قضیه خبر نداشتم تیراندازی نکردم و خودم را به دادسرا معرفی کردم. از وی سوال شده دوستان شما در نزد بازپرس به صراحت اعلام نموده اند شما در ان شب در پلاژ تیراندازی نموده اید که برای شما قرائت شد چه توضیحی دارید پاسخ داده اظهارات اقای ب. پ. گفته ش. ش. در انجا بوده و برای نجات خودشان این حرف را زدند دادگاه پس از اخذ دفاعیات وکیل متهم و با پرسش از دادستان *مبنی بر اینکه ایا ش. ش. دارای پرونده جریانی دیگری در ان حوزه قضایی می باشد. یا خیر و ملاحظه پاسخ دادستان مذکور مبنی بر اینکه نامبرده دارای سوابق متعدد اتهامی از قبیل شرارت ، ادم ربایی ، تیراندازی ، قدرت نمایی با اسلحه گرم و سرد و تخریب و …. میباشد. که اکثرا مختومه گردیده اند همچنین نامبرده در شعبه *به اتهام تخریب و تیراندازی و قدرت نمایی و …. دارای یک فقره پرونده جریانی بوده که پس از ماهها متواری بودن دستگیر گردیده و با صدور قرار بازداشت موقت در *بسر می برد و پرونده منجر به صدور قرار نهایی نگردیده است. ( ص ۶۳۴ ) به شرح دادنامه فرجام خواسته با احراز اتهام انتسابی محاربه به نفی بلد به نحو حبس در تبعید زندان *وی را محکوم نموده اند و در مورد سایر اتهامات وی و اتهامات سایر متهمین تصمیمی اتخاذ نشده است. در حالیکه در قرار عدم صلاحیت شعبه *در صفحه ۵۷۹ برای این اتهامات نیز قرار عدم صلاحیت صادر گردیده است. با ابلاغ دادنامه در فرجه قانونی اقای ع. ش. ک. به وکالت از محکوم علیه اقای ش. ش. ج. نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. وی در لایحه خود بیان داشته با فرض ثبوت جرم به موکل با فقدان ادله کافی در انتساب رفتار موکل با جرم محاربه را نمی توان تحت عنوان محاربه مجازات و کیفر داد و تقاضای نقض دادنامه فرجام خواسته را دارد. مشروح گزارش و لایحه هنگام شور قرائت گردید.اینک گزارش که توسط عضو ممیز تنظیم شده تقدیم ریاست محترم شعبه میشود.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ع. ا. ب. ر. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ع. ا. ا. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر عقیده به اعاده پرونده به مرجع نخستین جهت رفع نقص را دارم. در خصوص دادنامه شماره *– ۱۴۰۰/۳/۲۳ فرجام خواسته صادر شده از شعبه *مشاوره نموده چنین رای میدهد:
    رای شعبه
    در خصوص فرجام خواهی اقای ش. ش. ج. با وکالت اقای ع. ش. ک. نسبت به دادنامه *– ۱۴۰۰/۳/۲۳ صادر شده از شعبه *که طی ان نامبرده در مورد اتهام ارتکاب بزه محاربه به نفی بلد به نحو حبس در تبعید زندان *محکوم گردیده است. با توجه به اینکه در دادنامه اولا: مدت زمان نفی بلد درج نگردیده است. و ثانیا: ضرورت نفی بلد به نحو حبس در تبعید بیان نشده است. زیرا مطابق مقررات مربوط به جرم محاربه در قانون مجازات اسلامی یکی از مجازات های جرم مذکور نفی بلد است. و در ماده ۱۴۳ ایین نامه نحوه اجرای احکام حدود … مصوب ۹۸/۳/۲۶ ریاست محترم قوه قضاییه امده چنانچه امکان جلوگیری از مراوده و معاشرت محکوم با دیگران نباشد. قاضی اجرای احکام مراتب را جهت اتخاذ تصمیم به دادگاه منعکس مینماید. تا در اجرای حکم حکومتی م. م. ر. ( حبس در تبعید ) تصمیم مقتضی اتخاذ کند و ابتدایا به نحو حبس در تبعید به شرح منعکس در دادنامه مطابق قانون تشخیص داده نمیشود. فلذا دادنامه قابل ابرام نبوده به استناد بند ( ب ) و قسمت ۲ ان از ماده ۴۶۹ قانون ایین دادرسی کیفری با نقض دادنامه پرونده را جهت رسیدگی مجدد و رفع نواقص عنوان شده و صدور حکم به دادگاه صادرکننده رای ارجاع میدهد ضمنا در مورد سایر اتهامات نامبرده و اتهامات سایر متهمین که در کیفرخواست *– ۹۹/۸/۱۲ دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *( ص ۵۷۳ ) درج شده و در قرار عدم صلاحیت صادره از سوی شعبه *( ص ۵۷۹ ) در مورد تمامی اتهامات من جمله محاربه ، قرار عدم صلاحیت صادر گردیده از سوی دادگاه محترم اظهارنظر قضایی صورت نگرفته که لازم است. در صورت قبول صلاحیت رسیدگی و در صورت عدم قبول صلاحیت ، قرار عدم صلاحیت صادر نمایند و رسیدگی در مورد این اتهامات بدون اقدام نماند این رای قطعی است
    شعبه *
    رییس: ع. ا. ی. مستشار: ع. ا. ب. ر.

  • طریقیت داشتن نظریه کارشناسی در امور کیفری



    پیام: نظربه اینکه نظریه کارشناسی برای دادگاه طریقیت داشته و چنانچه منطبق بااوضاع واحوال مسلم قضیه نباشد ارزش قضایی ندارد. درمانحن فیه نیز نظریه کارشناسی هییت تیم ۹نفره منطبق بااوضاع واحوال قضیه نمی باشد تنها عامل موثر و مقدمی که در فوت و مصدومیت نقش داشته هجوم یکباره اشخاص به خارج از سالن بعلت وحشت ایجاد شده ناشی از قطعی برق بوده که حسب اوراق پرونده و استعلام صورت گرفته از اداره برق توسط عامل انسانی فیوزغیرفعال شده و قطعی برق مربوط به شبکه برق نبوده وتاثیر سایر اسباب بقدری در وقوع حادثه ضیعف بوده که حتی ارزش بحث ندارد.

    شماره دادنامه قطعی: ۹۸0۹۹۸۸۷۴۲۳0۱00۹ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱0/۱۸ گروه رأی: حقوقی

    رأی دادگاه بدوی

    ۱۴00۴۷۴۱۸۶۴ پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
    ۱. شهرداری *متهم ، با نمایندگی اقای ن. س. فرزند ف. به نشانی *با نمایندگی اقای ج. ف. فرزند م. به نشانی *با نمایندگی اقای ح. ح. فرزند ک. به نشانی *
    ۲. اقای ک. ا. ز. فرزند ع. شاکی و متهم ، به نشانی *
    ۳. اقای م. ا. فرزند ا. متهم ، به نشانی *
    ۴. سازمان *متهم ، با وکالت اقای ا. ف. س. فرزند م. به نشانی *
    ۵. سازمان *متهم ، با نمایندگی اقای س. ع. ک. فرزند ع. به نشانی *با نمایندگی اقای ص. ح. ب. فرزند م. به نشانی *
    ۶. اقای ا. ا. فرزند م. متهم ، به نشانی *
    ۷. سازمان *متهم ، به نشانی *
    ۸. خانم ش. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۹. اقای م. پ. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۱۰. خانم ژ. ح. ز. فرزند ع. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به نشانی *
    ۱۱. خانم پ. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۱۲. اقای م. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۱۳. اقای ع. ا. فرزند ا. شاکی ، به نشانی *
    ۱۴. اقای ک. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۱۵. خانم ع. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۱۶. اقای س. ا. ز. فرزند ک. شاکی ، به نشانی *
    ۱۷. خانم م. ا. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۱۸. اقای ح. س. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۱۹. خانم ف. ق. فرزند ع. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۲۰. اقای س. ق. فرزند ا. شاکی ، به نشانی *
    ۲۱. خانم ا. ک. فرزند ا. شاکی ، به نشانی *
    ۲۲. اقای م. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۲۳. اقای ک. ا. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۲۴. خانم ب. ا. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۲۵. اقای م. م. فرزند م. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۲۶. اقای خ. ح. پ. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۲۷. اقای ک. ر. فرزند م. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به نشانی *
    ۲۸. اقای ب. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۲۹. خانم پ. س. فرزند ک. شاکی ، به نشانی *
    ۳۰. اقای ا. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۳۱. خانم ش. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۳۲. خانم ل. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۳۳. اقای ح. س. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۳۴. خانم ز. ا. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۳۵. خانم ز. ر. فرزند م. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به نشانی *
    ۳۶. اقای س. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۳۷. خانم گ. م. فرزند س. شاکی ، به نشانی *
    ۳۸. اقای م. ا. فرزند ح. شاکی ، با ولایت اقای ح. ا. فرزند ح. ا. به نشانی *
    ۳۹. اقای ا. ر. فرزند ک. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به نشانی *با ولایت اقای ک. ر. فرزند م. به نشانی *شماره تماس*
    ۴۰. اقای ق. خ. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۴۱. اقای ح. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۴۲. خانم ه. خ. فرزند ق. شاکی ، به نشانی *
    ۴۳. خانم ک. ف. فرزند ع. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به نشانی *
    ۴۴. خانم ر. ق. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۴۵. اقای م. ک. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۴۶. اقای م. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۴۷. اقای ح. ع. ز. فرزند ش. م. شاکی ، به نشانی *
    ۴۸. اقای ص. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۴۹. خانم ز. م. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۵۰. خانم ش. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۵۱. خانم ش. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۵۲. اقای ح. ا. فرزند ح. ا. شاکی ، به نشانی *
    ۵۳. خانم خ. س. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۵۴. اقای ح. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۵۵. اقای س. ب. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۵۶. اقای ا. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۵۷. خانم م. ح. پ. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۵۸. اقای ن. خ. فرزند ق. شاکی ، به نشانی *
    ۵۹. اقای ا. ا. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۶۰. اقای ع. ح. پ. فرزند ک. شاکی ، به نشانی *
    ۶۱. خانم س. م. ح. فرزند س. شاکی ، به نشانی *
    ۶۲. خانم گ. ق. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۶۳. اقای غ. ب. ک. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۶۴. خانم م. س. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    اتهام: قتل غیر عمدی ناشی از اتش سوزی منجر به فوت و صدمه بدنی
    بسمه تعالی بتاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۱۲ در وقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضاکننده ذیل تشکیل و پرونده کلاسه *تحت نظر است.دادگاه با ملاحظه جامع اوراق و محتویات پرونده ختم دادرسی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال وباتکیه بر شرف و وجدان به شرح ذیل مبادرت به صدور رای مینماید.
    گردشکار و شرح ماوقع:
    اقای ل. ق. ز. در مورخه ۱۳۹۸/۰۷/۰۴ با خانم س. ا. ز. ازدواج نموده و اقای ل. ق. ز. بعنوان داماد طی قرارداد عادی ( ج۱ ص۱۰۰ ) *را به مدیریت اا.ان م. ا. و ا. ا. جهت برگزاری مراسم در مورخه ۱۳۹۸/۰۹/۱۴ وصرف شام رزرو مینماید. و پس از شروع مراسم و در زمان صرف شام حادثه ای رخ داده که منجر به فوت ۱۲نفر ( ۴مرد و۸ زن ) و مصدومیت چندین نفر شده است.و بلافاصله موضوع به قاضی کشیک اعلام و دستورات لازم جهت تعیین تکلیف اجساد صادر میشود. پرونده به بازپرسی ارجاع و موضوع به تیم کارشناسی سه نفره متشکل از رشته های راه و ساختمان و حوادث ناشی از کار و برق ، ماشین وتاسیسات کارخانجات ارجاع و هرکدام از کارشناسان در حیطه تخصصی خود موضوع را بررسی و نظریه کارشناسی خود را تقدیم نموده اند
    نظریه کارشناسی تیم سه نفره:
    نظریه کارشناس راه وساختمان:
    ۱ مجری تالار ( مالک ) ۲۰ درصد ۲مدیرتالار ( م. ا. ) ۱۵ درصد ۳شخص یااشخاص خاموش کننده برق ۲۰درصد ۴شهرداری *۱۸ درصد ۵ سازمان *ایران ۴درصد ۶ سازمان **۲درصد ۷اداره صنعت و معدن وتجارت ۱۲درصد ۸سازمان نظام مهندسی کردستان ۵ درصد ۹اداره کل راه وشهرسازی کردستان ۳درصد ۱۰شورای ترافیک یک درصد
    نظریه کارشناس حوادث ناشی ازکار:
    ۱ مالک تالار ( ا. ا. ) ۴۰درصد ۲مدیر تالار ( م. ا. ) ۲۰درصد ۳سازمان صنعت ومعدن تجارت ( اداره کل ) ۱۹ درصد ۴ سازمان **یک درصد ۵ سازمان *۶شهرداری *۱۵ درصد
    نظریه کارشناس برق ، ماشین الات و تاسیسات کارخانجات:
    صددرصد مالک تالار مقصر است
    نظریه کارشناس به طرفین ابلاغ مورد اعتراض مقصرین واقع و موضوع به تیم کارشناسی هییت سه نفره در رشته های مرتبط ارجاع میشود. که نظریه بدین شرح است
    نظریه کارشناس حوادث:
    ۱ مالک وبهره بردار *( ا. ومهر. ا. ) ۴۵ درصد ۲اداره صنعت ومعدن و تجارت *۱۰درصد ۳ سازمان **۱۰ درصد ۴ سازمان *۵درصد ۵شهرداری *۱۰درصد ۶ک. ا. ز. ( پدر عروس که بعنوان برگزار کننده معرفی شده ) ۱۰ درصد ۷حادثه دیدگان ۱۰ درصد
    نظریه کارشناس برق:
    ۱ مالک وبهره بردار ( ا. و م. ا. ) ۶۰درصد ۲ سازمان **۲۰درصد ۳شهرداری *۲۰درصد
    جمع بندی نظریه تیم کارشناسی هییت سه نفره ( متشکل از ۹نفر ) بدین شرح میباشد.
    ۱ مالک وبهره بردار تالار ۵۰درصد ۲شهرداری *۲۰ درصد ۳ سازمان **۲۰ درصد ۴ سازمان *۵ درصد ۵ک. ا. ز. ( پدر عروس ) ۵درصد
    اقدامات قضایی صورت گرفته در دادسرا:
    موضوع به قاضی کشیک اعلام ودستورات لازم صادر شده پرونده به بازپرش شعبه سوم ارجاع که موضوع را به کارشناسی ارجاع نموده وپس از وصول نظریه کارشناس بازپرس شعبه *ارسال مینماید. واین امر مورد اختلاف بازپرس شعبه سوم مجتمع کارکنان دولت واقع شده و پرونده جهت حل اختلاف به دیوانعالی کشور ارسال و شعبه *پرونده را به شعبه *اعاده مینماید. پس از وصول نظریه تیم کارشناسی هییت سه نفره بازپرس شعبه سوم بااین استدلال که اتهامات اشخاص حقوقی ( ادارات ) متوجه رییس اداره بوده و بااستناد به ماده ۳۰۸قانون ایین دادرسی کیفری قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادسرای عمومی وانقلاب *صادر مینماید. پرونده به شعبه *ارجاع و مورد اختلاف شعبه مرجوع الیه واقع و پرونده جهت حل اختلاف به شعبه دوازدهم دادگاه تجدیدنظر ارسال و شعبه مذکور باتایید صلاحیت دادسرای عمومی وانقلاب *پرونده را اعاده نموده است.و سپس بازپرس شعبه *با صدور جلب به دادرسی نسبت به ۶نفراز متهمان باتهام قتل شبه عمدی ۱۳ نفر و مصدومیت ۴۳نفر دادستان محترم مبادرت به صدور کیفرخواست مینماید. و پرونده به این شعبه ارجاع شده است
    اقدامات صورت گرفته توسط این شعبه ( ۱۰۴ کیفری دو *) :
    پرونده در مورخه ۱۴۰۰/۰۶/۲۹به این شعبه ارجاع و در مورخه ۱۴۰۰/۰۷/۱۴بلحاظ وجود نقص در گواهی پزشکی قانونی و حصر وراثت جهت رفع نقص باصدور قرار رفع نقص به شعبه *چندین بار پرونده به دادسرا اعاده گردیده نهایتا مشخص گردید.که تعداد متوفیان ۱۲ نفر بوده و شخصی به هویت ع. ص. ن. جزو درگذشتگان حادثه تالار نبوده و با تکمیل تحقیقات و رفع نقص و صدور کیفرخواست اصلاحی توسط دادسرا پرونده به دادگاه اعاده گردید.و دستور تعیین وقت بتاریخ ۱۴۰۰/۰۲/۰۷ صادر و دروقت تعیین شده جلسه دادگاه با حضور ۵ نفر از متهمان و نمایندگان انها تشکیل ودفاعیات انها اخذ گردید.احدی از متهمان به هویت ک. ا. ز. حسب گواهی صادره از ثبت احوال در مورخه ۱۴۰۰/۱۰/۲۲ فوت نموده است
    اقدامات پزشکی قانونی:
    سازمان پزشکی قانونی از همان بدو حادثه به موضوع ورود و نسبت به تعیین تکلیف و صدور جواز دفن پس از معاینات پزشکی لازم اقدام نموده است. و علت تامه فوت متوفیان را اسفیکسی ( خفگی ) بر اثر انسداد راههای هوایی بدنبال فشار یا اصابت جسم سخت اعلام نموده است
    مخلص اظهارات اشخاص حاضر در محل:
    مهمانان خانم در قسمت فوقانی ( بالکن ) و اقایان در قسمت پایین درحال صرف شام بودند دو عدد کپسول گاز مایع lpg در انجا جهت ایجاد گرما در سالن تعبیه شده بود که این دو کپسول با شیلنگ هیترهای موشکی را جهت ایجاد گرما فعال نموده و در اثر حرارت گاز داخل کپسول از شیلنگ نشت نموده و موجب اتش گرفتن ان میشود. که این امر موجب ترس مهمانها شده و بدلیل گرمای ناشی از اتش امکان بستن شیر کپسولها مقدور نمیشود. در این حین سیستم روشنایی سالن بکلی قطع و تاریکی حاکم میشود. ومهمانها به گمان اینکه انفجار نزدیک است.دچار رعب و وحشت شده و درتاریکی هرکس برای نجات جان خود به سمت درب خروجی هجوم میاورند که دراین بین با توجه به تاریکی هوا وهجوم سنگین اشخاص افرادی زیر دست و پا مانده و بعلت عدم امکان تنفس و انسداد راه تنفس فوت میشوند وافرادی نیز مصدوم میشوند.محل فاقد کپسول سازمان *یا سیستم اطفا حریق بوده است.
    اسامی متوفیان و اولیا دم:
    خانمها وا.ان ۱ م. ب. ( غ. ب. ک. و ل. ر. ) ۲ ه. خ. ( ق. خ. و ه. خ. و ن. خ. ) ۳ س. ق. ( س. ق. و ر. ق. ) ۴ ا. ر. ( ک. ر. و ژ. ح. ز. هردو با وکالت اقای ا. ح. ز. ) ۵ س. ع. ( م. ک. و ح. ع. ز. و ا. ک. و س. ک. ) ۶ م. ر. ( م. م. و ب. همگی م. ) ۷ م. ر. ( ک. وشل. همگی ر. و س. م. ح. ) ۸ ه. پ. ( ا. و ع. ه. ا. و م. و ز. م. ) ۹ م. ح. پ. ( خ. ح. پ. و پ. س. ) ۱۰ ع. م. ( گ. م. و ن. و ه. خ. ) ۱۱ م. ح. ( ح. و م. و خ. و ح. ه. س. ) ۱۲ ص. م. ( ص. ا. هین ش. پ. همگی م. ا. و ف. ق. ز. همگی باوکالت ا. ش. ا. ز. )
    اسامی مصدومین:
    ۱ خانم م. ا. ۲خ. ژ. ح. ز. ( باوکالت اقای ا. ح. ز. ) ۳خانم گ. ق. ۴خ. س. م. ح. ۵خ. م. ح. پ. ۶ا. ع. ح. پ. ۷ا. ا. رسولی ( باوکالت اقای ا. ح. ز. ) ۸ا. ک. ا. ز. ۹ ا. ب. ر. ۱۰خانم پ. س. ۱۱ ا. ا. م. ا. ک. ر. ۱۳خانم ش. م. ۱۴ ا. ا. ر. ۱۵ خانم ر. ق. ۱۶خ. ز. ا. ۱۷خ. ز. ر. ۱۸ ا. س. م. ۱۹ ا. ح. م. ۲۰ا. م. ک. م. م. ۲۲ ا. م. ا. ۲۳ ا. ق. خ. ۲۴ خانم ش. ر. ۲۵ا. ح. س. ز. م. ۲۷ خانم پ. م. ۲۸ اقای م. پ. ۲۹ خ. م. س. ۳۰ا. ص. م. ۳۱ ا. ح. س. ۳۲خانم ف. ق. ۳۳ ا. س. ق. ۳۴ خ. ا. ک. ۳۵خانم ش. م. ل. ر. خانم خ. س. ح. م. ا. س. ب. ۴۰ ا. م. ر. ۴۱ اقای ک. ا. ب. ا. ا. م. م. ۴۴ اقای خ. ح. پ. ۴۵ خ. ش. م. ح. ا. ا. م. م. اقای ا. ا. ک. ف. ۵۰ اقای ع. ا. ا. ک. ر. ا. ح. ع. ز. ۵۳ ا. غ. ب. ک. ۵۴ خانم ع. ر.
    رای دادگاه
    در خصوص اتهام اقایان ۱ا. ا. فرزند م. ۵۳ساله ۲مه. ا. فرزند ا. ۳۱ساله هردو فاقد سابقه کیفری و ازاد با تودیع وثیقه ۳ک. ا. ز. فرزند ع. ا. با تودیع وثیقه فاقد سابقه کیفری ۴شخصیت حقوقی شهرداری *۵شخصیت حقوق سازمان *باوکالت اقای ا. ف. س. ۶شخصیت حقوقی سازمان *همگی دایر به مشارکت در قتل شبه عمدی ۱۲ زن ومرد مسلمان شامل ۴مرد و ۸زن ومصدومیت به تعداد ۵۴ نفر به شرح فوق ( که در کیفرخواست تعداد افراد ۴۳نفر قید شده ) به ترتیب متهمین ردیف اول و دوم مشترکا ۵۰درصد تقصیرمتهم ردیف سوم ۵درصد تقصیرمتهم ردیف چهارم بیست درصد تقصیر متهم ردیف پنجم بیست درصد تقصیر متهم ردیف ششم به میزان پنج درصدتقصیر موضوع کیفرخواست اصلاحی شماره *مورخه ۱۴۰۰/۱۲/۴۴ اصداری از دادسرای عمومی وانقلاب *و شکایت اولیا دم متقتولین ۱ماهان ب. ۲هژ. خ. ۳س. ق. ۴ارشا. ر. ۵سع. ع. ۶منیژ. ر. ۷م. ر. ۸هاجر پ. ۹مونا ح. پ. ۱۰ع. م. ۱۱م. ح. ۱۲ص. م. و مصدومین به شرح مندرج در گردشکار ، دادگاه باتوجه به جامع اوراق ومحتویات پرونده کیفرخواست صادره نظربه اینکه نظریه کارشناسی برای دادگاه طریقیت داشته و چنانچه منطبق بااوضاع واحوال مسلم قضیه نباشد. ارزش قضایی ندارد. درمانحن فیه نیز نظریه کارشناسی هییت سه نفره ( تیم ۹نفره ) منطبق بااوضاع واحوال قضیه نمیباشد. چرا که متهم ردیف سوم ( پدرعروس ) رابعنوان برگزار کننده مراسم معرفی نموده اند درصورتی که قرارداد اجاره تالار بین اقای ل. ق. ( داماد ) و متهمین ردیف اول و دوم منعقد شده و خود متهم ردیف سوم بعنوان مهمان در ان مراسم شرکت داشته است.و در عرف *نیز معمولا چنین است.که برگزار کننده مراسم داماد یا خانواده وی بوده و خانواده عروس و بستگان وی بعنوان مهمان در ان مراسم حاضر میشوند و باعنایت به اینکه اسباب متعددی در وقوع حادثه و فوت و مصدومیت مهمانان حاضر نقش داده لیکن به نظر میرسد انچه که موجب هجوم مهمانان به خروج از سالن و نهایتا مرگ و مصدومیت اشخاص شده میزان متراژ مجاز یا غیرمجاز سالن ، وجود یا عدم وجود پروانه کسب سالن ، نظارت یا عدم نظارت متولیان امر به امور سالن نبوده بلکه تنها عامل موثر و مقدمی که در فوت و مصدومیت نقش داشته هجوم یکباره اشخاص به خارج از سالن بعلت وحشت ایجاد شده ناشی از قطعی برق بوده که حسب اوراق پرونده و استعلام صورت گرفته از اداره برق توسط عامل انسانی فیوزغیرفعال شده و قطعی برق مربوط به شبکه برق نبوده وتاثیر سایر اسباب بقدری در وقوع حادثه ضیعف بوده که حتی ارزش بحث ندارد. و تمامی فعلها وترک فعلها از سوی متهمین ردیف اول و دوم صورت گرفته بدین شرح که اولا استفاده از کپسول ال پی جی با ان شرایط و کیفیت غیرایمن و غیرمجاز بوده ثانیا عدم وجود کپسول سازمان *یا سیستم اطفا حریق درمحل ثالثا قطعی برق در شب و ایجاد رعب و وحشت بین مهمانان و هجوم انها جهت نجات جان خود از ترس انفجار همگی در وقوع حادثه موثر بوده و مورد اخیر نیز موثرتر از دو مورد اول میباشد. که این دادگاه موضوع را مشمول سبب مقدم در تاثیر ( سبب نزدیک یا اخرین سبب ) تشخیص و مسئولیت صددرصدی ان را متوجه متهمین ردیف اول و دوم دانسته ( نتیجه مستند به تقصیر متهمین ردیف اول و دوم بوده ) وبا احراز بزهکاری مشارالیهما مستندا مواد۵۲۹و ۵۳۵ و ۵۴۹و۵۵۰ و۴۸۸و۵۰۶ و بند پلاک ماده ۲۹۱قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ متهمین ردیف اول و دوم را از حیث جنبه خصوصی جرم به پرداخت چهارفقره دیه مرد مسلمان در حق اولیا دم مرحومین م. ب. و ا. ر. و م. ر. و ص. م. ا. و پرداخت ۸ فقره دیه زن مسلمان در حق اولیا دم مرحومین ه. خ. و س. ق. و س. ع. و م. ر. و ه. پ. و م. ح. پ. و ع. م. و م. ح. و از حیث جنبه عمومی جرم مستندا به ماده ۶۱۶ قانون مجازات اسلامی کتاب تعزیرات مصوب۱۳۷۵ وبند چ ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ اصلاحی ۱۳۹۹ هریک از متهمین ردیف اول و دوم را به تحمل سه سال حبس تعزیری درجه پنج محکوم مینماید. و درخصوص مصدومین متهمین ردیف اول و دوم را به پرداخت ۱یک ونیم درصددیه کامل بابت سه حارصه خلف ساعد دست راست ۲نیم درصددیه کامل بابت حارصه قدامی میانی ساعد راست ۳شش هزارم دیه کامل بابت دو فقره سیاه شدگی قدام زانوی چپ وداخلی تحتانی ران چپ ۴یک ونیم هزارم دیه کامل بابت کبودی پهلوی راست ۵چهارپنجم از یک سوم از نصف دیه کامل بابت خردشدگی استخوان ترقوه راست که بدون عیب درمان شده در حق خانم م. ا. و پرداخت چهار درصد از یک سوم از یک دهم دیه کامل بابت دو فقره دامیه قسمت داخلی بند ابتدایی و بند میانی انگشت پنجم دست راست درحق خانم گ. ق. و پرداخت ۱یک ونیم درصد دیه کامل بابت سه فقره حارصه قدامی تحتانی ساق پای راست و خلف پای راست و داخلی تحتانی ساق پای راست ۲یک ونیم هزارم دیه کامل بابت کبودی قدامی فوقانی ساق پای راست ۳نیم درصد دیه کامل بابت ارش تجمع هوا در نیم سینه راست درحق خانم ژ. ح. ز. و پرداخت ۱سه هزارم دیه کامل بابت سیاه شدگی قدامی میانی ران چپ ۲سه هزارم دیه کامل بابت سیاه شدگی قدام زانوی چپ ۳چهارونیم هزارم دیه کامل بابت سه فقره کبودی منطقه ای قدام ساق پای چپ ۴یک ونیم هزارم دیه کامل بابت کبودی قسمت داخلی زانوی راست ۵سه هزارم دیه کامل بابت سیاه شدگی خلفی فوقانی ساق پای راست در حق س. م. ح. و پرداخت سه هزارم دیه کامل بابت دو فقره کبودی خلفی میانی زانوی راست در حق خانم م. ح. پ. و پرداخت دو درصددیه کامل بابت دامیه پیشانی چپ در حق ا. ع. ح. پ. و پرداخت ۱یک درصددیه کامل بابت دامیه روی پای چپ ۲سه دهم درصد دیه کامل بابت خونریزی متوسط زیر مخاطی چشم چپ ۳دو دهم درصد دیه کامل بابت خونریزی خفیف زیرمخاطی چشم راست ۴نه هزارم دیه کامل بابت سه فقره سیاه شدگی در ساعد و خلف دست چپ ۵سه هزارم دیه کامل بابت سیاه شدگی مچ پای چپ ۶سه هزارم دیه کامل بابت سیاه شدگی مچ پای راست ۷سه درصددیه کامل بابت کاهش هوشیاری شدید ۸هفت درصددیه کامل بابت اختلال اضطرابی پس از سانحه درحق ا. ر. محکوم مینماید. مهلت پرداخت دیات ظرف دوسال قمری از تاریخ جنایت است.طرفین میتوانند به گونه ای دیگر تراضی نمایند و اگر محکومین در داخل مهلت نسبت به پرداخت تمام یا بخشی از محکوم به اقدام نمایند محکوم له مکلف به قبول است.بدیهی است.درراستای تبصره ذیل ۵۵۱ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ مابه التفاوت دیات مقتولین اناث تا سقف دیه مرد توسط صندوق تامین خسارتهای بدنی پرداخت میشود. و درخصوص متهمین ردیف چهارم و پنجم وششم باتوجه به جامع اوراق ومحتویات پرونده نظربه اینکه میزان تاثیر اشخاص در حادثه بقدری ضعیف میباشد. که حتی ارزش بررسی ندارد. و نظریه کارشناسان منطبق با اوضاع و احوال قضیه نبوده لذا این دادگاه بزهکاری متهمان را ثابت ندانسته و مستندا به ماده ۵۳۱ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ و ماده ۴قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ و اصل سی و هفتم قانون اساسی حکم برائت متهمان را صادر واعلام مینماید. ودرخصوص متهم ردیف سوم باتوجه به اینکه حسب گواهی فوت صادره از ثبت احوال شهرستان *متهم در اثر بیماریهای قلبی فوت نموده است.لذا این دادگاه مستندا به بند الف ماده ۱۳ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ قرار موقوفی تعقیب صادر و اعلام مینماید. درخصوص شکایت اقای ک. ا. ز. ( شاکی ردیف هشتم ) علیه متهمان فوق دایر به ضرب و جرح شبه عمدی باتوجه به اینکه شاکی قبل از فوت گذشت بی قید و شرط خود را اعلام نموده و باعنایت به انکه موضوع جزو جرایم قابل گذشت میباشد. لذا این دادگاه مستندا به بند ب ماده ۱۳ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ قرار موقوفی تعقیب صادر واعلام مینماید. ودرخصوص شکایت شکات ردیف نهم الی پنجاه وچهارم دایر به ضرب و جرح شبه عمدی و بند هشتم گواهی پزشکی قانونی ا. ر. ( انجام اقدامات cpr درمراجعه اول ) باتوجه به جامع اوراق و محتویات پرونده نظربه اینکه گواهی پزشکی قانونی ارائه نشده و یا درگواهی پزشکی قانونی ارائه شده صدمات مرتبط با حادثه محرز نشده و انجام اقدامات cpr عملیات پزشکی جهت احیای مراجعه کننده به مراکز درمانی بوده وباعنایت به اینکه اقدامات پزشکی درراستای اقدامات درمانی مشمول دیه نبوده و مستند به فعل متهم نمیباشد. لذا این دادگاه بزهکاری متهمین را ثابت ندانسته و مستندا به ماده ۴ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ و رای وحدت رویه *هیات عمومی دیوانعالی کشور و اصل سی و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حکم برائت متهمین را صادر واعلام مینماید. رای صادره حضوری بوده و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر در محاکم تجدید نظر *است.
    م. زادق. یاغلان ت.
    دادرس شعبه *
    رونوشت برابر اصل و اداریست مدیر دفتر شعبه *– ع. م.

    رأی دادگاه بدوی

    پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
    ۱. اداره شورای ترافیک *متهم ، به نشانی *
    ۲. سازمان *متهم ، به نشانی *
    ۳. پلیس اطلاعات *متهم ، به نشانی *
    ۴. گاز *متهم ، با نمایندگی اقای ح. ج. فرزند ع. به ن.ی *۴
    ۵. سازمان *متهم ، با نمایندگی اقای خ. ن. ق. فرزند ق. به ن.ی *- شهدای و با نمایندگی اقای ج. ح. ز. فرزند ت. به ن.ی *
    ۶. سازمان *، سازمان *متهم ، با نمایندگی اقای س. ز. فرزند س. ا. به ن.ی *- سازمان *؛ سازمان *
    ۷. اقای م. ا. فرزند ا. متهم ، به ن.ی *
    ۸. سازمان *متهم ، به نشانی *
    ۹. سازمان *متهم ، به نشانی *
    ۱۰. توزیع نیروی برق *متهم ، با نمایندگی اقای ج. م. فرزند ا. به ن.ی *
    ۱۱. سازمان *متهم ، به نشانی *
    ۱۲. سازمان *متهم ، به نشانی *
    ۱۳. سازمان *متهم ، با نمایندگی اقای ک. ع. پ. فرزند ع. به نشانی *
    ۱۴. سازمان *متهم ، به نشانی *
    ۱۵. اقای ا. ا. فرزند م. متهم ، به نشانی *
    ۱۶. سازمان *متهم ، به نشانی *
    ۱۷. اقای م. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۱۸. اقای ک. ا. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۱۹. خانم ب. ا. فرزند ح. شاکی ، به ن.ی *باران
    ۲۰. اقای ح. ع. ز. فرزند ش. م. شاکی ، به نشانی *
    ۲۱. اقای ا. ر. فرزند م. شاکی ، به ن.ی *۴
    ۲۲. خانم م. س. فرزند ح. شاکی ، به ن.ی *
    ۲۳. خانم م. ا. فرزند ح. شاکی ، به ن.ی *باران
    ۲۴. خانم ژ. ح. ز. فرزند ع. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به نشانی *
    ۲۵. خانم پ. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۲۶. اقای م. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۲۷. اقای ع. ا. فرزند ا. شاکی ، به ن.ی *
    ۲۸. اقای ح. س. فرزند ع. شاکی ، به ن.ی *
    ۲۹. خانم ف. ق. فرزند ع. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۳۰. اقای س. ق. فرزند ا. شاکی ، به نشانی *
    ۳۱. اقای ک. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۳۲. خانم ا. ک. فرزند ا. شاکی ، به نشانی *
    ۳۳. خانم ش. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۳۴. اقای م. پ. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۳۵. خانم ع. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۳۶. اقای ح. س. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۳۷. خانم ز. ا. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۳۸. اقای ح. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۳۹. خانم ک. ف. فرزند ع. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به ن.ی *
    ۴۰. خانم ز. ر. فرزند م. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به ن.ی *
    ۴۱. اقای س. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۴۲. خانم ر. ق. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۴۳. خانم م. ح. پ. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۴۴. اقای م. ا. فرزند ح. شاکی ، با ولایت اقای ح. ا. فرزند ح. ا. به ن.ی *
    ۴۵. اقای م. ک. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۴۶. اقای ا. ا. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۴۷. اقای ع. ح. پ. فرزند ک. شاکی ، به نشانی *
    ۴۸. اقای م. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۴۹. اقای ح. ا. فرزند ح. ا. شاکی ، به نشانی *
    ۵۰. اقای ا. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۵۱. خانم ش. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۵۲. خانم ل. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۵۳. اقای ا. ر. فرزند ک. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به ن.ی *و با ولایت اقای ک. ر. فرزند م. به ن.ی *شماره تماس*
    ۵۴. اقای ک. ا. ز. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۵۵. اقای ق. خ. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۵۶. خانم خ. س. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۵۷. اقای ب. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۵۸. خانم پ. س. فرزند ک. شاکی ، به نشانی *
    ۵۹. اقای ح. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۶۰. اقای س. ب. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۶۱. اقای غ. ب. ک. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۶۲. خانم س. م. ح. فرزند س. شاکی ، به نشانی *
    ۶۳. خانم گ. ق. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۶۴. اقای ص. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۶۵. خانم ز. م. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۶۶. خانم ش. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۶۷. خانم ش. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۶۸. اقای م. م. فرزند م. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۶۹. اقای ک. ر. فرزند م. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به نشانی *
    ۷۰. اقای خ. ح. پ. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    اتهام: قتل غیر عمدی ناشی از اتش سوزی منجر به فوت و صدمه بدنی
    بسمه تعالی
    بتاریخ ۱۴۰۰/۰۲/۱۸ در وقت فوق العاده ، جلسه رسیدگی شعبه *به تصدی امضای کننده ذیل تشکیل است ، پرونده کلاسه *تحت نظر قرار دارد. با توجه به تحقیقات صورت گرفته و بررسی اوراق پرونده ، بازپرسی ضمن اعلام ختم و کفایت تحقیقات با استعانت از خداوند متعال و با تکیه بر شرف و وجدان به شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید.
    قرار عدم صلاحیت
    دادستان و رییس محترم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *
    در خصوص اتهام اقایان ۱.ا. ا. به میزان ۲۵ درصد ۲. م. ا. به میزان ۲۵ درصد ۳.ک. ا. ز. به میزان ۵ درصد ۴. سازمان *به میزان ۲۰ درصد ۵. سازمان *به میزان۲۰ درصد ۶. سازمان *به میزان ۵ درصد به اتهام تسبیب در قتل غیر عمد ۱۳ نفر و تسبیب در صدمه بدنی ۴۲ نفر که متهمین ردیف ۱ و ۲و ۳ با قرار قبولی وثیقه فعلا ازاد با عنایت به اوراق و محتویات پرونده و نظریه پزشکی قانونی و هیات ۹ نفره کارشناسی که مستندا به ماده ۱۶۵ قانون ایین دادرسی کیفری نظریه هیات کارشناسی بنا به کفایت ادله قطعی گردیده و توجها به اینکه متهمین ردیف ۴ و ۵ و ۶ شخصیت حقوقی بوده که مستندا به ماده ۳۰۸ قانون ایین دادرسی کیفری به جرایم انان که روسای ادارات می بایست تفهیم اتهام گردند در دادسرای مرکز استان رسیدگی می گردد. علیهذا قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *صادر و اعلام می گردد.
    دفتر ، مقرر است.پرونده برگشماری ، در اجرای ماده ۹۲٫۲۶۷ قانون اخیر الذکر امروز به نظر دادستان محترم برسد؛ در صورت موافقت دادستان محترم از امار کسر بدل تهیه و اصل پرونده به مرجع صالح ارسال شود.
    شعبه *- ا. خوشیده

    رأی دادگاه بدوی

    پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
    ۱. سازمان *متهم ، با نمایندگی اقای ج. ف. فرزند م. به ن.ی *
    ۲. اداره شورای ترافیک *متهم ، به نشانی *
    ۳. اداره راه و شهرسازی *متهم ، با نمایندگی اقای ص. ح. ب. فرزند م. به ن.ی *
    ۴. پلیس اطلاعات *متهم ، به نشانی *
    ۵. گاز *متهم ، با نمایندگی اقای ح. ج. فرزند ع. به ن.ی *
    ۶. سازمان *متهم ، با نمایندگی اقای خ. ن. ق. فرزند ق. به ن.ی *- شهدای و با نمایندگی اقای ج. ح. ز. فرزند ت. به نشانی *
    ۷. سازمان *، سازمان *متهم ، با نمایندگی اقای س. ز. فرزند س. ا. به ن.ی *- سازمان *؛ سازمان *
    ۸. اقای م. ا. فرزند ا. متهم ، به ن.ی *
    ۹. سازمان *متهم ، به نشانی *
    ۱۰. اتاق اصناف شهرستان *متهم ، به نشانی *
    ۱۱. توزیع نیروی برق *متهم ، با نمایندگی اقای ج. م. فرزند ا. به ن.ی *
    ۱۲. سازمان *متهم ، به نشانی *
    ۱۳. سازمان *متهم ، به نشانی *
    ۱۴. سازمان *متهم ، با وکالت اقای ر. ن. فرزند ع. به ن.ی *سازمان *. ف. و با وکالت اقای ک. ف. فرزند ن. به ن.ی *و با نمایندگی اقای ک. ع. پ. فرزند ع. به ن.ی *- سازمان *و با نمایندگی اقای س. س. فرزند س. به ن.ی *همکف- سازمان *
    . اداره ثبت اسناد و املاک *متهم ، به نشانی *
    ۱۶. اقای ا. ا. فرزند م. متهم ، به ن.ی *روبروی غذای اماده ح.
    ۱۷. اقای م. ا. فرزند ح. شاکی ، با ولایت اقای ح. ا. فرزند ح. ا. به نشانی *
    ۱۸. اقای ا. ر. فرزند ک. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به نشانی *و با ولایت اقای ک. ر. فرزند م. به نشانی *شماره تماس*
    ۱۹. خانم ل. ر. فرزند م. شاکی ، به ن.ی *
    ۲۰. اقای ک. ا. ز. فرزند ع. شاکی ، با وکالت اقای س. ح. فرزند س. به ن.ی *
    ۲۱. اقای ق. خ. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۲۲. اقای ح. س. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۲۳. خانم ش. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۲۴. اقای ک. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۲۵. خانم ع. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۲۶. خانم ز. ا. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۲۷. خانم ر. ق. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۲۸. اقای ا. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۲۹. خانم م. ح. پ. فرزند ع. شاکی ، به ن.ی *
    ۳۰. اقای س. ب. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۳۱. اقای م. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۳۲. اقای ک. ا. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۳۳. اقای س. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۳۴. اقای م. ک. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۳۵. اقای ا. ا. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۳۶. اقای ع. ح. پ. فرزند ک. شاکی ، به نشانی *
    ۳۷. اقای م. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۳۸. اقای ح. ا. فرزند ح. ا. شاکی ، به نشانی *
    ۳۹. خانم خ. س. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۴۰. خانم پ. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۴۱. اقای م. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۴۲. اقای ع. ا. فرزند ا. شاکی ، به نشانی *
    ۴۳. خانم م. ا. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۴۴. اقای ح. س. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۴۵. خانم ف. ق. فرزند ع. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۴۶. اقای ح. ع. ز. فرزند ش. م. شاکی ، به نشانی *
    ۴۷. اقای ب. ر. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۴۸. خانم پ. س. فرزند ک. شاکی ، به نشانی *
    ۴۹. اقای ح. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۵۰. اقای ا. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۵۱. خانم م. س. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۵۲. اقای س. ق. فرزند ا. شاکی ، به نشانی *
    ۵۳. خانم ا. ک. فرزند ا. شاکی ، به نشانی *
    ۵۴. اقای م. پ. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۵۵. خانم ژ. ح. ز. فرزند ع. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به ن.ی *
    ۵۶. خانم ش. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۵۷. خانم ش. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۵۸. خانم ب. ا. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    ۵۹. اقای م. م. فرزند م. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۶۰. اقای ک. ر. فرزند م. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به ن.ی *
    ۶۱. اقای خ. ح. پ. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۶۲. خانم ک. ف. فرزند ع. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به ن.ی *
    ۶۳. اقای غ. ب. ک. فرزند ع. شاکی ، به نشانی *
    ۶۴. خانم س. م. ح. فرزند س. شاکی ، به نشانی *
    ۶۵. خانم گ. ق. فرزند م. شاکی ، به نشانی *
    ۶۶. خانم ش. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۶۷. اقای ح. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به ن.ی *
    ۶۸. خانم ز. ر. فرزند م. شاکی ، با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به نشانی *
    ۶۹. اقای ص. م. فرزند ص. شاکی ، با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. به نشانی *
    ۷۰. خانم ز. م. فرزند ح. شاکی ، به نشانی *
    اتهام: قتل غیر عمدی ناشی از اتش سوزی منجر به فوت و صدمه بدنی
    بسمه تعالی
    بتاریخ ۱۴۰۰/۰۳/۲۵ در وقت فوق العاده ، جلسه رسیدگی شعبه *به تصدی امضای کننده ذیل تشکیل است ، پرونده کلاسه *تحت نظر قرار دارد. با توجه به تحقیقات صورت گرفته و بررسی اوراق پرونده ، بازپرسی ضمن اعلام ختم و کفایت تحقیقات با استعانت از خداوند متعال و با تکیه بر شرف و وجدان به شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید.
    قرار عدم صلاحیت
    دادستان و رییس محترم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *
    باسلام
    در خصوص اتهام متهمین ۱- ا. ا. به میزان ۲۵ درصد ۲- م. ا. به میزاون ۲۵ درصد ۳- ک. ا. ز. به میزان ۵ درصد ۴- سازمان *به میزان ۲۰ درصد ۵- اتاق اصناف شهرستان *به میزان ۲۰ درصد ۶- اداره راه و شهر سازی شهرستان *به میزان ۵ درصد دایر بر عدم رعایت مقررات و نظامات دولتی منجر به قتل غیر عمدی و ایراد صدمه بدنی غیر عمدی موضوع شکایت شکات متعدد و اولیای دم متوفیان به شرح مضبوط در پرونده که توسط بازپرس محترم شعبه *با این استدلال که رسیدگی به اتهامات روسای ادرات فوق الذکر مطابق ماده ۳۰۸ قانون ایین دادرسی کیفری در صلاحیت دادسرای مرکز استان بوده با قرار عدم صلاحیت به این حوزه ارسال نموده است.صرف نظر از این موضوع که موضوع پرونده به هییت ۳ و ۵ و ۷ نفره کارشناسی ارجاع نشده و به یکباره به هییت ۹ نفره ارجاع گردیده است.نظر به اینکه اولا هییت ۹ نفره کارشناسی که به سه رسته مختلف در سه رشته کارشناسی تقسیم شده اند و انتخا ب گردیده اند در خصوص مقصرین حادثه و میزان تقصیر نظریه واحدی ارائه ننموده اند بلکه هر کدام از کارشناسان در رشته تخصصی خود اشخاصی را مسئول حادثه دانسته و میزان تقصیر هر کدام نیز مشخص شده که مشخص نمی باشد. بازپرس محترم شعبه *با چه استدلالی و توجیهی نظریه یکی از انها را پذیرفته و دو رشته کارشناسی دیگر را برنگزیده است.که این موضوع هم جای تامل داشته و هم ترجیح بلامرجح و بلا دلیل می باشد. ثانیا نظریه کارشناسی در پرونده ها طریقیت داشته و نه موضوعیت و بر اساس نظریه کارشناسی شخصیت حقوقی مسئول دانسته شده که این موضوع نیز جای تامل دارد. مگر می شود. شخص حقوقی بدون دخالت شخص حقیقی مرتکب فعل یا ترک فعل شود. ثالثا در نظریه کارشناسی اگر چه ظاهرا مفصل بوده اما نظریه ابرازی نه مستدل بوده و نه مستند و نه با اوضاع و احوال قضیه و قوانین جاریه مطابقت داشته ( نظریه برگزیده شده توسط بازپرس محترم شعبه *) چرا که مشخص ننموده بر اساس کدام قانون یا ایین نامه یا بخشنامه اتاق اصناف و اداره راه و شهرسازی *وظیفه نظارت بر اجرای ساخت مطابق پروانه را داشته رابعا مطابق ماده ۳۴ قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان وظیفه نظارت بر اجرای ساخت مطابق پروانه بر عهده شهرداری بوده که مطابق ماده ۳۳ همان قانون و مواد ۲۳٫۲۷ و ۲۸ ایین نامه ماده ۳۳ قانون اخیر الذکر این وظیفه بر عهده ناظرین ساختمان در حال احداث بوده که در صورت مشاهده تخلف ان را به شهرداری اعلام و شهرداری نیز مانع ادامه کار شود.ه که مطابق نتیجه استعلام سازمان *و اظهارات نماینده حقوقی هیچ تخلفی توسط مهندس ناظر ساختمان به شهرداری گزارش نشده است.در واقع اگر تخلفی هم در این موضوع صورت گرفته باشد. توسط مهندس ناظر بوده نه شهرداری چرا که مطابق قانون و ایین نامه فوق الذکر شهرداری علی الرس چنین اقدامی نمی نماید. بلکه پس از وصول گزارش تخلف از ناظرین ساختمان اقدامات قانونی را انجام خواهد داد خامسا حسب اظهارات نماینده حقوقی سازمان *تا کنون پایان کار برای ساختمان محل وقوع حادثه صادر نگردیده که بتوان اعلام نمود شهرداری تخلفی در این خصوص مرتکب شده است.سادسا صرف اینکه در نظریه کارشناسی به مسولیت یک اداره دولتی اشاره شده باشد. به معنای این نبوده که رییس اداره تفهیم اتهام گردد. بلکه می بایست در صورت توجه اتهام به شخص حقیقی که مرتکب جرم شده شناسایی در صورت علم به این موضوع که بزه ارتکابی متوجه رییس اداره بوده اقدام به صدور قرار عدم صلاحیت نمود که در ما نحن فیه مطابق مطالب فوق این اقدامات صورت نگرفته و به صرف نظریه کارشناسی که قابل خدشه بوده اقدام به صدور قرار عدم صلاحیت شده است.لذا بنابه مطالب فوق دلیلی مبنی بر انتساب بزه به روسای اداره دولتی وجود نداشته تا در مرکز استان رسیدگی شود. بنابراین شعبه بازپرسی خود را صالح به رسیدگی ندانسته قرار عدم صلاحیت این دادسرا را به شایستگی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *مستندا به مواد ۱۱۶٫۱۱۷٫۱۱۸ و ۱۱۹صادر و اعلام می نماید.
    دفتر محترم در صورت موافقت معاون محترم با قرار صادره پرونده جهت حل اختلاف و تعیین مرجع صالح به دادگاه تجدید نظر *ارسال گردد.
    م. ش. – بازپرس شعبه *
    نظر دادستان:
    باقرار صادره موافقم ابلاغ گردد. / با قرار صادره مخالفم
    معاون دادستان دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *

    رأی دادگاه تجدیدنظر استان

    پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
    تجدیدنظرخواه ها:
    ۱ اقای م. ا. فرزند ا. نشانی *
    ۲. اقای ا. ا. فرزند م. به نشانی *
    تجدیدنظرخوانده ها:
    ۱ اقای ا. ر. فرزند م. به نشانی *
    ۲ اقای ح. ع. ز. فرزند ش. م. به نشانی *
    ۳ اقای ص. م. فرزند ص. با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. نشانی *
    ۴ خانم م. ح. پ. فرزند ع. به نشانی *
    ۵ اقای ا. ا. فرزند ع. به نشانی *
    ۶ اقای ع. ح. پ. فرزند ک. به نشانی *
    ۷ اقای غ. ب. ک. فرزند ع. به نشانی *
    ۸ خانم م. س. فرزند ح. به نشانی *
    ۹ خانم ش. م. فرزند ص. با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. نشانی *
    ۱۰ اقای س. م. فرزند ص. با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. نشانی *
    ۱۱ اقای م. ا. فرزند ح. با و. اقای ح. ا. فرزند ح. ا. به نشانی *
    ۱۲ خانم م. ا. فرزند ح. به نشانی *
    ۱۳ اقای ح. س. فرزند ع. به نشانی *
    ۱۴ اقای ک. ا. ز. فرزند ع. با وکالت اقای س. ح. فرزند س. نشانی *
    ۱۵ اقای ح. س. فرزند ح. به نشانی *
    ۱۶ اقای ا. م. فرزند ص. با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. نشانی *
    ۱۷ خانم ش. م. فرزند ص. با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. نشانی *
    ۱۸ خانم ل. ر. فرزند م. به نشانی *
    ۱۹ خانم ز. ا. فرزند ع. به نشانی *
    ۲۰ خانم ز. ر. فرزند م. با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. نشانی *
    ۲۱ خانم پ. م. فرزند ص. با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. نشانی *
    ۲۲ اقای م. م. فرزند ص. با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. نشانی *
    ۲۳ اقای ح. ا. فرزند ح. ا. به نشانی *
    ۲۴ خانم خ. س. فرزند ح. به نشانی *
    ۲۵ اقای ح. م. فرزند ص. با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. نشانی *
    ۲۶ اقای ا. ر. فرزند ک. با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. نشانی *و با ولایت اقای ک. ر. فرزند م. به نشانی *
    ۲۷ اقای ق. خ. فرزند م. به نشانی *
    ۲۸ خانم ف. ق. فرزند ع. با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. نشانی *
    ۲۹ اقای س. ق. فرزند ا. به نشانی *
    ۳۰ خانم ا. ک. فرزند ا. به نشانی *
    ۳۱ خانم ژ. ح. ز. فرزند ع. وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به نشانی *
    ۳۲ خانم پ. س. فرزند ک. به نشانی *
    ۳۳ خانم گ. فرزند م. به نشانی *
    ۳۴ خانم ک. ف. فرزند ع. وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. به نشانی *
    ۳۵ خانم ر. ق. فرزند ع. به نشانی *
    ۳۶ اقای ع. ا. فرزند ا. به نشانی *
    ۳۷ اقای س. ب. فرزند ح. به نشانی *
    ۳۸ اقای م. ک. فرزند م. به نشانی *
    ۳۹ اقای م. م. فرزند ص. با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. نشانی *
    ۴۰ اقای ک. ر. فرزند م. به نشانی *
    ۴۱ خانم ع. ر. فرزند م. به نشانی *
    ۴۲ اقای ک. ا. فرزند ع. به نشانی *
    ۴۳ خانم ب. ا. فرزند ح. به نشانی *
    ۴۴ اقای م. ر. فرزند م. به نشانی *
    ۴۵ اقای م. م. فرزند م. با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. نشانی *
    ۴۶ اقای خ. ح. پ. ع. به نشانی *
    ۴۷ خانم ز. م. فرزند ح. به نشانی *
    ۴۸ اقای ب. ر. فرزند م. به نشانی *
    ۴۹ خانم ش. م. فرزند ص. با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع. نشانی *
    ۵۰ خانم س. م. ح. فرزند س. به نشانی *
    ۵۱ خانم ش. ر. فرزند م. به نشانی *
    ۵۲ اقای م. پ. فرزند م. به نشانی *
    ۵۳ اقای ک. ر. فرزند م. با وکالت اقای ا. ح. ز. فرزند ا. نشانی *
    ۵۴ اقای ح. م. فرزند ص. با وکالت اقای ش. ا. ز. فرزند ع.ه نشانی *
    تجدیدنظرخواسته:دادنامه شماره۱۴۰۱۴۸۳۹۰۰۰۰۳۹۹۶۱۸۱۴۰۱/۰۲/۱۲شعبه *دوسقز
    بسمه تعالی
    گردشکارپرونده:حسب گزارش مورخ۱۳۹۸/۰۹/۱۴مرجع انتظامی که حاکی ازان است.درپی اعلام مرکزفوریتهای پلیسی۱۱۰مبنی بروقوع اتش سوزی درتالارمانگه شوواقع درسق *، مامورین به محل اعلامی اعزام که مشاهده گردیدخودروهای امدادی و سازمان *درمحل حضورداشته وافرادحاضردرحال خروج ازمحل می باشندوشاهدان عینی اظهارداشته که نشتی گازکپسول در *تالارموجب اتش سوزی وقطع برق تالاروایجاد رعب ووحشت شده که افرادحاضردرمراسم اقدام به فرارازدرب خروجی نموده که به دلیل ازدحام جمعیت تعدادی کشته وزخمی شده که باخودروهای امدادی وشخصی به بیمارستانهای شهرمنتقل شده که محل توسط عوامل سازمان *ایمن سازی شده وافرادی که درمقابل تالارتجمع نموده متفرق ودرجهت جلوگیری ازبروزسرقت اموال به جای مانده ازافرادجمع اوری گردیدکه دراین حین قاضی کشیک وبازپرس دادسرای عمومی وانقلاب *درمحل حادثه حاضرودستوراتی ازجمله دستگیری صاحب تالارصادروکارشناس سازمان *ازمحل بازدیدوعوامل پلیس اگاهی نسبت به عکسبرداری ازمحل حادثه اقدام وبامراجعه به بیمارستان وپزشکی قانونی اسامی افرادفوت شده شامل م. ب. ، س. ق. ، ع. م. ، س. ع. ، ه. خ. ، م. ر. ، م. ح. ، ا. ر. ، م. ر. ومون. پ. وپس ازمعاینه پزشکی قانونی وصدورجوازدفن تحویل اولیای دم شده ومصدومین به هویت ا. ر. ، ش. پ. ، م. ر. ، م. ا. ، ح. ، ح. ، ع. ا. ، م. ، س. م. ، ش. ، د. ، س. گوری ، ه. ع. ، ف. م. ، گ. ، س. ، ر. ق. ، ش. ق. ، م. ا. ، ک. ، ب. ا. ، م. ح. پ. ، چ. پ. ، ک. ا. ز. ، ص. م. وژی. ز. که دربیمارستان تحت درمان بوده که ازنامبردگان بعنوان شاکی درمرجع انتظامی تحقیق شده وپرونده به شعبه *ارجاع که دستوراتی ازجمله ارجاع به کارشناسی بشرح برگ۵۴تا۶۱پرونده صادروجهت انجام ان به پلیس اگاهی ارسال ودرشعبه بازپرسی ازقادرخلیفه ، ا. ، ل. ق. ، ف. ، ح. ، ، خ. پ. ، پ. س. ، ع. ا. ، ک. ا. ، ز. ، ز. ، ا. ا. ، م. ، ب. ر. ، ا. ، ع. ر. ، ش. ، س. م. ح. ، م. ، ک. ر. ، ل. ر. ، غ. ب. ، م. ح. پ. ، ع. ح. پ. ، ب. ا. ، م. ا. ، گ. ، ح. س. ، خ. س. ، م. س. ، ح. ، ر. ق. ، س. ق. ، م. م. ، م. م. ، م. ، ش. م. ، م. م. ، ص. م. ، ش. م. ، م. ، پ. م. ، ا. م. ، ف. ق. ، ش. م. ، ح. م. ، ح. م. ، س. م. ، ح. ع. ، ا. ک. ، م. بعنوان شاکی تحقیق شده وازم. بعنوان متهم درشعبه بازپرسی تحقیق که اظهارنموده اتهام متوجه وی نمی باشد.چون دروقوع حادثه عوامل متعددی دخیل بوده وایشان دروقوع حادثه دخالتی نداشته وقرارازنوع وثیقه درموردایشان صادروازگواهان که درزمان حادثه حضورداشته درشعبه *ز. ا. ، سازمان *، سازمان *، پلیس اماکن ، گردشگری ، فرمانداری *واداره صنعت ، معدن وتجارت ، مهندسین ناظربه اسامی و. س. ، ض. ، زاهد وکیل واداره اصناف شکایتی دایربرقتل غیرعمدی وضرب وجرح غیرعمدی مطرح که به شعبه بازپرسی ارجاع که درشعبه مذکورازموکلین ایشان بعنوان شاکی تحقیق شده ونتیجه معرفی به پزشکی قانونی افرادمصدوم واصل که درپرونده منعکس است.وبرگ گزارش معاینه جسدافرادفوت شده وجوازدفن به نام مرحوم۱ماهان ب. ک. ۲مونا ح. پ. ۳ارشا. ر. ر. ۵هژ. خ. ۶منیژ. ر. ق. ۸عایش. م. ۹مستوره ح. ۱۰هاجرپسندی۱۱سع. ع. ز. بشرح برگ۱۷۷تا۱۹۹پرونده واصل ودرشعبه *بشرح برگ۳۴۲و۳۴۳پرونده درموردحادثه ایجادشده واصل گردیده ودرشعبه بازپرسی ازافرادی که درتالاردرزمان حادثه مشغول کاربوده بعنوان گواه تحقیق بعمل امده وعزیزمژدهی به وکالت ازمهرز. درپرونده اعلام وکالت نموده وجوازدفن وبرگ گزارش معاینه جسدعایش. ص. ن. بشرح برگ۴۵۱و۴۵۲پرونده واصل ونظریه پزشکی قانونی درموردافرادفوت شده دربرگ۴۵۳تا۴۶۳پرونده واصل که نظریه مذکوربه ورثه متوفا ابلاغ شده ودستورابلاغ نظریه کارشناسی صادروشهرام ا. ز. به وکالت ازمولودمح. اصالتا وبارزان م. وسا. و. ا ومسع. ، ف. ق. ، م. ، س. م. ، ح. م. ، ا. م. ، ش. ، ش. م. ، ش. م. ، پ. م. ومحس. م. ، ص. م. ، ح. م. درپرونده اعلام وکالت نموده ونظریه کارشناسی درموردحادثه بشرح برگ۴۹۲تا۵۰۵پرونده واصل که دستورابلاغ ان صادرکه م. و. س. واداره کل سازمان *نسبت به ان اعتراض وکورش ف. و. ن. به وکالت ازسازمان مهندسی ساختمان استان *درپرونده اعلام وکالت ووکلای موصوف نسبت به نظریه کارشناسی اعتراض نموده وشعبه *بااستدلال بشرح برگ۵۷۵و۵۷۶پرونده ضمن نفی صلاحیت خویش قرارعدم صلاحیت به اعتباردادسرای عمومی وانقلاب شعبه *صادروپرونده به شعبه *ارجاع که شعبه مذکورنیزبشرح استدلال مندرج دربرگ۵۸۰تا۵۸۲پرونده ضمن نفی صلاحیت خویش قرارعدم صلاحیت به اعتباردادسرای عمومی وانقلاب *صادروپرونده جهت رفع اختلاف دیوان عالی کشورارسال که مطابق دادنامه شماره*صادره ازشعبه *باتاییدصلاحیت دادسرای عمومی وانقلاب *حل اختلاف وپرونده به شعبه *ارجاع وعزیزمژدهی وکیل م. بشرح برگ۶۴۰اعلام استعفا نموده وباتوجه به اعتراض به نظریه کارشناسی موضوع به هیات کارشناسی ارجاع که نظریه ان بشرح برگ۷۰۷تا۷۱۲پرونده واصل که دستورابلاغ نظریه مذکورصادرکه سازمان *، م. واحم. ، سازمان *استان *واتاق اصناف *به نظریه مذکوراعتراض وازک. ا. ز. ، ا. ومهر. بعنوان متهم تحقیق وقرارازنوع وثیقه درموردنامبردگان صادروشعبه *بشرح برگ۷۸۲پرونده قرارعدم صلاحیت به اعتباردادسرای عمومی وانقلاب *صادرکه پرونده به شعبه اول بازپرسی دادسرای مذکورارجاع وازناحیه شعبه مذکوردستوراستعلام ازمراجع مربوطه بشرح برگ۷۸۵پرونده صادروازباقی ر. پ. بعنوان نماینده حقوقی سازمان *تحقیق وسیدامجدحسینی به وکالت ازکر. ا. ز. درپرونده اعلام وکالت نموده وازنماینده حقوقی سازمان *تحقیق وشعبه *ش قرارعدم صلاحیت به اعتباردادسرای عمومی وانقلاب *صادروباتوجه به حدوث اختلاف درصلاحیت پرونده به دادگاه تجدیدنظراستان ارسال وبه این شعبه ارجاع وتحت کلاسه*ثبت وازان گزارش جامع تهیه که مطابق دادنامه شماره*صایره ازاین دادگاه باتاییدصلاحیت دادسرای عمومی وانقلاب *حل اختلاف ودرشعبه *تحقیق که به موضوع اعتراض به نظریه کارشناسی اشاره داشته واسماعیل ف. س. به وکالت ازاتاق اصناف *اعلام وکالت نموده وطی لایحه ای که به شماره*ثبت لوایح شده مطالبی دردفاع ازموکل بیان کرده که عمده ان موضوع عدم رابطه سببیت بین حادثه واتاق اصناف *را مورداشاره قرارداده واداره کل سازمان *طی لایحه ای که به شماره*ثبت لوایح شده نسبت به نظریه هیات کارشناسی هفت نفره اعتراض ودرخواست ارجاع به هیات کارشناسی بالاترنموده ودرنهایت قرارجلب به دادرسی وکیفرخواست۱ا. کریم ا. ز. ۴شخصیت حقوقی سازمان *۵شخصیت حقوقی اتاق اصناف۶شخصیت حقوقی سازمان *که متهم ردیف اول ودوم به میزان پنجاه درصدبصورت مشترک ، متهم ردیف سوم به میزان پنج درصد ، متهم ردیف چهارم وپنجم هرکدام به میزان بیست درصدومتهم ردیف ششم به میزان پنج درصددایربرتسبیب درقتل غیرعمدی ومشارکت درایرادصدمه بدنی غیرعمدی صادروپرونده به شعبه۱۰۴سقزارجاع که مواردی بعنوان رفع نقص اعلام وپرونده به دادسراارسال وسیدامجدح. به وکالت ازکر. ا. ز. درپرونده اعلام وکالت نموده که شعبه *ش به نام م. موکل دیگرش قرارداده ، هجوم مردم حاضردرمحل قبل ازقطع برق ، دعوت موکل به ارامش حاضرین که موثرواقع نشده ، نظریه پزشکی قانونی درخصوص علت تامه فوت را اسفیکسیخفگی ناشی ازفشارجمعیت اعلام نموده ، فقدسابقه کیفری موکلین واستفاده ازنهادارفاقی رامورداشاره قرارداده وپرونده به این شعبه ارجاع وتحت کلاسه فوق ثبت وباتوجه به این که ازپرونده قبلا گزارش جامع تهیه گردیده ضرورتی به تهیه مجدد ان نیست.این دادگاه قراررفع نقص درخصوص موضوع ارجاع به هیات بالاترصادرکه بلحاظ عدم تودیع هزینه کارشناسی پرونده اعاده شده است.اینک بتاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۱۸دروقت فوق العاده جلسه شعبه *بتصدی امضاکنندگان ذیل تشکیل است.پرونده فوق تحت نظرقراردارد.دادگاه باتوجه به محتویات پرونده وبااستعانت ازخداوندمتعال ومشاوره ختم رسیدگی رااعلام وبشرح ذیل مبادرت به اصداررای می نماید.:
    رای دادگاه
    درخصوص تجدیدنظرخواهی اقای م. م. ن. به وکالت ازاقایان ا. ا. ومهر. ا. نسبت به دادنامه شماره*صادره ازشعبه *که براساس ان موکلین تجدیدنظرخواه به اتهام مشارکت درقتل شبه عمدی دوازده نفرشامل چهارنفرمردوهشت نفرزن به اسامی مرحوم۱م. ب. ۲ارشام رسولی۳م. ر. م. ۵هژ. خ. ق. ۷سع. ع. ز. ۸منیژ. ر. ۹هاجرپسندی۱۰م. پ. ۱۱عایش. م. ۱۲مستوره ح. ومصدومین اقاوخانم۱منیر. ا. ح. ز. ۴سیده م. ح. ۵معص. ح. پ. ح. پ. ر. ، که ازحیث جنبه خصوصی بزه به پرداخت دیه چهارفقره دیه مردمسلمان درحق اولیادم متوفا ردیف اول تاچهاروپرداخت هشت فقره دیه زن مسلمان درحق اولیادم متوفا ردیف پنجم تا دوازدهم وپرداخت دیه درحق مصدومین ردیف اول تاهفتم وازحیث جنبه عمومی هریک به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم گردیده وارد نیست ودادنامه وفق مقررات اصداریافته ودلیل موجه وموثری که موجبات نقض وبی اعتباری دادنامه مذکوررافراهم ویامطلب جدیدی که قابل رسیدگی وموثردردفاع باشد. دراین مرحله نیزارایه نشده ، مع الوصف نظربه این که الفباتوجه به نظریه پزشکی قانونی بشرح برگ۸۷۶درخصوص صدمات وارده به خانم م. ا. که اشاره شده ضایعات درحدمطلوب التیام یافته که دادگاه نخستین درموردخردشدگی استخوان ترقوه راست به پرداخت چهارپنجم ازیک سوم ازیک دوم دیه کامل اشاره نموده درحالی که مطابق ماده۶۵۶قانون مجازات اسلامی مصوب۱۳۹۲که اشاره شده شکستن هریک ازاستخوانهای ترقوه درصورتی که بدون عیب درمان شود. ، موجب چهاردرصددیه کامل است.که دیه صدمه مورداشاره به چهاردرصددیه اصلاح می گردد.بعنوان اتهامی موکلین تجدیدنظرخواه باتوجه به ماده۶۱۶قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات کتاب پنجم مصوب۱۳۷۵عدم رعایت نظامات دولتی منجربه قتل غیرعمدی وایرادصدمه بدنی غیرعمدی می باشد. که به شکل مذکوراصلاح می گردد.جنظربه حادثه ایجادشده که دروقوع ان عوامل مختلف ازجمله عملکردموکلین تجدیدنظرخواه دران موثرودارای ابعادفنی می باشد.که ضرورت جلب نظرکارشناسی را داشته که این موضوع دردادسرای عمومی وانقلاب *موردتوجه واقع شده وتاکارشناسی نه نفره ارجاع که مطابق نظریه هیات کارشناسی مذکورکه به شماره۲۲۳۵۷ثبت لوایح شده هرچندازناحیه برخی افرادمورداعتراض واقع شده که دران ضمن بیان حادثه میزان تقصیر۱مالک وبهره برداربعنوان موکلین تجدیدنظرخواه هرکدام بیست وپنج درصد۲شهرداری *بعنوان شخص حقوقی بیست درصد۳اتاق اصناف شهرستان *بعنوان شخص حقوقی بیست درصد۴ سازمان **بعنوان شخص حقوقی پنج درصد۵برگزارکننده عروسی ( اقای ک. ا. ز. ) پنج درصدمقصرحادثه اعلام واین موضوع موردتوجه دادگاه نخستین واقع نشده که این دادگاه عقیده دارد.که می بایست براساس نظریه کارشناسی باتوجه بشرح مذکورعمل می شدوازطرفی باتوجه به این که نظریه مذکوردرموردبرگزارکننده عروسی ازموضوع اگاه نبوده ومیزان تقصیراعلامی متوجه مالک ومدیرتالاربوده لذا میزان تقصیرموکلین تجدیدنظرخواه هرکدام به بیست وهفت ونیم درصددرمورددیه افرادفوت شده ومصدومین اصلاح می گردد.دصرف نظرازاین که دادگاه نخستین دردادرسی صندوق تامین خسارت های بدنی را دعوت ننموده وصندوق مذکور را محکوم کرده باتوجه به این که میزان تقصیربشرح صدرالذکراصلاح شده ، موضوع رعایت تبصره ماده۵۵۱قانون مجازات اسلامی مصوب۱۳۹۲منتفی واین قسمت ازدادنامه تجدیدنظرخواسته حذف ومراتب به دادگاه نخستین متذکرمی گردد. لذا ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی به استنادماده۴۵۷قانون ایین دادرسی کیفری مصوب۱۳۹۲دادنامه تجدیدنظرخواسته با اصلاح مذکورتایید می گردد.رای صادره قطعی است.درضمن نسبت به دیگرتجدیدنظرخواندگان درمقام اشخاص حقوقی که رای بر برائت انان صادرشده ، نظربه این که ازناحیه دادستان وشکات اعتراضی نشده این دادگاه مواجه باتکلیف نیست.م
    دوازدهم دادگاه تجدیدنظراستان *
    غ. ح. ح. رییس شعبه ق. ا. مستشارشعبه
    رونوشت برابربا اصل واداریستمدیردفترشعبه *.

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    بسمه تعالی
    موضوع رسیدگی: حل اختلاف در صلاحیت
    مرجع رسیدگی: شعبه *
    هییت شعبه اقایان: ا. ب. ا. ( رییس ) – ف. ن. س. و م. س. ( مستشاران )
    خلاصه جریان پرونده:
    در تاریخ ۹۸/۹/۱۴ حوالی ساعت ۲۱/۳۵ در تالار پذیرایی مانگه شرو با مدیریت اقای م. ا. و مالکیت اقای ا. ا. که در یک کیلومتری *محل برگزاری مراسم عروسی شهروندان بوده است.در اثر عواملی از جمله عدم رعایت مقررات ایمنی و استفاده مالک از کپسولهای گاز غیر استاندارد. و صدور پروانه احداث و فعالیت کار با اخذ تعهداتی از طرف شهرداری و ادارات ذیربط با اتش سوزی و وحشت حاضرین که حدود ۶۵۰ نفر بوده اند و فرار انان برای نجات از احتمال انفجار ساختمان که برق ان خاموش شده بود ۱۲ نفر در زیر پای مهمانان وحشت زده فوت می کنند و حدود ۵۰ نفر زخمی می شوند که با شکایت اولیایدم مقتولین و شکایت مجروحین دادسرای *با کسب نظرات کارشناس رسمی دادگستری که صددرصد مالک را مقصر حادثه دانسته است.و هیات کارشناسی که به شرح نظریه مشترک شماره */۹/۱۶ تقصیر را سرشکن کرده و ۱- مالک ساختمان را ۴۰ درصد و ۲-مدیر ساختمان را ۲۰ درصد و ۳- سازمان صنعت و معدن و تجارت ( صمت ) را ۱۹ درصد و ۴- اتاق اصناف *را یک درصد ۵- اداره راه و شهرسازی را پنج درصد ۶- شهرداری *را پانزده درصد اعلام مقصر اعلام کرده اند بازپرس شعبه *با توجه به ماده ۶۱۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ و ماده ۱۴۳ قانون مصوب ۱۳۹۲ و ۶۹۴ قانون ایین دادرسی کیفری اتهام مدیران شخص های حقوقی محلی را متوجه مدیران مرکز اصلی ادارات و نهادهای ذیربط دانسته و قرار عدم صلاحیت شماره */۴/۴ را با توجه به مواد ۳۰۷ و ۳۰۸ قانون ایین دادرسی کیفری به شایستگی دادسرای شعبه *صادر کرده است. ( ۵۷۵ و ۵۷۶ ) و دادسرای عمومی و انقلاب شعبه *( ناحیه ۲۸ کارکنان دولت ) با استدلال به توجه اتهام به مالک و مدیر تالار و اینکه مقامات محلی متهم به تقصیر مشمول ماده ۳۰۷ قانون ایین دادرسی کیفری نمی باشند با صدور قرار عدم صلاحیت متقابل شماره */۵/۶ به شایستگی دادسرای عمومی و انقلاب *پرونده را برای حل اختلاف در صلاحیت به دیوان عالی کشور ارسال داشته اند ( ص ۵۸۲ ) .
    بتاریخ فوق هیات شعبه تشکیل است.و پس از قرائت گزارش عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده با مشاوره چنین رای میدهد:
    ( رای شعبه )
    صرفنظر از اینکه نظر هیات های کارشناسی پس از ابلاغ قابل اعتراض می باشد. و صرفا طریقیت دارد. و مجازات ماده ۶۱۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۷۵ مربوط به تقصیر از سوی سبب مستقیم اعم از فعل یا ترک فعل موضوع تبصره ۱۴۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ می باشد. با توجه به استدلال صحیح دادسرای شعبه *با تایید صلاحیت دادسرای *مستندا به ماده ۳۱۷ قانون ایین دادرسی کیفری بین دو دادسرای مذکور حل اختلاف می گردد.
    ا. ب. ا. ف. ن. س. م. س.

  • عدم شناسایی متهم



    پیام: هرچند مطابق ماده ۱0۴ قانون ایین دادرسی کیفری بازپرس نمی تواند صرفا به عذر آنکه متهم قابل شناسایی نیست تحقیقات خود را متوقف کند، لیکن وفق ماده ۲۶۵ همان قانون، صدور قرار منع تعقیب به لحاظ عدم تحقق ارکان و عناصر بزه (جرم نبودن عمل ارتکابی) موجه خواهد بود.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴00۹۱۹۲000۸۵۹۹۵۷۹ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱0/۱۴ گروه رأی: کیفری

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    بسمه تعالی
    فرجام خواه: اقای م. ب. فرزند س. ا. با وکالت اقای ب. ب.
    فرجام خواسته: دادنامه شماره ۲۸۸۴ مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۹ صادره از شعبه *
    مرجع رسیدگی: شعبه *
    هییت شعبه اقایان: ق. م. ( رییس ) و س. م. ح. ن. و م. ب. ( اعضا معاون )
    خلاصه جریان پرونده:
    حسب محتویات پرونده ، اقای ب. ب. به وکالت از فرجام خواه اقای م. ب. طی شکواییه ای اعلام نموده ، در تاریخ ۱۴۰۰/۱۰/۱۲ ساعت یک تا دو بامداد ، شخصی با یک قبضه قداره به ساختمان هشت واحده ای که موکل در واحد سوم ان ساختمان مستقر است ، مراجعه داشته و زنگ تمامی واحدها را به صدا در اورده و با قدرت نمایی بوسیله قداره اقدام به تهدید و فحاشی کرده و با قداره مبادرت به تخریب زنگ ایفون نموده است. یکی از ساکنین ساختمان از طریق ایفون تصویری فیلمی از اقدامات مخربانه تهیه کرده که ارعابی و سلب امنیتی است ، خاطرنشان می شود. یک روز قبل ، اشخاصی که همراه اقای ش. ق. بوده اند نسبت به تهدید موکل اقدام کرده اند. وی در ادامه شکواییه بیان نموده اگر چه هویت مشتکی عنه نامعلوم است. اما تصاویر از وی وجود دارد. و از طریق دوربین های مدار بسته نیز قابل ردگیری می باشند.در اخر تقاضای رسیدگی ، صدور جلب به اتهام محاربه را نموده است. اقای وکیل مدافع در مورخه ی ۱۴۰۰/۱۱/۷ در مرجع قضایی حاضر و به وکالت از موکلش از شخص ناشناس به اتهام محاربه شکایت کرده و نزد بازپرس شعبه *همان مطالبی که در شکواییه بیان شده را تکرار نموده است. در مورخه ی ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ از شاکی اقای م. ب. تحقیق شده که وی پاسخ را به وکیل مدافع خود محول ساخته و ایشان نیز همان مسایل و موارد قبلی را تکرار کرده و گفته است. موکل به اقای ش. ق. و برادرزادهایش ظنین می باشد. و شماره تلفنهای اقایان ش. ق. و ح. ق. را ارائه کرده است.با دستور مقام قضایی ، اقای ش. ق. در مرجع انتظامی مورد تحقیق واقع شده و گفته است ، بنده هیچ اختلافی با م. ب. نداشته و ندارم. و تهدیدی هم از سوی صورت نگرفته است. ضمنا من جلوی درب منزل اقای ب. نرفته ام و دلیلی هم ندارد. که با ایشان اختلاف داشته باشم و درگیری هم با او نداشته ام. در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۱ مامورین به محل وقوع بزه مراجعه تا تحقیقات محلی داشته باشند. تحقیقات محلی حاکی است ، فردی ناشناس با یک قبضه سلاح سرد از نوع قمه به درب منزل شاکی اقای م. ب. مراجعه و شروع به عربده کشی و فحاشی و اقدام به تخریب ایفون درب منزل نموده و شخصی که این کار را کرده ناشناس بوده و علت این اقدامش نیز معلوم نمی باشد. و مهاجم در تهدیدات و فحاشی ها شخص خاصی را مورد خطاب قرار نداده و اسم شخصی را هم نیاورده است.فیلم دروبین ها بازبینی شده که فیلم از دوربین گوشی همراه و از طریق ایفون است. که فرد ناشناس با نشان دادن قمه و تهدید با ان سلاح مشاهده شده است. و با قمه ضرباتی را به زنگ ایفون وارد کرده و تخریب نموده است. و فرد نشناس در این فیلم قابل شناسایی نمی باشد. پس از انجام تحقیقات توسط پلیس ، پرونده با گزارش مقدماتی مرجع انتظامی به دادسرا ارسال شده است. برابر دادنامه شماره ۲۹۲۶مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۴ اقای ش. ق. که شوهر خواهر شاکی می باشد. به اتهام ارتباط نامشروع با خانم ا. ا. ، به تحمل یکصد ضربه شلاق حدی محکوم و هر یک از نامبردگان را در خصوص زنای محصن و محصنه تبریه گردیده اند و متهم ردیف اول به مدت ۲ سال اقامت اجباری در *و ردیف دوم نیز به منع اقامت در *به مدت یک سال به عنوان مجازات تکمیلی محکومیت یافته اند. پیامک های تهدید امیز از شرکت مخابرات و از داخل گوشی استخراج و ضم پرونده شده است. مجددا بنا به دستور مقام قضایی ، تحقیقات محلی انجام شده که اهالی و همسایگان اعلام کرده اند ، اطلاعاتی از مهاجم از این طریق بدست نیامد و هیچیک ازاهالی به طور عینی شاهد هجوم و تخریب توسط متهم نبوده اند و اطلاعات از هویت و مشخصات متهم متواری در اختیار ندارند. همچنین از طریق تصاویر تحصیل شده از متهم جهت شناسایی وی اقدام که با توجه به کیفیت نامناسب و کامل نبودن تصویر چهره متهم شناسایی وی از این طریق نیز ممکن نگردیده است. سپس بازپرس محترم با اعلام ختم تحقیقات در تاریخ ۱۴۰۱/۲/۱۱به شرح مفاد صفحات ۳۹ و ۴۰ پرونده در خصوص موضوع مطروحه بنا به فقد ادله کافی برای احراز و انتساب جرم قرار منع تعقیب صادر کرده که مورد موافقت دادیار محترم اظهار نظر قرار گرفته است. پس از صدور قرار فوق الذکر اقای ب. ب. به وکالت از اقای م. ب. طی لایحه ای به شرح مفاد صفحات ۵۱ و ۵۲ به قرار صادره اعتراض نموده که موضوع در شعبه *مورد رسیدگی و طی دادنامه شماره ۲۸۸۴ مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۹ بلحاظ اینکه ایراد و اشکالی به قرار صادره وارد نبوده ، دادگاه به استناد مواد ۲۷۰ و ۲۷۳ قانون ایین دادرسی کیفری ضمن رد اعتراض نامبرده ، قرار صادره را عینا تایید کرده و در مهلت قانونی قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور اعلام نموده است. سپس وکیل مدافع یاد شده از سوی موکلش لایحه ای به طرفیت خواندگان ح. ق. و ش. ق. که مفاد ان به هنگام شور از سوی هیات شعبه قرائت خواهد شد ( ص۱۱۶ ۱۱۷ ) تسلیم کرده و تقاضای فرجامخواهی نسبت به دادنامه صادره از دادگاه کیفری ۲ ( شعبه *ارسال شده و پس از ثبت در دفتر دیوان ، پرونده متشکله جهت رسیدگی و اتخاذ تصمیم به این شعبه ارجاع شده است.
    هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ق. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای م. پ. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اینکه: الف ) بیان اجمالی موضوع پرونده و دادنامه فرجام خواسته: فرجام خواه طی شکواییه ای اعلام نموده که در تاریخ ۱۴۰۰/۱۰/۱۲ حدود ساعت ۱ تا ۲ بامداد شخص ناشناسی با در دست داشتن یک قمه به محل سکونت وی امده و با زدن زنگ واحدهای مختلف و قدرت نمایی با قمه ، تهدید و فحاشی کرده و ایفون را تخریب کرده و یکی از همسایگان ، با موبایل از طریق صفحه ایفون فیلم او را گرفته است. اما قادر به شناسایی او نیست ، و تنها کسی که شاکی به او مظنون است. شوهر خواهرش ( ش. ق. ) بوده که چندی قبل با شکایت خواهرش علیه او مبنی بر زنای محصنه ، توسط دادگاه محکومیت یافته است ، اما شخصی مورد نظر که اقدام به قمه کشی مقابل ایفون کرده ، ایشان نبوده و چه بسا با ایشان مرتبط باشد. و به هر حال بدلیل ایجاد رعب و وحشت و تهدید و تخریب از شخص ناشناس که پس از ان اقدامات ، محل راترک کرده ، شکایت دارد.تحقیقات انجام شده توسط پلیس امنیت عمومی شهرقدس برای شناسایی متهم نتیجه ای نداشته و شاکی نیز از شخص خاصی شکایت نداشته است. لذا شعبه *طی قرار نهایی صادره مورخ ۱۴۰۱/۲/۱۱ با این استدلال که علاوه بر اینکه متهم قابل شناسایی نیست ، عناصر و ارکان بزه موضوع شکایت تحقق نیافته ، لذا ادله کافی برای احراز و انتساب جرم وجود ندارد. ، قرار منع تعقیب صادر نموده است ، و قرار صادره مورد اعتراض شاکی قرار گرفته اما بموجب رای مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۹ شعبه *اعتراض وی رد شده و قرار معترض عنه تایید گردیده است ، سپس رای مذکور مورد فرجام خواهی به شرح فوق واقع شده است ، ب ) اظهار نظر در مورد دادنامه فرجام خواسته: هر چند مطابق ماده ۱۰۴ قانون ایین دادرسی کیفری بازپرس نمی تواند به عذر انکه متهم قابل شناسایی نیست تحقیقات خود را متوقف کند ، لیکن از انجا که صدور قرار منع تعقیب مورد اعتراض صرفا به این جهت نبوده بلکه به لحاظ عدم تحقق ارکان و عناصر بزه محاربه در مقام بوده است. و از این جهت دادنامه فرجام خواسته منطبق بر موازین قانونی بوده و فرجام خواهی وارده متکی به دلایل موجهی نیست ، لذا دادنامه مزبور به استناد بند الف ماده ۴۶۹ ایین دادرسی کیفری شایسته ابرام است. مشاوره نموده چنین رای می دهد:
    ( ( رای شعبه ) )
    باتوجه به محتویات پرونده ، فرجام خواهی اقای م. ب. فرزند س. ا. با وکالت اقای ب. ب. نسبت به دادنامه شماره ۲۸۸۴ مورخ ۱۴۰/۶/۲۹ صادره از شعبه *۲ شهرقدس نظر به اینکه از سوی شاکی دلیل و مدرکی دال بر اینکه مهاجم ناشناس چه کسی بوده و فیلم تهیه شده نیز چهره مهاجم را مشخص ننموده و دلیلی هم راجع به اینکه مهاجمین اقایان ش. ق. و ا. ق. بوده اند ، اقامه و ارائه ننموده است ، لذا با عنایت به مراتب ، ضمن رد فرجام خواهی به عمل امده ، دادنامه فرجام خواسته مستندابه مقررات شق الف ماده ۴۶۹ قانون ایین دادرسی کیفری ابرام می گردد.
    شعبه *
    رییس:ق. م. اعضا معاون:س. م. ح. ن. و م. ب.

  • شرایط تحقق محاربه



    پیام: با عنایت به تیراندازی متهم به سمت مامورین انتظامی که منجر به شهادت یکی از ایشان گردید و سلاح نیز در ید متهم کشف شده است، همچنین اینکه جرم در مرکز شهر و خیابان اصلی که محل رفت و امد و تردد عموم است. صورت گرفته است، انگیزه متهم از ارتکاب جرم و کشیدن سلاح های سرد و گرم با توجه به اصرار متهم در بیان انگیزه های نژادی و اعتقادی در ارتکاب بزه، به قصد اخافه الناس و ترساندن مردم و ایجاد رعب و وحشت در جامعه بوده و نهایتا نیز منجر به سلب امنیت و ارامش مردم گردیده است، فعل ارتکابی مصداق محاربه می باشد.

    شماره دادنامه قطعی: ۹۸0۹۹۸۶۱۶0۱00۳0۵ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱0/۱۲ گروه رأی: کیفری

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    فرجام خواه: اقای ج. خ. ف. به وکالت از اقای ه. ا. ش.
    فرجام خواسته دادنامه شماره *– ۴۰۱/۷/۲۰ صادره از شعبه *
    تاریخ وصول دادخواست فرجامی: ۴۰۱/۸/۱۰
    مرجع رسیدگی: شعبه *
    هییت شعبه اقایان: س. ح. ج. ( رییس ) و ا. ع. ( عضو معاون )
    خلاصه جریان پرونده: متعاقب صدور کیفرخواست شماره *مورخ ۹۹/۹/۱ دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *علیه اقای ه. ا. ش. به اتهام محاربه پرونده به شعبه *ارجاع شده دادگاه با رعایت ضوابط و تشکیل جلسه رسیدگی مبادرت به صدور رای نموده که عینا تکرار می شود.:
    ( در خصوص اتهام اقای ه. ا. فرزند ع. متولد سال ۱۳۷۰ با وکالت تعیینی اقای ج. خ. ف. ، دایر بر محاربه از طریق کشیدن سلاح به قصد جان و ارعاب مردم به نحوی که موجب نا امنی در محیط نموده است. بدین توضیح حسب گزارش مرجع انتظامی مورخ ۱۳۹۸/۰۹/۱۲ مامورین با خودروی سازمانی از مسیر *( ره ) در حال حرکت بودند که به محض رسیدن به *مشاهده نمودند که یک نفر با لباس شخصی با در دست داشتن سلاح کلاشینکف در کنار خودروی سازمانی پلیس که متوقف بود. حضور دارد. و اسلحه را به سمت خودروی سازمانی گرفته و با حالت قدرت نمایی اعلام می نمود که اگر جرات دارید به سمت من بیایید و اقدام به شلیک به سمت خودروی مامورین نموده ( خودروی سمند سازمانی که در اختیار افسر گشت خودرویی بوده است. ) و. جلوی سمت راست خودرو را با شلیک گلوله پنچر نموده بود. که سریعا مامورین خودرو را پارک و در میدان شهر پناه گرفتند و مامورین به سمت متهم شلیک نمودند و عوامل گشت موتوری کلانتری در محل حضور داشته اند که ان ها هم به سمت متهم شلیک نمودند که منتهی به مصدومیت وی گردید.و سریعا عوامل گشت یگان امداد به محل مراجعه نمودند که مشاهده گردید.استوار دوم ی. س. و در داخل خودرو گشت مجروح و منتهی به شهادت وی گردیده و اسلحه ای که در دست قاتل بوده به شماره ۱۰۳۸۴ متعلق به سرباز وظیفه ی. ن. بوده که وی در محل رویت نگردید.و وظیفه ح. د. خانه از ناحیه پای چپ مصدوم گردیده که سریعا عوامل اورژانس در محل حاضر و جسد شهید ی. س. و و متهم که هویت وی ه. ا. اعلام گردید.به بیمارستان انتقال گردیدند و یک قبضه چاقو از متهم کشف گردید.و استوار م. ا. فهی از ناحیه مچ دست راست در حین درگیری با متهم مجروح گردید.و خودروی سازمانی به شماره *از ناحیه شیشه جلو و عقب دچار تیر خوردگی بوده است. ( صفحات ۲ و ۳ پرونده ) سپس طی گزارش رییس اگاهی مراتب را به دادستان محترم *اعلام نمودند که پرونده به شعبه *ارجاع گردید.و بازپرس محترم دستوراتی را صادر نمودند ( ص ۸ پرونده ) ضمنا متهم با اسلحه سازمانی که در اختیار داشت اقای م. ک. را در همان محل به قتل رساند و با دستور قضایی اجساد جهت انجام کالبد گشایی تحویل پزشکی قانونی *گردید.و سپس اولیا دم مرحوم م. ک. فرزند ع. طی شکایتی به دادستان محترم *اعلام نمودند که مرحوم م. ک. در حال تردد در میدان بود. که متوجه می شود. شخصی به مامور نیروی انتظامی ( شهید سپیدرو ) حمله ور شده که سپس مرحوم ک. اقدام به امر به معروف و نهی از منکر مهاجم می نماید. که توسط اقای ه. ا. ش. در ملاعام به قتل رسیدند ( ص ۲۸ پرونده ) سپس اداره اطلاعات شهرستان *طی گزارشی به فرماندهی انتظامی شهرستان *اعلام نمودند که موردی دال بر ارتباط گیری با عناصر تجزیه طلب ، وهابیت داخل یا خارج از کشور بدست نیامد و مشارالیه اخیرا تحت تاثیر اغتشاشات و تفکرات حاکم در شهرستان قرار گرفته و نسبت به مامورین و روحانیت شهرستان ، حساس و در این خصوص چند روز قبل نیز با یکی از روحانیون که همسایه ایشان بوده نیز درگیر شده است. و مشارالیه بوسیله سلاح سرد ( چاقو ) در محل تردد نموده است. و بعد از درگیری لفظی و فراری شدن سرباز ، سلاح جامانده در خودرو را گرفته و به سمت مامور ناجا شلیک می نماید. که منتهی به شهادت وی می شود. و بعد از شلیک افسر به سمت عابر پیاده شلیک می کند ( بدلیل ترس از این که وی مامور لباس شخصی است. ) ( صفحات ۳۲ و ۳۳ پرونده ) و مجددا طبق صفحه ۳۸ و ۳۹ پرونده گزارش تنظیم شده که تعداد شانزده تیر جنگی و یک تیر مشقی با اسلحه به شماره *که متعلق به سرباز وظیفه ن. بوده است. توسط فرد ضارب شلیک شده است. و پزشکی قانونی علت فوت متوفی م. ک. اصابت پرتابه فلزی ( گلوله ) به ناحیه خلف تنه و علت فوت متوفی ی. س. و را اصابت اجسام پرتابی پرشتاب ( گلوله ) و جسم سخت نوک تیز ( چاقو ) تشخیص داده است. ( صفحات ۷۸ و ۷۹ ) و توسط مرجع انتظامی از شخصی بنام ل. ر. ز. تحقیق شد اظهار داشت حدودا ساعت ۸ الی ۸:۳۰ صبح بود. که اقای ه. ا. تعداد ۲۰۰۰ دلار به قیمت ۱۲۶/۰۰۰/۰۰۰ میلیون ریال از وی خریداری نمودند ( صفحات ۹۲ تا ۹۴ ) و نظریه کارشناسی سلاح در خصوص موضوع اخذ شده است. که پیوست پرونده می باشد. ( صفحات ۹۷ و ۹۸ ) سپس توسط مرجع انتظامی از متهم ا. تحقیق شد اظهار داشت ساعت ۷:۳۰ صبح بود. که جهت خرید دلار و کشتن پرسنل نظامی که همه ذهنم را مشغول نموده بود. از منزل خارج شدم و به مادرم گفتم جهت خرید به بازار می روم که مادرم کارت عابر بانک خود را به من داد که برای منزل اقلام مصرفی را خریداری کنم و برای خرید چاقو به پل وسط شهر و *ا. ن. مراجعه نمودم و از او درخواست یک عدد چاقو تیز نمودم و سپس رفتم دلار خریدم سپس به بلیط فروش هواپیما که *بود. مراجعه که درب ان بسته بود. و از جلوی *در حال عبور بودم خودروی واحد گشت پلیس را که دور *استقرار داشت را دیدم و به قصد انتقام جویانه و کشتن نظامی به رو بروی خودرو حرکت نمودم و سرنشین جلوی خودرو در داخل ماشین نشسته بود. و سرش پایین بود. و در فاصله یک متری به خودرو چاقو را در دست گرفتم و به سمت مامور نیروی انتظامی حمله ور شدم که پس از چندین مرتبه اصابت چاقو به سمت راست بدن مامور او را زخمی نمودم که مامور اقدام به باز نمودن درب خودرو نمود و به سمت دور ماشین حرکت می نمود که پس از چندین مرتبه چرخیدن دور ماشین ، مامور نیروی انتظامی داخل ماشین سمت شاگرد نشست که از طرف شاگرد که مامور در انجا نشسته بود. اقدام به بردن اسلحه کلاش نموده و اقدام به تیراندازی کردم و دو یا سه تیر به سمت او شلیک کردم و در همین حین گشت خودرویی پلیس را دیدم که به سمت ان تیراندازی کردم و سپس یک واحد گشت موتوری مجددا به سمتم امد که بلا فاصله به سمت هوایی تیراندازی نمودم که از محل فاصله گرفت. و بلافاصله از پشت سرم که یک نفر را دیدم که از پشت به سمت من می اید که او به من گفت مامور هستم و خواست به سمت من تیراندازی کند که بلافاصله من به سمت او تیراندازی کردم که نامبرده روی زمین افتاد که بلند شد و به صورت نیم خیز که مجددا به سمت او تیراندازی کردم و کاملا بر روی زمین افتاد ( صفحات ۱۰۳ تا ۱۰۶ ) سپس توسط بازپرس شعبه *از متهم تحقیق شد ( صفحات ۱۱۱ تا ۱۱۴ ) پرونده شخصیت برای متهم تشکیل شد و نظریه مددکار اجتماعی اخذ شد ( صفحات ۲۵۸ تا ۲۶۲ ) و نظریه پزشکی قانونی اخذ شد که اعلام داشتند نامبرده علایمی از تمارض دارند و در مجموع علایم واضحی از جنون در ایشان احراز نگردید. ( جلد چهارم صفحه ۴۶۲ ) سپس قرار جلب به دادرسی برای متهم صادر شد ( صفحات ۴۶۸ تا ۴۶۹ جلد چهارم پرونده ) کیفرخواست توسط دادستان محترم *برای متهم صادر شد ( صفحه ۴۷۲ جلد چهارم ) و بدل پرونده جهت رسیدگی به اتهام متهم از حیث محاربه به این مرجع ارسال شد و تشریفات دادرسی رعایت شد و مفاد ماده ۳۸۷ قانون ایین دادرسی کیفری به متهم و وکلای وی ابلاغ گردید.و گزارش جامع از پرونده تهیه شد ( صفحات ۵۱۰ تا ۵۱۸ ) و جلسه رسیدگی با حضور احدی از وکلای متهم مورخ ۱۳۹۹/۱۲/۰۳ تشکیل شد منتهی جلسه بعلت عدم امکان ارتباط با زندان تشکیل نگردید.سپس مورخ ۱۳۹۹/۱۲/۱۲ جلسه دادرسی از طریق ویدیو کنفرانس با حضور متهم و احدی از وکلای وی برگزار گردید.سپس اتهام متهم دایر بر محاربه به وی تفهیم شد اظهار داشت من دین وهابی را تبلیغ و نشر می دهم و شما اسلام نیستید و قبول دارم. که دو نفر را کشتم چون ان ها به من گفتند باید عنصری از دولت ایران باشم من هم نپذیرفتم شما باید از این کشور بروید شما نجس هستید یا ما در اینجا باشیم یا شما ، شما سبب شدید تا عقل من زایل شود. و باید همه ی شما بمیرید ، من کشتم چون مامور مردم را کشته است ، کل نظام و روحانیون فاسد هستند من شر را از خودم دور کردم و از خودم دفاع کردم چون از من خواسته شد تا با دولت ایران همکاری کنم و من نمی خواستم و از خودم در مقابل نظام دفاع کردم چون نمی خواهم ایرانی باشم پول شما حرام است. و این که پول به من بدهند بسیجی باشم این حرام است. چون من عرب هستم و نمی خواستم ایرانی باشم و اصل و نسب خودم را رها کنم ، مامور مسلمان نیست و در دفاعیات خویش به م. م. ر. توهین کردند. سپس وکیل متهم اظهار داشت دفاعیات به شرح لایحه تقدیمی است ، لذا نظر به این که متهم در بیان انگیزه خود به خوبی مفاهیم را درک میکند و از جمله این که نظام جمهوری اسلامی را نظام مجوس دانسته و وهابیت را می شناسد و این که اسلحه را تشخیص داده و فرق بین مامور دولت و انسان عادی را تشخیص می دهد و مجموعه تحلیل هایی که در دفاعیات وی منضبط در پرونده است. حکایت از قوه تشخیص و تمییز وی دارد. و از طرفی قدرت تحلیل او با ادعای جنون و یا سفاهت وی که هیچ گونه دلیلی بر ان اقامه نشده سازگاری ندارد. بنابراین با توجه به دلایل و قرائن به شرح ذیل: ۱ ) کیفرخواست صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب *، ۲ ) گزارش جامع مرجع انتظامی ، ۳ ) صورت جلسه نحوه دستگیری متهم و محل دستگیری ، ۴ ) شکایت اولیا دم ، ۵ ) صورت جلسه کشف سلاح سرد و گرم در ید متهم ، ۶ ) با توجه به این که جرم در مرکز شهر ( *”ره” ) و خیابان اصلی که محل رفت و امد و تردد عموم است. صورت گرفته است ، ۷ ) با توجه به این که ارکان جرم محاربه محقق گردیده است ، ۸ ) با توجه به انگیزه متهم از ارتکاب جرم بنابراین کشیدن سلاح های سرد و گرم به قصد اخافه الناس و ترساندن مردم و ایجاد رعب و وحشت در جامعه از مصادیق محاربه می باشد. ، ۹ ) با توجه به بازتاب فعل ارتکابی در جامعه و فضای مجازی ، ۱۰ ) با توجه به الات و ادوات بکار برده شده در ارتکاب جرم ( اسلحه کلاش و چاقو ) و کشیدن سلاح در ملاعام نسبت به شهروندان و مامورین انتظامی ، ۱۱ ) این که تعداد شانزده تیر جنگی و یک تیر مشقی با سلاح شماره ۱۰۳۸۴ که متعلق به سرباز وظیفه ن. بوده است. توسط متهم شلیک شده است ، ۱۲ ) با توجه به اصرار متهم در بیان انگیزه های نژادی و اعتقادی و ضدیت با نظام و ارکان ان در ارتکاب بزه ، ۱۳ ) با توجه به این که فعل ارتکابی توسط متهم موجب سلب امنیت و ارامش مردم در شهرستان گردیده ، ۱۴ ) و این که برای این مرجع علم و یقین حاصل گردید.که کشیدن سلاح توسط متهم به قصد ترساندن مردم و باعث سلب امنیت و ارامش عمومی گردیده ، لذا فعل ارتکابی مصداق محاربه می باشد. و وقوع بزه انتسابی محرز و مسلم است ، لذا مستندا به مواد ۱۶۰٫۲۱۱٫۲۷۹٫۲۸۲ و ۲۸۳ قانون مجازات اسلامی ، حکم به اعدام متهم اقای ه. ا. از طریق چوبه دار صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و ظرف مهلت ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان محترم عالی کشور می باشد. ) ٪ پس از ابلاغ رای اقای ج. خ. ف. به وکالت از اقای ه. ا. ش. فرجام خواهی نموده و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و حسب الارجاع تحت نظر قرار دارد. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ا. ع. عضو ممیز ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ح. خ. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر ابرام درخصوص دادنامه شماره *– ۴۰۱/۷/۲۰ فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
    رای شعبه
    در خصوص فرجام خواهی اقای ج. خ. ف. به وکالت از اقای ه. ا. ش. از دادنامه فوق الذکر صادره از شعبه *که طی ان به رای صادره معترض می باشد. با عنایت به محتویات پرونده و گزارش مرجع انتظامی به نظریه پزشکی قانونی و مبانی استدلالی و مواد استنادی دادنامه و نظر به اینکه فرجام خواه در لایحه تقدیمی خود دلیلی که موثر در نقض رای فرجام خواسته گردد. ارائه ننموده لذا فرجام خواهی وی غیر مدلل و غیر وارد تشخیص داده می شود. و مردود اعلام می گردد. و به استناد شق الف ماده ۴۶۹ قانون ایین دادرسی کیفری رای صادره ابرام می گردد./ت
    شعبه *
    س. ح. ج. ( رییس ) ا. ع. ( عضو معاون )

  • تاثیر نشوز زوجه بر نفقه و شرط تنصیف



    پیام: درصورتی که نشوز زوجه برای دادگاه ثابت باشد، حق وی نسبت به دریافت نفقه ایام عده و اعمال شرط تنصیف دارایی، ساقط خواهد شد؛ بنابراین نظر به محکومیت قطعی زوجه به تمکین در حق زوج و صدور گواهی نشوز، زوجه حقی در تنصیف اموال حاصله از زندگی مشترک و نفقه ندارد.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴00۳۳۹۲0000۷۳۳۳۵۳ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱0/۱۸ گروه رأی: حقوقی

    رأی دادگاه بدوی

    پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
    خواهان: اقای م. ب. فرزند ح. با وکالت اقای م. ر. م. فرزند م. به نشانی *
    خوانده: خانم ز. م. فرزند م. به نشانی *
    خواسته: صدور گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج
    گردشکار: اقای م. ب. با وکالت بعدی اقای م. ر. به طرفیت خانم ز. م. دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش بر طلاق در دادگاه خانواده *مطرح نموده است.که پرونده به این شعبه دادگاه ارجاع شده است. پس از جری تشریفات قانونی و اخذ نظریه قاضی مشاور با اعلام ختم رسیدگی وبا استعانت از خداوند متعال به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.:
    رای دادگاه
    در خصوص دعوی اقای م. ب. فرزند ح. با وکالت بعدی اقای م. ر. م. به طرفیت خانم ز. م. فرزند م. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش ( طلاق ) به استناد سند ازدواج شماره ۷۲۱۳ مورخ ۱۳۷۰/۱۲/۰۸ و شناسنامه و دادنامه دادگاه تجدیدنظر و فیش پرداختی ونامه مشاور به شرح متن دادخواست تقدیمی ، با این توضیح که حسب اظهارات خواهان در شرح دادخواست و در جلسه دادگاه و مستندات ابرازی وی از جمله مندرجات سند نکاحیه شماره ۷۲۱۳ دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره ۱۳ *طرفین در مورخ ۱۳۷۰/۱۲/۰۸ به علقه زوجیت و نکاح دائم یکدیگر درامده و زندگی مشترک خویش را اغاز نموده اند برابر نظریه دایره مشاوره و مددکاری به لحاظ اصرار زوج بر طلاق سازشی حاصل نگردید. لذا خواهان به خواسته فوق طرح دعوی نموده تا با اختیار قانونی زوجه اش را مطلقه نماید. و اظهار داشته جهت جلوگیری از تخریب روح و جسم یکدیگر و علی رغم تلاشهای بزرگان امکان ادامه زندگی مقدور نبوده و تصمیم به جدایی گرفته و خوانده مهریه واجرت المثل ایام زندگی مشترک نفقه و سایر حقوق شرعی خود را به استناد مدارک ارائه شده و دادنامه های صادرشده دریافت نموده است.و بلحاظ عدم تمکین خوانده اقدام به ازدواج مجدد نموده است.ده سال است.که اختلاف دارند وجدا زندگی می کنند. زوجه در مقام دفاع اظهار داشته ، راضی به طلاق نبوده است.و چنانچه خواهان مصر بر طلاق است.همه حق و حقوقاتش را باید پرداخت نماید. مهریه من را پایمال کردند. و بخدا می سپارم اجرت المثل ایام زندگی قبلا رای صادر شده و گرفته است.جهیزیه مستهلک شده است.یک خانه دارند که سه دانگ ان بنام خانم و سه دانگ بنام اقا می باشد. نظر به مجموع اوراق و محتویات پرونده ، دعوی خواهان و مستندات ابرازی وی از جمله مندرجات سند نکاحیه پیش گفته که مبین علقه زوجیت دائم طرفین می باشد. وبا توجه به اظهارات طرفین در جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۰۲ دادگاه و نظر به این که تلاش دادگاه ومساعی داوران در جهت رفع اختلاف و ایجاد صلح و سازش زوجین موثر نبوده و زوج اصرار بر طلاق دارد. لذا دادگاه توجها به مجموع محتویات پرونده و اصرار زوج بر طلاق و به استناد مواد ۱۲۸۶٫۱۲۸۴٫۱۱۳۳ و ۱۲۸۷ قانون مدنی و مواد ۲۸٫۲۷٫۲۶٫۲۴ و ۲۹ قانون حمایت خانواده مصوب یکم اسفند ۱۳۹۱ونظریه قاضی مشاور گواهی عدم امکان سازش بین زوجین را صادر می نماید. زوج می تواند این گواهی را در صورت قطعیت به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق ارائه و با رعایت موازین قانونی وشرعی نسبت به اجرای طلاق وثبت ان اقدام نماید. مهریه مطابق سند نکاحیه و طبق دادنامه *و دادنامه تجدید نظر ۹۹۰۹۹۷۵۶۱۲۲۰۰۹۴۴ شعبه دوم پرداخت شده است. اجرت المثل طی دادنامه شماره *و پس از گذشت مهلت تجدید نظر خواهی ظرف بیست روز دیگر قابل فرجام خواهی در دیوان محترم عالی کشور می باشد.ع/غ
    ع. غ.
    رییس شعبه *

    رأی دادگاه تجدیدنظر استان

    تاریخ رسیدگی: ۱۴۰۱/۰۶/۱۴
    تجدیدنظرخواه: خانم ز. م. فرزند م.
    تجدیدنظرخوانده: اقای م. ب. فرزند ح. با وکالت اقای م. ر. م.
    تجدیدنظرخواسته: رای شماره **۰۱/۰۲/۲۷ صادره از شعبه *
    تاریخ ابلاغ رای بدوی به تجدیدنظرخواه: ۱۴۰۱/۰۲/۲۷
    تاریخ وصول دادخواست تجدیدنظر: ۱۴۰۱/۰۳/۱۷
    مرجع رسیدگی کننده: شعبه *
    هییت شعبه: اقایان ع. ا. ص. ن. رییس و ا. م. ن. مستشار دادگاه تجدیدنظرخراسان جنوبی
    خلاصه جریان پرونده:
    در این پرونده ، اقای م. ب. فرزند ح. با وکالت بعدی اقای م. ر. م. ، به طرفیت خانم ز. م. فرزند م. ، دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش ( طلاق ) ، تقدیم دادگاه نموده است. پرونده در شعبه *مورد رسیدگی قرار گرفته است.و پس از سیر مراحل دادرسی ، دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و گواهی عدم امکان سازش بین زوجین را صادر نموده است. با ابلاغ رای ، خوانده ، نسبت به ان اعتراض کرده و پرونده به شعبه *ارجاع شده است. این دادگاه پس از بررسی محتوای پرونده و مشاوره و حصول توافق ، با اعلام ختم دادرسی به شرح ذیل انشای رای می کند.
    * رای دادگاه تجدیدنظر *
    در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ز. م. فرزند م. ، به طرفیت اقای م. ب. فرزند ح. با وکالت اقای م. ر. م. ، نسبت به رای شماره **۰۱/۰۲/۲۷ صادره از شعبه *، به شرح مندرج در گردش کار؛ نظر به اینکه با وجود دعوت زوجین به اصلاح ذات البین و ارجاع موضوع به داوری ، زوج از تصمیم خود بر طلاق منصرف نشده و طبق قاعده ی الطلاق بید من اخذ بالساق بر اساس رای صادره ( گواهی عدم امکان سازش ) ایرادی وارد نیست. در خصوص نفقه ی زوجه نیز سابقا حکم صادر شده و در جریان اجرا می باشد. در خصوص اجرت المثل ایام زوجیت نیز طبق دادنامه ی شماره ی *، سابقا تصمیم گیری شده و از مدت ها قبل از ان ، زوجین جدا از یکدیگر زندگی می کنند و انجام کار به دستور زوج ، پس از تاریخ صدور دادنامه ، منطقا سالبه به انتفای موضوع است.و با توجه به پرداخت اجرت المثل ، زوجه استحقاق نحله ندارد. در خصوص جهیزیه نیز با توجه به اینکه در زمان مفارقت ، زوج منزل مشترک را ترک نموده و دلیلی بر اینکه اقلامی از جهیزیه را با خود برده باشد. ، ارائه نشده و منطقا نیز جهیزیه ی زوجه در این سال ها مستهلک شده و ادعای زوجه مبنی بر تخریب یا فروش برخی از اقلام ان توسط زوج در طول زندگی مشترک ، اقتضای دعوای علیحده دارد. ، لذا در این قسمت ها تجدیدنظرخواهی منطبق بر شقوق ماده ی ۳۴۸ قانون ایین دادرسی مدنی نبوده و غیر وارد تشخیص و به استناد ماده ی ۳۵۸ قانون مذکور ضمن رد تجدیدنظرخواهی ، دادنامه ی تجدیدنظرخواسته تایید می گردد. ولیکن در خصوص شرط ضمن عقد ناظر به تنصیف اموال ، اگر چه اصل سند نکاح مشتمل بر شرط مذکور ارائه نشده ولیکن زوج منکر پذیرش شرط مذکور نمی باشد. و با توجه به اوضاع و احوال زندگی مشترک زوجین از ابتدا ، من جمله عدم باروری زوجه که مستنبط از اظهارات طرفین به سبب وضعیت جسمانی زوج بوده و اینکه زوجین حسب الاقرار خودشان از سال ۱۳۹۲ به صورت جدا زندگی می کنند و با این حال پس از چند سال از تاریخ مفارقت و صرفا در زمانی که زوجه قصد ادامه ی تحصیل در شهر دیگری را نموده ، دعوی الزام به تمکین مطرح و رای بر نشوز زوجه صادر شده است ، فی المجموع در نظر دادگاه این امر که تقاضای طلاق ناشی از تخلف زوجه از وظایف همسری یا سوی اخلاق و رفتار او باشد. احراز نمی گردد. و بنابراین زوجه مستحق شرط تنصیف تشخیص می گردد. در خصوص دارایی موجود زوج از ناحیه ی زوجه سه دانگ یک باب منزل مسکونی ، ۶۶۰ سهم از شرکت احیای صنایع خراسان ، یک دستگاه خودروی سواری و پاداش بازنشستگی زوج ، معرفی شده است.که منزل مسکونی مذکور بالمناصفه متعلق به طرفین بوده و پس از خرید زمین توسط زوج و ساخت مشارکتی ان ، سه دانگ منزل به نام زوجه منتقل شده و در مورد سهم شرکت احیای صنایع خراسان نیز طبق اقرار زوجه همزمان میزان مساوی سهم ( ۵۰ سهم ) برای هر یک از زوجین خریداری شده ( میزان فعلی سهام ناشی از افزایش سرمایه ی شرکت می باشد. ) بنابراین با توجه به ماهیت و فلسفه ی وضع شرط تنصیف ، از این بابت حقی برای زوجه قابل احتساب نمی باشد. و در خصوص پاداش بازنشستگی ، صرف نظر از اینکه در شمول شرط تنصیف ( اموالی که در ایام زناشویی به دست امده ) بر پاداش بازنشستگی محل تردید است ، با توجه به اینکه پاداش مذکور چند سال قبل به زوج پرداخت و پس از ان زوج اجرت المثل ایام زوجیت را پرداخت و ازدواج مجدد نموده ، ادعای زوج بر هزینه ی کل ان ، مقرون به واقع می باشد. و وجود ان در حال حاضر محرز نیست و از این جهت نیز زوجه مستحق شناخته نشده و اما در خصوص خودروی سواری سمند ، اگر چه خودروی مذکور پس از مفارقت زوجین خریداری شده است.ولیکن اولا عموم و اطلاق شرط مزبور شامل خودروی مذکور می شود. ثانیا طبق اظهارات طرفین قسمتی از وجه خرید خودرو از محل فروش خودروی پیکان سابق بوده است ، با وصف مذکور دادگاه در این قسمت تجدیدنظرخواهی را وارد تشخیص و به استناد بند ه ماده ی ۳۴۸ و مواد ۱۹۸ و ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی ، رای بر الزام زوج به پرداخت مبلغ سیصد میلیون ریال از بابت شرط مزبور در حق زوجه صادر می نماید. . رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ ، قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. ٪
    ع. ا. ص. ن. ا. م. ن.
    رییس شعبه *مستشار دادگاه تجدیدنظر *

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    « باسمه تعالی
    فرجام خواه: ۱ اقای م. ب. با وکالت اقای م. ر. م. ۲ خانم ز. م.
    فرجام خوانده: ۱ خانم ز. م. ۲ اقای م. ب.
    فرجام خواسته: دادنامه شماره ۳۹۲۱ صادره از شعبه *
    تاریخ ابلاغ دادنامه به فرجام خواه: ۱۴۰۱/۶/۱۵
    تاریخ وصول دادخواست فرجامی: ۱۴۰۱/۷/۲
    مرجع رسیدگی: شعبه *
    هیات شعبه اقایان: ع. ن. ( رییس ) ع. ک. ص. س. ( مستشار ) س. م. ( عضو معاون )
    خلاصه جریان پرونده:
    خواهان اقای م. ب. دادخواستی با انضمام رونوشت های سند ازدواج شماره ۷۲۱۳ مورخ ۷۰/۱۲/۸ دفتر رسمی ازدواج شماره سیزده بیرجند و شناسنامه و نامه مشاوره و دادنامه استنادی به طرفیت خوانده ز. م. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق در محاکم خانواده *مطرح نموده است.و خواهان در شرح خواسته مرقوم نموده که به موجب سند نکاحیه استنادی خوانده همسر دائمی اینجانب است.و به لحاظ بروز اختلافات با توجه به وصول اجرت المثل و نفقه و سایر حقوق از جانب زوجه و عدم تمکین مکرر وی که منجر به ازدواج مجددم شده است.صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق مورد استدعاست پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است.و جلسه رسیدگی دادگاه مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۲ در وقت مقرر با حضور طرفین برگزار شده است.و خواهان گفته خواسته به شرح داخواست تقدیمی است.و چند سال است.اختلاف داریم و نمی توانیم به زندگی مشترک ادامه دهیم و مهریه و اجرت المثل و نفقه اش را داده ام و خوانده در پاسخ گفته من راضی به طلاق نیستم و اجرت المثل را گرفته ام و مهریه ام را طلبکارم و اگرچه رای دادگاه صادر شده و مرا محروم نموده است.و جهیزیه ام مستهلک شده است.و دارایی زوج یک ماشین سمند و سهام ۶۶۰ سهم از شرکت احیای صنایع خراسان و صد میلیون تومان وجه نقد پاداش بازنشستگی دارد. و منزل به صورت سه دانگ سه دانگ مالک می باشیم و زوج گفته مهریه اش را داده ام و حکم دادگاه دارم. و سه دانگ منزلم را به نام وی نموده ام و ماشین سمند دارم. و ده سال است.جدای از همدیگر زندگی می کنیم و سهام ادعای را نیز دارم. و پول بازنشستگی به مبلغ ادعایی نبوده است.و زوجه اظهار نموده که من معلم بودم و حقوقم را گرفته است.باید برگرداند و زوج بیان نموده قبول ندارم. حقوقش را در منزل من خرج نکرده است.دادگاه قرار ارجاع امر به داوری جهت اصلاح ذات البین زوجین صادر نموده داور زوج اقای ف. ب. نظر به عدم امکان سازش زوجین داده است.و قاضی مشاور خانواده نیز نظر به عدم امکان سازش زوجین دارند اقای م. ر. م. طبق لایحه شماره ۳۶۰۵ مورخ ۱۴۰۱/۲/۵ وکالت خود را ز جانب زوج اعلام کرده است.و رونوشت دادنامه های نفقه و حکم قطعی تمکین زوجه که خوانده محکوم به ان در حق زوج گردیده از برگ ۶۳ تا ۷۱ ضم پرونده شده است.و گواهی نشوز زوج طبق برگ ۷۲ ضم سابقه شده است.دادگاه با توجه به محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و با صدور دادنامه شماره ۳۵۷۴ مورخ ۱۴۰۱/۲/۲۷ به شرح برگهای ۸۶ و ۸۷ پرونده گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق باین یایسه با تعیین تکلیف حقوق مالی زوجه ناشی از زوجیت با توجه به فقدان فرزند مشترک صادر و اعلام نموده است.و با ابلاغ دادنامه مذکور به طرفین زوجه از ان تجدیدنظر خواهی نموده است.و پرونده بابت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده است.و جلسه رسیدگی شعبه مذکور محترم در مورخ ۱۴۰۱/۶/۱۲ در وقت مقرر با حضور طرفین برگزار شده است.و طرفین اظهارات جلسات قبل را تکرار نموده اند و دادگاه با توجه به محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و چنین رای صادر نموده اند. در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ز. م. فرزند م. ، به طرفیت اقای م. ب. فرزند ح. با وکالت اقای م. ر. م. ، نسبت به رای شماره **۰۱/۰۲/۲۷ صادره از شعبه *، به شرح مندرج در گردش کار؛ نظر به اینکه با وجود دعوت زوجین به اصلاح ذات البین و ارجاع موضوع به داوری ، زوج از تصمیم خود بر طلاق منصرف نشده و طبق قاعده ی الطلاق بید من اخذ بالساق بر اساس رای صادره ( گواهی عدم امکان سازش ) ایرادی وارد نیست. در خصوص نفقه ی زوجه نیز سابقا حکم صادر شده و در جریان اجرا می باشد. در خصوص اجرت المثل ایام زوجیت نیز طبق دادنامه ی شماره ی *، سابقا تصمیم گیری شده و از مدت ها قبل از ان ، زوجین جدا از یکدیگر زندگی می کنند و انجام کار به دستور زوج ، پس از تاریخ صدور دادنامه ، منطقا سالبه به انتفای موضوع است.و با توجه به پرداخت اجرت المثل ، زوجه استحقاق نحله ندارد. در خصوص جهیزیه نیز با توجه به اینکه در زمان مفارقت ، زوج منزل مشترک را ترک نموده و دلیلی بر اینکه اقلامی از جهیزیه را با خود برده باشد. ، ارائه نشده و منطقا نیز جهیزیه ی زوجه در این سال ها مستهلک شده و ادعای زوجه مبنی بر تخریب یا فروش برخی از اقلام ان توسط زوج در طول زندگی مشترک ، اقتضای دعوای علیحده دارد. ، لذا در این قسمت ها تجدیدنظرخواهی منطبق بر شقوق ماده ی ۳۴۸ قانون ایین دادرسی مدنی نبوده و غیر وارد تشخیص و به استناد ماده ی ۳۵۸ قانون مذکور ضمن رد تجدیدنظرخواهی ، دادنامه ی تجدیدنظرخواسته تایید می گردد. ولیکن در خصوص شرط ضمن عقد ناظر به تنصیف اموال ، اگر چه اصل سند نکاح مشتمل بر شرط مذکور ارائه نشده ولیکن زوج منکر پذیرش شرط مذکور نمی باشد. و با توجه به اوضاع و احوال زندگی مشترک زوجین از ابتدا ، من جمله عدم باروری زوجه که مستنبط از اظهارات طرفین به سبب وضعیت جسمانی زوج بوده و اینکه زوجین حسب الاقرار خودشان از سال ۱۳۹۲ به صورت جدا زندگی می کنند و با این حال پس از چند سال از تاریخ مفارقت و صرفا در زمانی که زوجه قصد ادامه ی تحصیل در شهر دیگری را نموده ، دعوی الزام به تمکین مطرح و رای بر نشوز زوجه صادر شده است ، فی المجموع در نظر دادگاه این امر که تقاضای طلاق ناشی از تخلف زوجه از وظایف همسری یا سوی اخلاق و رفتار او باشد. احراز نمی گردد. و بنابراین زوجه مستحق شرط تنصیف تشخیص می گردد. در خصوص دارایی موجود زوج از ناحیه ی زوجه سه دانگ یک باب منزل مسکونی ، ۶۶۰ سهم از شرکت احیای صنایع خراسان ، یک دستگاه خودروی سواری و پاداش بازنشستگی زوج ، معرفی شده است.که منزل مسکونی مذکور بالمناصفه متعلق به طرفین بوده و پس از خرید زمین توسط زوج و ساخت مشارکتی ان ، سه دانگ منزل به نام زوجه منتقل شده و در مورد سهم شرکت احیای صنایع خراسان نیز طبق اقرار زوجه همزمان میزان مساوی سهم ( ۵۰ سهم ) برای هر یک از زوجین خریداری شده ( میزان فعلی سهام ناشی از افزایش سرمایه ی شرکت می باشد. ) بنابراین با توجه به ماهیت و فلسفه ی وضع شرط تنصیف ، از این بابت حقی برای زوجه قابل احتساب نمی باشد. و در خصوص پاداش بازنشستگی ، صرف نظر از اینکه در شمول شرط تنصیف ( اموالی که در ایام زناشویی به دست امده ) بر پاداش بازنشستگی محل تردید است ، با توجه به اینکه پاداش مذکور چند سال قبل به زوج پرداخت و پس از ان زوج اجرت المثل ایام زوجیت را پرداخت و ازدواج مجدد نموده ، ادعای زوج بر هزینه ی کل ان ، مقرون به واقع می باشد. و وجود ان در حال حاضر محرز نیست و از این جهت نیز زوجه مستحق شناخته نشده و اما در خصوص خودروی سواری سمند ، اگر چه خودروی مذکور پس از مفارقت زوجین خریداری شده است.ولیکن اولا عموم و اطلاق شرط مزبور شامل خودروی مذکور می شود. ثانیا طبق اظهارات طرفین قسمتی از وجه خرید خودرو از محل فروش خودروی پیکان سابق بوده است ، با وصف مذکور دادگاه در این قسمت تجدیدنظرخواهی را وارد تشخیص و به استناد بند ه ماده ی ۳۴۸ و مواد ۱۹۸ و ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی ، رای بر الزام زوج به پرداخت مبلغ سیصد میلیون ریال از بابت شرط مزبور در حق زوجه صادر می نماید. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ ، قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. با ابلاغ دادنامه مذکور به طرفین زوجین از ان فرجام خواسته اند و پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور بابت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردید.لوایح زوجین و اوراق پرونده و گزارش تنظیمی هنگام شور قرائت می گردد.
    هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره ۳۵۷۴ ۱۴۰۱/۲/۲۷ فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
    رای شعبه
    با توجه به محکومیت قطعی زوجه طبق دادنامه ۱۱۳۱ مورخ ۹۷/۱۰/۲۷ که در شعبه *به شرح دادنامه شماره ۷ مورخ ۹۸/۱/۷ به تمکین در حق زوج و صدور گواهی نشوز زوجه هیات شعبه فرجام خواهی زوج را وارد دانسته و مستندا به بند ۲ ماده ۳۷۱ و بند ج ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته را به لحاظ عدم انطباق با موازین شرعی و قانونی نقض می نماید. و پرونده را جهت رسیدگی مجدد و صدور حکم شایسته به شعبه دیگری از شعب دادگاههای تجدیدنظر استان *ارجاع می نماید.
    شعبه *
    رییس: ع. ن. مستشار: ع. ک. ص. س. عضو معاون: س. م.

  • نحوه تعیین مجازات برای شخص حقوقی



    پیام: وجود اشکال در سامانه اطلاع رسانی در شیفت شب بیمارستان و عدم تناسب تعداد پرسنل پرستاری با بیماران بستری که منجر به تاخیر در رسیدن تیم احیا بر بالین بیمار شده و منجر به فوت وی گردد، موجب ایجاد مسئولیت کیفری برای مدیر فنی بیمارستان است.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۱۲۱۳۹000۶۶۹۹۷۶ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱۱/۱۶ گروه رأی: کیفری

    رأی دادگاه بدوی

    * رای دادگاه *
    در خصوص اتهام اقایان۱-م. ل. ز. ب. فرزند م. ، ۵۳ ساله ، ایرانی ، شیعه ، شغل پزشک جراح ، *، فاقد سابقه کیفری و متاهل۲-ج. ص. فرزند ا. ، ۴۰ ساله ، ایرانی ، پزشک ( متخصص بیهوشی ) ، *۲۰۸ ، فاقد سابقه کیفری و متاهل با وکالت اقای ا. ا. وکیل دادگستری۳- ر. ع. ر. فرزند م. ۴۵ ساله ، ایرانی ، شیعه ، شغل پزشک ( مدیر وقت *و نماینده قانونی شخص حقوقی یاد شده و اتهام خانم ها۴- ف. ش. گ. فرزند ا. ۲۹ ساله ، ایرانی ، شیعه ، شغل پرستار *، فاقد سابقه کیفری و مجرد ۵-ا. ک. د. ا. فرزند ر. ، ۳۹ ساله ، ایرانی ، شیعه ، شغل پرستار ، *، بلوک f *فاقد سابقه کیفری و متاهل ، همگی دائر به عدم رعایت نظامات دولتی منجر به ایراد صدمه بدنی غیر عمدی منتهی به فوت مرحوم م. ب. فرزند م. موضوع شکایت وراث حین الفوت وی به اسامی اقای م. ب. فرزند ع. و خانم ف. ز. ع. فرزند ح. ، دادگاه از توجه به شکایت شاکیان و نظریه کمیسیون های تخصصی پزشکی قانونی استان های *و باالاخص نظر کمیسیون ۹ نفر اداره کل پزشکی قانونی استان شعبه *که عینا تکرار نظریه کمیسیون ۷ نفره همان مرکز می باشد. مبنی بر عدم رعایت نظامات دولتی از ناحیه متهم ردیف اول به صورت عدم بستری بیمار در بخش ای سی یو و عدم صدور دستور اقدامات حمایتی پس از جراحی و انتقال به بخش به میزان۱۵٪ و ردیف دوم به صورت عدم توصیه مکتوب جهت بستری بیمار پس از جراحی در بخش ای سی یو به میزان ۱۰٪ و ردیف سوم به نحو وجود اشکال در سامانه اطلاع رسانی در شیفت شب و عدم تناسب تعداد پرسنل پرستاری با بیماران بستری که منجر به تاخیر در رسیدن تیم احیا بر بالین بیمار گردیده به میزان ۲۵٪ ردیف های چهارم و پنجم به صورت تاخیر در رسیدگی به مشکل بیمار و عدم اطلاع مشکلات تنفسی بیمار به رزیدنت جراحی هر یک به میزان ۵٪ موثر در فوت مرحوم به علت عوارض ناشی از سوی اقدامات فوق که این نظریه در نهایت مصون از اعتراض متهمین مانده و شاکی نیز اعتراض موثر و مدللی بدان وارد ننموده و نظریه با اوضاع و احوال محقق و معلوم موضوع مورد کارشناسی منطبق به نظر می رسد ، لذا ضمن مردود نمودن اعتراض وی با توجه به اقرار متهمین در محضر دادگاه اتهام انتسابی به متهمین را محرز و مسلم دانسته و مستندا به ماده ۶۱۶ از قانون تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ و با التفات به مواد۱۸٫۱۹٫۳۷٫۳۸٫۴۰٫۴۶٫۵۲٫۵۴٫۲۹۱٫۴۴۸٫۴۵۰٫۴۶۲٫۴۸۸٫۴۹۲٫۵۲۶٫۵۲۹٫۵۴۹از قانون مجازات اسلامی مصوب۱۳۹۲ اصلاحی ۱۳۹۹ و مواد ۲ و ۶ از قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب ۱۳۹۹بدوا هر یک از متهمین را از جهت جنبه خصوصی بزه به پرداخت دیه به نسبت درصد قصور اعلامی از دیه کامل انسان ظرف دو سال قمری در حق اولیای دم ( شاکیان ) محکوم و از جهت جنبه عمومی بزه صرفنظر از درصد قصور ، با توجه به اینکه در صورت اقدام به موقع و صحیح هر یک از متهمین به نحو مستقل در انجام وظایف محوله ، صرفنظر از نقش عوامل دیگر می توانست از ایجاد عوارض منجر به ایست قلبی تنفسی و مرگ مغزی بیمار و در نهایت فوت وی جلوگیری نماید. فلذا از این حیث هر یک از متهمین را به یک درجه مقصر تشخیص و با توجه به فقدان سابقه کیفری و اوضاع و احوال خاص موثر در تحقق بزه و با لحاظ نقش بازدارندگی کیفر و اعمال دو درجه تخفیف هر یک را به تحمل سه ماه و یک روز حبس تعزیری درجه ۷ محکوم لکن با توجه بیش بینی اصلاح نامبردگان و وجود جهات تخفیف یاد شده و غیرعمد بودن بزه اجرای تمامی مدت حبس مرقوم را به مصلحت ندانسته و اجرای ان را به مدت یکسال معلق می نماید. ، تا هر یک چنانچه در این مدت مرتکب یکی از جرایم مستوجب قصاص ، حد ، دیه یا تعزیر تا درجه ۷ نشوند از محکومیت معلق شده رفع اثر و در غیر این صورت راجع به ایشان اجرا گردد. ، رای صادره حضوری وظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدید نظر *می باشد.

  • بار اثبات در بزه پولشویی



    پیام: رسیدگی به بزه پولشویی در صلاحیت دادگاه محل وقوع جرم بوده و تشکیل شعب تخصصی در مراکز استانها نافی صلاحیت رسیدگی دادگاه محل وقوع جرم نیست.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۱0۳۳۹000۴۲۱۶۷۳۴ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱0/۲۷ گروه رأی: کیفری

    رأی دادگاه تجدیدنظر استان

    در این پرونده شعبه ۵ بازپرسی گنبد به موجب قرار شماره ۶۰۸۰ مورخ ۱۶ /۹ / ۱۴۰۱ نسبت به اتهام خانم ط. ف. دایر بر پولشویی موضوع گزارش ضابطین به استناد ماده ۱۱ قانون اصلاح مبارزه با پولشویی مصوب ۱۳۹۷ به اعتبار دادسرای گرگان مبادرت به صدور قرار عدم صلاحیت می نماید. متعاقب ان و با ارجاع پرونده به شعبه *مرجع اخیر طی قرار شماره ۴۰۷۸ مورخ ۱۰ /۱۰ / ۱۴۰۱ ضمن استدلال مفصل به اعتبار دادسرای گنبد مبادرت به صدور قرار عدم صلاحیت می نماید. و پرونده جهت حل اختلاف به این شعبه تجدیدنظر ارجاع گردید. دادگاه با توجه به محتوای پرونده و تو جه به استدلالات همکاران محترم مذکور و با پذیرش استدلال بازپرس محترم *و توجه به اینکه ماده ۱۱ قانون مبارزه با پولشویی مصوب ۱۳۸۶ نافی صلاحیت دادگاههای جزایی محل وقوع جرم در رسیدگی به جرم پولشویی نیست بلکه ناظر به تشکیل شعب تخصصی دادگاه برای رسیدگی به جرایم موضوع قانون مذکور می باشد.- نظریه مشورتی اداره حقوقی و توجه به اصل صلاحیت دادگاه محل وقوع جرم به استناد ماده ۳۱۷ قانون ایین دادرسی کیفری و ماده ۲۷ قانون ایین دادرسی مدنی با تشخیص صلاحیت دادسرای عمومی و انقلاب گنبد حل اختلاف می گردد. رای صادره قطعی است.
    مستشاران شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان گلستان
    ا. ق. ف. س. ط.

  • عدم تحقق بزه سب النبی به نقل قول از دیگری



    پیام: به جهت اینکه متهم مدعی شده سب النبی به نقل قول از دیگری بوده موضوع سب النبی احراز نگردیده ضمن برائت در این خصوص ، به استناد تبصره ماده ۲۶۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ متهم را به تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم می نماید.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴00۲۵۹۲000۶۶۶۷۹۵۲ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱۱/0۲ گروه رأی: حقوقی

    رأی دادگاه بدوی

    پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
    متهم: خانم ل. ش. ق. فرزند ا. ا. با وکالت اقای م. ژ. پ. فرزند ا. به نشانی *
    اتهام: سب النبی
    رای دادگاه
    در خصوص اتهام خانم ل. ش. ق. فرزند ا. ا. ۴۳ ساله متاهل و دارای اولاد ، دارای سابقه کیفری با وکالت تسخیری م. ژ. پ. دائر به سب النبی بشرح کیفرخواست تنظیمی دادسرای عمومی و انقلاب *. ( گردشکار ) بدین توضیح که در پی گزارش اطلاعات سپاه مبنی بر فعالیت سیاسی متهم در شبکه های مجازی پس از رصد موضوع در متن پیامهای ارسالی از متهم توهین های فراوانی از سوی متهم نسبت به ایمه اطهار بیان گردیده که پس از دستگیری متهم در دفاع از موضوع اتهام خود به نقل قول از دیگران را مطرح نموده و اظهار پشیمانی نموده است. دادگاه با عنایت به محتویات پرونده ، گزارش اطلاعات سپاه ، کیفرخواست تنظیمی دادسرا و اقرار متهم در محضر دادگاه و اظهار ندامت و پشیمانی از عمل خویش ، بزه انتسابی بنا به مراتب فوق محرز بنظر رسیده مستندا” به ماده ۱۷۲ و ۲۶۲ و۲۶۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ به جهت اینکه متهم مدعی شده سب از به نقل قول از دیگری بوده موضوع سب النبی احراز نگردیده ضمن برائت در این خصوص ، به استناد تبصره ماده ۲۶۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ متهم را به تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم می نماید. رای صادره ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد.
    رییس شعبه *ح. ا. و. مستشار دادگاه م. م.

  • مهلت عدول از طلاق توافقی



    پیام: چنانچه زوجین به اتفاق با تقدیم دادخواست درخواست طلاق توافقی کرده باشند تا زمانی که دادنامه بدوی صادره به قطعیت نرسیده باشد، عدول از توافق از ناحیه هر یک از زوجین منع قانونی نداشته و قابل پذیرش و ترتیب اثر است.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۱0۶۳۹0000۸۲۵۵۶0 تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱۱/0۳ گروه رأی: حقوقی

    رأی خلاصه جریان پرونده

    درتاریخ ۱۴۰۱/۶/۱۴ ا. ر. خ. با وکالت ح. ع. دادخواست طلاق توافقی به طرفیت خوانده دعوی خانم م. ن. ل. تقدیم دادگاه خانواده عمومی حقوقی شهرستان *می نماید. و خواهان در شرح و علت طرح موضوع اظهار نموده که در سال ۱۳۷۹ به عقد دائم یکدیگر در امده اند ولی به علت اختلاف فی مابین از دادگاه تقاضای طلاق توافقی دارند و تمام مهریه که ۴۰۰ قطعه سکه تمام بهار ازادی می باشد. در ازای طلاق توسط زوجه بذل می شود. زوج هم قبول بذل داده در جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۷ وکیل مع الواسطه زوج اظهار دارد. که خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است.زوجه اظهار داشت که مهریه ، نفقه ایام گذشته و عده و اجرت المثل را در قبال طلاق بذل می نمایم. وکیل مع الواسطه زوج اظهار داشت که قبول بذل می نمایم. و با شرایط فوق الذکر حاضرم زوجه را مطلقه نمایم. شعبه *ضمن رسیدگی لازم به موجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۶/۲۷ باتوجه به محتویات پرونده و عدم امکان سازش بین زوجین و مرکز مشاوره و توافق و تصمیم زوجین به طلاق توافقی ، باستناد مواد ۲۶٫۲۹٫۳۴ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ گواهی عدم امکان سازش با شرایط مصرح در ان و لحاظ حقوق مالی زوج صادر و اعلام میگردد. با اعتراض زوج اقای ا. ر. خ. نسبت به دادنامه اصداری به شرح فوق ، شعبه *ضمن رسیدگی لازم ، به موجب دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۱/۷/۲۳ باتوجه به وکالت نامه رسمی وکالت در طلاق به زوجه و اقدام وفق ان توسط زوجه و عدم ارائه دلیل موجه و مدلل از ناحیه تجدیدنظر خواه ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را عینا تایید نموده است. اقای ا. ر. خ. ( زوج ) به رای مرقوم اعتراض و فرجامخواهی می نماید. که پس از جری تشریفات قانونی ، پرونده به منظور رسیدگی به این شعبه ارجاع گردید. دادخواست فرجامی و لایحه دفاعی در موقع شور قرائت خواهدشد.
    هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. ج. ح. م. عضو ممیز اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

    رأی متن رأی

    رای شعبه
    فرجامخواهی ا. ر. خ. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۱/۷/۲۳ شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۱/۶/۲۷ شعبه *که به موجب ان بلحاظ درخواست زوج گواهی عدم امکان سازش بین زوجین صادر گردیده است ، با امعان نظر به جامع اوراق و محتویات پرونده وارد وموجه نیست. زیرا ، فرجامخواه که در دادخواست فرجامخواهی به عدم انجام و اجرای تکلیف ارجاع امربه مشاوره واخذ نظریه مشاور در خصوص اختلاف خود با زوجه اشکال وارد کرده و تقاضای برگزاری جلسات مشاوره از دیوان عالی کشور نموده و علاوه بر این زوجه فرجامخوانده را به ارتباط نامشروع متهم کرده و خواستار لغو طلاق توافقی به منظور معرفی شاهدان خود برای اثبات ان گردیده است ، صرف نظر از اینکه ادعاهای مطرح شده اصلا در این مرحله موضوعیت نداشته و قابلیت ترتیب اثر دادن را ندارد. باتوجه به اعطایو تفویض وکالت در طلاق بصورت رسمی ، تام ، کامل و بلاعزل به زوجه و استفاده زوجه فرجامخوانده از ظرفیت قانونی وکالت نامه مبحوث عنه و توافق زوجین و بخصوص بذل کلیه حقوق مالی ناشی از زوجیت توسط زوجه به زوج و قبول مابذل توسط وکیل مع الواسطه زوج و التفاتا به بررسی و رسیدگی های دادگاه های بدوی و تجدیدنظر و سایر قرائن و شواهد مقید در پرونده خصوصا اخذ نظریه مرکز مشاوره خانواده از سوی دادگاه بدوی که حاکی از عدم حصول سازش بین زوجین بوده ، دادنامه های معترض عنه با عنایت به مراتب اشعاری مطابق موازین و مقررات ، محتویات پرونده و موافق قواعد و اصول دادرسی اصدار یافته و لذا صحیح و صایب بوده و لذا ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه به علت عدم استناد به دلیل قاطع و قانع کننده و عدم امکان اثر گذاری و خدشه و خلل براساس دادنامه مورد اعتراض ، به استناد مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون ایین دادرسی مدنی ، دادنامه فرجامخواسته ابرام می گردد.
    شعبه *
    رییس شعبه:ح. ع. مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ج. ح. م.

  • امکان رجوع از هبه در فرض واگذاری زمین برای منافع عمومی



    پیام: اگر زمینی به صورت بلاعوض و در جهت منافع عمومی واگذار شده باشد، عمل حقوقی انجام گرفته از مصادیق صدقه بوده و قابل رجوع نیست.

    شماره دادنامه قطعی: ۹۸0۹۹۸۸۶۳۵۳00۴۳۳ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۱/۱۱/0۵ گروه رأی: حقوقی

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    محتویات پرونده محاکماتی دلالت دارد. که: اداره ورزش و جوانان استان *( دادخواه ) دادخواستی به طرفیت اقایان و خانم ها م. و غیره همگی ک. و خانم ف. خ. ( وراث مرحوم ع. ک. ) دائر به الزام به تنظیم سند رسمی ملک به مساحت ۲۰/۰۰۰ مترمربع به پلاک ثبتی ۵۰ *۳۶ اصلی و مطالبه خسارات دادرسی تقدیم که به شعبه *یه ارجاع داده شد. نماینده حقوقی خواهان اظهار داشت: *در سال ۶۳ از طرف پدرخواندگان به این اداره واگذار گردیده که به دنبال ان در این زمین فعالیت های ورزشی صورت می گیرد. ۲ اقای ح. ک. به نمایندگی از خواندگان در دفاع اعلام داشت: خواهان به استناد صورتجلسه مورخ ۶۲/۳/۱۷ که با حضور تعدادی از اهالی و معتمدین محلی و م. اینجانبان تنظیم گردید.ادعای مالکیت زمین مذکور را کرده است. حال انکه در صورتجلسه مذکور زمین برای *خریداری شده و نماینده یا مسئول سازمان *ماموریه در جلسه حضور نداشته و صورتجلسه را امضا نکرده است. از طرفی مورد معامله مجهول می باشد. ، زیرا ابعاد زمین و پلاک و محل ان مشخص نیست و ثمن معامله پرداخت نشده است. ۳ دادگاه طی دادنامه شماره *۹۸/۱۰/۱۱ با مداقه در صورتجلسه استنادی طرفین قرارداد را افراد دیگری غیر از خواهان دانسته و حکم به بطلان دعوی خواهان صادر کرده است. ۴ مدیرکل اداره ورزش وجوانان استان *درتجدیدنظرخواهی بیان داشت تجدیدنظرخواندگان در سال ۶۲ در حضور چندین شاهد ، زمین موضوع دعوی را به جهت راه اندازی زمین فوتبال واگذار کرده اند همچنین در صورتجلسه تنظیمی در *مورخ ۷۰/۱۱/۳ در حضور چندین شاهد با امضای رییس سازمان *وقت ، واگذاری زمین به ان اداره و ادعا نداشتن نسبت به ان را اعلام کرده اند مجددا تصویر هر دو صورتجلسه ضمیمه شده است. ۵ شعبه *طی دادنامه شماره *۹۸/۱۲/۱۷ ( مورد دادخواهی ) دادنامه بدوی را عینا تایید کرده است. ۶ رییس کل محترم دادگستری استان *با توجه به اینکه اولا عدم حضور نماینده اداره خریدار و حتی عدم پرداخت ثمن خللی در صحت قرارداد ایجاد نمی کند ثانیا عبارت خرید زمین برای *در قرارداد مورخ ۶۳/۳/۱۷ و عبارت زمین مورد تصرف سازمان *در صورتجلسه مورخ ۷۰/۱۱/۳ دلالت می کند زمین موضوع دعوی برای استفاده ورزشی مردم *توسط خیرین و معتمدین محلی این شهر خریداری شده است. ثالثا سازمان سازمان *سابق به وزارت ورزش و جوانان تغییر یافته و اقامه دعوی توسط خواهان بدوی اشکال می باشد. لذا رای صادره را خلاف شرع بین دانسته و از محضر ریاست محترم قوه قضاییه تجویز اعاده دادرسی را درخواست کرده است. پرونده به حوزه معاونت قضایی ارجاع و مشاوران ان مرجع به شرح ذیل اظهارنظر کرده اند: طبق صورتجلسه مورخ ۱۳۶۲/۳/۱۷ ( ص ۳ پرونده محاکماتی ) از مرحوم حاج ع. ک. ( م. خواندگان ) قطعه زمینی در حدود ۲۰ هزار مترمربع و از قرار هر مترمربع ۷۰ ریال و به مبلغ کل ۱۴۰ هزار تومان برای *خریداری گردید. این صورتجلسه علاوه بر ۹ شخص دیگر حاضر در ان جلسه توسط خود اقای حاج ع. ک. امضا گردید. براساس صورتجلسه دیگر به تاریخ ۷۰/۱۱/۳ که در *تنظیم شده است. در خصوص زمین مورد نزاع اعلام شد که م. خواندگان دعوا و دیگر مالکین از زمین خود در جهت رفاه حال عموم صرنظر نمودند و نامبرده به طور اختصاصی اعلام کرد: حاج ع. ک. نسبت به سهم خود به نفع سازمان *گذشت کردند. و نسبت به سهم دیگران مسئولیتی ندارند بنابراین در واگذاری ملک از سوی نامبرده به سازمان *تردیدی وجودندارد. در صورتی که براساس صورت جلسه اول ارکان و عناصر عقد بیع تحقق نیافته باشد. که مفاد دادنامه شماره ۴۴۰ ۷۰/۷/۱۰ دادگاه مامونیه بر رفع مزاحمت به نفع مرحوم ع. بر چنین فرضی دلالت دارد. صورتجلسه دوم حاکی از واگذاری مجدد زمین از سوی وی بصورت بلاعوض است. و به جهت اینکه زمین مزبور در جهت منافع عمومی واگذار شده است ، عمل حقوقی انجام گرفته از مصادیق صدقه بوده و قابل رجوع نیست. حتی اگر بخشش به عموم دارای خصیصه مزبور نباشد. به دلیل اینکه واهب فوت کرده است. هبه لزوم یافته و دیگر قابل رجوع توسط ورثه وی نیست بنابراین مالکیت سازمان *به نمایندگی از حاکمیت بر قطعه زمین مورد نزاع ثابت است. و اقتضای شرعی صدور حکم وفق خواسته است. در نتیجه ارای محاکم بدوی و تجدیدنظر وصف خلاف شرع بین است. لذا تجویز اعاده دادرسی به منظور نقض انها و صدور حکم وفق خواسته پیشنهاد می گردد. با موافقت ریاست محترم قوه قضاییه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و حسب دستور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
    رای
    جهت اطلاع طرفین از اعاده دادرسی موضوع ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری و جهات ان که در گزارش مذکور افتاد و ایضا استعلام وضعیت ثبتی ملک موضوع دعوی دائر بر اینکه مالکیت ان به نام چه کسی ثبت می باشد. پرونده به همان دادگاه تجدیدنظر ارسال می گردد. تا به نیابت با تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین اظهارات انها را استماع در صورتجلسه منعکس نماید. و با استعلام وضعیت ثبتی ملک از اداره ثبت اسنادو املاک سپس با انجام دستور نیابت دستور به اعاده پرونده با اوراق جدید التحصیل صادر نمایند.
    شعبه *
    مستشار: ع. ح. عضو معاون: ا. م. م.

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    متقاضی: اداره کل ورزش و جوانان استان *در اجرای ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری
    موضوع رسیدگی: درخواست اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره *۹۸/۱۲/۱۷ صادره از شعبه *
    مرجع رسیدگی: شعبه *
    هیات شعبه اقایان: ع. ح. ( مستشار ) ا. م. م. ( عضو معاون )
    خلاصه جریان پرونده:
    پیرو گزارش مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۵ محتویات پرونده محاکماتی دلالت دارد. که: اداره ورزش و جوانان استان *( دادخواه ) دادخواستی به طرفیت اقایان و خانم ها م. و غیره همگی ک. و خانم ف. خ. ( وراث مرحوم ع. ک. ) دائر به الزام به تنظیم سند رسمی ملک به مساحت ۲۰/۰۰۰ مترمربع به پلاک ثبتی ۵۰ *۳۶ اصلی و مطالبه خسارات دادرسی تقدیم که به شعبه *یه ارجاع داده شد. نماینده حقوقی خواهان اظهار داشت: *در سال ۶۳ از طرف پدرخواندگان به این اداره واگذار گردیده که به دنبال ان در این زمین فعالیت های ورزشی صورت می گیرد. ۲ اقای ح. ک. به نمایندگی از خواندگان در دفاع اعلام داشت: خواهان به استناد صورتجلسه مورخ ۶۲/۳/۱۷ که با حضور تعدادی از اهالی و معتمدین محلی و م. اینجانبان تنظیم گردید.ادعای مالکیت زمین مذکور را کرده است. حال انکه در صورتجلسه مذکور زمین برای *خریداری شده و نماینده یا مسئول اداره سازمان *مامونیه در جلسه حضور نداشته و صورتجلسه را امضا نکرده است. از طرفی مورد معامله مجهول می باشد. ، زیرا ابعاد زمین و پلاک و محل ان مشخص نیست و ثمن معامله پرداخت نشده است. ۳ دادگاه طی دادنامه شماره *۹۸/۱۰/۱۱ با مداقه در صورتجلسه استنادی طرفین قرارداد را افراد دیگری غیر از خواهان دانسته و حکم به بطلان دعوی خواهان صادر کرده است. ۴ مدیرکل اداره ورزش وجوانان استان *درتجدیدنظرخواهی بیان داشت تجدیدنظرخواندگان در سال ۶۲ در حضور چندین شاهد ، زمین موضوع دعوی را به جهت راه اندازی زمین فوتبال واگذار کرده اند همچنین در صورتجلسه تنظیمی در *مورخ ۷۰/۱۱/۳ در حضور چندین شاهد با امضای رییس سازمان *وقت ، واگذاری زمین به ان اداره و ادعا نداشتن نسبت به ان را اعلام کرده اند مجددا تصویر هر دو صورتجلسه ضمیمه شده است. ۵ شعبه *طی دادنامه شماره *۹۸/۱۲/۱۷ ( مورد دادخواهی ) دادنامه بدوی را عینا تایید کرده است. ۶ رییس کل محترم دادگستری استان *با توجه به اینکه اولا عدم حضور نماینده اداره خریدار و حتی عدم پرداخت ثمن خللی در صحت قرارداد ایجاد نمی کند ثانیا عبارت خرید زمین برای *در قرارداد مورخ ۶۳/۳/۱۷ و عبارت زمین مورد تصرف سازمان *در صورتجلسه مورخ ۷۰/۱۱/۳ دلالت می کند زمین موضوع دعوی برای استفاده ورزشی مردم *توسط خیرین و معتمدین محلی این شهر خریداری شده است. ثالثا سازمان سازمان *سابق به وزارت ورزش و جوانان تغییر یافته و اقامه دعوی توسط خواهان بدوی اشکال می باشد. لذا رای صادره را خلاف شرع بین دانسته و از محضر ریاست محترم قوه قضاییه تجویز اعاده دادرسی را درخواست کرده است. پرونده به حوزه معاونت قضایی ارجاع و مشاوران ان مرجع به شرح ذیل اظهارنظر کرده اند: طبق صورتجلسه مورخ ۱۳۶۲/۳/۱۷ ( ص ۳ پرونده محاکماتی ) از مرحوم حاج ع. ک. ( م. خواندگان ) قطعه زمینی در حدود ۲۰ هزار مترمربع و از قرار هر مترمربع ۷۰ ریال و به مبلغ کل ۱۴۰ هزار تومان برای *خریداری گردید. این صورتجلسه علاوه بر ۹ شخص دیگر حاضر در ان جلسه توسط خود اقای حاج ع. ک. امضا گردید. براساس صورتجلسه دیگر به تاریخ ۷۰/۱۱/۳ که در *تنظیم شده است. در خصوص زمین مورد نزاع اعلام شد که م. خواندگان دعوا و دیگر مالکین از زمین خود در جهت رفاه حال عموم صرنظر نمودند و نامبرده به طور اختصاصی اعلام کرد: حاج ع. ک. نسبت به سهم خود به نفع سازمان *گذشت کردند. و نسبت به سهم دیگران مسئولیتی ندارند بنابراین در واگذاری ملک از سوی نامبرده به سازمان *تردیدی وجودندارد. در صورتی که براساس صورت جلسه اول ارکان و عناصر عقد بیع تحقق نیافته باشد. که مفاد دادنامه شماره ۴۴۰ ۷۰/۷/۱۰ دادگاه مامونیه بر رفع مزاحمت به نفع مرحوم ع. بر چنین فرضی دلالت دارد. صورتجلسه دوم حاکی از واگذاری مجدد زمین از سوی وی بصورت بلاعوض است. و به جهت اینکه زمین مزبور در جهت منافع عمومی واگذار شده است ، عمل حقوقی انجام گرفته از مصادیق صدقه بوده و قابل رجوع نیست. حتی اگر بخشش به عموم دارای خصیصه مزبور نباشد. به دلیل اینکه واهب فوت کرده است. هبه لزوم یافته و دیگر قابل رجوع توسط ورثه وی نیست بنابراین مالکیت اداره سازمان *به نمایندگی از حاکمیت بر قطعه زمین مورد نزاع ثابت است. و اقتضای شرعی صدور حکم وفق خواسته است. در نتیجه ارای محاکم بدوی و تجدیدنظر وصف خلاف شرع بین است. لذا تجویز اعاده دادرسی به منظور نقض انها و صدور حکم وفق خواسته پیشنهاد می گردد. با موافقت ریاست محترم قوه قضاییه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و حسب دستور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع به شرح ذیل مبادرت به صدور رای شده است. جهت اطلاع طرفین از اعاده دادرسی موضوع ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری و جهات ان که در گزارش مذکور افتاد و ایضا استعلام وضعیت ثبتی ملک موضوع دعوی دائر بر اینکه مالکیت ان به نام چه کسی ثبت می باشد. پرونده به همان دادگاه تجدیدنظر ارسال می گردد. تا به نیابت با تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین اظهارات انها را استماع در صورتجلسه منعکس نماید. و با استعلام وضعیت ثبتی ملک از اداره ثبت اسنادو املاک سپس با انجام دستور نیابت دستور به اعاده پرونده با اوراق جدید التحصیل صادر نمایندبا انجام نیابت و اعاده پرونده تحت نظر قرارگرفت. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
    رای
    برابر پاسخ استعلام ثبتی میزان مالکیت مرحوم ع. ک. در پلاک ثبتی موضوع دعوی ۵۰ *۳۶ اصلی که سازمان *مدعی گردیده بیست هزار متر مربع از نامبرده خریداری شده است. به مقدار مشاعی شش سهم از ۳۲ سهم شش دانگ اعلام شده است. ص ۷۵ با این وصف لازم است. که با جلب نظر کارشناس صلاحیتدار در امور ثبتی مشخص شود. مقدار خریداری چه میزان از سهم مشاعی ان مرحوم در پلاک است.ایا معادل ان است ، کمتر است. یا بیشتر و به هر تقدیر با توجه به مقدار خریداری و مقدار سهم مشاعی فروشنده دقیقا مشخص شود. که انچه خریداری شده چه مقدار سهم مشاعی است. بدین منظور پرونده به همان دادگاه بدوی ارسال می گردد. تا به نیابت و با اخذ هزینه کارشناسی از سازمان *و صدور قرار نظریه کارشناس تحصیل نمایند. با ابلاغ به طرفین سپس پرونده با اوراق جدید التحصیل اعاده شود.
    شعبه *
    مستشار: ع. ح. عضو معاون: ا. م. م.