دسته: آرای قضایی

  • محل اجرای اصل صحت در فرض ادعای صوری بودن بیع



    پیام: اصل عملیه زمانی دلیل می باشد که دلیل دیگری موجود نباشد. بنابراین زمانی که اصل عقد از طریق وجود اصالت سندی که موید بیع است، محرز می باشد و دلیلی برای خدشه در عقد وجود ندارد، در برابرادعای صوری بودن، اصول حاکم بر موضوع از جمله اصل صحت جریان پیدا می کند.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۲۲۶۹۲000۱۷0۴۲۲۲ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۳/0۴/۱۲ گروه رأی: حقوقی

    رأی دادگاه بدوی

    پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
    خواهان ها:
    ۱. اقای ا. ط. فرزند ح. ۲. اقای ا. ط. فرزند ح. با وکالت اقای ج. ب. فرزند ح. به نشانی *
    خواندگان:
    ۱. خانم ز. ح. فرزند ص. با وکالت خانم ع. ش. فرزند ص. به نشانی *
    ۲. اقای ا. ا. فرزند ع. با وکالت اقای م. ا. فرزند ب. به نشانی *
    خواسته: اعتراض ثالث به عملیات اجرایی
    باسمه تعالی
    به تاریخ یوم جاری دروقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضا کننده ذیل تشکیل وپرونده کلاسه فوق تحت نظر است ، دادگاه باعنایت به اوراق ومحتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام وبا استعانت از ایزدمتعال به شرح ذیل اقدام به صدوررای می نماید.
    *( ( رای دادگاه ) ) *
    در خصوص دادخواست ۱. اقای ا. ط. فرزند ح. ۲. اقای ا. ط. فرزند ح. با وکالت اقای ج. ب. فرزند ح. و اقای ع. م. فرزند خ. به عنوان وکیل مع الواسطه به طرفیت ۱. اقای ا. ا. فرزند ع. با وکالت بلاواسطه اقای م. ا. فرزند ب. و وکالت مع الواسطه اقای ع. م. فرزند خ. ۲ خانم ز. ح. فرزند ص. با وکالت خانم ع. ش. فرزند ص. به خواسته توقیف عملیات اجرایی ( بدوا تقاضای توقف عملیات اجرایی در پرونده شماره *مطروحه در شعبه *و شعبه *در خصوص رفع توقیف ملک فوق الذکر ) اعتراض ثالث به عملیات اجرایی ( تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر اعتراض ثالث اجرایی موضوع ماده ۱۴۶ ۱۴۷ قانون ایین دادرسی مدنی در خصوص اجراییه صادره به شماره بایگانی *در شعبه *و پرونده شماره *مطروحه در شعبه *و دادخواست اینجانبان به شرح متن در خصوص توقیف مغازه واقع در *) به شرح دادخواست تقدیمی که اظهار داشته: در خصوص اجراییه صادره به شماره بایگانی *در شعبه *و با هدایت محکوم له ، اقدام به توقیف شش دانگ یک باب مغازه واقع در *تحت مالکیت اینجانبان شده است. و محکوم علیه واقعی اقای ا. ا. ( مالک سابق ملک ) بوده است. مطالب ذیل را در جهت تشحیذ و روشن کردن ذهن ان مقام به عرض عالی می رسانیم: ۱ اقای ا. ا. به موجب مبایعه نامه عادی شماره ۳۱۴۸۴۰ اقدام به واگذاری شش دانگ یک باب مغازه واقع در *در حق اینجانبان کرده اند.۲ به موجب توضیحات ظهر مبایعه نامه و مبایعه نامه عادی مورخ ۳۱۴۸۳۹ ثمن معامله عبارت است. از یک باب منزل مسکونی واقع در *۵۱۲۲ که در حق خانم پ. ا. واگذار شده است.۳ از بابت الباقی ثمن معامله ۴ فقره چک به شماره های ۵۲۳۸ و ۵۲۳۹ مورخ ۱۴۰۱/۰۳/۱۱ و ۵۲۴۲ و ۵۲۴۱ مورخ ۱۴۰۱/۰۴/۱۶ واگذار شده که تماما در موعد مقرر کارسازی و پاس شده است.۴ ملک مذکور از ان تاریخ تا کنون تحت ید و تصرف مالکانه اینجانبان بوده که تماما قابلیت استعلام و بررسی را دارد.لذا از انجاییکه بیع از عقود ناقل مالکیت بوده و اقای ا. ا. مالکیتی در شش دانگ مغازه مذکور نداشته و ملک مذکور نیز در پرونده اجرایی با کلاسه *مطروحه در شعبه *توقیف شده است. لذا بدوا تقاضای دستور توقف مبنی بر عملیات اجرایی و سپس رسیدگی و صدور حکم به شرح ستون خواسته مورد استدعاست. همچنین وکیل خواهان در معیت موکلین خویش در جلسه دادرسی حاضر و اظهار داشته است: خوانده ردیف دوم بابت مهریه اش خوانده ردیف اول را محکوم نموده که پس از ان در اجرای احکام بابت همین مهریه یک باب مغازه واحد تجاری به ادرس *در تایخ ۲۷/۰۱/۱۴۰۲ توقیف نموده است. که این مغازه طی مبایعه نامه عادی پیوست از سوی اقای ا. ا. به موکلین بنده منتقل شده است. و در انجا سند رسمی فعلا صادر نگردیده و نحوه معامله نیز بدین گونه می باشد. که موکلین بنده ، یک واحد اپارتمان را قیمت گذاری نموده به مبلغ پنج میلیارد و سیصد و شصت میلیون تومان و مغازه مذکور نیز به قیمت دو میلیارد و سیصد و نود و چهار میلیون تومان ارزش گذاری شده که این قیمت از قیمت واحد کسر و باقی مانده از سوی اقای ا. ا. به موکلین بنده طی دو فقره چک یک میلیارد و صد میلیون تومانی به هر یک از موکلین ( مجموعا دو میلیارد و دویست میلیون تومان به تاریخ های ۱۱/۰۳/۱۴۰۱ که یک روز بعد از مبایعه نامه می باشد. ) و دو فقره چک به مبلغ سیصد و پنجاه و هشت میلیون و پانصد هزار تومان به هر یک از موکلین ( مجموعا هفتصد و هفده میلیون تومان به تاریخ ۱۶/۰۴/۱۴۰۱ که یک ماه بعد از معامله می باشد. ) ، پرداخت کرده است. و مدارک پرداختی نیز خدمت دادگاه ارائه می گردد. لذا با توجه به اینکه خانم ز. ح. حقی نسبت به این ملک نداشته اند و اقای ا. ا. مالکیتی نسبت به ان ملک نداشته و با توجه به مالکیت موکلین بنده و با توجه به دلایلی که خدمت شما ارائه می گردد. تقاضای صدور حکم وفق ستون خواسته را داریم و دلایلمان اولا استشهادیه ثانیا مبایعه نامه ثالثا مدارک واریزی مبالغ که یک روز پس از تاریخ مبایعه نامه می باشد. و از همه مهم تر موکلین بعد از خرید این واحد طی دو فقره ملک مذکور را اجاره داده اند و مال الاجاره نیز به حساب ایشان پرداخت می شد که مدارک در این خصوص نیز ارائه می گردد. وکیل مع الواسطه خوانده ردیف اول در غیاب موکل خویش – علیرغم ابلاغ – در جلسه دادرسی حاضر و بیان نموده: همانطور که وکیل محترم خواهان ها فرمودند ، موکل بنده در تاریخ توقیف شده ، نسبت به مال توقیف شده ، مالکیتی نداشته اند و اصل مبایعه نامه نیز هست که ارائه می گردد. اظهارات وکیل خواهان و تاریخ های اعلامی کاملا مورد قبول است. وکیل خوانده ردیف سوم نیز در غیاب موکل خویش – علیرغم ابلاغ – در جلسه حاضر و بیان نموده است: موکل بنده همسر خوانده ردیف اول می باشد. که بابت مهریه اش محکوم کرده است. و در تاریخ ۲۷/۰۱/۱۴۰۲ یک واحد تجاری که در بالا ذکر شد توقیف شده است. و همین اول بگویم که وکیل هر دو پرونده همین اقای ب. می باشد. که وکیل می باشد. که این قرینه بر این می باشد. که این انتقالات صوری می باشد. و ما ان دفعه هم گفتیم که حاضر شدیم مصالحه کنیم و همان خودروی پرونده دیگر را بگیریم و از کلیه حقوق مالی گذشت کنیم چون خوانده ردیف اول کلا خارج از کشور می باشد. که دیگر هم بر نمی گردد. و ما به همان ماشین راضی هستیم با اینکه مشکلات دارد. و دیوان عالی کشور هم رای صادر کرده است. راضی هستیم که همان ماشین را به ما تحویل دهد و حقوق مالی را مصالحه کنید ولی این معاملات به قصد فرار از دین بوده است. که یکجور تبانی کرده اند که نقل و انتقالات را یک جوری کرده اند که حق موکل بنده را ضایع کنند و این معامله طبق ماده ۲۱۸ قانون مدنی به جهت فرار از دین می باشد. ( اظهارات تمام ) همچنین وکیل خواهان ها طی لایحه ای پس از جلسه دادرسی اظهار داشته: احتراما پیرو مدافعات مورخ ۱۴۰۲/۰۹/۲۷ جهت جلوگیری از تضییع حقوق موکل شایسته عرض می داند: همانطور که در جلسه رسیدگی نیز بیان شد به موجب مدارک و مستندات ( مبایعه نامه ، رسیدهای پرداختی ، اجاره نامه و غیره ) مالکیت موکل بر ملک توقیفی ثابت و مستقر بوده و کوچک ترین خدشه ای به حق عینی ایشان وارد نمی باشد.اینکه وکیل محترمه خوانده ردیف دوم چنین عنوان می دارد.: … ما ان دفعه هم گفتیم که حاضر شدیم مصالحه کنیم و همان خودرو پرونده دیگر را بگیریم … و ما به همان ماشین راضی هستیم جای بسی تامل و تعجب است. چرا که ایشان نسبت به مال دیگری ( خودروی موکل در پرونده دیگر ) تصمیم می گیرد و مصداق از کیسه خلیفه بخشیدن است. از طرفی قویا و به جد این ادعا که معاملات انجام گرفته به قصد فرار از دین و به صورت صوری بوده را رد می نماید. چرا که: اولا حسب اظهارات وکیل محترم خوانده ردیف اول که مورد تایید وکیل محترمه خوانده دوم نیز قرار گرفت؛ در زمان انعقاد عقد بیع میان موکلین و اقای ا. ( ۱۴۰۱/۰۳/۱۰ ) ، زوجیتی میان خواندگان نبوده! و به راحتی قابل فهم است. که زوج ، دینی نسبت به زوجه خویش نداشته که بخواهد به جهت فرار از تادیه ان معامله ای انجام دهد.ثانیا اینکه معامله منعقده صوری می باشد. فی نفسه ادعاست و همانطور که استحضار دارند اصل بر صحت معاملات بوده و تا زمانی که فساد معامله در محکمه صالح اثبات نگردد. یا انکه دلیلی قوی بر ان ارائه نگردد. همچنان ادعاست و فاقد وجاهت و بلا اثر می باشد.در خاتمه ضمن جلب عنایت به دفاعیات جلسه رسیدگی همچنین موارد معنونه تقاضای رسیدگی و صدور حکم وفق ردیف خواسته مورد استدعاست. ( لایحه وکیل خواهان ها تمام ) با توجه به جمیع اوراق و محتویات پرونده و توجها به خواسته خواهان که استناد به سند عادی در خصوص اموال غیر منقول است. لذا از این جهت دادگاه نظر به مواد ۲۲ و ۴۸ قانون ثبت دارد. در نتیجه از انجایی که مستند دعوا سند عادی است. و اعلام گردیده است. سابقه ثبتی ندارد. لذا در راستای خواسته خواهان و ماده ۱۹۹ قانون ایین دادرسی مدنی دادگاه موضوع را به کارشناس ذی صلاح ارجاع داده است. که کارشناس طی نظریه خویش اظهار داشته: با سلام و احترام در اجرای قرار کارشناسی صادره در پرونده کلاسه ( ۰۲۰۱۵۰۹ ) اینجانب کارشناس رسمی منتخب ضمن حضور در شعبه از مفاد قرار صادره مطلع گشتم. مستند مورد ادعا عبارت است. از یکبرگ مبایعه نامه بنگاهی املاک بشماره سریال *فی مابین اقای ا. ا. بعنوان فروشنده و اقایان ا. و ا. ط. بعنوان خریداران بتاریخ ۱۰/۳/۱۴۰۱.در راستای قرار صادره اظهارات طرفین یا وکلای محترم استماع گردید ، سپس دسته ته قولنامه مبایعه نامه مورد ادعا توسط بنگاهدار ارائه و نسخه ماقبل و مابعد مبایعه نامه مورد بررسی قرارگرفت و از اقایان ا. ط. ، ا. ط. به طریق فنی استکتاب بعمل امد ، و اثار انگشتان نامبردگان نیز اخذ گردید.همچنین نمونه امضایات اقای ا. ا. در یک جلد عقدنامه بشماره سریال *و یک برگ چک عهده بانک ملی ایران بشماره سریال */۹۹۰۶ ۱۲ نیز جمع اوری گردید. نهایتا در فرصت و زمان مناسب بررسی های فنی ، طیفی ، نوری و همه جانبه بر روی مستند مورد ادعا معمول که نتیجه در راستای قرار کارشناسی مبنی بر اینکه: ( تشخیص اصالت خطوط ، امضایات و اثار انگشتان و تطبیق تاریخ ) بشرح ذیل تقدیم می گردد. نظریه کارشناسی: ۱ با مقایسه امضایات منتسب به اقایان ا. و ا. ط. مندرج در ذیل یکبرگ مبایعه نامه مورد ادعا نسبت به امضایات استکتابی نامبرده و با مد نظر قرار دادن نکاتی چون:میزان توانایی و تسلط بر قلم ، توانمندیهای تحریری ، بررسی سرعت و صراحت در ترسیم خطوط ، عادات تحریری ، زوایای ناشی از گردش قلم ، مقدار فشار وارد شده به کاغذ ، تناسب کلی در ارکان امضا ، بررسی تعدد حرکت قلم نسبت به حرکات موجود در امضای اصیل ، توجه به نحوه شکل گیری امضا و بررسی موارددیگر هیچ دلیل فنی مبنی برعدم ترسیم امضایات منتسب به نامبردگان در مستند فوق الذکر از لحاظ کارشناسی بدست نیامد. بعبارتی با توجه به دلایل فنی و شواهد موجود و در شرایط فعلی امضایات مورد ادعا توسط اقایان ا. و ا. ط. ترسیم گردیده اند ( مثبت ) ۲ با مقایسه امضا منتسب به اقای ا. ا. مندرج در ذیل یکبرگ مبایعه نامه مورد ادعا نسبت به امضایات اساس تطبیق نامبرده و با مد نظر قرار دادن نکاتی چون:میزان توانایی و تسلط بر قلم ، توانمندیهای تحریری ، بررسی سرعت و صراحت در ترسیم خطوط ، عادات تحریری ، زوایای ناشی از گردش قلم ، مقدار فشار وارد شده به کاغذ ، تناسب کلی در ارکان امضا ، بررسی تعدد حرکت قلم نسبت به حرکات موجود در امضای اصیل ، توجه به نحوه شکل گیری امضا و بررسی موارددیگر هیچ دلیل فنی مبنی برعدم ترسیم امضایات منتسب به وی در مستند فوق الذکر از لحاظ کارشناسی بدست نیامد. بعبارتی با توجه به دلایل فنی و شواهد موجود و در شرایط فعلی و با اوراق اساس تطبیق ذکر شده امضا مورد ادعا توسط اقای ا. ا. ترسیم گردیده است. ( مثبت ) ۳ دو فقره اثر انگشت منتسب به اقایان ا. و ا. ط. منقوش یک برگ قولنامه عادی بنگاهی بشماره سریال ( ۳۱۴۸۴۰ ) در مقایسه اثار انگشتان سبابه دست راست نامبردگان انگشت نگاری بعمل امده از ایشان از لحاظ: نوع نقش ، مرکز نقش ، فاصله دلتا تا مرکز و خطوط قابل شمارش دارای تشابه بوده و مطابقت دارند ( مثبت ) ۴ هرچند تعیین دقیق قدمت اسناد با توجه به دلایلی نظیر تاثیر میکروارگانیسمها و شرایط محیطی و فیزیکی همچنین تفاوت در نوع نگهداری اسناد توسط اشخاص با محدودیتهایی مواجه میباشد. ولیکن در همین شرایط ودر بررسی رنگ جوهر و میزان نشر و نفوذ ان در الیاف کاغذ ، شفافیت و ماندگاری جوهر مندرجات همچنین با بررسی شرایط فیزیکی کاغذ هیچ دلیل فنی مبنی بر تهیه و تنظیم یکبرگ قولنامه عادی مورخه ( ۱۰/۳/۱۴۰۱ ) در تاریخ دیگری بدست نیامد.بعبارتی تاریخ مندرج در سند مذکور بلحاظ کارشناسی دارای تناسب زمانی میباشد. ( نظریه کارشناس تمام ) که متعاقب ابلاغ خوانده ردیف دوم طی لایحه ای اظهار داشته است: احتراما اینجانبه خوانده ی معترض ثالث در کلاسه پرونده شماره *موارد ایرادات به رسیدگی دادرس محترم و نظریه کارشناس که خلاف شرع و بین قانون صورت گرفته و غیر اصولی بودن دستورات ارجاع به کارشناس جعل ، چرا که اینجانبه و وکیل اینجانبه تقاضای کارشناسی جعل نکرده و دفاعیات وکیل صرفا به استناد ماده ۲۱۸ از قانون مکرر ، مبنی بر انتقال به قصد فرار از دین و صوری بودن معامله بوده است. نه جعل امضا و اگر اینجانبه و با وکیل اینجانبه ادعای جعل و کارشناس جعل داشتیم پس چرا هزینه کارشناسی را ا. ا. داده چرا اینجانبه را ملزم به پرداخت هزینه کارشناسی ننموده اید و دادرس محترم منافی فلا تتبعوا الهوی ان تعدلو تحصیل دلیل و ارجاع امر فاقد وجاهت قانونی و شرعی به کارشناس نموده اند و نظریه ی کارشناس که اسناد رسمی معتبر را نادیده و بر اساس یک برگه عادی فاقد مستندات بدون حضور ا. ا. و استماع اظهارات و مدارک رسمی اینجانبه اظهار نظر نموده اند ، و از انجا که رسیدگی و اقدامات دادرس محترم شعبه منافی فلا تتبعوا لهوی ان تعدلوا می باشد. و دادرس محترم بر خلاف دستور وقت های چند ماهه ، کما اینکه تعدیل مجدد اعسار ا. ا. با تعیین وقت طولانی رسیدگی نموده و حتی از انجا که مطمین به کذب بودن شهادت شهود داشته ، هم در مرحله قبلی تحصیل دلیل و ارشاد به مسترد نمودن دادخواست اعسار از هزینه دادرسی نمودند و هم اعسار از محکوم به را پذیرفته بدون استماع شهادت شهود و از انجا که وقت رسیدگی چند ماهه علاوه بر تعدیل اقساط مهریه توسط خوانده ی دیگر معترض ثالث ا. ا. با توجه به اسناد و مدارک معتبر و عدم معسر بودن خوانده ی ردیف اول ا. ا. هنوز به پرونده ی موضوع تعدیل در اعسار که هیچگونه پرداختی بابت مهریه نداشته و پیش اقساط را نیز نپرداخته اند و علی رغم فراری بودن مدیون و ترک *از مورخ ۱۴۰۲/۰۷/۲۴ اولا به دو پرونده ی معترض ثالث کارایی که طبق ماده مکرر ۲۱۸ از قانون مدنی به قصد فرار از دین صورت گرفته و بیش از سی میلیارد تومان اموال منقول و غیر منقول را جابجا نموده اند در فورجه ی ۲ هفته ای رسیدگی و مضاف بر ان ارجاع به کارشناس رسمی جهت رسیدگی به تواریخ امضا و مکاتبت نمودن امضا معترض ثالث و خوانده ی ردیف اول که اصلا *تشریف ندارند نموده اند که چنین رسیدگی غیرقانونی و غیر شرعی فاقد وجاهت حقوق اسلامی می باشد. و شبهه در عدم تتبعوا الهوی ان تعدلوا می نماید. که ضمن ایراد به رسیدگی غیرعادلانه از انجا که کارشناس محترم نیز بدون استماع و اظهارات و بررسی اسناد رسمی و معتبر اینجانبه اظهار نظرو تقریر نموده اند که با وکلای طرفین مذاکره داشته اند اولا با اینجانبه مکاتبه و تماس نداشته اند دوما …. باید از هر دو طرف اخذ می گردید.ثالثا سند ازدواج عقد موقت که متعاقب ان بذل ……. و دائم گردیده است. مربوط به مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۲۹ می باشد. که توسط وکیل ا. ا. به شعبه اول دادیاری ارائه گردیده است. ولی در مانحن فیه ارائه نگردیده است. و مورد رسیدگی و بررسی تواریخ ارجاع شده از ان مقام به کارشناس صورت نگرفته است. لذا از انجا که خوانده ی ردیف اول معترض ثالث ا. ا. در مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۲۹ با اینجانبه با زوجه ، ز. ح. به عقد و ازدواج موقت و متعاقب ان در مورخ ۱۴۰۱/۰۴/۲۲ عقد موقت رسمی و دائم نموده ، با توجه به اینکه در زمان عقد موقت نیز مقاربت و زناشویی صورت گرفته است. و تاریخ عقد شرعی موقت چند ماه قبل تر از معامله و یک هفته قبل از عقد رسمی دفترچه ای بوده و از انجا که تاریخ عقد و زناشویی با ا. ا. ۱۴۰۰/۱۰/۲۹ بوده است. و از انجا که رابطه ی زناشویی داشته و ازاله بکارت گردیده است. علی رغم اختلافات و به قصد فرار از دین با مبایع نامه صوری اقدام نموده و بعد از گذشت ۹ ماه مورد اعتراض ثالث قرار گرفته است. و از دادرس محترم استدعای رسیدگی براساس فلا تتبعوا الهوی ان تعدلوا و با توجه به متواری بودن ا. ا. و اقامت در کشور *از مورخ ۱۴۰۲/۰۷/۲۴ که وکیل مع الواسطه ی ایشان با اعتراض ثالث های کذایی و جابجایی اموال منقول و غیر منقول متعلق به مدیون ا. ا. مبنی بر تضییع حقوق اینجانبه دارند لذا رد اعتراض ثالث خواهان معترض ثالث اجرایی و دقت به تاریخ عقد و ازدواج موقت ولیکن رسمی با توجه به مقاربت که قبل از قرارداد عادی کذایی می باشد. به استناد ماده ۲۱۸ از قانون مدنی به جهت صوری بودن معامله به قصد فرار از دین مورد استدعاست و از انجا که اینجانبه و وکیلم هیچگونه ادعای جعل نداشته ارجاع به کارشناس جعل انهم با هزینه ا. ا. فاقد وجاهت شرعی و قانونی میباشد. ، و نظر به اینکه اینجانبه به صوری بودن معامله به قصد فرار از دین در جلسه رسیدگی بارها و بارها وکیل اظهار نموده و کتابت امضا با توجه به عدم ایراد به اصالت امضا انهم بدون حضور معامل صوری که چندین ماه در *بسر میبرد فاقد وجاهت شرعی بوده که ضمن استدعای رد اعتراض ثالث به جهت صوری بودن معامله اعمال تبصره ماده ۱۰۹ از ق ا.د.م به ۳ برابر هزینه های دادرسی که جهت ایذاع اینجانبه و اطاله دادرسی صورت گرفته مورد استدعاست. ( لایحه خوانده ردیف دوم تمام ) لذا توجها به تصاویر م. مبایعه نامه مستند دعوا که در راستای احراز انتقال صحیح و رکن رکین دعوای اعتراض ثالث که مالکیت خواهان می باشد. به تایید کارشناسی نیز قرار گرفته است. و کارشناسی نیز مصون از اعتراض قرار گرفته است. که وفق اظهارات صریح خوانده ردیف دوم طی لایحه ارسالی نیز خوانده ردیف دوم و وکیل وی هیچگونه ادعای جعلی نسبت به مستند دعوا نداشته اند لذا اساسا مستند دعوا مورد قبول تمامی اطراف پرونده و کلای ایشان می باشد. و دلالت التزامی صوری بودن مبایعه نامه نیز موید این برداشت است. که به اصالت سند به معنای تنظیم در تاریخ مندرج در ان ، خدشه ای وارد نمی باشد. لیکن در دعوای اعتراض ثالث توجها به مواد ۱۴۶ و ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی ، تاریخ توقیف مورد اهتمام می باشد. لذا دادگاه از این جهت ورای دفاع و ادعا علاوه بر ماده ۱۹۹ قانون ایین دادرسی به جهت اینکه توقیفات دادورز و تاریخ ان از اهمیت بسزایی برخوردار است. و همچنین تقدم و تاخر ان لذا دادگاه راسا نسبت به ان توجه ویژه دارد. علی الخصوص که احتمال تبانی و خلل در حقوق اشخاص دیگر نیز متصور است. علی ای حال اصالت سند مورد احراز واقع شده است. و اظهر من الشمس است. که این امر تحصیل دلیل نمیباشد. اگرچه اساسا منع تحصیل دلیل ، تنفس در فضای قوانین سابق است. و عدم توجه به قوانین فعلی چه انکه اولا حذف ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی که “هیچ دادگاهی نباید برای اصحاب دعوی ، تحصیل دلیل کند ” طبق مبنایی ا. ا. برای این امر است. و اگرچه بعضا در دکترین ، حذف را دارای مفهوم می دانند لیکن دادگاه قایل به مفهوم داشتن حذف نیست اما اولا محظور و منع را مرتفع کرده و ثانیا فراتر از ان به جای مفهوم ، منطوقی جایگزین نموده تحت ماده ۱۹۹ قانون ایین دادرسی مدنی مبنی بر اینکه ” در کلیه امور حقوقی ، دادگاه علاوه بر رسیدگی به دلایل مورد استناد طرفین دعوا ، هر گونه تحقیق یا اقدامی که برای کشف حقیقت لازم باشد. ، انجام خواهد داد ” و عبارت کشف حقیقت ابلغ در معناست کما اینکه در ماده منسوخ ۳۵۸ قانون مذکور نیز “تحقیقاتی که دادگاه برای کشف امری در خلال دادرسی لازم بداند از معاینه محل و تحقیقات از گواه ها و مسجلین اسناد و ملاحظه پرونده مربوط به دادرسی و امثال اینها ” را تحصیل دلیل ندانسته بود! کما اینکه در شرع انور نیز به صراحت اقداماتی برای قاضی بیان شده است. که فراتر از فضایی است. که خوانده در لایحه ترسیم نموده ، به عنوان مثال حضرت ا. ر. ا. علیه در کتاب گرانسگ تحریر الوسیله که مبنای تقنینات بسیاری نیز می باشد. در مساله ۲ و ۳ و ۴ از کتاب مذکور در قسمت القول فی السکوت ، در زمان سکوت مدعی علیه در صورتی که سکوت وی به جهت عوارضی مثل عدم فهم لسان و یا مشکلات گویایی باشد. برای وی وسیله بیان مرادش را فراهم می کند و اگر درخواست مهلت کند باید مهلت دهد و در مصداق بارز تحصیل ادله ، در صورتی که مدعی به جهت ترس جواب ندهد ، حاکم و قاضی وظیفه دارد. این ترس و مانع را مرتفع کند ( تحریر الوسیله مجلد واحد صفحه ۸۳۹ ) و اگر اشکال شود. مدعی علیه یعنی خوانده ، جواب این است. که منع تحصیل دلیل صرف نظر از اطلاق ان ، به صراحت جایگاه سابق خویش که البته در حال حاضر منسوخ شده است ، منع تحصیل دلیل برای اصحاب دعوا می باشد. و نه صرف خواهان و نمونه دیگر در خصوص قسم استظهاری علیه میت است؛ در فقه که در حال حاضر در ماده ۲۷۸ قانون ایین دادرسی مدنی نیز صراحتا بیان شده ، بدون درخواست طرفین پرونده ، قاضی از مدعی پس از اقامه بینه ، طلب سوگند می کند و این علاوه بر اینکه نتیجه اش تحصیل دلیل می باشد. چرا که در صورت عدم اتیان سوگند به صراحت ماده ۲۷۸ قانون ایین دادرسی مدنی حق وی ساقط می شود. ( با این بیان که تحصیل دلیل وفق ماده۳۵۸ منسوخ برای هر دو طرف دعوا ممنوع بوده است. ) بلکه بر خلاف برخی از قواعد کلی و مسلم ، بدون طلب و درخواست ، صورت می گیرد که این نشان از موضع شرع و قانونگذار در رسیدگی بر مبنای کشف حقیقت است. کما اینکه در زمان عدم احراز عدالت ( و نه احراز عدم عدالت ) ولو در صورتی که خوانده اشکالی نیز نکند ، حاکم نمی تواند حکم بنا بر شهادت شهود مذکور بدهد ( تحریر الوسیله مجلد واحد صفحه ۸۳۸ ) همچنین قاضی می تواند در زمان “احتمال” تبانی ، شهود را از یکدیگر جدا کند که این امر نیز به جهت کشف حقیقت است. ( حیله های شرعی و چاره جویی های صحیح صفحه ۳۱ ایت ا. م. ش. ) لذا اساسا بین تحصیل دلیل و کشف حقیقت لااقل از لحاظ مفهومی تباین است. و دادگاه به دنبال تحصیل دلیل نمی باشد. بلکه به دنبال کشف حقیقت است. که ممکن است. دلیلی نیز کشف شود. چه انکه اساس قضاوت طبق همان ایه ای که قسمتی از ان مکرر در لایحه خوانده تکرار گردیده است. و اساسا دادگاه از جهت علاقمندی خوانده ردیف دوم به شرع که امری پسندیده می باشد. و از قضا داب دادگاه نیز می باشد. و قضاوت بر مبنای شرع را نیز مورد تاکید قرار داده است. بیان می دارد. از موارد ذم در ایات قران ، نومن ببعضه و نکفر ببعض است. ( ایه شریفه ۱۵۰ سوره مبارکه نسا ) لذا باید تمام قران کریم و شرع ملاک قرار گیرد لذا در ایه مذکور که قسمت پایانی ان بیان می دارد. ” لا تتبع الهوی ان تعدلوا” پیش از ان بیان داشته است: یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین بالقسط شهدا لله و لو علی انفسکم او الوادین و الاقربین ان یکن غنیا او فقیرا فالله اولی بهما فلا تتبعوا الهوی ان تعدلوا و ان تلووا او تعرضوا فان الله کان بما تعملون خبیرا ( ایه شریفه ۱۳۵ سوره مبارکه نسا ) ای کسانی که ایمان اورده اید پیوسته به عدالت قیام کنید و برای خدا گواهی دهید هر چند به زیان خودتان یا {به زیان} پدر و مادر و خویشاوندان {شما} باشد. اگر {یکی از دو طرف دعوا} توانگر یا نیازمند باشد. باز خدا به ان دو {از شما} سزاوار تر است. پس ای پی هوس نروید که {در نتیجه از حق} عدول کنید و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید قطعا خدا به انچه انجام می دهید اگاه است. ( ترجمه ایه شریفه تمام ) لذا اساسا ایه شریفه مبنای کار را قسط و عدالت که بالاتر از حق است. قرار داده است. چرا که عدل را به وضع الشی فی موضعه تعبیر نموده اند که بنا بر این امر قاضی باید به حاق واقع برسد و یا در ایه دیگری که با همین سیاق لا تتبع الهوی را بیان داشته در ابتدای ان فرموده است. ” یا د. انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق و لا تتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب ( ایه شریفه ۲۶ سوره مبارکه ص ) ای د. ! ما تو را خلیفه و ( نماینده خود ) در زمین قرار دادیم ، پس در میان مردم بحق داوری کن ، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد ، کسانی که از راه خدا گمراه شوند ، عذاب شدیدی بخاطر فراموش کردن روز حساب دارند! ( ترجمه ایت الله م. ش. حفظه الله تعالی ) و در این ایه حق ملاک داوری است. لذا انچه در شرع مورد اهتمام است. حق و عدالت است. لذا قاضی بر این مبنا رسیدگی می نماید. و برای کشف حق و اجرای عدالت ممکن است. به موضوعی بپردازد که طریقی برای رسیدن به حق و عدالت است. لذا در مجموع اولا تحصیل دلیل در نظام حقوقی فعلی منعی ندارد. ثانیا قبل از نسخ ماده ۳۵۸ سابق نیز برخی از امور مثل معاینه محل ، تحقیقات از گواه و حتی اخذ پرونده که در ید خواهان و خوانده نیز بوده است ، تحصیل دلیل نمی دانسته است. ثالثا و مهم تر از همه کشف حقیقت با تحصیل دلیل متفاوت است. از سوی دیگر خوانده وفق اظهارات صریح خود نسبت به جعل ادعایی نداشته است. لذا تحصیل دلیلی محسوب نمی گردد. چه انکه از سابق نیز قبول داشته است. و با تایید ان از سوی کارشناس دادگاه مبنای خویش برای صدور رای بنا بر حق و عدالت را هموار تر دانسته است. چه انکه دادگاه در زمان حکمت نیاز به علم دارد. علی ای حال با توجه به مطاوی مطالب فوق و از سوی دیگر توجها به تصاویر چک ها و حساب های ارائه شده و جابجایی وجوه و تاریخ های ان لذا مجموعا اصل تحقق عقد و سبب منتقل کننده ملک موضوع اعتراض به خواهان برای دادگاه محرز است. و اساسا وفق ماده ۳۳۹ قانون مدنی عقد بیع به ایجاب و قبول واقع می شود. که به صرف ایجاد ان وفق ماده ۳۳۸ قانون مدنی اثر ان که تملیک عین به عوض معلوم است. نیز محقق است. اگرچه قیود دیگر بیع از جمله قصد واقعی نیز مورد نظر است. لیکن انتقال و رد و بدل شدن وجوه نیز حکایت از انتقال دارد. اگرچه ممکن است. بایع طلیعه اختلاف با خوانده ردیف دوم را مشاهده کرده باشد. و پس از ان اقدام به انتقال نموده لیکن صرف نظر از اظهارات وکیل خواهان مبنی بر اینکه این انتقال پیش از اختلافات بوده اما این حد از انگیزه مانع از تحقق قصد واقعی نیست و اساسا در زمان تحقق سبب انتقال و بیان دیگر در زمانی که اصل عقد محرز است. ( که دادگاه در این راستا سند عادی را به عنوان مستند دعوا و رکن رکین دعوای اعتراض ثالث مورد بررسی قرار داده است. ) اصول عملیه و قواعد فقیه مجرا و موضوع پیدا می کند لذا عقد مذکور مشمول اصاله الصحه نیز می گردد. لذا وقتی عقد محقق گردیده است. در زمان ایراد به صوری بودن ، وفق قاعده الاصل دلیل حیث لا دلیل ( اصل عملیه زمانی دلیل است. که دلیل دیگری نباشد. ) لذا دادگاه با فحص در این خصوص که احدی از ان ها تحقق اصالت سند می باشد. تا به اصل وقوع بیع رهنمون گردد. ، موضع و محل اجرای اصل صحت را ایجاد می نماید. به بیان دیگر چه زمانی می توان صوری بودن را بررسی کرد؟ زمانی که اصل عقد محقق شده باشد. و بیع و بعت و اشتریت جاری شده باشد. که در صورت تحقق بعد از فحص و دست نیافتن به دلیل دیگر برای خدشه در عقد ، در زمان ادعای صوری بودن ، اصول حاکم بر موضوع از جمله اصل صحت جریان پیدا می کند علی ای حال با توجه به مطاوی مطالب فوق دادگاه خواسته خواهان ها را وارد و ثابت تشخیص داده و لذا مستندا به مواد ۱۴۶ و ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی اعتراض معترض ثالث را وارد دانسته و حکم به رفع توقیف از یک باب مغازه واقع در *صادر و اعلام می نماید.؛ رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدید نظر استان *است.
    دادرس شعبه *م. د.

    رأی دادگاه تجدیدنظر استان

    راجع به دادخواست تجدیدنظرخواهی خانم ز. ح. فرزند ص. با وکالت خانم ع. ش. فرزند ص. به طرفیت تجدیدنظر خواندگان۱ اقای ا. ط. فرزند ح. ۲. اقای ا. ط. فرزند ح. با وکالت اقای ج. ب. فرزند ح. و اقای ع. م. فرزند خ. نسبت به دادنامه شماره *که به موجب ان در خصوص دعوی تجدیدنظرخواه به طرفیت تجدیدنظر خواندگان به خواسته توقیف عملیات اجرایی ( بدوا تقاضای توقف عملیات اجرایی در پرونده شماره *مطروحه در شعبه *و شعبه *در خصوص رفع توقیف ملک فوق الذکر ) اعتراض ثالث به عملیات اجرایی ( تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر اعتراض ثالث اجرایی موضوع ماده ۱۴۶ ۱۴۷ قانون ایین دادرسی مدنی در خصوص اجراییه صادره به شماره بایگانی *در شعبه *و پرونده شماره *مطروحه در شعبه *که دادگاه محترم بدوی متعاقب رسیدگی با این استدلال مندرج در دادنامه معترض عنه به شرح ذیل خواسته تجدیدنظر خواندگان را وارد و ثابت تشخیص داده و لذا مستندا به مواد ۱۴۶ و ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی اعتراض معترض ثالث را وارد دانسته و حکم به رفع توقیف از یک باب مغازه واقع در *صادر نموده است: … توجها به تصاویر چک ها و حساب های ارائه شده و جابجایی وجوه و تاریخ های ان لذا مجموعا اصل تحقق عقد و سبب منتقل کننده ملک موضوع اعتراض به خواهان برای دادگاه محرز است. و اساسا وفق ماده ۳۳۹ قانون مدنی عقد بیع به ایجاب و قبول واقع می شود. که به صرف ایجاد ان وفق ماده ۳۳۸ قانون مدنی اثر ان که تملیک عین به عوض معلوم است. نیز محقق است. اگرچه قیود دیگر بیع از جمله قصد واقعی نیز مورد نظر است. لیکن انتقال و رد و بدل شدن وجوه نیز حکایت از انتقال دارد. اگرچه ممکن است. بایع طلیعه اختلاف با خوانده ردیف دوم را مشاهده کرده باشد. و پس از ان اقدام به انتقال نموده لیکن صرف نظر از اظهارات وکیل خواهان مبنی بر اینکه این انتقال پیش از اختلافات بوده اما این حد از انگیزه مانع از تحقق قصد واقعی نیست و اساسا در زمان تحقق سبب انتقال و بیان دیگر در زمانی که اصل عقد محرز است. ( که دادگاه در این راستا سند عادی را به عنوان مستند دعوا و رکن رکین دعوای اعتراض ثالث مورد بررسی قرار داده است. ) اصول عملیه و قواعد فقیه مجرا و موضوع پیدا می کند لذا عقد مذکور مشمول اصاله الصحه نیز می گردد. لذا وقتی عقد محقق گردیده است. در زمان ایراد به صوری بودن ، وفق قاعده الاصل دلیل حیث لا دلیل ( اصل عملیه زمانی دلیل است. که دلیل دیگری نباشد. ) لذا دادگاه با فحص در این خصوص که احدی از ان ها تحقق اصالت سند می باشد. تا به اصل وقوع بیع رهنمون گردد. ، موضع و محل اجرای اصل صحت را ایجاد می نماید. به بیان دیگر چه زمانی می توان صوری بودن را بررسی کرد؟ زمانی که اصل عقد محقق شده باشد. و بیع و بعت و اشتریت جاری شده باشد. که در صورت تحقق بعد از فحص و دست نیافتن به دلیل دیگر برای خدشه در عقد ، در زمان ادعای صوری بودن ، اصول حاکم بر موضوع از جمله اصل صحت جریان پیدا می کند علی ای حال با توجه به مطاوی مطالب فوق دادگاه خواسته خواهان ها را وارد و ثابت تشخیص داده و لذا مستندا به مواد ۱۴۶ و ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی اعتراض معترض ثالث را وارد دانسته و حکم به رفع توقیف از یک باب مغازه واقع در *صادر و اعلام می نماید.با ابلاغ دادنامه تجدیدنظر خواه در مهلت قانونی نسبت به رای صادره تجدید نظر خواهی نموده اند و پرونده جهت رسیدگی از سوی مقام محترم ارجاع به این شعبه ارجاع گردیده است.دادگاه با عنایت به جمیع اوراق و پس از مشاوره لازم و کافی اعضا ، با توجه به این که تجدیدنظرخواه ، در این مرحله از رسیدگی ایراد و اعتراض موثر و موجهی که بر ارکان دادنامه تجدید نظرخواسته لطمه وارد ساخته ونقض ان را ایجاب نماید. به عمل نیاورده و اعتراض ایشان مشمول جهات مقرر در ماده۳۴۸ قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ نبوده فلذا مستندا به ماده ۳۵۸ قانون مذکور دادنامه ی تجدیدنظر خواست را عینا تایید می نماید.این رای مستند به ماده ۳۶۵ قانون مزبور ، قطعی است. دفتر محترم: ضمن ثبت نتیجه و انعکاس ان در دفتر مربوط در سامانه مدیریت پرونده ، پرونده از امار کسر گردد. ، دادنامه به طرفین ابلاغ شود.
    مستشارشعبه *م. ح. ا. مستشارشعبه *م. ع.

  • حدود اختیار داور در انحلال قرارداد



    پیام: اگر مطابق قرارداد میان طرفین، صلاحیت داور به تفسیر و اجرای قرارداد محدود شده باشد، داور اختیار صدور حکم در خصوص انحلال معامله را ندارد زیرا اختیار داور محدود و صلاحیت او استثنایی است و در موارد تشکیک باید به قدر متیقن از صلاحیت او اکتفاد نمود.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۲۶۸۹۲000۷۸۱۵۳۳۹ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۳/0۲/0۹ گروه رأی: حقوقی

    رأی دادگاه بدوی

    در خصوص دعوای اقای م. د. ل. فرزند ع. با وکالت اقای ع. ح. فرزند م. به طرفیت ۱. اقای ب. ا. فرزند ا. ۲. اقای ح. خ. فرزند ن. با وکالت اقای م. ص. فرزند م. عینا به خواسته تقاضای صدور حکم به بطلان رای داور به شماره ۱۰۵۶ / د / ۴۰۲ مورخه ۱۴۰۲/۱۰/۳۰ به انضمام مطالبه کلیه خسارات دادرسی اعم از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل به شرح ، تفصیل و جهات اعلامی منعکس در شرح داخواست ، وکیل خوانده درمقام دفاع برامده و پاسخ خود را طی لایحه ای تفصیلی به عمل اورد. اهم دفاعیات ایشان چنین است. که ۱ داور صلاحیت در صدور رای به انفساخ قرارداد داشته و در حدود اختیار خود مبادرت به صدور رای نموده است۲ داور با تراضی طرفین تعیین شده و لذا واجد صلاحیت است۳ رای داور موجه ، مدلل و مستند به قانون است۴ طبق تراضی طرفین نیز ، عدم انجام هر یک از تعهدات سرمایه گذار به عنوان شرط فاسخ تعیین شده است. دادگاه اما رای داور را شایسته نقض و ابطال می داند. اساس و بنیان رای صادره بر نقض تعهد و عدم پرداخت وجه مندرج در بند ۵ از ماده ۳ قرارداد که بر اساس میزان تورم اعلامی ازسوی بانک مرکزی در بخش مسکن افزون بر ثمن براورد خواهد شد؛ استوار گردیده است. حالیه به عقیده دادگاه رای داور مواجه با ایرادات اساسی و غیر قابل اغماض است. چرا که؛ اولا حسب اظهار به عمل امده در پرونده های متعدد مشابه که از جانب وکیل خوانده نیز رد نشده؛ داور از زیرمجموعه خوانده دعوای ابطال و در واقع رکن اجرایی وی در محل پروژه و طرف مراوده با سرمایه گذاران بود. که استقلال وی را درصدور رای مخدوش و او را از بی طرفی خارج می سازد. ثانیا حسب صراحت ماده ۹ قرارداد صلاحیت داور در تفسیر و اجرای قرارداد است. حال انکه صدور حکم در خصوص انحلال معامله امری علی حده است.اختیار داور محدود و صلاحیت او استثنایی است. بنابر این در موارد تشکیک نیز باید به قدر متیقن از صلاحیت او اکتفاد نمود. ثالثا ارای داوری می بایست موجه و مدلل باشد. حال انکه رای مبحوث عنه از چنین خصیصه ای برخوردار نیست. نحوه ، شیوه وصحت براورد مبلغ اعلامی مذکور در اظهار نامه مطالبه وجه از سوی خوانده ، در هیچ کدام از اظهار نامه و رای داور مشخص نیست و داور نیز خود صالح در محاسبه نبوده و یا حداقل می بایست ارزیابی صحت ادعا و مطالبه داین را در رای خود قید می نمود. حال انکه رای او بازتابی از خواسته محکوم له داوری وحکایت از صرف اراده او دارد.رابعا موعد پرداخت و ایفای تعهد مذکور را می بایست ، زمان اتمام قرارداد و تحویل ان دانست. تفسیر اراده متعاملین ، پس از ان که قرائت ایشان از قرارداد متفاوت می افتد با محکمه است.در عبارت انتهایی بند ۵ از ماده ۳ قرارداد چنین امده است؛ … علاوه از چک های صادرشده در بند ۳/۸ دریافت خواهد شد و با سرمایه گذار تسویه خواهد شد به طور معمول تصفیه حساب در پایان قرارداد و خاتمه ان انجام می شود. ازسوی دیگر گرچه موعد انجام تعهد قابل واگذاری به مطالبه و درخواست داین است. لکن چنین امری استثنایی و نادر بوده و اصل و شیوع بر تعیین موعد معین و البته غیر قابل انتخاب از سوی هریک از طرفین عقد است؛ که تفسیر دادگاه از قرارداد نیز موید حالت شایع است. با این وصف رای داور موجه و مدلل نبوده و ازسوی دیگر نیز مخالف با تراضی ، مقررات و قواعد موجد حق شناسایی شده ، لذا دادگاه مستندا به بند۱ و۳ ماده ۴۸۹ وماده ۴۸۲ قانون ایین دادرسی مدنی حکم بر ابطال رای داور و اما در خصوص مطالبه خسارت دادرسی نظر به اینکه موضوع ادعا و خواسته مبتنی بر دعوای مطالبه جبران ضرر وارده از باب و بر پایه عنوان تسبیب است. و از ارکان این دعوا ارتکاب فعل زیان بار تقصیر امیز از سوی عامل زیان می باشد.؛ که در دعوای پیش رو چنین رکنی مفقود است. لذا دادگاه در این خواسته حقی برای خواهان شناسایی نکرده و مستند به ماده ۱۹۷قانون ایین دادرسی مدنی حکم بر بی حقی وی صادر و اعلام می دارد. رای دادگاه حضوری و پس از ابلاغ ظرف ۲۰ روز قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر *به دعاوی تجاری و دادرس شعبه *ی. س.

  • درخواست سلب حضانت به دلیل اشتهار به فساد



    پیام: اشتهار به فساد اخلاق و فحشا و محکومیت مادر یا پدر به رابطه نا مشروع، از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین بوده و سبب لغو حضانت است.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۳۲۶۹۲0000۱۶۴۴۴۶ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۳/0۲/۱۷ گروه رأی: حقوقی

    رأی دادگاه بدوی

    درخصوص دعوی اقای ف. ا. فرزند ع. به طرفیت خانم خ. ا. فرزند ع. به خواسته صدور صدور حکم لغوحضانت فرزند مشترک به نام ا. متولد ۱۳۹۷/۰۶/۱۲ با و تحویل حضانت به خواهان به انضمام کلیه خسارات دادرسی با این توضیح که خواهان اظهار نمود سه تا فرزند مشترک دارم. دو تش پیش من است. و ا. پیش وی است. ایشان صلاحیت حضانت ندارد. به رابطه نا مشروع محکوم شده است. بچه را پیش پدرو مادر معتادش گذاشته سر کار می رود و باتوجه به اینکه طبق ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی نگهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است. و طبق ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند ، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد. و پس از ان با پدر است. ) با توجه به ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی ( اصلاحی ۱۱/۰۸/۱۳۷۶ ) هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست ، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد. ، محکمه می تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رییس حوزه قضایی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند ، اتخاذ کند.موارد ذیل از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین است؛ اشتهار به فساد اخلاق و فحشاباتوجه به محکومیت خوانده در مورد رابطه نا مشروع لذا دادگاه دعوی خواهان را ثابت تشخیص داده و صلاحیت خوانده را محرز ندانست ، حکم به لغو حضانت خوانده از فرزند مشترک و حضانت خواهان نسبت به فرزند مشترک در حق خواهان صادر و اعلام می گردد. و همچنین به استناد ماده ۵۱۹ قانون ایین دادرسی مدنی محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ نود و نه هزار تومان از بابت خسارت دادرسی در حق خواهان صادر و اعلام می دارد. این صادره به استناد ماده ۳۰۳و ۳۰۵و ۳۰۶و۳۳۰ و۳۳۱و ۳۳۴ و۳۳۶ قانون ایین دادرسی مدنی حضوری و ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر مرکز استان *است

  • تحقق خیانت در امانت در فرض صرف تسهیلات بانکی در غیر محل موضوع قرارداد



    پیام: مصرف تسهیلات بانکی در غیر محل موضوع قرارداد اعطای تسهیلات ، خیانت در امانت محسوب نمی گردد و مبلغ تسهیلات دریافتی اساسا مال امانی محسوب نمی گردد.

    شماره دادنامه قطعی: ۹۵0۹۹۸۲۲۲۱۵000۱۹ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۳/0۴/۱۲ گروه رأی: حقوقی

    رأی دادگاه تجدیدنظر استان

    شعبه *ویژه رسیدگی به جرایم اخلالگران و مفسدان اقتصادی ، در بخش دوم دادنامه خود به شماره *مورخ ۱۳۹۸/۰۴/۳۱ ، پس از صدور حکم محکومیت اقای س. م. ر. به اتهام مشارکت در اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور از طریق اخلال در نظام پولی از مجرای پنج فقره تحصیل وجوه کلان از طریق نامشروع به تحمل بیست سال حبس تعزیری ، هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری در انظار عمومی ، محرومیت دائم از هرگونه خدمات دولتی و رد مبلغ هفتصد و بیست میلیارد و چهارصد و هفتاد و هشت میلیون و ششصد و چهل و یک هزار و یکصد و پنجاه و یک ریال ، در حق سازمان *و محکومیت اقای ا. د. به اتهام معاونت در اخلال عمده و کلان در نظام اقتصادی کشور به تحمل ده سال حبس تعزیری و محرومیت دائم از خدمات دولتی؛ نهایتا در مورد دیگر اتهامات متهمان ۱ س. م. ر. دایر بر دو فقره خیانت در امانت مجموعا به مبلغ هشتصد میلیارد ریال از طریق مصرف تسهیلات مشارکت مدنی در غیر محل قرارداد ، معاونت در گزارش کارشناسی خلاف واقع ( در حکم جعل در اسناد رسمی ) و مشارکت در کلاهبرداری به مبلغ چهل و هشت میلیارد و نهصد و نود و چهار میلیون و نهصد و شصت و یک هزار و نهصد و شش ریال از طریق دریافت مبلغ مذکور پیرو گران نمایی ملک *، ۲ خانم ز. ش. ک. دایر بر معاونت در تحصیل مال از طریق نامشروع از سازمان *به مبلغ دویست میلیارد ریال و معاونت در کلاهبرداری به مبلغ چهل و هشت میلیارد و نهصد و نود و چهار میلیون و نهصد و شصت و یک هزار و نهصد و شش ریال ، ۳ ا. د. دایر بر معاونت در تحصیل مال از طریق نامشروع به مبلغ یک هزار و هفتاد و پنج میلیارد ریال ، معاونت در خیانت در امانت و اتهام تحصیل مال از طریق نامشروع به میزان بیست میلیارد ریال ، ۴ ع. پ. دایر بر معاونت در گزارش کارشناسی خلاف واقع از طریق معرفی کارشناسان فاقد صلاحیت و پرداخت وجوه به ایشان جهت ارائه گزارش خلاف واقع ، تحصیل مال از طریق نامشروع جمعا به مبلغ دو میلیارد و یکصد میلیون ریال جهت معرفی کارشناسان به منظور گران نمایی ملک موضوع تهاتر ، معاونت در کلاهبرداری به مبلغ چهل و هشت میلیارد و نهصد و نود و چهار میلیون و نهصد و شصت و یک هزار و نهصد و شش ریال از طریق معرفی کارشناسان به منظور گران نمایی ملک ا. ، ۵ ح. م. دایر بر ارائه گزارش خلاف واقع کارشناسی ، تحصیل مال از طریق نامشروع به مبلغ ششصد و بیست میلیون ریال و مشارکت در کلاهبرداری به مبلغ چهل و هشت میلیارد و نهصد و نود و چهار میلیون و نهصد و شصت و یک هزار و نهصد و شش ریال از طریق گران نمایی ملک ا. ، ۶ م. د. دایر بر ارائه گزارش کارشناسی خلاف واقع ، تحصیل مال از طریق نامشروع به مبلغ یکصد و هشتاد میلیون ریال و مشارکت در کلاهبرداری به مبلغ چهل و هشت میلیارد و نهصد و نود و چهار میلیون و نهصد و شصت و یک هزار و نهصد و شش ریال از طریق گران نمایی ملک ا. و ۷ ا. ص. ع. پ. دایر بر ارائه گزارش کارشناسی خلاف واقع تحصیل مال از طریق نامشروع به مبلغ یکصد میلیون ریال و مشارکت در کلاهبرداری به مبلغ چهل و هشت میلیارد و نهصد و نود و چهار میلیون و نهصد و شصت و یک هزار و نهصد و شش ریال از از طریق گران نمایی ملک ا. ، قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادگاه کیفری دو *صادر نموده و در تاریخ ۱۳۹۸/۰۶/۱۲جهت رسیدگی به شعبه *مستقر در مجتمع تخصصی ویژه رسیدگی به جرایم اقتصادی ارجاع گردیده است. و دادگاه مذکور پس از برگزاری جلسات دادرسی ( البته پس از حل اختلاف در صلاحیت میان این شعبه و شعبه *ویژه رسیدگی به جرایم اقتصادی طی رای صادره از شعبه دوم دیوان عالی کشور ) طی دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۷خود نسبت به اتهامات تمامی متهمان ( هر هفت نفر ) حکم بر برائت یا قرار موقوفی تعقیب صادر نموده است. و در رای خود این گونه استدلال نموده است. که: … صرفنظر از اینکه راجع به موضوع مصرف تسهیلات بانکی در غیر محل خود ، اعطا وصف مجرمانه محل تامل و تردید است. … و صرف نظر از انکه متهم اصلی پرونده ( اقای ر. ) بابت دریافت این تسهیلات و با انطباق ان بر بزه تحصیل مال از راه نامشروع و نهایتا به جهت تعدد موارد تحصیل مال از راه نامشروع تحت عنوان اخلال در نظام اقتصادی کشور به واسطه تحصیل مال از راه نامشروع در دادنامه شماره *صادر شده در شعبه *ویژه رسیدگی به جرایم اقتصادی محکوم شده و به تبع ، اقای ا. د. نیز به جهت معاونت در تحصیل مال از طریق راه نامشروع و متعدد بودن ان ، متهم به معاونت در اخلال در نظام اقتصادی کشور قلمداد شده و محکوم گردیده است. بنابراین رسیدگی مجدد به اتهام اقای د. مبنی بر معاونت در تحصیل مال از راه نامشروع برخلاف صریح قاعده امر قضاوت شده می باشد. و واجد وصف اعتبار امر مختوم خواهد بود. … در بزه خیانت در امانت و معاونت در ان … اولا رسیدگی و شروع تعقیب کیفری جرایم خصوصی با استناد به ماده ۱۲ قانون مجازات اسلامی منوط به طرح شکایت شاکی می باشد. که در این پرونده شکایتی از ناحیه سازمان *علیه اقای ر. با موضوع خیانت در امانت و علیه اقای د. با موضوع معاونت در خیانت در امانت دیده نشد … ثانیا رسیدگی به اتهاماتی همچون معاونت در تحصیل مال از راه نامشروع و معاونت در خیانت در امانت که از جمله جرایم درجه هفت می باشند ، مشمول قاعده مرور زمان تعقیب کیفری می گردند. در رابطه با اتهام اقایان ع. پ. ، ح. م. ، م. د. و ا. ص. مبنی بر تحصیل مال از راه نامشروع که ناظر بر دریافت وجوه ( با مبالغ متفاوت ) توسط انها از اقای ر. بابت تنظیم و ارائه گزارش بر خلاف واقع می باشد. هم انطباق این رفتار با بزه موصوف در ماده ۲ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا ، اختلاس و کلاهبرداری محل تامل و تردید می باشد. چرا که اخذ اجرت و دستمزد قبل از ارتکاب ، امری معمول و متعارف بوده و در تمامی جرایم می تواند مصداق یابد … نظریه هییت کارشناسان سازمان بازرسی کل کشور ، نظریه کارشناس منتخب هییت تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان ( مستقر در مجلس شورای اسلامی ) و نظریه کارشناس منتخب شعبه *، حکایت از ارزیابی ملک مذکور حداکثر به میزان ۳۰ میلیارد تومان ( در تاریخ تهاتر یعنی اسفند ماه هزار و سیصد و نود و چهار ) دارد. و در صحت ارزیابی ملک مذکور به قیمت ۳۰ میلیارد تومان به تملک ان توسط شرکت فولاد * در راستای مطالبات خود از سازمان *ظرف چند ماه قبل از صدور کیفرخواست ( مطابق نظریه کارشناس ارزیاب ) شده است. و نتیجه گیری گردیده که متهمین ، گران نمایی ۴۱۶ درصدی در ارزیابی ملک مذکور داشته اند … درحالی که اولا اتهام اقای ر. مبنی بر معاونت در گزارش بر خلاف واقع و اتهام اقایان م. ، د. و ص. پ. بنی بر گزارش خلاف واقع ( با توجه به تفهیم اتهام مشارکت در کلاهبرداری به انها ) مقدمه بزه کلاهبرداری لحاظ شده و جرم مستقل محسوب نمی شود. و از عوامل حدوث تعدد معنوی و نهایتا موجب تشدید مجازات خواهد بود. ثانیا با فرض قبول گران نمایی و ارزیابی بر خلاف واقع ، نظریه کارشناسان موجبات تحقق بدنه و پیکر مانور متقلبانه را تشکیل خواهد داد. لیکن در تعریف ارکان بزه کلاهبرداری ، فعل مانور متقلبانه منتسب بر عامل و به کار گیرنده ان می باشد. و نه سازنده ان … ثالثا غیر واقع بودن ارزیابی متهمان ردیف ۵٫۶ و ۷ در سال ۱۳۹۴ و درستی نتایج حاصل شده در دادسرا ، محل تامل و تردید می باشد. زیرا براساس مفاد به قرار نهایی و کیفرخواست که مبتنی بر ادعای سازمان *بوده است ، ملک موضوع پرونده چند ماه قبل از صدور قرار نهایی و در جریان برگزاری یک مزایده به مبلغی حدود سی میلیارد تومان به تملک شرکت فولاد * در امده است. و این مطلب را دلیلی بر صحت ادعای خویش مبنی بر انتساب بزه به متهمان قرار داده اند حال انکه بر اساس تحقیق انجام پذیرفته در دادگاه و عدم صحت این ادعا اشکار شده و مشخص گردیده که همینک و در مزایده اسفند سال ۱۴۰۱ سازمان *، این پلاک ثبتی با قیمت پایه و تقریبی ۲۴۰ میلیارد تومان در لیست اموال غیرمنقول قرار قراردارد. و چگونه است. که در سال ۹۷ و در مزایده به تملک شرکت فولاد * در امده و در عین حال در لیست مزایده سال ۱۴۰۱نیز قرار دارد.؟ … این مطلب می تواند بیانگر صحت و درستی اظهارنظر کارشناسان در سال ۹۴و نادرستی گزارش نهادهای بازرسی و نتیجه گیری مقامات محترم دادسرا و حداقل تردید در درستی انها باشد. دادگاه مذکور در رای خود نسبت به اتهام خانم ز. ش. ک. و اقای ا. د. مبنی بر معاونت در تحصیل مال از راه نامشروع و اتهام دیگر اقای ا. د. مبنی بر معاونت در خیانت در امانت به جهت شمول قاعده مرور زمان تعقیب و شمول قاعده اعتبار امر قضاوت شده و در مورد اتهام اقای د. مبنی بر تحصیل مال از راه نامشروع ، جملگی قرار موقوفی تعقیب صادر نموده و راجع به اتهام دیگر خانم ک. مبنی بر معاونت در کلاهبرداری و همچنین نسبت به کلیه اتهامات دیگر منتسب به سایر متهمان حکم بر برائت همه انان صادر نموده است. سازمان *با وکالت اقای ن. ا. ج. در مهلت قانونی نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. علی ایحال هیات دادگاه پس از ملاحظه و بررسی اوراق پرونده ، شور نموده و با استعانت از خداوند متعال ختم رسیدگی را اعلام و بشرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.:

    رأی دادگاه تجدیدنظر استان

    راجع به تجدیدنظرخواهی سازمان *با وکالت اقای ن. ا. ج. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۱۲/۲۷صادره از شعبه *مستقر در مجتمع تخصصی ویژه رسیدگی به جرایم اقتصادی که طی ان نسبت به اتهامات ۱. س. م. ر. ورزند س. ۲. ز. ش. ک. فرزند ص. قلی ۳. ا. د. فرزند ح. ا. ۴. ع. پ. فرزند ع. ۵.ح. م. فرزند م. ۶ م. د. فرزند ا. ۷ ا. ص. پ. فرزند ع. که طی ان نسبت به اتهامات متهمان ردیف دوم و سوم دایر بر معاونت در تحصیل مال از راه نامشروع و همچنین اتهام معاونت در خیانت در امانت انتسابی به متهم ردیف سوم قرار موقوفی تعقیب و نسبت به دیگر اتهامات متهمان ردیف دوم و سوم و کلیه اتهامات سایر متهمان حکم بر برائت ( بشرح مندرج در گردشکار فوق ) صادر گردیده است؛ با امعان نظر در اوراق پرونده و از انجا که تجدیدنظر خوانده ردیف های اول و سوم بشرح مذکور در گردشکار به اتهامات اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور و معاونت در اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور مطابق دادنامه صدرالاشاره در گردشکار ، صادره از شعبه *انقلاب اسلامی ویژه رسیدگی به جرایم اخلالگران و مفسدان اقتصادی محکوم شده اند. و ارا صادره در خصوص ایشان نیز قطعی بوده و اعاده دادرسی تجدید نظرخواه ردیف اول نیز توسط شعبه * طی دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۱ مردود اعلام شده است. و در واقع مجموع افعال ارتکابی متهمان فوق و هدف غایی از ان ، ارتکاب بزه اخلال در نظام اقتصادی و معاونت در ان بوده و عنوان مجرمانه مذکور حسب بند د الحاقی به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ الحاقی ۱۳۹۹ دربردارنده تمامی عناوین مجرمانه انتسابی است. از سوی دیگر ، تجدیدنظرخوانده ردیف اول میزان مال موضوع ادعای کلاهبرداری را نیز به حساب سپرده دادگستری واریز نموده است. مضافا اینکه مصرف تسهیلات بانکی در غیر محل موضوع قرارداد اعطای تسهیلات ، خیانت در امانت محسوب نمی گردد. و مبلغ تسهیلات دریافتی اساسا مال امانی محسوب نمی گردد. بنابراین دادنامه پژوهش خواسته در مجموع وفق موازین قانونی اصدار یافته و از سوی تجدیدنظرخواه نیز دلیل موثری که موجبات ورود خدشه بر اساس ان را فراهم اورد ارائه نگردیده و صرفا به تکرار موضوع شکایت و ادله ادعایی اکتفا گردیده است. و با رد تجدیدنظرخواهی به استناد بند ب ماده ۴۵۰ و بند الف ماده ۴۵۵ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲دادنامه پژوهش خواسته را عینا تایید می نماید.رای صادره قطعی است
    مستشاران شعبه *
    ا. ا. ع. خ.

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    باسمه تعالی
    متقاضی اعاده دادرسی: اقای ا. د. با وکالت اقای ع. د.
    موضوع رسیدگی: درخواست اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره ۰۰۱۴ – ۹۸/۴/۳۱ صادره از شعبه *ویژه جرایم اقتصادی
    مرجع رسیدگی: شعبه *
    هیات شعبه اقایان: م. خ. ( مستشار ) و م. پ. ( عضو معاون )
    خلاصه جریان پرونده: وکیل محکوم علیه دوم بار با تقدیم لایحه ای نسبت به دادنامه شماره فوق درخواست تجویز اعاده دادرسی نموده و اجمالا بیان داشته: موکل بنده به اتهام معاونت در اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور از طریق اخلال در نظام پولی محکوم گردیده و اتهام مباشر جرم نیز ، اخلال عمده در نظام اقتصادی از طریق اخلال در نظام پولی ، از مجرای تحصیل مال از طریق نامشروع و خیانت در امانت بوده است ، که درمورد تحصیل مال از طریق نامشروع و خیانت در امانت ، قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه کیفری ۲ صادر شده و شعبه *پس از رسیدگی طی دادنامه شماره ۵۷۷۸ – ۱۴۰۱/۱۲/۲۷ در مورد اتهامات یاد شده رای به برائت صادر نموده و دادنامه مزبور به موجب دادنامه شماره ۷۸۲۴ – ۱۴۰۲/۲/۱۰ شعبه *تایید و قطعی شده است.و با این وصف ، ارا صادره اخیر ، دلیل جدید بر بی گناهی موکل تلقی می شود. ، و مشمول بند ج ماده ۴۷۴ ق.ا.د.ک است.و با پیوست کردن اوراق و احکام و مستندات از ریاست محترم دیوان عالی کشور تقاضای تجویز اعاده دادرسی نموده است ، هیات شعبه پس از قرائت گزارش اقای م. پ. عضو ممیز و ملاحظه اوراق متقاضی اعاده دادرسی مشاوره نموده چنین رای می دهد:
    رای شعبه
    تقاضای اعاده دادرسی اقای ا. د. با وکالت اقای ع. د. نسبت به دادنامه قطعی شماره ۰۰۱۴ مورخ ۹۸/۴/۳۱ صادره از شعبه *ویژه جرایم اقتصادی که به موجب ان اعاده خواه به اتهام معاونت در اخلال عمده در نظام پولی کشور و به استناد دلایل و مستندات اشاره شده در دادنامه به مجازات حبس و محرومیت از خدمات دولتی محکوم گردیده و سپس وکیل نامبرده به استناد بند ج و چ ماده ۴۷۴ قانون ایین دادرسی کیفری تقاضای اعاده دادرسی کرده است.وارد است.زیرا با وصف اینکه مبنای محکومیت مباشر جرم به اتهام اخلال عمده در نظام پولی کشور ، ارتکاب تحصیل مال از طریق نامشروع و خیانت در امانت بوده و محکومیت اعاده خواه به اتهام معاونت در جرم مزبور نیز معاونت در تحصیل مال از طریق نامشروع و معاونت در خیانت در امانت بوده است.و از انجا که متعاقبا در مورد اتهامات مبنایی مذکور ، رای قطعی به برائت به شماره فوق صادر گردیده است.و ارا صادره موثر در اثبات بیگناهی اعاده خواه راجع به اتهام معاونت در اخلال در نظام اقتصادی است.لذا تقاضای وی منطبق بر بند ج ماده ۴۷۴ قانون ا.د.ک تشخیص و به استناد مواد ۴۷۶ و ۴۷۸ همان قانون رای به تجویز اعاده دادرسی در دادگاه همعرض و تعویق اجرای حکم تا صدور حکم مجدد صادر می گردد.
    شعبه *
    مستشار: م. خ. عضو معاون: م. پ.

  • حدود اختیار دادگاه در بازبینی رای داور



    پیام: در رسیدگی به دعوای ابطال رای داور، دادگاه در مقام مرجع تجدیدنظر نیست تا با ورود در ماهیت دعوا آن را نقض یا تایید کند بلکه دادگاه صرفا وظیفه نظارتی دارد و نظارت دادگاه در حد رسیدگی حکمی به لحاظ عدم مخالفت رای داور با قوانین موجد حق و سایر بند های ماده ۴۸۹ قانون ایین دادرسی مدنی است. بنابراین بررسی تحقق اقاله قرارداد که مستلزم ورود در ماهیت دعوا می باشد انطباقی با بندهای ماده مذکور ندارد.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۱۴۷۹۲000۱0۸۷۲۳۹ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۳/0۲/0۹ گروه رأی: حقوقی

    رأی دادگاه تجدیدنظر استان

    پیرامون تجدیدنظر خواهی اقای ب. گ. ع. ز. فرزند ط. با وکالت اقای س. ا. ا. به طرفیت اقای ک. م. فرزند ع. با وکالت اقای ک. خ. پ. و خانم ز. ص. ن. از دادنامه شماره ۱۱۲۶ ۱۴۰۱ مورخ ۱۴۰۱/۱۱/۳۰ شعبه *که متضمن صدور حکم به بطلان دعوای خواهان بدوی ( تجدیدنظرخواه ) علیه خوانده بدوی ( تجدیدنظرخوانده ) به خواسته ابطال رای داور ( موسسه داوری و حقوقی عدالت گستر ر. ) می باشد. ، با توجه به محتویات پرونده تجدیدنظرخواهی مطروحه قابل پذیرش نیست زیرا دادنامه معترض عنه از حیث مبانی استدلال و استنباط مطابق قانون اصدار یافته و خالی از ایراد و منقصت قانونی بوده و از نظر رعایت تشریفات ایین دادرسی مدنی نیز خدشه ای بر ان وارد نیست و تجدیدنظر خواه دلیل و بینه ای که موجبات نقض انرا فراهم نماید. ارائه ننمود انچه که تجدیدنظرخواه هم در دادخواست بدوی و هم در دادخواست تجدیدنظر به ان اشاره کرد و دعوای خود را بر ان استوار نمود این است. که معامله وی با تجدیدنظرخوانده اقاله گردید.لکن فارغ از اینکه دلیلی بر ان ارائه نگردید.و صورتجلسه مورخ ۱۳۹۸/۱۰/۴ شورای حل اختلاف روستای مزگاه نیز دلالتی بر ان ندارد. چه اینکه اقاله مطابق نظر مشهور فقها ماهیت قراردادی دارد. و مستلزم توافق متعاملین است. که در مانحن فیه توافقی بین طرفین بر تفاسخ وجود ندارد. با عنایت به اینکه بررسی ان مستلزم ورود در ماهیت دعوا می باشد. در حالی که وفق موازین قانونی دادگاه در رسیدگی به دعوای ابطال رای داور در مقام مرجع تجدیدنظر نیست تا با ورود در ماهیت دعوا ان را نقض یا تایید کند بلکه دادگاه صرفا وظیفه نظارتی دارد. و نظارت دادگاه در حد رسیدگی حکمی به لحاظ عدم مخالفت رای داور با قوانین موجد حق و سایر بند های ماده ۴۸۹ قانون ایین دادرسی مدنی است. که با توجه به استناد تجدیدنظرخواه به بند های ۱ و ۳ ماده مذکور اعتراض به رای داور ، انطباقی با ان بندها ندارد.لذا به استناد ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی دادگاه ضمن رد تجدیدنظر خواهی بعمل امده ، دادنامه مورد اعتراض را تایید و ابرام می نماید. این رای قطعی است. ٪ج

  • ملاک تعیین صلاحیت دادگاه در رسیدگی به جرایم اطفال



    پیام: در خصوص تشخیص مرجع صالح به رسیدگی بزه فردی که نسبت به سن وی برای تشخیص دادگاه صالح اختلاف حادث شده، ملاک صلاحیت دادگاه تاریخ ارجاع پرونده است و تاریخ ارتکاب بزه ملاک تعیین مجازات است.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۱0۹۹۲000۹0۶۵۵۶۷ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۳/0۲/۲۶ گروه رأی: کیفری

    رأی شعبه دیوان عالی کشور

    موضوع رسیدگی: حل اختلاف در صلاحیت
    مرجع رسیدگی: شعبه *
    هیات شعبه؛ رییس: دکتر ح. ذ. عضو معاون: ح. ا. ه
    خلاصه ی جریان پرونده:
    شعبه *( ۱۲۰ جزایی سابق ) به موجب قرار شماره ی *مورخ ۱۴۰۲/۶/۲۸ چنین استدلال کرده است.:
    در خصوص اتهام اقای م. ص. ق. فرزند ع. متولد ۱۳۸۴/۹/۲۳ دایر بر شرب خمر و نگهداری ۶۰۰ سی سی مشروب الکلی و اتهام ع. ر. ص. ا. فرزند ح. ۱۸ ساله دایر بر شرب خمر با توجه به محتویات پرونده و اینکه سن متهمین زیر ۱۸ سال است. و رسیدگی به اتهام متهمین در صلاحیت دادگاه ویژه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان است. مستند به ماده ۳۱۶ ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دادگاه ویژه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان *صادر و اعلام می گردد.
    با ارسال پرونده به مرجع اعلامی شعبه *مرجوع الیه به شرح قرار شماره ی *تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۳۰ نسبت به قرار اعلامی مخالفت و چنین استدلال کرده است:
    در خصوص اتهام اقای ع. ر. ص. ا. فرزند ح. متولد ۱۳۸۴/۰۱/۱۰ مبنی بر مصرف مسکر با موضوع کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب *که پس از ارجاع پرونده ( در مورخه ۱۴۰۲/۰۴/۳۱ ) به شعبه *، ریاست محترم ان شعبه علیرغم تعیین وقت و تشکیل جلسه رسیدگی با این استدلال که … با توجه به محتویات پرونده و اینکه سن متهمین زیر ۱۸ سال است. و رسیدگی به اتهام متهمین در صلاحیت دادگاه ویژه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان است. … ، خود را صالح به رسیدگی ندانسته اند و مبادرت به صدور قرار عدم صلاحیت در مورخه ۱۴۰۲/۰۶/۲۸ به شایستگی و صلاحیت دادگاه ویژه اطفال و نوجوانان شهرستان *( منظور این شعبه ) نموده اند ، با عنایت به مراتب فوق ، جمیع اوراق و محتویات پرونده و صرفنظر از صحت و سقم موضوع معنونه ، نظر به اینکه اولا ) مطابق سوابق موجود ، متهم موصوف در زمان قبل از ارجاع پرونده به ان شعبه ( و قبل از شروع به رسیدگی و تعیین وقت رسیدگی در این شعبه ) بلحاظ سن بالای ۱۸ سال تمام شمسی ، طفل یا نوجوان محسوب نمی گردد. لذا رسیدگی به اتهام نامبرده مستفاد از تبصره ۲ ماده ۳۰۴ قانون ایین دادرسی کیفری که اشعار گردیده: هر گاه در حین رسیدگی سن متهم از هجده سال تمام تجاوز نماید. ، رسیدگی به اتهام وی مطابق این قانون در دادگاه اطفال و نوجوانان ادامه می یابد.چنانچه قبل از شروع به رسیدگی سن متهم از هجده سال تمام تجاوز کند ، رسیدگی به اتهام وی حسب مورد در دادگاه کیفری صالح صورت می گیرد.در این صورت متهم از کلیه امتیازاتی که در دادگاه اطفال و نوجوانان اعمال می شود. ، بهره مند می گردد. در صلاحیت دادگاه کیفری دو می باشد. ثانیا ) مستفاد از تبصره ۳ ماده ۲۹۶ قانون فوق الذکرملاک صلاحیت زمان ثبت پرونده در شعبه می باشد. ثالثا ) ریاست محترم شعبه مذکور خود دارای ابلاغ ویژه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان می باشند رابعا ) از سویی این شعبه *اختصاصی با صلاحیت ذاتی جهت رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان می باشد. ، بنابراین فاقد صلاحیت ذاتی جهت رسیدگی به جرایم افراد بالای سن ۱۸ سال تمام شمسی می باشد. ، علیهذا با عنایت به مراتب فوق ، دادگاه مذکور خود صالح به رسیدگی می باشد. فلذا این دادگاه ضمن نفی صلاحیت از خود ، مستفاد از مواد ۲ *و ۳۴۱ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ قرار عدم صلاحیت به شایستگی و صلاحیت شعبه *صادر و اعلام می نماید.
    پرونده برای حل اختلاف در صلاحیت به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه درتاریخ بالا تشکیل شد. پس از قرائت گزارش اقای ح. ا. ه عضو ممیز و ملاحظه ی اوراق پرونده درصلاحیت مشاوره کرده چنین رای می دهد:
    رای شعبه
    در خصوص اختلاف در صلاحیت ایجاد شده بین شعبه های مذکور ، نظر به این که ملاک صلاحیت دادگاه تاریخ ارجاع پرونده است. ( و تاریخ ارتکاب بزه ملاک تعیین مجازات است. ) ، ضمن تایید ، استدلال شعبه ی مرجوع الیه منطبق با موازین قانونی تشخیص داده شد ، در اجرای ماده ی ۳۱۷قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲با اصلاحات بعدی ناظربه تبصره ی ماده ی ۲۷ قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی وانقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹با اعلام صلاحیت شعبه *حل اختلاف می شود.
    شعبه *
    رییس: دکتر ح. ذ. عضو معاون: ح. ا. ه

  • تفاوت مرور زمان و موعد



    پیام: مقرره مرور زمان با مقرره مواعد ، تمایز بنیادین دارد؛ مرور زمان از حقوق مکتسب و ذاتی محسوب نمی گردد در حالی که مواعد از حقوق مکتسب است. بنابراین مرور زمان امری کاملا وابسته به نظر مقنن بوده و بنا به مقتضیات و انتظارات اجتماعی طول آن در طول زمان تغییر خواهد کرد.

    شماره دادنامه قطعی: ۹۹0۹۹۸۸۸۴۹۱00۴۹۹ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۳/0۴/۱۳ گروه رأی: حقوقی

    رأی دادگاه تجدیدنظر استان

    در خصوص تجدیدنظرخواهی اقایان ع. خ. و ر. ه. پ. به وکالت از اقای م. ب. فرزند ا. د. به عنوان متهم و خانم ه. خ. به وکالت از اقای م. ر. فرزند م. به عنوان شاکی ، نسبت به دادنامه صادره از شعبه *به شماره *به تاریخ ۲۶/۰۱/۱۴۰۳ ( با این توضیح که در دادنامه فوق در خصوص اتهام تجدیدنظرخواه اصیل ، اقای م. ب. با عنوان جعل سند عادی و استفاده از سند مجعول ، موضوع شکایت تجدیدنظرخواه اصیل دیگر ، اقای م. ر. با استناد به ماده ۵۳۶ کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی و با تاکید بر ماده ۲ از قانون کاهش مجازات حبس تعزیری ( با توجه به خسارات وارده به شاکی و همچنین نتایج زیانبار عمل ارتکابی توسط متهم که مانع دسترسی شاکی به ملک مورد نظر داشته و عدم اقدام مناسب متهم پس از وقوع بزه ) حکم به محکومیت به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری ( بابت بزه جعل و استفاده از سند مجعول ) صادر و اعلام می گردد. و البته حکم به معدوم نمودن سند جعلی در قسمت همچنین چک بانک ملت به شماره ۱ *۹/۵تحویل اقای م. ک. ز. شد و قولنامه ۲۴/۸/۹۷ ابطال گردید. صادر گردیده است. در انتهای دادنامه قید شده است. که اجرای احکام کیفری مکلف به اجرای یکی از مجازات های اشد است. در بخش شرح ماوقع و استدلال دادنامه دادگاه نخستین به شرح ذیل است. که به لحاظ اهمیت ، عینا اورده می شود.: … بدین شرح که شاکی با طرح شکایت در دادسرا مدعی می باشد. اقای م. ک. ز. در تاریخ ۲۴/۸/۹۷ تعداد ۴۰۰ اصله درخت انجیر از اقای م. ب. خریداری می نماید. و سپس به موجب قرارداد عادی در تاریخ ۲۸/۸/۹۷ ملک را به شاکی انتقال می دهد و موکل اقدام به تصرفات مالکانه می نماید. پس از تصرفات در ملک متهم به عنوان مالک اولیه مانع تصرفات شاکی می گردد. و پیرو ان پرونده کلاسه *در شعبه دوم دادیاری تشکیل و در جریان رسیدگی به پرونده مذکور متهم با ارائه یک برگ فسخ نامه مدعی فسخ قرارداد فی مابین خود و اقای م. ک. ز. می گردد. و موضوع به کارشناس جعل ارجاع و کارشناس بدوی و سه نفره و پنج نفره بر مجعول بودن سند عادی نظر می دهند و در پرونده بایگانی فوق الذکر قرار اناطه جهت اثبات مالکیت شاکی صادر می گردد. و نامبرده نیز اقدام به طرح دعوای حقوقی می نماید. که در نهایت شعبه حقوقی اتخاذ تصمیم در خصوص موضوع را منوط به تعیین جاعل می نماید. و قرار توقف رسیدگی را اعلام می نماید. …. همچنین متهم صدرالذکر نیز شکایتی در خصوص جعل در امضای چک مطرح می نماید. که ان پرونده با تصمیم دادیار وقت شعبه دوم دادیاری ضم پرونده فعلی بوده جدا و در تصمیمی اقدام به صدور قرار منع تعقیب می نماید. که رسیدگی به قرار منع تعقیب در پرونده متقابل به شرح برگ ۳۸۳ پرونده پس از چندین جلسه رسیدگی و تحقیقات فنی توسط این مرجع و استعلامات اخذ شده توسط پلیس فتا ، اعتراض متهم صدرالذکر به قرار منع تعقیب در پرونده متقابل بنا به دلایلی که در ان قرار اعلام گردید.رد می گردد. هرچند از دید این مرجع دادیار محترم وقت شعبه دوم دادیاری می بایست به هر دو پرونده توامان رسیدگی مینمود چرا که دلایل هر دو پرونده دخیل در یکدیگر می باشند ومتهم این پرونده مدعی بوده چک ادعایی که در قولنامه اولیه ارائه شده و مبلغ ان اخذ گردیده توسط ایشان انجام نگرفته و امضای ایشان در ذیل چک جعل شده است. و مبلغ ان نیز به حساب وی واریز نگردیده است. که لذا در پرونده متقابل تحقیقات به نحو جامع و کامل انجام و این مرجع به این نتیجه رسیده که مبلغ چک به حساب نام برده واریز گردیده ( با توجه به حجم پرونده متقابل امکان ضممیه نمودن همه اوراق وجود نداشته و صرفا برخی اوراق مفید به عنوان بدل به این پرونده لف شده است. ) چرا که نام برده مدعی بوده که چک مذکور توسط برادر شاکی این پرونده جعل شده لذا چنانچه چک مذکور توسط ع. ا. ر. برادر شاکی جعل شده بود. دلیلی نداشت که در نهایت تمامی مبلغ چک مذکور به حساب م. ب. واریز گردد. و همچنین نام برده از طریق دستگاه پوز موجود در گالری اتومبیل ع. و با در دست داشتن کارت بانکی اقای ع. ا. ر. که وجه حاصل از چک مورد ادعای مشتکی عنه به ان حساب واریز گردید.اقدام به کارت کشیدن نموده است. حال این مرجع به این نتیجه رسیده چنانچه مشتکی عنه این پرونده سو نیتی نداشته دلیلی بر به کارت کشیدن در دستگاه پوز نبوده است. چرا که با این اقدام از ردیابی وجه تا حدودی مراجع قضایی و انتظامی را گمراه مینموده هرچند در این پرونده صاحب *یبل خود که به اقای ب. اعطا نموده زوایای پنهان پرونده را روشن و مشخص نموده که کارت بانکی در تصرف متهم بوده است. علی ایحال بنا توضیحات فوق این مرجع با عنایت به اولا تحقیقات صورت گرفته در دو پرونده فعلی و متقابل که حکایت از جعل فسخ نامه عادی داشته ثانیا نظریه کارشناسان رسمی دادگستری که همگی کارش.ان ۱ نفره الی ۷ نفره متفق القول به جعلی بودن دو خط اخر فسخ نامه عادی تاکید داشتند ثالثا شهادت شهود حاضر در این مرجع و دادسرا که در جریان معامله مابین طرفین بودن که حکایت از جعلی بودن فسخ نامه داشته و الحاق جمله ( ( همچنین ۱ بانک ملت به شماره ۱ *۹/۵تحویل اقای م. ک. ز. شد و قولنامه ۲۴/۸/۹۷ ابطال گردید.) ) رابعا با توجه به نوسانات موجود در بازار مسکن و املاک در سال ۹۸ ۹۷ این موضوع به ذهن متبادر می گردد. که به این علت متهم اقدام به جعل نموده است. و النهایه سایر قراین و امارات موجود در پرونده بزهای انتسابی به ایشان محرز و مسلم …. تاکید لایحه تجدیدنظرخواهی شاکی پرونده بر ان است. که اقدام دادگاه نخستین در تعیین فقط یک مجازات شش ماه حبس صحیح نبوده و می بایست دو مجازات حبس متفاوت صادر می شد؛ ضمن انکه این میزان از مجازات متناسب با رفتار ارتکابی نیست. همچنین در لایحه تجدیدنظرخواهی شاکی چنین قید شده که اقدام دادگاه نخستین در صدور حکم به امحای جمله همچنین چک بانک ملت به شماره ۱ *۹/۵تحویل اقای م. ک. ز. شد و قولنامه ۲۴/۸/۹۷ ابطال گردید. صحیح نبوده و بنابر نظریات کارشناسان رسمی از ابتدای فسخ نامه تاسطر نهم و جمله سطر یازدهم فسخ نامه با عبارت و قولنامه ۲۴/۸/۹۷ ابطال گردید ، مجعول بوده است. تاکید لایحه تجدیدنظرخواهی متهم بر ان است. که ایشان مرتکب رفتارهای مورد ادعای شاکی پرونده نشده است. قرارداد ابتدایی ایشان با اقای ک. ز. اقاله شده و هر سه فقره چک ثمن به ایشان مسترد شده است. این استرداد در حضور شهود انجام شده و اظهارات شهود عینی ضمیمه می باشد. میان صحبت های شاکی پرونده و اقای ک. ز. تعارضات جدی وجود دارد. نظریه کارشناسان رسمی دادگستری منطبق با واقع نیست و در نهایت تقاضای ارجاع امر به کارشناسان دیگر یا تقاضای صدور حکم بر برائت شده است. با توجه به شرح فوق و نظر به اوراق و محتویات پرونده ، چون تاریخ اطلاع از وقوع جرم مورد ادعای شاکی ، به دلیل لایحه تقدیمی از جانب ایشان در صفحه ۱۷۹ پرونده کلاسه *که از جانب این دادگاه مطالبه و مطالعه شده است ، مربوط به ۱۲/۰۵/۹۸ بوده و تاریخ شکایت مربوط به ۱۳/۰۶/۱۳۹۹ می باشد. ، موضوع مطروحه از جانب شاکی ، صرف نظر از صحت انتساب یا عدم صحت انتساب و نیز از نظر موضوع جعل ، مشمول مرور زمان ماده ۱۰۶ قانون مجازات اسلامی است ، با استناد به ماده ذکر شده در فوق و نیز ماده ۱۳ و بند ت ماده ۴۵۰ قانون ایین دادرسی کیفری با نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته قرار موقوفی تعقیب صادر و اعلام می گردد. و البته با این وصف ، اعتراض صورت گرفته از جانب طرفین سالبه به انتفا موضوع می باشد. ( ذکر این توضیح واجب است. که قانون کاهش مجازات حبس تعزیری ، جعل را از جرایم قابل گذشت به حساب اورده و هرچند تاریخ تصویب قانون مربوط به اردیبهشت سال ۱۳۹۹ می باشد. ، اما به عنوان یک قاعده پذیرفته شده ، قواعد مرور زمان از زمره مقررات شکلی بوده و بلافاصله پس از تصویب ، عطف بماسبق می شود. بی تردید مقرره مرور زمان با مقرره مواعد ، تمایز بنیادین داشته و اولی نمی تواند از حقوق مکتسب و ذاتی به حساب اید ، در حالی که دومی از حقوق مکتسب است. و در صورت تغییر قانون ، عطف بماسبق شدن به شرطی محقق است. که تعارضی با حق مکتسب ایجاد نگردد. مرور زمان امری است. کاملا وابسته به نظر مقنن و بنا به مقتضیات و انتظارات اجتماعی طول ان در طول زمان تغییر خواهد کرد؛ دقیقا همانند انکه مقنن دادگاه های کیفری استان را حذف و به جای ان دادگاه کیفری یک ایجاد نماید. بدیهی است. که قواعد راجع به دادگاه کیفری یک ، فی الفور عطف بماسبق خواهد شد ، چون اصولا دادگاه کیفری استانی وجود ندارد. تا قواعد ان جاری باشد. مرور زمان ، قابل قیاس با این موضوع است. نه موضوعی نظیر مواعد و اصولا این مقرره برخلاف مواعد از حقوق محسوب نمی گردد. تا موضوع تزاحم بین حق و موعد پیش اید. ) رای صادره قطعی است.
    رییس و مستشار شعبه *
    س. ع. ی. ش. ا. ی.

  • صلاحیت دادگاه در دعوای ابطال رای داور به جهت فسخ قرارداد



    پیام: دعوای فسخ قرارداد قابل مقایسه با دعوی اعلام بطلان قرارداد نمی باشد. بنابراین در دعوای ابطال رای داور به جهت تحقق فسخ قرارداد، دادگاه صالح به رسیدگی به موضوع تایید فسخ قرارداد نمی باشد بلکه قرار اناطه صادر می کند تا دعوای تایید فسخ قرارداد نزد داور مرضی الطرفین طرح شده و سپس با لحاظ نتیجه تصمیم داور، به موضوع رسیدگی و اتخاذ تصمیم نماید.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۲۳۴۹۲000۲۶۵۳۸۵۴ ۱۴0۲۳۴۹۲000۲۹۶۸۱۸۹ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۳/0۲/0۹ گروه رأی: حقوقی

    رأی دادگاه بدوی

    به تاریخ ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳ شعبه *تصمیم نهایی شماره *بشماره کلاسه پرونده *توسط شعبه *تصمیم نهایی شماره *بشماره کلاسه پرونده *توسط خخ. ابلاغ گردیده به تحویل مبیع و اخذ انشعابات ان واقع در *بشرح مندرج در قرارداد شماره *مورخه ۱۴۰۰/۰۶/۲۹ در حق خوانده محکوم می گردد. که متعاقبا موکله اقدام به طرح دعوی مبنی بر ابطال رای داوری بطرفیت مشارالیه نموده که پرونده تحت شماره کلاسه *به شعبه *ارجاع و از سوی ان شعبه برای تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۴ وقت رسیدگی تعیین و به طرفین ابلاغ گردیده است. علی الیحال و نظر به مراتب صدرالذکر تقاضای رسیدگی شایسته و نهایتا صدور رای بشرح خواسته به انضمام جمیع خسارات وارده ناشی از دادرسی مورد استدعاست. ضمنا نظر به اینکه پرونده ی مرتبط بشماره کلاسه *بخواسته ی ابطال رای داوری به شعبه *ارجاع و در دست رسیدگی می باشد. تقاضای ارجاع دادخواست حاضر به ان شعبه بجهت رسیدگی توامان به موضوع مستندا به ماده ۱۰۳ از ق ا د م مورد تمناست. ). این دادگاه جلسه ای در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۴۰۳ برگزار نمود که در این جلسه وکلای دو طرف حضور یافتند. دفاعیات ایشان در صورتمجلس نگارش گردید. این دادگاه استدلال می نماید. که نخست رسیدگی به موضوع تایید فسخ قرارداد وفق توافق طرفین قرارداد ، در صلاحیت داور مرضی الطرفین است. و اساسا این موضوع قابل مقایسه با دعوی اعلام بطلان قرارداد نمی باشد. در نتیجه این دادگاه خود را صالح به رسیدگی در خصوص این موضوع نمی داند. دوم در خصوص موضوع بطلان رای داوری ، با توجه به اینکه جهت تقاضای اعلام بطلان رای داور ، همین تحقق فسخ قرارداد می باشد. درحالیکه در خصوص این موضوع اساسا تصمیم گیری نشده است. در نتیجه با اخذ وحدت ملاک از واژه دادگاه در ماده ۱۷ قانون ایین دادرسی مدنی ، به عقیده این دادگاه می بایست رسیدگی به این موضوع تا طرح دعوی نزد داور و تصمیم گیری توسط داور ، متوقف گردد. تا با لحاظ نتیجه تصمیم داور مرضی الطرفین ، به این موضوع رسیدگی و اتخاذ تصمیم گردد. لذا این دادگاه به استناد ماده ۲ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ ، در خصوص دعوی تایید فسخ قرارداد ، قرار عدم استماع دعوی صادر می نماید. و در خصوص دعوی ، مستندا به ماده ۱۷ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ ، قرار اناطه صادر می گردد. تا وکیل خوانده دعوی مبادرت به طرح دعوی تایید فسخ قرارداد نزد داور مرضی الطرفین نموده و در مدت یک ماه از تاریخ ابلاغ این قرار ، گواهی مربوط به ان را تقدیم این دادگاه نماید. با این قید که در صورت عدم تقدیم گواهی مربوطه در این مهلت ، دادگاه به رسیدگی در خصوص این دعوی ادامه داده و تصمیم گیری خواهد نمود. این رای حضوری بوده و ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر *می باشد.//
    رییس شعبه *م. ی.

  • ابطال رای داور به جهت خروج از موضوع داوری



    پیام: در صورتی که خواسته خواهان رای داوری ، خسارت عدم تحویل مبیع به دلیل مستحق للغیر بودن مبیع باشد و داور حکم به استرداد ثمن معامله به قیمت روز صادر نماید از موارد ابطال رای داوربه جهت خروج از موضوع داوری خواهد بود.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۳۳0۹۲0000۱۹۶۸۵۱ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۳/0۲/0۹ گروه رأی: حقوقی

    رأی دادگاه بدوی

    درخصوص دادخواست خواهان اقای ا. ش. ک. با وکالت اقای ش. به طرفیت خواندگان اقای و. خ. ز. اهل به خواسته رسیدگی و صدور حکم بر اعلام بطلان رای داوری مورخ ۱۴۰۲/۱۱/۲۹ به شرح متن و بدوا صدور دستور موقت دایر بر توقف اجرای رای داوری تا صدور رای نهایی ، که در شرح دادخواست تقدیمی بیان داشته است. با توجه به اختلاف موکل با خوانده محترم در خصوص تحویل مبیع موضوع مبایعه نامه شماره ۱۷/۶۶۹۴۳۹ مورخ ۱۴۰۲/۰۷/۱۱ و توافق بر مراجعه به داوری که موسسه داوری حامیان حق و عدالت جوادی و وکلای فرهیخته به عنوان داور مرضی الطرفین انتخاب و نهایتا طبق رای پیوستی بتاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۲۹ اقدام به صدور رای نموده است. لیکن رای صادره به دلایل ذیل محکوم به بطلان می باشد.:۱ همانطور که مستحضر هستید اعلام فسخ فوری و منجز می باشد. و اعلام تردید در اعلام فسخ یا التزام به مفاد قرارداد به معنی فسخ نمی باشد. در مانحن فیه و با توجه به اظهارات مندرج در برگ سوم رای داوری ، مبنی بر اعلام امادگی خواهان مبنی بر دریافت بدون معارض قطعه ، در صورت امادگی به تحویل ، به معنی التزام به قرارداد فی مابین می باشد. و نظر به اینکه این امر به معنای اخرین اراده و نیت خواهان می باشد. لذا فسخی صورت نگرفته است. ۲ به دلیل وجود برخی اختلافات در نقشه های اراضی واقع در اذران و تفکیک قطعات و انجام امور مربوط به تفکیک قطعات ، صرفا تحویل فیزیکی قطعات به خوانده با مشکل مواجه گردیده و خارج از اراده موکل تحویل قطعات با تاخیر مواجه شده است. که مسلما بعد از انجام امور اداری تحویل می گردد. ، لیکن وجود اختلافات و زمانبر بودن تفکیک قطعات به معنی مستحق اللغیر بودن ان نمی باشد. و اراضی واگذار شده موجود بوده و مستحق اللغیر بودن انها یک ادعای واهی و بی اساس می باشد. ، لیکن داور محترم ، به صرف ادعای خواهان محترم مبنی بر تعلق قطعات به غیر بسنده نموده و مستحق اللغیر بودن را استنباط نموده است! در حالی که برای اثبات مستحق اللغیر بودن نیاز به طرح دعوی مرتبط و اثبات مستحق اللغیر بودن می باشد.۳ رای داوری مخالف با استدلال داور صادر کننده رای می باشد. به شرح اینکه داور محترم با استدلال مستحق اللغیر بودن اقدام به صدور رای مبنی بر تایید فسخ و استرداد ثمن و … نموده است ، حال انکه بر فرض مستحق اللغیر بودن قطعات ، معامله از اساس باطل می باشد. و معامله به مال غیر باطل بوده و اثری بر معامله باطل مترتب نمی باشد. ، بنابراین صدور رای مبنی بر فسخ معامله باطل فاقد وجاهت قانونی می باشد. و فسخ زمانی مطرح می گردد. که معامله صحیح باشد.لذا استدلال داور محترم مخالف با رای صادره می باشد.۴ در قسمت خواسته دعوی ، تایید فسخ و خسارت عدم تحویل به دلیل مستحق اللغیر بودن به عنوان خواسته دعوی مطرح گردیده است. که در خصوص فسخ و باطل بودن صدور رای نسبت به ان توضیح داده شد و بالتبع در صورت عدم فسخ ، استرداد ثمن نیز کان لم یکن می گردد.از طرف دیگر حتی بر فرض تایید فسخ ، با توجه به قسمت ستون خواسته ، استرداد ثمن ، جز خواسته در دادخواست داوری نبوده است. و داور محترم ، خارج از خواسته نسبت به استرداد ثمن نیز اقدام به صدور رای نموده است.هم چنین با توجه به بند ۸ توافق نامه ، داور محترم صرفا در خصوص انعقاد و فسخ قرارداد حق اظهار نظر و صدور رای را دارد. و هرگونه اظهار نظر و رایی به غیر از موارد ذکر شده ، خارج از توافق داوری بوده و باطل می باشد.علیهذا نظر به مراتب و معنون در فوق ، رسیدگی و صدور حکم بر ابطال ( بطلان ) رای داوری مندرج در ستون خواسته مطابق ماده ۴۹۸ قانون ایین دادرسی مدنی مورد استدعاست و نهایتا صدور دستور توقف اجرای رای داور تا صدور رای نهایی مستندا به ماده ۴۹۰ همان قانون از محضر ریاست محترم دادگاه مورد استدعاست.دادگاه با عنایت به مبانی وجهات اعلامی از ناحیه خواهان وعنایت به اینکه ایشان در بخش رای دادگاه به تایید فسخ ، جهتی ازجهات قانونی را که موجب ابطال یا بی اعتباری رای داوری بوده باشد. مدلل ننموده اند از طرف دیگر رای داوری درقالب الزاماتی که در قرارداد برای خواهان توافق گردیده ، صادر گردیده است. وموجبی برای ابطال ان با عنایت به توافق معموله ملاحظه نمی گردد. نهایتا این دادگاه دعوای وارده را به جهت فقد دلیل بر تایید مدعای ان قابل اجابت ندانسته برابر ماده ۱۹۷ از قانون ایین دادرسی حکم به بطلان دعوای خواهان را صادر می نماید. ولیکن در بخش خواسته خواهان رای داوری به عنوان خسارت عدم تحویل مبیع به دلیل مستحق للغیر بودن مبیع مقوم به *تومان به علاوه هزینه دادرسی وداوری و کارشناسی به شرح اعلامی در رای داوری که داور حکم به استرداد ثمن معامله به علاوه خسارت مبلغ مذکور به قیمت روز صادر نموده است. نیز ، دادگاه با عنایت به خواسته خواهان رای صادره را در تطابق با خواسته خواهان نمی بیند چرا که خواهان استرداد ثمن معامله را مطالبه ننموده است. وخسارت عدم تحویل مبیع به دلیل مستحق للغیر بودن نیز غیر از خسارت مبلغ ثمن معامله به قیمت روز بوده است. لذا در بخش اخیر دادگاه به جهت این که رای داوری نسبت به مطلبی که موضوع داوری نبوده است ، صادرگردیده است. و مشمول بند ۲ از ماده ۴۸۹ از قانون ایین دادرسی مدنی ناظر به اعلام جهات ابطال رای داوری وقابل اجرانبودن ان بوده است. از اینرو ، دادگاه به استناد ماده اخیر الذکرونیز ماده ۴۹۳از قانون یادشده حکم به بطلان رای داوری در بخش خواسته اخیر به علاوه توقف اجرای رای داوری در بخش خواسته اخیر تا زمان صدور رای قطعی از دادگاه را صادر می نماید. واعلام می دارد. رای صادره حضوری بوده و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم محترم تجدید نظر استان می باشد.
    رییس شعبه *س. ط.

  • رعایت اصول دادرسی در رسیدگی داوری



    پیام: رسیدگی داوری تابع مقررات آیین دادرسی مدنی نمی باشد اما این امر نافی رعایت اصول دادرسی عادلانه ومنصفانه و رعایت اصل تناظر و برابری امکانات دفاع نیست و داور باید بدوا وقت برای تشکیل جلسه حضوری طرفین تعیین و طرفین را دعوت نموده و نسبت به استماع اظهارات و دفاعیات و بررسی مدارک طرفین اقدام نماید.

    شماره دادنامه قطعی: ۱۴0۳۲۶۹۲00000۹۳۲۸۹ تاریخ دادنامه قطعی: ۱۴0۳/0۲/0۹ گروه رأی: حقوقی

    رأی دادگاه بدوی

    در خصوص دعوی اقای ا. ش. فرزند غ. به طرفیت اقای ا. ا. فرزند ا. به خواسته ابطال رای داور ابطال رای داور ( غیرمالی ) ( تقاضای ابطال رای داور به موجب بند ۱ ماده ۴۸۹ قانون ایین دادرسی مدنی و پرداخت کلیه هزینه های دادرسی و خسارات در پرونده شعبه *به شماره بایگانی *) با این توضیح که در شرح خواسته اظهارداشته:احتراما خوانده محترم در خصوص یک قرارداد پیمانکاری از شعبه. دوم دادگاه عمومی حقوقی دادگستری ساوه تقاضای تعیین داور نموده است. که که طبق دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۲/۷/۲۷ در کلاسه پرونده *جناب اقای مهندس خ. به عنوان داور معرفی شدند و ده روز مهلت جهت رد یا قبول داور داده شد که بنده به ان اعتراض نکردم و در تاریخ ۱۴۰۲/۸/۸ ابلاغیه شماره ۱۴۰۲۲۶۱۰۰۰۱۴۵۲۴۸۲۲ جهت واریز مبلغ ۱/۵۰۰/۰۰۰ تومان هزینه داوری ابلاغ گردید.که مبلغ فوق واریز و به شعبه اعلام گردید.و بنده منتظر تماس اقای مهندس خ. جهت برگزاری جلسه داوری بودم که در مورخه ۱۱ اذر ۱۴۰۲ ساعت ۱۲:۳۰ شخصی به نام اقای ف. به بنده پیام داده و اعلام نمودند تا ساعت ۱۲:۴۵ در محل ملک حاضر شوم و خود را کارشناس دادگستری معرفی نمودند و بعدا پیام دادند در خصوص داوری که داور پرونده می باشند و به بنده ۱۵ دقیقه مهلت دادند که بنده به ادرس ملک در روستای نشوه برسم که فاصله بنده تا محل فوق ۵۰ کیلومتر فاصله بود. که به سختی خود را رساندم و اقای ف. در معیت خوانده در حال رفتن از محل بودند و چیزی به بنده گفته نشد و نه اسناد و مدارک و تامین دلیل مورد ادعای خوانده نیز به بنده نشان داده نشد و در خصوص قرارداد نیز حرفی زده نشد و توضیحاتی از بنده در این خصوص اخذ نگردید.بعد از پیگیری متوجه شدم که اقای مهندس خ. از داوری استعفا داده و اقای ف. داور اعلام شدهاند در صورتیکه استعفا داور قبل و انتصاب داور جدید به بنده ابلاغ نگردیده و مهلت ۱۰ روزه ایراد و اعلام موارد رد داور در این خصوص رعایت نشد تا بنده به داور فوق ایراد گرفته زیرا اقای ف. داور ذکر شده نسبت فامیلی درجه دو از *سببی با خوانده دارد. بطوریکه در شرایطی از هم ارث میبرند و این حق بنده به دلیل عدم ابلاغ و انتساب داور جدید تضییع شده است. و بنده از این موضوع بی اطلاع بوده که این امر خلاف قانون بوده و از موارد موجد حق باشد. و مورد دیگر اینکه داور محترم هیچ ابلاغی یا اطلاعی در خصوص برگزاری جلسه و مشخص شدن روز جلسه و زمان رسیدگی به بنده نداده اند و صرفا با یک پیام و اعطا مهلت ۱۵ دقیقه ای مهلت دادند تا به انجا برسم که این نیز جز موارد موجد حق میباشد. ، در داوری فوق هیچ کدام از اصول وقوانین از ابتدا تا کنون رعایت نشده ۱ عدم ابلاغ داور به بنده ۲ عدم تعیین زمان رسیدگی و اعطا مهلت قانونی جهت تهیه اسناد و مدارک و حضور بنده و دفاع در خصوص ادعای خواهان داوری ۳ بی طرفی داور در رسیدگی و صدور رای ۴ عدم ابلاغ رای داور به بنده و صدور اجراییه توسط شعبه محترم که تمامی موارد فوق جز موارد بند ۱ ماده ۴۸۹ قانون ایین دادرسی مدنی می باشد. لذا بر همین اساس تقاضای صدور رای طبق شرح ستون خواسته تقاضای ابطال رای داور به موجب بند ۱ ماده ۴۸۹ قانون ایین دادرسی مدنی و پرداخت کلیه هزینه های دادرسی و خسارات مورد استدعاست علی هذا دادگاه با عنایت به محتویات پرونده و اولا با این توضیح که پیرو قرارداد تنظیمی بین طرفین و پیش بینی ارجاع اختلاف به داوری ، اقای ا. اقدام به طرح درخواست به طرفیت اقای ا. ش. نموده و دادگاه مبادرت به تعیین داور به موجب دادنامه *مورخ ۲۷/۷/۱۴۰۲ می نماید. و داور تعیینی پس از ابلاغ اعلام عذر می نماید. و دادگاه مبادرت به تعیین داور دیگری در تاریخ ۹/۸/۱۴۰۲ نموده و در دستور به دفتر تصریح می گردد. که مراتب به طرفیت ابلاغ تا مهلت ده روزه مندرج در دادنامه {مهلت ده روزه رد داور} را داشته باشند ولیکن متاسفانه دقت کافی به عمل نیاورده و این موضوع به طرفین ابلاغ نشده است. و و این موضوع اگرچه می بایست به طرفین ابلاغ گردد. ولیکن با توجه به اینکه طبق بند ۳ از ماده ۴۶۹ از قانون ایین دادرسی مدنی {کسانی که با یکی از اصحاب دعوا قرابت سببی یا نسبی تا درجه دوم از *داشته باشد.} ممنوع از داوری دران خصوص شده اند. ولیکن در پرونده جاری اقرب نسبی داور از طریق اقرب سببی خود با یکی از طرفین نسبت دارد.واین موضوع خارج از موضوع ماده بوده و ایرادی بدان وارد نیست ثانیا با توجه به محتویات پرونده و ملاحظه لایحه ارسالی از طرف داور ، و ایراد خواهان به عدم تشکیل جلسه رسیدگی وعدم استماع اظهارات وی؛ با عنایت به اینکه اگرچه رسیدگی داوری طبق ماده ۴۷۷ از قانون ایین دادرسی مدنی تابع مقررات ایین دادرسی مدنی نیست ولیکن این امر نافی رعایت اصول دادرسی عادلانه ومنصفانه و رعایت اصل تناظر و برابری امکانات دفاع نیست به عبارت دیگر داور می بایست بدوا وقت برای تشکیل جلسه حضوری طرفین تعیین و طرفین را دعوت نموده و نسبت به استماع اظهارات و دفاعیات و بررسی مدارک طرفین اقدام نماید. و سپس در صورت لزوم اقدام به معاینه محل یا کارشناسی نماید. در صورتی که دلیلی بر رعایت موارد مذکور ارائه نشده است. لذا دادگاه ضمن پذیرش دعوا به جهت اینکه رای صادره خلاف قوانین موجد حق است. لذا مستند به بند۱ ماده ۴۸۹ قانون ایین دادرسی مدنی ، حکم به بطلان رای داور صادر و اعلام می نماید.؛ رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ ، قابل اعتراض و تجدید نظر خواهی در دادگاه محترم تجدید نظر مرکز استان *می باشد.
    م. ع. ف. – رییس شعبه *