دسته: قانون آیین دادرسی کیفری

  • ماده ۱۱ قانون آیین دادرسی کیفری


    تعقیب متهم و اقامه دعوی از جهت حیثیت عمومی بر عهده دادستان و اقامه دعوی و درخواست تعقیب متهم از جهت حیثیت خصوصی با شاکی یا مدعی خصوصی است.

    ماده ۱۲ قانون آیین دادرسی کیفریماده ۱0 قانون آیین دادرسی کیفری

     

  • ماده ۱۲ قانون آیین دادرسی کیفری


    تعقیب متهم در جرائم قابل گذشت، فقط با شکایت شاکی شروع و در صورت گذشت او موقوف می‌شود.

    تبصره – تعیین جرائم قابل گذشت به موجب قانون است.

    ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی کیفریماده ۱۱ قانون آیین دادرسی کیفری

     

  • ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی کیفری

    قرار موقوفی تعقیب و موقوفی اجرا

    تعقیب امر کیفری که طبق قانون شروع شده است و همچنین اجرای مجازات موقوف نمی‌شود، مگر در موارد زیر:

    الف) فوت متهم یا محکوم علیه

    ب) گذشت شاکی یا مدعی خصوصی در جرائم قابل گذشت

    پ) شمول عفو

    ت) نسخ مجازات قانونی

    ث) شمول مرور زمان در موارد پیش بینی شده در قانون

    ج) توبه متهم در موارد پیش بینی شده در قانون

    چ) اعتبار امر مختوم

    تبصره ۱- درباره دیه مطابق قانون مجازات اسلامی عمل می‌گردد.

    تبصره ۲- هرگاه مرتکب جرم پیش از صدور حکم قطعی مبتلا به جنون شود، تا زمان افاقه، تعقیب و دادرسی متوقف می‌شود. مگر آنکه در جرائم حق‌الناسی شرایط اثبات جرم به نحوی باشد که فرد مجنون یا فاقد هوشیاری در فرض افاقه نیز نتواند از خود رفع اتهام کند. در این‌صورت به ولی یا قیم یا سرپرست قانونی وی ابلاغ می‌شود که ظرف مهلت پنج روز نسبت به معرفی وکیل اقدام نماید. در صورت عدم معرفی، صرف نظر از نوع جرم ارتکابی و میزان مجازات آن وفق مقررات برای وی وکیل تسخیری تعیین می‌شود و تعقیب و دادرسی ادامه می‌یابد.

    تفسیر ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی کیفری

    نکته ۱- قرار موقوفی تعقیب در مواردی صادر می‌گردد که از نظر مقام تحقیق، متهم به دلایل شکلی و غیر مرتبط با ارتکاب رفتار مجرمانه، قابل تعقیب کیفری نمی‌باشد.


    + مواد ۵0۵ و ۵0۶ مبنی بر صدور قرار موقوفی اجرا از سوی «قاضی اجرای احکام کیفری» است.


    نکته ۲- علاوه بر این موارد، در موارد دیگری هم ممکن است که به لحاظ شکلی و قطع نظر از تحقق یا عدم تحقق جرم، متهم قابل تعقیب نباشد، که در این صورت نیز قرار موقوفی تعقیب صادر می‌گردد مانند مصونیت سیاسی (۳۸۳)، احراز جنون متهم در زمان ارتکاب جرم (۲0۲ و ۳۷0) و انحلال غیر ارادی شخص حقوقی (۶9۲).[۱]


    + تعقیب امر کیفری که طبق قانون شروع شده است و همچنین اجرای مجازات موقوف نمی‌شود، مگر در موارد زیر:

    نکته ۳- «تعقیب امر کیفری» ناظر به متهم، و واژه «اجرای مجازات» ناظر به محکوم‌علیه است.[۲]

    الف – فوت متهم یا محکوم‌علیه

    نکته ۴- با فوت متهم یا محکوم‌علیه، مجازات «دیه» ساقط نمی‌شود. بلکه، بر حسب مورد، از مال جانی، عاقله یا بیت‌المال دریافت خواهد شد.[۲]

    ب – گذشت شاکی یا مدعی خصوصی در جرائم قابل گذشت (مواد ۱00 تا ۱0۴ قانون مجازات اسلامی)

    پ – شمول عفو (مواد 9۶ تا 9۸ قانون مجازات اسلامی)

    نکته ۵- منظور از «شمول عفو»، اصولا عفو عمومی است.

    نکته ۶- طبق ماده 9۷ قانون مجازات اسلامی، عفو عمومی که به موجب قانون در جرایم موجب تعزیر اعطا می‌شود، تعقیب و دادرسی را موقوف می‌کند. در صورت صدور حکم محکومیت، اجرای مجازات موقوف و آثار محکومیت نیز زائل می‌شود.

    ت – نسخ مجازات قانونی

    نکته ۷- طبق ماده 99 قانون مجازات اسلامی، نسخ قانون، تعقیب و اجرای مجازات را موقوف می‌کند. آثار نسخ قوانین کیفری به شرح مندرج در ماده (۱۰) این قانون است.

    ث – شمول مرور زمان در موارد پیش بینی شده در قانون (مواد ۱0۵ تا ۱۱۳ قانون مجازات اسلامی)

    [موضوع مرتبط: مرور زمان ]

    ج – توبه متهم در موارد پیش بینی شده در قانون (مواد ۱۱۴ تا ۱۱9 قانون مجازات اسلامی)

    چ – اعتبار امر مختوم

    نکته ۸ – اعتبار امر مختوم بدین معنی است که، هرگاه نسبت به اتهامی رسیدگی و درباره آن رای قطعی، اعم از حکم یا قرار صادر شده باشد، نباید دوباره به آن اتهام رسیدگی گردد و به خاطر آن عمل، مرتکب را مورد تعقیب و مجازات قرار داد. این‌ عدم امکان مجدد تعقیب را، اعتبار امر مختومه می‌گویند.[۲]


     

  • ماده ۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری

    جبران ضرر و زیان های مادی و معنوی و منافع ممکن‌الحصول ناشی از جرم

    شاکی می‌تواند جبران تمام ضرر و زیان های مادی و معنوی و منافع ممکن الحصول ناشی از جرم را مطالبه کند.

    تبصره ۱- زیان معنوی عبارت از صدمات روحی یا هتک حیثیت و اعتبار شخصی، خانوادگی یا اجتماعی است. دادگاه می‌تواند علاوه بر صدور حکم به جبران خسارت مالی، به رفع زیان از طرق دیگر از قبیل الزام به عذرخواهی و درج حکم در جراید و امثال آن حکم نماید.

    تبصره ۲- منافع ممکن الحصول تنها به مواردی اختصاص دارد که صدق اتلاف نماید. همچنین مقررات مرتبط به منافع ممکن الحصول و نیز پرداخت خسارت معنوی شامل جرائم موجب تعزیرات منصوص شرعی و دیه نمی‌شود.

    تفسیر ماده ۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری

    نکته ۱- مرجع طرح دعوای خصوصی دادگاه حقوقی و مرجع طرح دعوای کیفری دادگاه کیفری است.

    اما دعوی ضرر و زیان ناشی از جرم استثنایی بر این اصل است که اگر ضرر و زیان ناشی از جرم باشد را مطالبه کند دادگاه کیفری به این دعوا نیز رسیدگی می‌کند.

    در اصطلاح حقوقی به این امر رسیدگی به دعوای حقوقی به تبع امر کیفری گفته می‌شود.


    نکته ۲- منافع ممکن‌ الحصول، منافعی هستند که مقتضی وجود آنها حاصل شده باشد. این گونه منافع را عرف و قانون در حکم موجود می‌داند و چنانچه کسی آن را تلف کند یا باعث تفویت آن شود، باید خسارت ناشی از اقدام خود را جبران کند؛ مانند اجرت‌المثل ایام بیکاری راننده شاغل تاکسی صدمه‌دیده که با توجه به تبصره ۲ ماده ۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری و قواعد تسبیب و لاضرر و مقررات قانون مسئولیت مدنی، این قبیل منافع قابل مطالبه‌اند؛ به هرحال تمیز و تشخیص منافع ممکن‌الحصول در هرمورد، به عهده قاضی رسیدگی‌کننده می‌باشد

    منافع ممکن الحصول منافعی هستند که مقتضی وجود آن‌ها حاصل شده باشد مانند درختانی که شکوفه دارند و این شکوفه‌ها مقتضی میوه دادن است و میوه منفعت درخت به شمار می‌آید، چرا که به حکم عادت در آینده ایجاد می‌شوند و اینگونه منافع را عرف و قانون در حکم موجود می‌داند و چنانچه کسی اینگونه منافع را تلف کند باید خسارت ناشی از این اقدام را جبران کند و آن را از این جهت منافع ممکن الحصول نامیده‌اند که قطعی الوصول نیست. مثلاً شکوفه‌های درختان در عرف مقتضی وجود میوه است اما ممکن است که طوفان و سرما آن را ضایع گرداند.

    اما منافعی هستند که به احتمال در آینده ایجاد می‌شوند مثل فوت شدن منفعتی که از انجام به موقع یک تعهد می‌توانست حاصل آید مثلاً، خریدار آرد نتوانسته آن را به موقع تحویل بگیرد و شیرینی پخته و آن را بفروشد و حال شیرینی در بازار با نزول قیمت روبرو شده است و از این جهت سود کمتری عاید خریدار می‌شود و قسمتی از آن سود احتمالی از دست وی رفته است که این را عدم النفع می‌گویند. یعنی مقتضی چنین منفعتی در عین وجود ندارد.

    دشواری دعوی‌ عدم النفع در مشکل اثبات مسلم بودن منافع در صورت وفای به عهد است و نمی‌توان سیر متعارف امور را معیار احراز آن قرار داد. قانون نیز عدم النفع را نمی‌پذیرد چرا که در دید عرف مسلم نیست، پس موضوع منافع ممکن الحصول و خسارات ناشی ازعدم النفع یکی نیستند و منافع ممکن الحصول قابل مطالبه هستند.[۱]


     

    سوالات چهارگزینه‌ای

    محدودیت در دسترسی کامل به این نوشته

    دسترسی کامل به این نوشته برای اعضای ویژه بهاداد در نظر گرفته شده است.

    ثبت نام | اطلاعات بیشتر

  • ماده ۱۵ قانون آیین دادرسی کیفری

    ماده ۵۷۵ قانون آیین دادرسی کیفری:

    هرگاه در اثر وقوع جرم، ضرر و زیان مادی به نیروهای مسلح وارد شود، یگان مربوط مکلف است تمام ادله و مدارک خود را به مرجع تعقیب تسلیم کند و نیز تا قبل‏ از اعلام‏ ختم‏ دادرسی، دادخواست ضرر و زیان خود را تسلیم دادگاه کند. مطالبه ضرر و زیان و رسیدگی به آن، مستلزم رعایت تشریفات آیین‌دادرسی مدنی است اما نیازی به پرداخت هزینه دادرسی ندارد.

    تبصره ۱- دعوای اعسار از پرداخت محکوم‌به موضوع این ماده، باید به طرفیت یگان محکوم‌له دعوای اصلی اقامه شود.

    تبصره ۲- یگان متضرر از جرم، حق طرح دعوی، دفاع و پیگیری دعوی، اعتراض و تجدیدنظرخواهی را مطابق مقررات مربوط دارد و گذشت یگان مذکور مسموع نیست.

  • ماده ۱۶ قانون آیین دادرسی کیفری


    اقامه ابتدایی دعوای ضرر و زیان در دادگاه حقوقی

    هرگاه دعوای ضرر و زیان ابتدا در دادگاه حقوقی اقامه شود، دعوای مذکور قابل طرح در دادگاه کیفری نیست، مگر آنکه مدعی خصوصی پس از اقامه دعوی در دادگاه حقوقی، متوجه شود که موضوع واجد جنبه کیفری نیز بوده است که در این صورت می‌تواند با استرداد دعوی، به دادگاه کیفری مراجعه کند. اما چنانچه دعوای ضرر و زیان ابتداء در دادگاه کیفری مطرح و صدور حکم کیفری به جهتی از جهات قانونی با تاخیر مواجه شود، مدعی خصوصی می‌تواند با استرداد دعوی، برای مطالبه ضرر و زیان به دادگاه حقوقی مراجعه کند.

    چنانچه مدعی خصوصی قبلاً هزینه دادرسی را پرداخته باشد نیازی به پرداخت مجدد آن نیست.

    ماده ۱۷ قانون آیین دادرسی کیفریماده ۱۵ قانون آیین دادرسی کیفری

    تفسیر ماده ۱۶ قانون آیین دادرسی کیفری

    + در این ماده برای بازگشت از دادگاه حقوقی و مراجعه به دادگاه کیفری همچنین برعکس آن، مصالح خواهان ملاحظه شده است.

    بازگشت از دادگاه حقوقی برای رجوع به دادگاه کیفری زمانی است که خواهان در هنگام طرح دعوا در دادگاه حقوقی از وجود وصف مجرمانه اطلاع نداشته است. این اجازه یعنی دادن اختیار به خواهان جهت ترک دادگاه حقوقی و رجوع به دادگاه کیفری، عدول از قاعده و روی آوری به سوی استثناء است زیرا اصل بر رسیدگی دادگاه حقوقی است و علی القاعده بازگشت از آن باید ممنوع باشد؛ اما جهت جلوگیری از تضییع حق انتخاب خواهان در این مرحله، به لحاظ‌ عدم اطلاع وی از وجود وصف مجرمانه، حق انتخاب مجدد برای او مقرر شده است.

    از طرفی، بازگشت از دادگاه کیفری جهت رجوع به دادگاه حقوقی نیز زمانی مقدور است که صدور حکم در دادگاه کیفری به جهتی از جهات با تاخیر مواجه شود. نیک روشن است که تاخیر در رسیدگی به دعوای حقوقی، همواره به ضرر خواهان است؛ بنابراین در این وضعیت نیز با هدف رعایت مصالح خواهان، حق انتخاب مجدد برای او مقرر شده است.[۱]


    نکته ۱: شخص در ابتدا می تواند دعوی ضرر و زیان ناشی از جرم را به عنوان مدعی خصوصی در دادگاه حقوقی یا دادگاه کیفری مطرح کند اما بعد از اقامه دعوی در دادگاه حقوقی یا کیفری نمی تواند در دادگاه دیگر نیز ادعای خود را مطرح کند مگر:

    • چنانچه ابتدا در دادگاه حقوقی مطرح کرده باشد: دعوای مذکور قابل طرح در دادگاه کیفری نیست، مگر آنکه مدعی خصوصی پس از اقامه دعوی در دادگاه حقوقی، متوجه شود که موضوع واجد جنبه کیفری نیز بوده است که در این صورت می‌تواند با استرداد دعوی، به دادگاه کیفری مراجعه کند.
    • چنانچه ابتدا در دادگاه کیفری مطرح کرده باشد: چنانچه صدور حکم کیفری به جهتی از جهات قانونی با تاخیر مواجه شود، مدعی خصوصی می‌تواند با استرداد دعوی، برای مطالبه ضرر و زیان به دادگاه حقوقی مراجعه کند.

     

    سوالات چهارگزینه‌ای

    سوال) چنانچه دعوای ضرر و زیان ابتدا در دادگاه حقوقی اقامه شود کدام گزینه در خصوص طرح مجدد دعوای مذکور در دادگاه کیفری صحیح است؟ (وکالت ۱۴0۱)

    ۱) در هیچ صورت قابل طرح در دادگاه کیفری نیست.

    ۲) در صورتی که مدعی خصوصی متوجه شود که موضوع واجد جنبه کیفری بوده است، بدون نیاز به استرداد دعوا از دادگاه حقوقی می‌تواند به دادگاه کیفری مراجعه کند.

    ۳) در صورتی که مدعی خصوصی متوجه شود که موضوع واجد جنبه کیفری نیز بوده است، پس از استرداد دعوا از دادگاه حقوقی میتواند به دادگاه کیفری مراجعه کند.

    ۴) مدعی خصوصی در هر حال و بدون نیاز به استرداد دعوا از دادگاه حقوقی میتواند به دادگاه کیفری مراجعه کند.

    منابع

    ۱. خالقی، علی، آیین دادرسی کیفری، ج۱، ص0، انتشارات شهر دانش.

  • ماده ۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری


    صدور رای پیرامون ضرر و زیان مدعی خصوصی ضمن صدور رای کیفری

    دادگاه مکلف است ضمن صدور رای کیفری، در خصوص ضرر و زیان مدعی خصوصی نیز طبق ادله و مدارک موجود رای مقتضی صادر کند، مگر آنکه رسیدگی به ضرر و زیان مستلزم تحقیقات بیشتر باشد که در این صورت، دادگاه رای کیفری را صادر و پس از آن به دعوای ضرر و زیان رسیدگی می نماید.

    ماده ۱۸ قانون آیین دادرسی کیفریماده ۱۶ قانون آیین دادرسی کیفری

    تفسیر ماده ۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری

    نکته ۱- منظور، صدور رای کیفری و حقوقی در قالب یک دادنامه است. به عنوان مثال ضمن محکومیت راننده مقصر به عنوان متهم به پرداخت دیه و مجازات، به عنوان خوانده به پرداخت خسارت وارد شده به خودرو نیز محکوم می‌شود.[۱]


     

    منابع

    ۱. رحیمی، موسی، گفته‌ها در قانون آیین دادرسی کیفری، ص۱00، انتشارات چتر دانش.

  • ماده ۱۸ قانون آیین دادرسی کیفری

    لازم‌الاتباع بودن رای قطعی کیفری موثر در ماهیت امر حقوقی

    هرگاه رای قطعی کیفری موثر در ماهیت امر حقوقی باشد، برای دادگاهی که به امر حقوقی یا ضرر و زیان رسیدگی می‌کند، لازم‌الاتباع است.

    تفسیر ماده ۱۸ قانون آیین دادرسی کیفری

    نکته ۱- در ماده ۱۸، مقصود از «رای» اعم از حکم و قرار است.


    نکته ۲- عبارت «دادگاهی که به امر حقوقی یا ضرر و زیان رسیدگی می‌کند» اعم از دادگاه حقوقی و کیفری است.


    نکته ۳- لازم‌الاتباع بودن رای قطعی:

    1. رای قطعی دادگاه کیفری در دادگاه حقوقی لازم‌اتباع است.
    2. رای قطعی دادگاه حقوقی در دادگاه کیفری لازم‌اتباع نیست.

     

    سوالات چهارگزینه‌ای

    محدودیت در دسترسی کامل به این نوشته

    دسترسی کامل به این نوشته برای اعضای ویژه بهاداد در نظر گرفته شده است.

    ثبت نام | اطلاعات بیشتر

  • ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی کیفری


    تعیین حدود مسئولیت و میزان و مشخصات مطابق مقررات

    دادگاه در مواردی که حکم به رد عین، مثل و یا قیمت مال صادر می‌کند، مکلف است میزان و مشخصات آن را قید و در صورت تعدد محکوم‌علیه، حدود مسوولیت هر یک را مطابق مقررات مشخص کند.

    تبصره- درصورتی که حکم به پرداخت قیمت مال صادر شود، قیمت زمان اجرای حکم، ملاک است.

    ماده ۲0 قانون آیین دادرسی کیفریماده ۱۸ قانون آیین دادرسی کیفری

    سوالات چهارگزینه‌ای

    سوال) در مواردی که دادگاه کیفری حکم به پرداخت قیمت مال تلف شده صادر می نماید، ملاک پرداخت قیمت،  کدام زمان است؟ (وکالت 9۸)

    ۱) تلف مال

    ۲) صدور حکم

    ۳) اجرای حکم

    ۴) تقدیم دادخواست ضرر و زیان

  • ماده ۲0 قانون آیین دادرسی کیفری


    عدم تاثیر سقوط دعوای عمومی در سقوط دعوای خصوصی

    سقوط دعوای عمومی موجب سقوط دعوای خصوصی نیست. هرگاه تعقیب امر کیفری به جهتی از جهات قانونی موقوف یا منتهی به صدور قرار منع تعقیب یا حکم برائت شود، دادگاه کیفری مکلف است، در صورتی که دعوای خصوصی در آن دادگاه مطرح شده باشد، مبادرت به رسیدگی و صدور رای نماید.

    ماده ۲۱ قانون آیین دادرسی کیفریماده ۱9 قانون آیین دادرسی کیفری

    تفسیر ماده ۲0 قانون آیین دادرسی کیفری

    نکته ۱- دعوای خصوصی، تابع دعوای عمومی است اما لازم نیست دعوای عمومی منتهی به صدور حکم محکومیت شود بلکه ممکن است دادگاه کیفری پس از رسیدگی به ماهیت دعوا، حکم به برائت بدهد و یا جهتی رخ دهد که ادامه رسیدگی ماهوی را منتفی کند و دادگاه کیفری ناچار شود دعوای عمومی را ساقط کند.

    بنابراین سقوط دعوای عمومی موجب سقوط دعوای خصوصی نیست. و دادگاه کیفری مکلف است، در صورتی که دعوای خصوصی در آن دادگاه مطرح شده باشد، مبادرت به رسیدگی و صدور رای نسبت به جنبه خصوص دعوی نماید.


     

    سوالات چهارگزینه‌ای

    سوال) هرگاه دادگاه کیفری متهم را از جهت جنبه عمومی ناشی از جرم تبرئه نمایند، نسبت به ضرر و زیان مدعی خصوصی، چه تصمیمی اتخاذ می‌نماید؟ (قضاوت 9۴)

    ۱) قرار امتناع از رسیدگی

    ۲) قرار عدم صلاحیت

    ۳) ادامه رسیدگی و صدور حکم

    ۴) قرار اناطه

    ماده ۵0۶ قانون آیین دادرسی کیفری:

    موقوف شدن اجرای مجازات در حقوق شاکی یا مدعی خصوصی و اجرای احکام ضبط اشیاء و اموالی که وسیله ارتکاب جرم بوده و یا از ارتکاب جرم تحصیل شده است، تاثیری نخواهد داشت، مگر اینکه علت موقوف شدن اجرای مجازات، نسخ مجازات قانونی باشد.