بلاگ

  • ماده ۲ قانون تامین اجتماعی


    تعاریف:

    ۱- بیمه شده شخصی است که رأساً مشمول مقررات تأمین اجتماعی بوده و با پرداخت مبالغی به عنوان حق بیمه حق استفاده از مزایای مقرر در ‌این قانون را دارد.

    ۲- خانواده بیمه شده شخص یا اشخاصی هستند که به تبع بیمه شده از مزایای موضوع این قانون استفاده می‌کنند.

    ۳- کارگاه محلی است که بیمه شده به دستور کارفرما یا نماینده او در آنجا کار می‌کند.

    ۴- کارفرما شخص حقیقی یا حقوقی است که بیمه شده به دستور یا به حساب او کار می‌کند. کلیه کسانیکه به عنوان مدیر یا مسئول عهده ‌دار اداره‌ کارگاه‌ هستند نماینده کارفرما محسوب می‌شوند و کارفرما مسئول انجام کلیه تعهداتی است که نمایندگان مزبور در قبال بیمه شده به عهده می‌گیرند.

    ۵- مزد یا حقوق یا کارمزد در این قانون شامل هر گونه وجوه و مزایای نقدی یا غیرنقدی مستمر است که در مقابل کار به بیمه شده داده می‌شود.

    ۶- حق بیمه عبارت از وجوهی است که به حکم این قانون و برای استفاده از مزایای موضوع آن به سازمان پرداخت می‌گردد.

    ۷- بیماری، وضع غیرعادی جسمی‌ یا روحی است که انجام خدمات درمانی را ایجاب می‌کند یا موجب عدم توانائی موقت اشتغال به کار می‌شود‌ یا اینکه موجب هر دو در آن واحد می‌گردد.

    ۸- حادثه از لحاظ این قانون اتفاقی پیش ‌بینی نشده که تحت تأثیر عامل یا عوامل خارجی در اثر عمل یا اتفاق ناگهانی رخ می‌دهد و موجب‌ صدماتی بر جسم یا روان بیمه شده می‌گردد.

    ۹- غرامت دستمزد به وجوهی اطلاق می‌شود که در ایام بارداری بیماری و عدم توانائی موقت، اشتغال به کار و عدم دریافت مزد یا حقوق به حکم ‌این قانون به جای مزد یا حقوق به بیمه شده پرداخت می‌شود.

    ۱0- وسائل کمکی پزشکی (‌پروتزواتز) وسائلی هستند که به منظور اعاده سلامت یا برای جبران نقص جسمانی یا تقویت یکی از حواس به کار ‌میروند.

    ۱۱- کمک ازدواج مبلغی است که طبق شرایط خاصی برای جبران هزینه‌‌های ناشی از ازدواج به بیمه شده پرداخت می‌گردد.

    ۱۲- کمک عائله ‌مندی مبلغی است که طبق شرایط خاص در مقابل عائله ‌مندی توسط کارفرما به بیمه شده پرداخت می‌شود.

    ۱۳- از کار افتادگی کلی عبارتست از کاهش قدرت کار بیمه ‌شده به نحوی که نتواند با اشتغال به کار سابق یا کار دیگری بیش از یک سوم از درآمد ‌قبلی خود را به دست آورد.

    ۱۴- از کار افتادگی جزئی عبارتست از کاهش قدرت کار بیمه شده به نحوی که با اشتغال به کار سابق یا کار دیگر فقط قسمتی از درآمد خود را به دست آورد.

    ۱۵- بازنشستگی عبارتست از عدم اشتغال بیمه شده به کار بسبب رسیدن به سن بازنشستگی مقرر در این قانون.

    ۱۶- مستمری عبارت از وجهی است که طبق شرایط مقرر در این قانون به منظور جبران قطع تمام یا قسمتی از درآمد به بیمه شده و در صورت‌ فوت او برای تأمین معیشت بازماندگان وی به آنان پرداخت می‌شود.

    ۱۷- غرامت مقطوع نقص عضو مبلغی است که به طور یکجا برای جبران نقص عضو یا جبران تقلیل درآمد بیمه شده به شخص او داده می‌شود.

    ۱۸- کمک کفن و دفن مبلغ مقطوعی است که به منظور تأمین هزینه‌‌های مربوط به کفن و دفن بیمه شده در مواردی که خانواده او این امر را به عهده می‌گیرند پرداخت می‌گردد.

    « ماده ۳ قانون تامین اجتماعی ماده ۱ قانون تامین اجتماعی »

  • ماده ۱ قانون تامین اجتماعی


    به منظور اجراء و تعمیم و گسترش انواع بیمه‌های اجتماعی و استقرار نظام هم آهنگ و متناسب با برنامه‌های تأمین اجتماعی، همچنین تمرکز وجوه و درآمدهای موضوع قانون تأمین اجتماعی و سرمایه گذاری و بهره برداری از محل و جوه و ذخائر، سازمان مستقلی به نام «سازمان تأمین اجتماعی» وابسته به وزارت بهداری و بهزیستی که در این قانون «سازمان» نامیده می‌شود، تشکیل می‌گردد.

    سازمان دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی و اداری است و امور آن منحصراً طبق اساسنامه‌ای که به تصویب هیئت وزیران می‌رسد، اداره خواهد شد.

    تبصره ۱ – صندوق تأمین اجتماعی موضوع ماده ۱0 قانون تشکیل وزارت بهداری و بهزیستی، مصوب تیرماه ۱۳۵۵ در سازمان ادغام و کلیه و ظایف و دارائی و مطالبات و دیون و تعهدات صندوق مذکور، به سازمان منتقل میشود.

    تبصره ۲ – کلیه واحدهای اجرائی تأمین اجتماعی سازمانهای منطقه ای بهداری و بهزیستی استانها، موضوع ماده ۶ قانون تشکیل وزارت بهداری و بهزیستی مصوب تیرماه ۱۳۵۵، از سازمانهای مذکور منتزع و با کلیه وظایف و دارائی و مطالبات و دیون و تعهدات به «سازمان» منتقل میشود.

    تبصره ۳ – کلیه کارکنان سازمان تأمین اجتماعی سابق که در اجرای ماده ۶ قانون تشکیل و زارت بهداری و بهزیستی به سازمانهای منطقه ای بهداری و بهزیستی استانها منتقل شده اند و همچنین کارمندانی که توسط سازمانهای مذکور به منظور انجام و ظایف مربوط به تأمین اجتماعی در نواحی بهداری و بهزیستی طبق آیین‌نامه استخدامی بیمه های اجتماعی استخدام شده و عملا در کار تأمین اجتماعی اشتغال دارند و کلیه حقوق و مزایای خود را از محل اعتبارات پرسنلی و اداری تأمین اجتماعی دریافت میدارند به سازمان منتقل میشوند.

    « ماده ۲ قانون تامین اجتماعی ماده ۱۱۸ قانون تامین اجتماعی »

     

    آخرین تغییرات

    اصلاحات و الحاقات زیر برای ماده ۱ قانون تامین اجتماعی انجام شده است:

    • (الحاقی ۱۳۵۸/0۴/۲۸)
    • (اصلاحی ۱۳۵۸/0۴/۲۸)

  • نظر مشورتی شماره ۷/۱۴۰۰/۱۵۴۱ مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۱۷

    تاریخ نظریه: ۱۴00/۱۱/۱۷ شماره پرونده: ۱۴00-۷/۱-۱۵۴۱ ح شماره نظریه: ۷/۱۴00/۱۵۴۱

    استعلام:

    احتراماً با توجه به اینکه به موجب ماده ۸۷۳ قانون مدنی اشخاصی که از یکدیگر ارث می‌برند چنانچه جهول بوده و تقدم و تأخر هیچ یک معلوم نباشد اشخاص مزبور از یکدیگر ارث نمی برند مگر آنکه موجب به سبب غرق یا هدم در واقع شود که در این صورت از یکدیگر ارث می برند و از طرفی به موجب نظریه اداره کل حقوقی قوه محترم قضائیه به شماره ۷ ماه ۳۲۷۵ ۲۷ ۵۳۷۷ که با استناد به فتوای حضرت امام خمینی ره مسئله سوم جلد دوم صفحه ۴۰۱ چه اشعار می دارد نظر به اینکه در قانون مدنی تعریف خاصی از هدم نشده است انهدام به وسیله مانند اتومبیل ترن هواپیما و یا در مکان به علت شدت برخورد انفجار اصابت بمب موشک و نظایر آن از مصادیق هدم مشمول ماده ۸۷۳ قانون مدنی است ولی زلزله اگر موجب خرابی نشود از مصادیق آن نیست با عنایت به اینکه شعبه انحصار وراثت این مجتمع در هنگام صدور گواهی انحصار وراثت و در برخورد با چنین مواردی دچار ابهام گردیده اما ممکن است گواهی های متعارض صادر نمایند مستدعی است به منظور رفع ابهام موجود و جلوگیری از تضییع حقوق راس و ذینفعان دستور فرمایید موضوع بررسی و نتیجه جهت اتخاذ رویه واحد به این مجتمع اعلام گردد

    نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:

    واژه «هدم» در قانون مدنی تعریف نشده است و اداره کل حقوقی در نظریات مشورتی متعددی از جمله نظریه شماره ۲0۱۱/۹۷/۷ مورخ ۲۳/۷/۱۳۹۷ مواردی همچون انفجار و انهدام وسیله نقلیه را با استناد به مبحث میراث الغرقی و المهدوم علیهم از کتاب مواریث تحریرالوسیله حضرت امام (ره) از مصادیق هدم برشمرده است با این حال و با توجه به این‌که همکار محترم آقای محمدهادی طاهری سرپرست محترم مجتمع شماره یک شورای حل اختلاف شیراز با اطلاع، از دیدگاه اداره کل حقوقی قوه قضاییه و اشاره به نظریه شماره ۳۲۷۵/۷ مورخ ۲۷/۵/۱۳۷۷ این اداره کل، وجود رویه‌های مختلف را متذکر و اتخاذ تصمیم مقتضی را خواستار شده است؛ پیشنهاد می‌شود در صورت صلاحدید موضوع به اداره کل تدوین لوایح قوه قضاییه ارجاع شود تا در اصلاح قانون مجازات اسلامی مورد بررسی قرار گیرد.

  • نظر مشورتی شماره ۷/۱۴۰۰/۱۵۶۱ مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۰

    تاریخ نظریه: ۱۴00/۱۱/۲0 شماره پرونده: ۱۴00-۳/۱-۱۵۶۱ ح شماره نظریه: ۷/۱۴00/۱۵۶۱

    استعلام:

    دادنامه قطعی محکوم به پرداخت مبلغی به همراه خسارت تأخیر تأدیه گردید و در همین راستا رسیدگی مجدد و نقض حکم و ماده ۴۷۷ آیین دادرسی کیفری را از ریاست محترم وقت قوه قضائیه درخواست نمود که ریاست محترم قوه نیز طی دستوری به صراحت بیان نمودند اجرای حکم تا بررسی پرونده و تهیه گزارش و اعلام نتیجه متوقف کرد د در همین خصوص و با توجه به رد درخواست اعمال ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری از سوی ریاست محترم قوه قضاییه قطعیت دادنامه خواهشمند است دستور فرمایید در رابطه با سوال زین ارشاد صورت پذیرد با توجه به اینکه محکوم علیه در دادن نامه قطعی به استناد ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی محکوم به پرداخت محکوم به به همراه با تأخیر تأدیه از تاریخ دادخواست بدوی گردیده است آیا در مدت زمانی که اجرای حکم به دستور ریاست محترم قوه قضاییه متوقف گردیده بود به مبلغ محکومیت خسارت تأخیر تأدیه تعلق میگیرد یا خیر.

    نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:

    در فرض سؤال توقف اجرای حکم هرچند با دستور ریاست محترم قوه قضاییه انجام گرفته است، مستظهر به ادله‌ای بوده که متقاضی اعمال ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ تقدیم کرده است؛ هم‌چنان که استفاده از حق تجدید نظرخواهی موجب نمی‌شود تا محکوم‌علیه برای مدت زمانی که پرونده در دادگاه تجدیدنظر تحت رسیدگی است از پرداخت خسارت تأخیر تأدیه معاف شود، در فرض سؤال نیز صدور دستور توقف اجرای احکام در مقام تجویز اعمال ماده ۴۷۷ یاد شده (موضوع تبصره ماده ۹ دستورالعمل اجرایی ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۷/۹/۱۳۹۸ ریاست محترم قوه قضاییه) موجب برائت ذمه محکوم‌علیه از پرداخت خسارت تأخیر تأدیه برای ایام توقف نخواهد بود.

  • نظر مشورتی شماره ۷/۱۴۰۰/۱۱۳۸ مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۰

    تاریخ نظریه: ۱۴00/۱۱/۲0 شماره پرونده: ۱۴00-۱۳۳-۱۱۳۸ ک شماره نظریه: ۷/۱۴00/۱۱۳۸

    استعلام:

    مقصود از سایر جرایم مرتبط با مفاسد اقتصادی مندرج در ماده ۱۳ قانون ارتقاء سلامت نظام اداری و مبارزه با فساد مصوب ۱۳۹0 با اصلاحات و الحاقات بعدی کدام یک از جرایم است و چگونه شناخته می‌شوند؟ آیا جرم جعل و استفاده از سند مجعول نیز در زمره این جرایم قرار می‌گیرد؟

    نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:

    در قانون تعریفی از جرایم مرتبط با مفاسد اقتصادی وجود ندارد؛ اما با توجه به ذکر جرایم اقتصادی در مواد ۱ و ۳ قانون ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد مصوب ۱۳۹0 با اصلاحات و الحاقات بعدی و بند «ب» ماده ۱0۹ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، جرایمی که مقدمه یا لازمه ارتکاب جرایم اقتصادی هستند؛ از قبیل جعل و استفاده از سند مجعول در کلاهبرداری و اختلاس توأم با جعل یا جرایمی که موضوع آن اقتصادی است؛ مانند جرایم مرتبط با بورس و غیر مواردی که قانون‌گذار به طور صریح آن‌ها را در زمره جرایم مرتبط با جرایم اقتصادی قلمداد کرده است؛ مانند جرایم مندرج در فصل ششم قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز مصوب ۳/۱0/۱۳۹۲ با اصلاحات و الحاقات بعدی، از جمله جرایم مرتبط با مفاسد اقتصادی محسوب می‌شوند.

  • نظر مشورتی شماره ۷/۱۴۰۰/۱۳۹۰ مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۱۷

    تاریخ نظریه: ۱۴00/۱۱/۱۷ شماره پرونده: ۱۴00-۶۳/۴-۱۳۹0 ع شماره نظریه: ۷/۱۴00/۱۳۹0

    استعلام:

    الف- همان‌گونه که مستحضرید بند ۲ ماده ۲۲۴ قانون مالیات مستقیم مصوب ۱۳۶۶ با اصلاحات و الحاقات بعدی (موضوع بند ۲ ماده ۵۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب ۱۴00/۳/۲) مقرر می‌دارد: «بند ۲- یک نفر از میان قضات بازنشسته یا حقوق‌دانان مطلع در امور مالیاتی با شرط وثاقت و امانت به درخواست سازمان امور مالیاتی و انتخاب رئیس کل دادگستری هر استان». توضیح این‌که در قانون سابق بند ۲ این ماده مقرر می‌داشت: «یک نفر قاضی اعم از شاغل یا بازنشسته در صورتی که قاضی بازنشسته واجد شرایطی در شهرستان‌ها یا مراکز استان‌ها وجود نداشته باشد، بنا به درخواست سازمان امور مالیاتی کشور، رئیس قوه قضاییه یک نفر قاضی شاغل را برای عضو هیأت معرفی می‌کند.» با هنایت به مقرر فوق‌الذکر، خواهشمند است اعلام نظر بفرمایید آیا «حقوقدان مطلع» شامل قضات شاغل است؟ ب- در قسمتی از تبصره ۲ این ماده نیز آمده است: «انشای رأی با رعایت اصل عدالت و بی‌طرفی کلیه اعضا و متکی به اسناد و مدارک مثبته و دلایل و شواهد متقن در همان جلسه و یا حداکثر ظرف سه روز کاری پس از برگزاری جلسه، توسط نماینده بند (۲) این ماده به عمل آمده و به امضای تمامی اعضا می‌رسد.» پرسش این است که در صورت اختلاف نظر بین اعضا، نظر قاضی انشا‌کننده رأی قاطع است یا اکثریت آراء ملاک اتخاذ تصمیم و انشای رأی است؟

    نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:

    الف- با توجه به این‌که قانونگذار در بند ۲ ماده ۲۴۴ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ با اصلاحات و الحاقات بعدی (پیش از اصلاح بند یادشده به موجب ماده ۵0 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب ۲/۳/۱۴00) که تعیین قضات شاغل به عنوان عضو هیأت حل اختلاف مالیاتی را تحت شرایطی پذیرفته بود؛ اما در اصلاح اخیر تنها به عضویت قضات بازنشسته در این هیأت اعلام نظر کرده است و همچنین با عنایت به این‌که از حیث حقوقدان بودن نمی‌توان بین قضات شاغل و بازنشسته قائل به تفکیک شد و اگر بنای قانون‌گذار بر استفاده از تمامی حقوقدانان اعم از قضات شاغل و بازنشسته بود، ضرورتی به تصریح به «قضات بازنشسته» وجود نداشت؛ لذا عضویت قضات شاغل در هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی موضوع ماده ۲۴۴ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ با اصلاحات و الحاقات منطبق بر قانون به نظر نمی‌رسد. ب- با توجه به این‌که اصولاً در مراجع شبه‌قضایی که با اعضای متعدد تشکیل می‌شوند، نصاب رأی اکثریت است؛ بنابراین در فرض پرسش نیز که مقنن حکم خاصی را بیان نکرده است، رأی اکثریت اعضای هیأت ملاک است. همچنین، صرف انشای رأی توسط نماینده موضوع بند ۲ ماده ۲۴۴ قانون مالیات‌های مستقیم اصلاحی ۱۴00 نافی نصاب فوق نیست.

  • نظر مشورتی شماره ۷/۱۴۰۰/۱۵۴۰ مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۱۷

    تاریخ نظریه: ۱۴00/۱۱/۱۷ شماره پرونده: ۱۴00-۹۶-۱۵۴0 شماره نظریه: ۷/۱۴00/۱۵۴0

    استعلام:

    با احترام بازگشت به نامه شماره ۱۶ ۶۱۱ مورخ ۲۶ ۱۰۴۰۰ در خصوص معرفی نمایندگان دادگستری در کمیسیون موضوع بند ۲ ماده ۲۴۴ قانون مالیات های مستقیم به استحضار می رساند قبل از ۳۶ نفر از قضات بازنشسته دادگستری استان جهت عضویت در کمیسیون مذکور اداره کل امور مالیاتی استان آذربایجان شرقی معرفی شده اند همچنین در بازگشت به متن بند ۲ ماده ۵۰ قانون مذکور آیا میتوان از قضات شاغل به عنوان نماینده این کمیسیون در تعبیر حقوق دادن مطلع در امور مالیاتی استفاده کرد یا خیر

    نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:

    با توجه به این‌که قانونگذار در بند ۲ ماده ۲۴۴ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ با اصلاحات و الحاقات بعدی (پیش از اصلاح بند یادشده به موجب ماده ۵0 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب ۲/۳/۱۴00) تعیین قضات شاغل به عنوان عضو هیأت حل اختلاف مالیاتی را تحت شرایطی پذیرفته بود؛ اما در اصلاح اخیر تنها به عضویت قضات بازنشسته در این هیأت اعلام نظر کرده است و همچنین با عنایت به این‌که از حیث حقوقدان بودن نمی‌توان بین قضات شاغل و بازنشسته قائل به تفکیک شد و اگر بنای قانون‌گذار بر استفاده از تمامی حقوقدانان اعم از قضات شاغل و بازنشسته بود، ضرورتی به تصریح به «قضات بازنشسته» وجود نداشت؛ لذا عضویت قضات شاغل در هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی موضوع ماده ۲۴۴ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ با اصلاحات و الحاقات بعدی، منطبق بر قانون به نظر نمی‌رسد.

  • نظر مشورتی شماره ۷/۱۴۰۰/۱۴۸۸ مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۱۷

    تاریخ نظریه: ۱۴00/۱۱/۱۷ شماره پرونده: ۱۴00-۱۶۸-۱۴۸۸ ک شماره نظریه: ۷/۱۴00/۱۴۸۸

    استعلام:

    مطابق بند ت ماده ۳۷۸ قانون آیین دادرسی کیفری و در فصل کیفیت رسیدگی در دادگاه های کیفری به ذکر روش کار و متن کامل رای بیان شده است و مطابق مواد ۴۴۸ به بعد قانون آیین دادرسی کیفری کیفیت رسیدگی دادگاه تجدید نظر استان اعلام گردیده است سوال اینجاست که با توجه به اینکه دادگاه های تجدید نظر در مقام رسیدگی به پرونده‌ها طبق ماده ۴۵۰ قانون آیین دادرسی کیفری گزارش جامع از پرونده تشکیل میشود آیا لزومی به تهیه گزارش کار نیز می باشد یا خیر

    نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:

    مطابق ماده ۴۵۴ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ «…صدور رأی و سایر ترتیبات در دادگاه تجدیدنظر استان مطابق قواعد و مقررات مرحله نخستین است»؛ بنابراین در مواردی که دادگاه تجدید نظر استان انشاء رأی می‌کند، درج گردش‌کار موضوع بند «ت» ماده ۳۷۸ این قانون در دادنامه الزامی است.

  • نظر مشورتی شماره ۷/۱۴۰۰/۸۴۸ مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۵

    تاریخ نظریه: ۱۴00/۱۱/۲۵ شماره پرونده: ۱۴00-۱۲۷-۸۴۸ ح شماره نظریه: ۷/۱۴00/۸۴۸

    استعلام:

    چنانچه یکی از مشخصات سجلی خوانده اعم از نام و نام خانوادگی بر روی دادخواست اشتباه درج شده باشد، آیا با توجه به الکترونیکی شدن تمامی دادخواست‌ها و عدم پیش‌بینی این موضوع در قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹، اصلاح آن بعد از تقدیم دادخواست امکان پذیر است؟

    نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:

    اولاً، هرگاه خواهان ادعا کند که نام خوانده را در دادخواست اشتباه قید کرده است، چنانچه دعوا متوجه همان خوانده باشد و وی نسبت به توجه دعوا به خود ایرادی ننماید، اصلاح نام خوانده با منعی مواجه نیست. ثانیاً، صرف‌نظر از آن‌که حسب بررسی به عمل آمده امکان اصلاح دادخواست از طریق سامانه مدیریت پرونده‌های قضایی (سمپ) وجود دارد، در فرض سؤال چنانچه به لحاظ مشکلات فنی امکان اصلاح دادخواست وجود نداشته باشد، می‌بایست از طریق مرجع ذی‌ربط (مرکز انفورماتیک قوه قضاییه) حل مشکل شود.

  • نظر مشورتی شماره ۷/۱۴۰۰/۱۰۰۲ مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۵

    تاریخ نظریه: ۱۴00/۱۱/۲۵ شماره پرونده: ۱۴00-۹۷-۱00۲ ح شماره نظریه: ۷/۱۴00/۱00۲

    استعلام:

    وفق قسمت آخر ماده ۳ آیین‌نامه تعرفه حق‌الوکاله، حق‌المشاوره و هزینه وکلای دادگستری مصوب ۱۳۹۸/۱۲/۲۸ ریاست محترم قوه قضاییه مبنای ابطال تمبر علی‌الحساب مالیاتی موضوع ماده ۱0۳ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ با اصلاحات و الحاقات بعدی، مبلغ علی‌الحساب دریافتی از موکل است؛ از طرفی آن اداره کل در نظریات ابرازی در این خصوص از جمله نظریه شماره ۷/۹۹/۴۳ مورخ ۱۳۹۹/۵/۲۳ اعلام داشته است که در صورتی که این مبلغ کمتر از تعرفه قانونی باشد، مبنای ابطال تمبر تعرفه قانونی است. این در حالی است که از مقررات موجود از جمله مواد آیین‌نامه مذکور چنین تکلیفی مبنی بر ابطال تمبر بر مبنای تعرفه قانونی استنباط نمی‌شود و این امر موجب اختلاف نظر محاکم در خصوص این موضوع شده است؛ لذا خواهشمند است مبنا و مستند قانونی این تکلیف مبنی بر ابطال تمبر بر اساس تعرفه را بیان فرمایید.

    نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:

    با عنایت به این‌که همواره آیین‌نامه‌ها باید همسو با قوانین تفسیر شود، وجه جمع احکام مقرر در ماده ۳ آیین‌نامه تعرفه حق‌الوکاله، حق‌المشاوره و هزینه سفر وکلای دادگستری مصوب ۲۸/۱۲/۱۳۹۸ ریاست محترم قوه قضاییه و ماده ۱0۳ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ با اصلاحات و الحاقات بعدی آن است که چنانچه حق‌الوکاله دریافتی به صورت علی‌الحساب بیش از حداقل تعرفه مقرر باشد، مبلغ علی‌الحساب دریافتی مناط محاسبه تمبر مالیاتی است؛ در غیر این صورت، با عنایت به ماده ۱0۳ یادشده حداقل حق‌الوکاله مقرر در تعرفه ملاک ابطال تمبر خواهد بود.