| مرجع تصویب : هيات وزيران | دوشنبه 27 بهمن 1404 | ||
| شماره ویژه نامه : 2156 | سال هشتاد و دو شماره 23563 | ||
|
|
|||
|
شماره 183281/ت65291هـ 1404/11/2 تصويب نامه در خصوص انتصاب آقای فرخ مهری نژاد و خانم الهام بیژن پوربه عنوان اعضاي هيئت عالي نظارت مذكور در ماده (37) آيين نامه اجراييقانون رسيدگي به تخلفات اداريسازمان اداری و استخدامی کشور هيئت وزيران در جلسه 1404/10/28 به پیشنهاد شماره 91434 مورخ 1404/10/10 سازمان اداری و استخدامی کشور و به استناد ماده (22) قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب 1372 و در اجرای ماده (37) آئین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری موضوع تصویب نامه شماره 26222/ت304هـ مورخ 1373/8/2 و اصلاحات بعدی آن تصويب کرد: آقای فرخ مهری نژاد و خانم الهام بیژن پور به عنوان اعضاي هيئت عالي نظارت مذكور در ماده (37) آيين نامه اجرايي قانون رسيدگي به تخلفات اداري موضوع تصويب نامه شماره 26222/ت304هـ مورخ 1373/8/2 و اصلاحات بعدي آن، جايگزين آقايان سید لطف اله سپهر و ابراهیم ابراهیمی مي شوند. معاون اول رئيس جمهور ـ محمدرضا عارف |
|||
دسته: مصوبات و مقررات
-
تصويب نامه در خصوص انتصاب آقاي فرخ مهري نژاد و خانم الهام بيژن پوربه عنوان اعضاي هيئت عالي نظارت مذكور در ماده (37) آيين نامه اجرايي قانون رسيدگي به تخلفات اداري
-
اصلاح بندهاي (1) و (2) تصويب نامه شماره 118749/ت64708هـ مورخ 1404/7/23
مرجع تصویب : هيات وزيران دوشنبه 27 بهمن 1404 شماره ویژه نامه : 2156 سال هشتاد و دو شماره 23563 اصلاح بندهاي (1) و (2) تصويب نامه شماره 118749/ت64708هـ مورخ 1404/7/23 شماره 165397/ت65005هـ 1404/9/30
اصلاح بندهای (1) و (2) تصويب نامه شماره 118749/ت64708هـ مورخ 1404/7/23
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
هیئت وزیران در جلسه 1404/9/23 به پیشنهاد شماره 197524/04 مورخ 1404/8/7 بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران و تأیید هیئت عالی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و به استناد بند (د) ماده (32) قانون پولي و بانكي كشور مصوب 1351، تصويب كرد:
در بند (1) تصويب نامه شماره 118749/ت64708هـ مورخ 1404/7/23، واژه «بانک ها» جایگزین عبارت «بانك غيردولتي» و عبارت «و مؤسسات اعتباري غيربانكي موجود» از بند (2) تصویب نامه یادشده حذف می شود.
معاون اول رئيس جمهور ـ محمدرضا عارف
-
آيين نامه اجرايي بند (2) تبصره (4) ماده (34) اصلاحي قانون ثبت (موضوع بند (پ) ماده (19) قانون رفع موانع توليد رقابت پذير و ارتقاي نظام مالي كشور مصوب 1394 و بند (الف) ماده (13) قانون تأمين مالي توليد و زيرساخت ها مصوب 1402)
مرجع تصویب : هيات وزيران دوشنبه 20 بهمن 1404 شماره ویژه نامه : 2151 سال هشتاد و يك شماره 23558 آيين نامه اجرايي بند (2) تبصره (4) ماده (34) اصلاحي قانون ثبت (موضوع بند (پ) ماده (19) قانون رفع موانع توليد رقابت پذير و ارتقاي نظام مالي كشور مصوب 1394 و بند (الف) ماده (13) قانون تأمين مالي توليد و زيرساخت ها مصوب 1402) شماره 171266/ت65050هـ 1404/10/9
وزارت امور اقتصادی و دارایی ـ وزارت دادگستری
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ـ سازمان حفاظت محیط زیست
معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش بنیان رئیس جمهور
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
هیئت وزیران در جلسه 1404/9/23 به پیشنهاد وزارت امور اقتصادی و دارایی و با همکاری وزارت دادگستری و بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و به استناد بند (2) تبصره (4) ماده (34) اصلاحی قانون ثبت مصوب 1386 موضوع بند (پ) ماده (19) قانون رفع موانع توليد رقابت پذير و ارتقاي نظام مالي كشور مصوب 1394 و بند (الف) ماده (13) قانون تأمین مالی تولید و زیرساخت ها مصوب 1402، آیین نامه اجرایی بند یادشده را به منظور تسهیل در وصول و کاهش حجم مطالبات غیرجاری بانک ها و مؤسسات اعتباری غیربانکی و حمایت از تداوم تولید، حفظ اشتغال و پایداری فعالیت های صنعتی به شرح زیر تصویب کرد:
آیین نامه اجرایی بند (2) تبصره (4) ماده (34) اصلاحی قانون ثبت (موضوع بند (پ) ماده (19) قانون رفع موانع توليد رقابت پذير و ارتقاي نظام مالي كشور مصوب 1394
و بند (الف) ماده (13) قانون تأمین مالی تولید و زیرساخت ها مصوب 1402)
فصل اول: کلیات
ماده1ـ در این آیین نامه، اصطلاحات زیر در معانی مشروح مربوط به کار می روند:
1ـ بدهکار: واحد/ بنگاه های تولیدی کالا و خدمات، اعم از فعال یا غیرفعال که دارای پروانه بهره برداری، کارت شناسایی، گواهی فعالیت صنعتی یا مجوز تولیدی از دستگاه های اجرایی ذی ربط هستند و دارای بدهی غیرجاری به بستانکار بوده و نزد وی وثیقه دارند.
2ـ بورس: شرکت های بورس اوراق بهادار تهران (سهامی عام) و فرابورس ایران
(شرکت سهامی عام).3ـ اموال و دارايي ها: کلیه اموال و دارایی های قابل توثیق موضوع ماده (7) قانون تأمین مالی تولید و زیرساخت ها مصوب 1402 و بند (4) ماده (1) و ماده (2) آیین نامه اجرایی آن موضوع تصویب نامه شماره 34867/ت64106هـ مورخ 1404/2/30.
4ـ بستانکار: مؤسسه اعتباری موضوع بند (ح) ماده (1) قانون بانک مرکزی
جمهوری اسلامی ایران مصوب 1402 دارای مطالبات غیرجاری از بدهکار.5 ـ سهام قابل واگذاری: درصدی از سهام بدهکار که خریدار حاضر است در ازای تملک آن، طلب بستانکار را پرداخت نماید. درصد مزبور براساس قوانین حاکم از جمله لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب 1347، مطابق اعلام بورس و یا نظریه کارشناسی نباید به حقوق سایر سهامداران خلل و مانعی ایجاد نماید و بدون مسدودی، توقیف و بازداشت یا هر مانع قانونی دیگر قابلیت انتقال به شخص دیگری را با رعایت قوانین و مقررات داشته باشد.
6 ـ مناقصه: صورت خاصی از فروش درصدی از سهام قابل واگذاری است که از درصد سهام قابل واگذاری به مبلغ پایه کارشناسی در ازای پرداخت طلب بستانکار شروع شده و به پیشنهادکننده کمترین درصد سهام قابل واگذاری در ازای پرداخت طلب بستانکار واگذار می شود.
7ـ مزایده: صورت خاصی از فروش مال است که از مبلغ ارزیابی مال شروع شده و به پیشنهادکننده بالاترین قیمت واگذار می شود.
8 ـ خریدار: شخص حقیقی یا حقوقی که در فرآیند مناقصه/ مزایده موضوع این آیین نامه شرکت نموده و با ارایه مناسب ترین پیشنهاد مطابق با ضوابط مندرج در اسناد مناقصه/ مزایده، به عنوان برنده شناخته می شود.
9ـ کارشناس: کارشناس رسمی دادگستری که از کانون کارشناسان رسمی دادگستری یا مرکز امور وکلا، کارشناسان و مشاوران خانواده پروانه کارشناسی اخذ کرده است و شرکت های ارزش گذاری دارایی های نامشهود که دارای مجوز از معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش بنیان رئیس جمهور در خصوص ارزش گذاری دارایی های نامشهود می باشند.
10ـ مبلغ پایه کارشناسی: ارزش اموال و دارایی های بدهکار که توسط کارشناس تعیین و مبنای برگزاری مناقصه/ مزایده سهام/ دارایی های مورد وثیقه بدهکار قرار می گیرد.
11ـ مطالبات بستانکار: طلب قطعی بستانکار اعم از ریالی و ارزی حسب مورد بابت اصل، سود/کارمزد، وجه التزام تأخیر تادیه، تعهدات ریالی و ارزی، خسارات و هزینه های مترتبه ناشی از اعطای تسهیلات، ایجاد تعهدات، ارائه خدمات و انجام سایر فعالیت ها.
12ـ پرداخت غیرنقدی: پرداخت از طریق دارایی های با قدرت نقدشوندگی بالا حداکثر طی مدت زمان یک سال، بدون معارض و موانع حقوقی نقل و انتقال، با اولویت سهام و اوراق پذیرفته شده نزد سازمان بورس و اوراق بهادار به نحوی که نیاز به ارزیابی یا قیمت گذاری نداشته باشد.
فصل دوم: ترتیبات وصول مطالبات از محل سهام واحدهای تولیدی بدهکار
ماده2ـ بدهکار درخواست خود را ظرف بیست (20) روز از تاریخ ابلاغ اجرائیه به پیوست مستندات مربوط به توافق شرکا یا صاحبان سهام، مبنی بر واگذاری سهام یا سهم الشرکه واحد تولیدی از طریق سامانه اجرا جهت ابلاغ به بستانکار به اداره اجرای ثبت ارائه می نماید. بستانکار ظرف یک ماه پس از ابلاغ درخواست بدهکار مراتب موافقت یا عدم موافقت خود را با درخواست مطروحه به اداره اجرای ثبت جهت ابلاغ به بدهکار و حسب مورد بسته به درج نماد شرکت در تابلوی بورس و یا فرابورس ایران به بورس مربوط اعلام نماید.
ماده3ـ بورس مربوط موظف است حداکثر تا یک ماه پس از اخذ درخواست، نسبت به بررسی امکان انجام معامله در بورس اقدام نماید و در صورت احراز امکان عرضه سهام در بورس، پس از اعلام موافقت از سوی بستانکار، هماهنگی های لازم را جهت انتقال سهام به عمل می آورد.
تبصره ـ بدهکار مکلف است کلیه تمهیدات و هماهنگی های لازم با بورس و یا کارشناس را برای تسهیل در فرآیند ارزش گذاری سهام ظرف ده (10) روز از اعلام موافقت بستانکار، فراهم آورد. در هر زمان که بدهکار از انجام تکالیف خود استنکاف نماید، بستانکار حق دارد با اعلام کتبی موضوع به بورس، از پذیرش درخواست بدهکار به صورت یک طرفه، صرف نظر نماید.
ماده4ـ در صورت عدم امکان واگذاری در بورس، بستانکار موظف به برگزاری مناقصه عمومی است. ملاک انتخاب برنده در مناقصه، کمترین درصد از سهم الشرکه یا سهام پیشنهاد شده از سوی متقاضیان خرید در ازای پرداخت کل بدهی بدهکار به بستانکار است.
ماده5 ـ تعیین مبلغ پایه کارشناسی در مناقصه با مراجعه بستانکار به کارشناس صورت می پذیرد. پس از ارجاع امر به کارشناسی، کارشناس مکلف است حداکثر ظرف بیست (20) روز پس از پذیرش کارشناسی نسبت به ارائه نظریه کارشناسی مبنی بر ارزش گذاری سهام معرفی شده اقدام نماید. درصورت عدم امکان انجام کارشناسی به دلایلی ازجمله عدم همکاری بدهکار، ظرف حداکثر یک ماه از تاریخ ارجاع به کارشناس، بستانکار حق عدول از موافقت خود به شرح این آیین نامه و پیگیری مطالبات خود از طریق صدور اجرائیه و سایر طرق قانونی را خواهد داشت.
ماده6 ـ پس از کارشناسی و تعیین درصد سهام قابل واگذاری، یک بار مناقصه مطابق تشریفات مربوط جهت فروش سهام توسط بستانکار برگزار و برندگان اول و دوم (خریداران کمترین درصد سهام قابل واگذاری در قبال مطالبات بستانکار) انتخاب و بر اساس نحوه پرداخت نقدي و غيرنقدي تعیین و اولویت بندی می گردند.
تبصره1ـ در آگهی مناقصه علاوه بر موارد مندرج در بند (ب) ماده (14) قانون برگزاری مناقصات مصوب 1383، باید شرایط و کیفیت پرداخت های غیرنقدی قید گردد.
تبصره2ـ در صورت وجود خریدار برای خرید سهام کارشناسی شده، باید تمامی مطالبات بستانکار توسط خریدار پرداخت و نسبت به انتقال سهام به خریدار اقدام گردد.
تبصره3ـ مطالبات بستانکار با اولویت پرداخت نقدی باید از سوی برنده اول تسویه گردد. در صورت عدم توانایی ایشان در تسویه نقدی و یکجای مطالبات، بستانکار با توجه به عواملی چون میزان پرداخت نقدی و سهولت نقد شوندگی اموال معرفی شده در پذیرش پرداخت ترکیبی (نقدی ـ غیرنقدی) مخیّر است. در صورت موافقت بستانکار با پرداخت ترکیبی، پرداختی نقدی خریدار سهام (برنده اول) نباید از پانزده درصد (15%) مطالبات بستانکار کمتر باشد.
تبصره4ـ در صورت عدم موافقت بستانکار با روش پرداخت ترکیبی و یا عدم نقدشوندگی مال مورد معرفی از سوی برنده اول در پرداخت ترکیبی، برنده دوم در صورت پرداخت نقدی و با توجه به میزان نقدشوندگی، در اولویت قرار می گیرد.
تبصره5 ـ در صورت عدم وجود خریدار برای سهام قابل واگذاری، بستانکار مخیّر است با ارزیابی سهام معرفی شده از سوی بدهکار نسبت به پذیرش آن اقدام یا در صورت صلاحدید مطالبات خود را با رعایت قوانین و مقررات مربوط از محل اجرائیه صادره وصول نماید.
ماده7ـ پس از برگزاری مناقصه و تعیین خریدار، در صورت شرط ضمن عقد در قرارداد مناقصه و درخواست خریدار، بدهکار مکلف است با فروش نقدی بخش دیگری از سهام بدهکار به قیمت کارشناسی قبلی، امکان افزایش سهام خریدار تا سقف سهام مورد نیاز برای تشکیل مجمع عمومی فوق العاده را فراهم نماید.
تبصره ـ خریدار متعهد می گردد حداقل به مدت سه (3) سال از زمان خرید سهام، فعالیت تولیدی واحد را حفظ نماید. تخطی از این تعهد مشمول فسخ قرارداد و اعمال ضمانت اجرا خواهد بود.
فصل سوم: ترتیبات وصول مطالبات از طریق مزایده دارایی مورد وثیقه واحدهای تولیدی بدهکار
ماده8 ـ چنانچه به هر دلیلی اعم از عدم درخواست بدهکار مبنی بر واگذاری سهام یا سهم الشرکه واحد تولیدی و یا نبود خریدار در فرآیند مناقصه، واگذاری سهام موضوع فصل دوم این آیین نامه فراهم نگردد، ترتیبات پیش بینی شده در این فصل اعمال خواهد شد.
ماده9ـ چنانچه بدهکار ظرف ده (10) روز از تاریخ ابلاغ اجرائیه نسبت به پرداخت بدهی خود اقدام ننماید، اداره اجرای ثبت به تقاضای بستانکار موظف است نسبت به ارجاع امر ارزیابی اموال مورد وثیقه بدهکار (اعم از منقول و غیرمنقول/ مشهود و نامشهود) به کارشناس اقدام نماید.
ماده10ـ در صورتی که توافقی میان بستانکار و بدهکار در خصوص تعیین کارشناس مرضی الطرفین حاصل گردد، ارزیابی مال مورد وثیقه و برگزاری مزایده مطابق مقررات مندرج در این آیین نامه خواهد بود، در غیر این صورت وصول طلب مطابق آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرایی مصوب 1387 رئیس قوه قضائیه با اصلاحات بعدی صورت می گیرد و کلیه تشریفات قانونی مزایده بر اساس ضوابط و فرآیندهای مقرر در آیین نامه مذکور انجام خواهد شد.
تبصره ـ مبلغ پایه کارشناسی اموال مورد وثیقه بستانکار، باید با اخذ نظریه کارشناس تعیین گردد و اداره اجرای ثبت مکلف است حداکثر ظرف دو ماه از تاریخ قطعیت نظریه کارشناسی نسبت به برگزاری مزایده اقدام نماید.
ماده11ـ در صورت عدم وجود خریدار در مزایده اول، جهت اعطای مهلت دو ماهه بستانکار باید ظرف ده (10) روز از تاریخ برگزاری مزایده درخواست خود را به اداره اجرای ثبت ارائه نماید و اداره اجرای ثبت بلافاصله پس از وصول درخواست بستانکار به بدهکار/ راهن اخطار دهد تا حداکثر ظرف دو ماه طلب بستانکار را پرداخت نماید.
تبصره1ـ چنانچه بدهکار/ راهن ظرف مهلت قانونی نسبت به پرداخت تمام یا قسمتی از مطالبات بستانکار تا سقف مبلغ پایه مزایده اقدام نماید، پس از تأیید دریافت بستانکار، بابت آن قسمت از مطالبات پرداخت شده، اداره اجرای ثبت موظف است با رعایت قوانین و مقررات مربوط متناسب با مبلغ پرداختی، مراتب فک رهن مال مورد وثیقه را به دفتر اسناد رسمی مربوط اعلام نماید. در صورت عدم تکافوی مورد وثیقه بستانکار به کل طلب، بستانکار می تواند برای وصول مانده طلب طبق مقررات اجرایی راجع به اسناد ذمه از طریق اداره اجرای ثبت اقدام کند.
تبصره2ـ هرگاه بستانكار با وصول قسمتي از طلب خود تقاضاي فك رهن از برخي وثايق را بنمايد، اداره اجرای ثبت با وصول حقوق اجرائي بر اساس ميزان وصولي بستانكار مراتب را جهت فك رهن از وثايق مذكور به دفتر اسناد رسمي مربوط اعلام مي نمايد.
ماده12ـ در صورت عدم وجود خریدار در مزایده اول و عدم پرداخت مطالبات از سوی بدهکار/ راهن ظرف مهلت دو ماهه مورد نظر، با درخواست بستانکار اداره اجرای ثبت مکلف است ظرف یک ماه از اخذ درخواست نسبت به برگزاری مزایده دوم مال مورد وثیقه به شرط آنکه مبلغ پایه مزایده مذکور از هفتاد درصد (70%) مبلغ پایه مزایده اول کمتر نباشد، اقدام نماید.
تبصره1ـ شركت در مزايده منوط به پرداخت ده درصد (10%) از مبلغ پايه كارشناسي به حساب سپرده ثبت و حضور خريدار يا نماينده قانوني او در جلسه مزايده است. برنده مزايده مكلف است مابه التفاوت مبلغ فروش را ظرف پنج (5) روز از تاريخ مزايده به حساب صندوق ثبت توديع نمايد و در صورتي كه ظرف مهلت مقرر، مانده فروش را به حساب سپرده ثبت واريز نكند، مبلغ مذكور قابل استرداد نبوده و به حساب خزانه واريز خواهد شد. در اين صورت، عمليات فروش از درجه اعتبار ساقط و مزايده تجديد مي گردد.
تبصره2ـ فروش مال به نسيه در صورتي جايز است كه بستانکار بپذیرد و بدهکار نيز مازاد را نقداً دريافت و يا نسبت به مازاد نسيه را قبول نمايد. در هر دو صورت، خود مسئول وصول خواهند بود و حق مزايده، نقداً دريافت مي شود.
ماده13ـ در صورت عدم وجود خریدار در مزایده دوم، بستانکار بین تملیک وثیقه و وصول مطالبات از محل سایر اموال بدهکار مخیّر است و در صورتی که با اجرای مفاد این آیین نامه، وصول کامل طلب بستانکار محقق نشده باشد، حق پیگیری وصول باقی مانده طلب از سایر روش های قانونی برای بستانکار محفوظ است.
ماده14ـ در صورت پایان مهلت دو ماهه و عدم فک رهن مال، تکرار مزایده با قیمت کارشناسی جدید (مرضی الطرفین) پس از مزایده اول، با درخواست بستانکار، بلامانع است.
ماده15ـ مزايده به صورت حضوری و یا الکترونیکی برگزار مي شود. در صورتي كه مال بازداشتي يا مورد وثيقه در جلسه مزايده خريدار پيدا نكند مال با دريافت حق الاجرا و حق مزايده به قيمتي كه مزايده از آن شروع مي شود به بستانكار واگذار مي شود و اگر مازاد بر طلب باشد از بستانكار وصول مي گردد.
تبصره ـ چنانچه مال مورد مزايده، مازاد بر طلب باشد، اداره اجرای ثبت ضمن تنظيم صورتجلسه برگزاري مزايده به بستانكار تفهيم مي نمايد كه ظرف يك ماه نسبت به واريز مابه التفاوت يا واگذاري سهم مشاعي به ميزان طلب، اقدام نمايد. در صورت عدم حضور بستانكار مراتب مذكور طي اخطار به وي ابلاغ مي گردد. چنانچه بستانكار اقدام به پرداخت مابه التفاوت يا قبول انتقال مشاعي به ميزان طلب ننمايد، به درخواست بدهکار پس از اخذ حقوق دولتي (حق الاجرا و حق مزايده) از مازاد، حسب مورد فك رهن يا رفع بازداشت به عمل مي آيد.
فصل چهارم: سایر مقررات
ماده16ـ در اجرای مفاد مطروحه در این آیین نامه و به منظور شفافیت و کارایی بیشتر، بستانکار مکلف است در فروش اموال و دارایی های موضوع این آیین نامه (اموال مورد وثیقه قابل عرضه)، استفاده از ساز و کار بورس های کالایی را در اولویت قرار دهد، مشروط بر اینکه امکان عرضه و شرایط فروش از طریق بورس های کالایی فراهم و با ماهیت مال و مقررات بورس های کالایی منطبق باشد.
ماده17ـ کلیه هزینه های اجرایی مرتبط با فرآیندهای قیمت گذاری، برگزاری مناقصه و مزایده، انتشار آگهی، کارشناسی، انتقال مالکیت سهام به نام بستانکار، انتقال اسناد و سایر هزینه های مترتبه، بر عهده بدهکار می باشد، مگر آنکه مطابق با توافق طرفین ترتیب دیگری مقرر شده باشد.
ماده18ـ کلیه دستگاه های اجرایی از جمله سازمان امور مالیاتی کشور، سازمان تأمین اجتماعی و سازمان حفاظت محیط زیست موظفند در جریان انتقال مالکیت دارایی یا سهام واحدهای تولیدی مشمول این آیین نامه، ظرف حداکثر پانزده (15) روز پاسخ استعلامات را ارائه نمایند.
ماده19ـ درصورتی که واحد تولیدی مشمول قانون حمایت صنعتی و جلوگیری از تعطیل کارخانه های کشور مصوب 1343 باشد، مفاد قانون مذکور لازم الرعایه است.
ماده20ـ در موارد سکوت مفاد این آیین نامه، آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرایی مصوب 1387 رئیس قوه قضائیه با اصلاحات بعدی لازم الاجرا خواهد بود.
معاون اول رئيس جمهور ـ محمدرضا عارف
-
تصویبنامه ضوابط پرداخت عیدی سال ۱۴۰۴ (پاداش پایان سال) کارمندان و بازنشستگان
تصویبنامه ضوابط پرداخت عیدی سال ۱۴۰۴ کارمندان و بازنشستگان
آنداد- با امضای محمدرضا عارف، معاون اول رییس جمهور، تصویبنامه ضوابط پرداخت عیدی (پاداش) سال ۱۴۰۴ کارمندان و بازنشستگان ابلاغ شد.
به گزارش پایگاه آنداد، فایل pdf این تصویبنامه از لینک زیر قابل دریافت است:
-
آیین نامه تعرفه حق الوکاله، حق المشاوره و هزینه سفر وکلای دادگستری سال ۱۳۹۸
آیین نامه تعرفه حق الوکاله، حق المشاوره و هزینه سفر وکلای دادگستری
مصوب ۱۳۹۸/۱۲/۲۸ رییس قوه قضاییه
در اجرای ماده ۱۹ لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب ۱۳۳۳ و ماده ۱۸۷ قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۷۹ و به پیشنهاد کانون وکلای دادگستری مرکز و مرکز وکلاء کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضاییه “آییننامه تعرفه حقالوکاله، حقالمشاوره و هزینه سفر وکلای دادگستری به شرح مواد آتی است.
ماده ۱– اصطلاحات و اختصارات به کار رفته در این آییننامه در معانی زیر به کار میرود:
الف– کانون: کانون وکلای دادگستری؛
ب– مرکز: مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضاییه؛
پ– صندوق: صندوق حمایت وکلا؛
ت- قانون مالیاتها: قانون مالیات های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده۲– قرارداد حقالوکاله بین وکیل و موکل معتبر است. در صورتی که قراردادی در خصوص حقالوکاله در بین نباشد، تعیین حقالوکاله در مورد وکیل و موکل، محکوم علیه، مالیات و سهم کانون، صندوق و سهم مرکز بر اساس این تعرفه خواهد بود. چنان چه میزان حقالوکاله در قرارداد کمتر از تعرفه موضوع این آییننامه باشد، در مورد محکومعلیه مبلغ کمتر ملاک است.
ماده ۳– وکیل مکلف است در فرم وکالتنامه مبلغ حقالوکاله را درج نماید و نباید از عباراتی مانند «طبق تعرفه» استفاده کند. در صورتی که حقالوکاله وجه نقد نباشد، وکیل موظف است ضمن درج اصل حقالوکاله، معادل ارزش ریالی آن را در وکالتنامه اظهار نماید. چنانچه در نتیجه توافق وکیل و موکل و حسب وکالتنامه، مبلغ حقالوکاله مازاد بر تعرفه تعیین شده باشد. دادگاه نسبت به محکومعلیه تا حداکثر میزان تعرفه موضوع این آییننامه رای خواهد داد، اما مبلغ علىالحساب دریافتی از موکل مبنای ابطال تمبر علىالحساب مالیاتی موضوع ماده ۱۰۳ قانون مالیاتها و سهم کانون، مرکز و صندوق میباشد.
ماده ۴– در صورتی که وکیل کسری تمبر مالیاتی داشته باشد دفتر شعبه مکلف به قبول وکالتنامه وی است و در اجرایی ماده ۵۴ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ بدواً جهت ابطال تمبر مالیاتی به وکیل اخطار صادر میگردد. تا زمان تکمیل تمبر مالیاتی، کلیه اخطاریهها (به جز نقص تمبر مالیاتی) به موکل به عمل میآید.
ماده ۵– در صورتی که قراردادی در خصوص حقالوکاله در بین نباشد حقالوکاله وکلای متعدد به تساوی به آنان تعلق میگیرد مگر آنکه به نحو دیگری توافق شده باشد. همچنین هر یک از وکلا به نسبت سهم خود مکلف به ابطال تمبر مالیاتی، سهم کانون، مرکز و صندوق هستند، مگر آن که یکی از وکلا سهم دیگری را پرداخت نماید.
تبصره– در مواردی که چند وکیل در پرونده اعلام وکالت مینمایند و پروانه برخی از کانون و برخی از مرکز باشند، با توافق وکلا از فرم وکالتنامه کانون یا مرکز به عنوان وکالتنامه مشترک میتوانند بهره ببرند و لوایح را نیز در سربرگ یکی از وکلا تقدیم نمایند، اما هر کدام از وکلا مکلفند، حقوق قانونی مربوط به سهم خود از حقالوکاله را حسب مورد به کانون، مرکز و صندوق حمایت بپردازند.
ماده ۶– در صورت انتخاب وکیل جدید توسط موکل، اعم از آن که به نحو استقلال باشد و یا انضمام به وکیل سابق، وکیل جدید نیز مکلف به ابطال تمبر علىالحساب مالیاتی موضوع ماده ۱۰۳ قانون مالیاتها و پرداخت سهم کانون، مرکز و صندوق میباشد.
تبصره– در اجرای تبصره ۳ ماده ۱۰۳ قانون مالیاتها، چنانچه پس از ابطال تمبر تعقیب دعوا به وکیل دیگری توکیل شود، وکیل جدید مکلف به ابطال تمبر بر روی وکالتنامه و پرداخت سهم کانون، مرکز و صندوق نمیباشد.
ماده ۷– در صورتی که وکیل به نحو تبرعی وکالت یکی از اقربای نسبی یا سببی خود تا درجه ۳ از طبقه ۳ را بر عهده بگیرد، از ابطال تمبر و پرداخت سهم کانون، مرکز و صندوق معاف است.
ماده ۸– تنظیم و ارائه وکالتنامه توسط وکیل تسخیری یا معاضدتی الزامی است؛ هر چند توسط مرجع قضایی و به نمایندگی از موکل امضاء شده باشد. حقالوکاله وکیل تسخیری یا معاضدتی دو برابر حداقل تعرفه موضوع این آییننامه است و تا زمانی که وکیل حقالوکاله را دریافت نکرده باشند، نیازی به ابطال تمبر مالیاتی و پرداخت سهم کانون مرکز و صندوق نمیباشد.
ماده ۹– با لحاظ ماده ۶۲ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹، در دعاوی مالی در موردی که حکم دادگاه بدوی از حیث بهای خواسته قطعی است، میزان حقالوکاله ده درصد بهای خواسته است و در صورت قطعی نبودن حکم از حیث خواسته یا بهای آن، به ترتیب زیر تعیین میشود:
الف– تا مبلغ پانصد میلیون ریال: هشت درصد بهای خواسته.
ب- نسبت به مازاد بر مبلغ پانصد میلیون ریال تا دو میلیارد ریال:هفت درصد بهای خواسته.
پ– نسبت به مازاد بر مبلغ دو میلیارد ریال تا ده میلیارد ریال: پنج درصد بهای خواسته.
ت- نسبت به مازاد بر مبلغ ده میلیارد ریال تا سی میلیارد ریال؛ چهار درصد برای خواسته.
ث- از مبلغ سی میلیارد ریال به بالا سه درصد بهای خواسته
تبصره- در صورتی که با لحاظ ماده ۶۲ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ بهای خواسته در موقع تقدیم دادخواست مشخص نباشد، پس از تعیین قطعی بهای خواسته وکیل مکلف به ابطال مابهالتفاوت علیالحساب تمبر مالیاتی نسبت به بهای قطعی خواسته است. چنانچه پیش از تعیین قطعی بهای خواسته به هر دلیلی دعوا رد شود، مطابق بند«ب» ماده ۱۳ این آییننامه رفتار خواهد شد.
ماده ۱۰– حقالوکاله طرح یا دفاع در مقابل دعاوی ورود، جلب و یا اعتراض ثالث و تقابل معادل حقالوکاله مرحله ای است که ثالث در آن مرحله وارد یا جلب شده یا به رای صادره در آن مرحله اعتراض کرده و یا خوانده، دعوای تقابل مطرح کرده است.
ماده ۱۱– حقالوکاله پروندههای منجر به صدور حکم غیابی و اعتراض به آن به میزان مقرر در ماده ۹ این آییننامه است؛ اما چنانچه وکیل از ابتدا وکالت داشته و به حکم غیابی اعتراض شود، از جهت تعقیب و دفاع از حکم غیابی در مرحله واخواهی، حقالوکاله دیگری به وکیل محکوم له حکم غیابی تعلق نمیگیرد.
ماده ۱۲– در مواردی که دعوا به یکی از نتایج زیر منجر شود، حقالوکاله به ترتیب زیر تعیین میشود:
الف– قرار ابطال داد خواسته پیش از پاسخ به دعوا و دفاع از آن یک چهارم حقالوکاله مرحله نخستین
ب- قرار رد دادخواست پس از پاسخ به دعوا و دفاع از آن یک دوم حقالوکاله مرحله نخستین
پ- به قرار عدم استماع یا رد دعوا به عللی مانند مرور زمان و اعتبار امر مختوم و رد تقاضای اعاده دادرسی: تمام حقالوکاله ای که برای حکم مقرر است.
ت- قرار سقوط دعوای تجدیدنظر پیش از پاسخ به دعوا و دفاع از آن: یک چهارم حقالوکاله مرحله تجدیدنظر؛
ث- قرار سقوط دعوای تجدیدنظر پس از پاسخ به دعوا و دفاع از آن یک دوم حقالوکاله مرحله تجدید نظر
ج- حقالوکاله اعتراض به قرارهای حقوقی قابل اعتراض حداقل یک میلیون ریال و حداکثر یکصد میلیون ریال است.
تبصره– در صورت فسخ با نقض قرارهای موضوع این ماده و اعاده پرونده جهت ادامه رسیدگی ماهوی، حقالوکاله آن مرحله به وکیل تعلق میگیرد.
ماده ۱۳– حقالوکاله امور حسبی، دعاوی خانوادگی و غیرمالی به شرح زیر تعیین میشود:
الف– مطلق دعاوی خانوادگی یا دعاوی مالی ناشی از زوجیت و همچنین امور حسبی: حداقل مبلغ پنج میلیون ریال و حداکثر مبلغ دویست میلیون ریال؛
ب- به دعاوی که خواسته آنها مالی نیست با تعیین بهای خواسته به موجب قانون لازم نیست؛ حداقل مبلغ چهار میلیون ریال و حداکثر مبلغ سیصد میلیون ریال.
ماده ۱۴– حقالوکاله رسیدگی به دعاوی کیفری، به شرح زیر تعیین میشود:
الف– جرایم داخل در صلاحیت رسیدگی دادگاه های کیفری یک نظامی یک و دادگاه انقلاب:
۱- جرایم مستوجب مجازات های سلب حیات, قطع عضو،حبس ابد یا حبس تعزیری درجه یک: حداقل مبلغ پنجاه میلیون ریال و حداکثر دو میلیارد ریال
۲- جرایم مستوجب مجازاتهای تعزیری درجه ۲ و ۳: حداقل مبلغ سی میلیون ریال و حداکثر یک میلیارد ریال
۳- دیگر جرایم: حداقل مبلغ ده میلیون ریال و حداکثر پانصد میلیون ریال
ب- جرایم داخل در صلاحیت رسیدگی دادگاه های کیفری دو و نظامی دو و اطفال و نوجوانان:
۱- جرایم مستوجب مجازاتهای حدود، دیات و تعزیری درجه ۴ و ۵: حداقل مبلغ ده میلیون ریال و حداکثر پانصد میلیون ریال؛
۲- جرایم مستوجب مجازاتهای تعزیری درجه ۶ حداقل مبلغ پنج میلیون ریال و حداکثر سیصد میلیون ریال؛
۳۔ دیگر جرایم:حداقل مبلغ دو میلیون ریال و حداکثر دویست میلیون ریال
پ- اعتراض به قرارهای قابل اعتراض دادسرا: حداقل یک میلیون ریال و حداکثر یکصد و پنجاه میلیون ریال
ت- فرجام خواهی کیفری، تقاضای اعاده دادرسی و تقاضای اعمال ماده ۴۷۷ آیین دادرسی کیفری: حداقل دو میلیون ریال و حداکثر دویست میلیون ریال؛
ث– دعاوی که فقط وکلای تبصره ماده ۴۸ آیین دادرسی کیفری میتوانند در آنها قبول وکالت نمایند: حداقل پنجاه میلیون ریال و حداکثر پانصد میلیون ریال.
تبصره ۱- از حقالوکاله دعاوی کیفری موضوع این ماده پنجاه درصد مربوط به فرایند تحقیق در دادسرا اعم از دادسرای عمومی و انقلاب، دادسرای نظامی و سایر دادسراها و سی درصد مربوط به دادگاه بدوی و بیست درصد مربوط به تجدیدنظرخواهی است، در مواردی که رسیدگی فاقد مرحله دادسرا است، حقالوکاله مرحله دادسرا به حقالوکاله مرحله بدوی افزوده میگردد و در مواردی که حکم بدوی قطعی است حقالوکاله مرحله تجدیدنظر نیز در مرحله بدوی پرداخت میگردد.
تبصره ۲- در صورت قبول فرجام خواهی با اعاده دادرسی و نقض رای سابق و عودت پرونده به مرجع سابق یا همعرض در جهت رسیدگی و وکالت وکیل در مرحله جدید، حقالوکاله آن مرحله نیز اضافه خواهد شد.
تبصره ۳- در صورتی که پرونده دارای چند موضوع اتهامی باشد، ملاک تعرفه اتهامی است که دارای جرم اشد است و به ازای هر جرم اضافه تر ۲۰ درصد، همان حقالوکاله به تعرفه اضافه میگردد.
ماده ۱۵– حقالوکاله در شوراهای حل اختلاف و محاکم دادگستری در مقام رسیدگی به اعتراض نسبت به آراء شوراهای مذکور، حسب مورد به میزان حقالوکاله مرحله نخستین و تجدیدنظر دعاوی کیفری و امور و دعاوی حقوقی مربوط است.
ماده ۱۶– حقالوکاله در دیوان عالی کشور در دعاوی مالی و غیر مالی براساس تعرفه مرحله تجدیدنظر است.
ماده ۱۷– حقالوکاله اعتراض به آراء کیفری که مرجع رسیدگی به آن دیوان عالی کشور است. بر اساس تعرفه مرحله تجدیدنظر است.
ماده ۱۸ ۔ حقالوکاله وکیلی که پس از نقض رای وکالت را بر عهده میگیرد، معادل یک دوم حقالوکاله پیش از نقض است.
ماده ۱۹– تعرفه حقالوکاله در دادسرا و دادگاه عالی انتظامی قضات و دادسرای دیوان عالی کشور و سایر دادسراها و دادگاه های انتظامی، حداکثر مبلغ بیست میلیون ریال است.
ماده ۲۰– حقالوکاله در دیوان عدالت اداری و سازمان تعزیرات حکومتی، حداقل مبلغ چهار میلیون ریال و حداکثر مبلغ پانصد میلیون ریال است.حقالوکاله در مراجع غیر قضایی مانند هیأتهای موضوع قانون کار مصوب ۱۳۶۹ حداقل مبلغ چهار میلیون ریال و حداکثر مبلغ دویست میلیون ریال است.
ماده ۲۱– شصت درصد حقالوکاله موضوع مواد ۹ و ۱۳ و ۲۰ این آییننامه به مرحله نخستین و چهل درصد به مرحله تجدیدنظر تعلق میگیرد.
ماده ۲۲– حقالوکاله هر مرحله در ابتدای هر مرحله به وکیل پرداخت میشود؛ مگر این که به نحو دیگری توافق شده باشد.
تبصره– در صورتی که کانون یا مرکز گواهی وکالت تخصصی برای وکلا صادر کند، به حقالوکاله آنان در حدود صلاحیت تخصصی، ۱۰ درصد افزوده میگردد.
ماده ۲۳– به منظور کاهش ورود پرونده به دستگاه فضایی و تشویق وکلا به سوق دادن پرونده به صلح و سازش و حل و فصل در خارج از دادگستری، حقالوکاله اموری که خارج از دادگستری است (مانند داوری) با پس از طرح آن در دادگاه به خارج از دادگستری ارجاع و به صدور رأی منجر میشود و حقالوکاله دعاوی که در دادگاه با خارج دادگاه به صلح ختم میشود و نیز در خصوص مطلق دعاوی خانواده در مواردی که به صلح و سازش ختم شود، به میزان حقالوکاله کل دعوا است.
ماده ۲۴– در صورت عزل، فوت یا حجر موکل یا استعفای وکیل یا انتفای موضوع وکالت به جهتی از جهات قانونی، چنانچه پرونده آماده صدور رای باشد. تمام حقالوکاله آن مرحله به وکیل تعلق خواهد گرفت. در غیر این صورت میزان حقالوکاله به تناسب کاری که وکیل در آن مرحله انجام داده است، حسب مورد به تشخیص کانون یا مرکز تعیین خواهد شد.
ماده ۲۵– حقالوکاله امور اجرایی در اجرای احکام دادگستری (حقوقی) و ادارات اجرای اسناد رسمی و لازمالاجرای سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، حداقل چهار میلیون ریال و حداکثر دو درصد مبلغ محکومبه یا مورد اجرا است و نسبت به دیگر موارد حداقل چهار میلیون ریال و حداکثر تا مبلغ یکصد و پنجاه میلیون ریال است.
ماده ۲۶– حق الزحمه ارائه خدمات حقوقی و مشاوره ای وکلا در صورتی که وکالتنامه ای تنظیم نشده و توافقی در بین نباشد، به شرح زیر است:
الف– اموری از قبیل تنظیم دادخواست، شکواییه، لایحه دفاعیه و اظهارنامه: حداکثر پنجاه میلیون ریال.
ب– مشاوره به ازای هر ساعت: حداقل پانصد هزار ریال و حداکثر پنج میلیون ریال
ت- حقالزحمه صرف مطالعه پرونده توسط وکیل، حداقل دو میلیون ریال و حداکثر پنجاه میلیون ریال است.
تبصره– وکلا مکلفند در اردیبهشت ماه هر سال درآمد سال شمسی سابق خود از محل این ماده و نیز اقساط موجل حقالوکاله که دریافت نمودهاند را به کانون یا مرکز اعلام نموده و تمبر مالیاتی علی الحساب و حقوق قانونی آن را بپردازند و در صورتی که درآمدی نداشتهاند صراحتا به کانون اعلام نمایند.
ماده ۲۷– تعرفه حقالوکاله دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت، حسب مورد تابع مقررات این آییننامه است.
ماده ۲۸ ۔ حقالوکاله دیگر مواردی که در این آییننامه تعیین تکلیف نشده است، حداقل مبلغ ده میلیون ریال و حداکثر مبلغ دویست و پنجاه میلیون ریال است.
ماده ۲۹– وکلای دادگستری عضو کانون های وکلا مکلفند معادل پنجاه درصد آن چه بابت مالیات طبق قانون مالیات ها تمبر به وکالتنامه الصاق میکنند، برای صندوق و یک چهارم تمبر را بابت هزینه کانون و وکلای دادگستری عضو مرکز مکلفند پنج درصد حقالوکاله بابت هزینه مرکز به امور مالی دادگستری پرداخت کنند. دادگستری مکلف است سهم صندوق و سهم کانون و سهم مرکز را از تمام وکلای کانون و مرکز در هر مورد قبول و در آخر هر ماه حسب مورد به کانون وکلای دادگستری مربوط و یا مرکز پرداخت کند.
ماده ۳۰– هزینه مسافرت وکلا، چنانچه نسبت به آن توافق نشده باشد، اعم از هزینه ایاب و ذهاب و اقامت در داخل یا خارج از کشور و … به عهده موکل بوده و علاوه بر هزینههای سفر و حقالوکاله، فوق العاده ماموریت برای هر روز در صورتی که سفر در داخل استان و خارج از حوزه قضایی محل اشتغال وکیل باشد مبلغ یک میلیون و پانصد هزار ریال و در صورتی که سفر خارج از استان محل اشتغال وکیل باشد مبلغ سه میلیون ریال و در مسافرتهای خارج از کشور هم طراز مدیران کل میباشد.
تبصره– با توجه به لزوم تمرکز فعالیت وکالتی در حوزه قضایی مندرج در پروانه، وکلایی که مبادرت به تمرکز فعالیت وکالتی در شهری غیر از محل مندرج در پروانه خویش نموده اند در پروندههای مرتبط با این تخلف، علاوه بر این که از سوی کانون یا مرکز تحت تعقیب انتظامی قرار خواهند گرفت، حق دریافت هزینه سفر و فوق العاده ماموریت مندرج در این ماده را ندارند.
ماده ۳۱– در صورتی که وکیل مبادرت به ابطال تمبر مالیاتی بنماید و سپس پرونده به نحوی مختومه گردد که متناسب با تمبر ابطال شده مستحق دریافت حقالوکاله نگردد، مدیر دفتر شعبه رسیدگی کننده مکلف است پس از تایید قاضی شعبه گواهی ابطال تمبر مازاد با قید مبلغ مازاد را صادر نماید و وکیل میتواند این گواهی را به همان میزان در پروندههای دیگر خود به عنوان تمبر مالیاتی ابطال شده و سهم کانون، مرکز و صندوق استفاده نماید و در صورت عدم استفاده، آن را به اداره مالیاتی ارائه نماید تا از میزان تمبرهای مالیاتی وی کسر شود.
ماده ۳۲– در مواردی که پرونده دارای وکیل باشد و به دلیل فوت یا حجر موکل، رسیدگی تا تعیین وراث، قیم یا قائم مقام قانونی متوقف گردد، قبول وکالت از وراث، قیم یا قائم مقام قانونی نیاز به ابطال تمبر مالیاتی مجدد و پرداخت سهم کانون و صندوق و مرکز ندارد.
ماده ۳۳– در صورتی که موکل وزارتخانه، مؤسسه دولتی، شرکت دولتی، شهرداری و مؤسسات وابسته به دولت و شهرداری ها باشد وکیل مکلف به ابطال تمبر مالیاتی نیست و موکل مکلف است وفق تبصره ۲ ماده ۱۰۳ قانون مالیات ها رفتار نماید. وکیل مکلف است حقوق قانونی کانون مرکز با صندوق را بپردازد و فیش واریزی یا رسید آن را ضمیمه وکالتنامه بنماید.
ماده ۳۴– با توجه به مقررات جدید مالیاتی و شفافیت ناشی از اجرای قانون پایانههای فروشگاهی و سامانه مودیان، مصوب ۲۱/۷/۱۳۹۸، قضات عضو هیاتهای حل اختلاف مالیاتی با رعایت مقررات این تعرفه، درآمد سالیانه و کلا را صرفا بر اساس بیست برابر میزان تمبر ابطال شده محاسبه مینمایند و مالیات مقطوع را بر اساس آن مورد حکم قرار میدهند. مراجع قضایی و دیوان عدالت اداری در خصوص پروندههای اعتراضی مالیاتی این مقرره را در بررسی پرونده و صدور حکم لحاظ مینمایند.
این آییننامه مشتمل بر ۳۴ ماده و ۱۰ تبصره در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۸ به تصویب رییس قوه قضاییه رسید و از تاریخ تصویب کلیه آییننامههای سابق در خصوص حقالوکاله، حقالمشاوره و هزینه سفر وکلای دادگستری ملغی است.
سید ابراهیم رئیسی
-
آیین نامه اجرایی قانون نظام رتبه بندی معلمان
آیین نامه اجرایی قانون نظام رتبه بندی معلمان
آنداد– تصویبنامه مصوب جلسه مورخ ۱۴۰۴/۱۰/۰۳ هیات وزیران درخصوص «آیین نامه اجرایی قانون نظام رتبه بندی معلمان» با شماره ۱۷۷۰۵۹ در تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۲۱ توسط معاون اول رییس جمهور ابلاغ شد.
متن کامل آیین نامه اجرایی قانون نظام رتبه بندی معلمان به شرح زیر است:
- وزارت آموزش و پرورش
- سازمان برنامه و بودجه کشور
- سازمان اداری و استخدامی
هیئت وزیران در جلسه ۱۴۰۴/۱۰/۳ به پیشنهاد وزارت آموزش و پرورش و با همکاری سازمان برنامه و بودجه کشور، سازمان اداری و استخدامی کشور و نمایندگان کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس شورای اسلامی به عنوان ناظر و به استناد مواد ۵ و ۹ قانون نظام رتبه بندی معلمان مصوب ۱۴۰۰، آیین نامه اجرایی قانون یاد شده را به شرح زیر تصویب کرد:
آیین نامه اجرایی قانون نظام رتبه بندی معلمان
ماده ۱- در این آیین نامه، اصطلاحات زیر در معانی مشروح مربوط به کار می روند و سایر اصطلاحات، تابع تعاریف مندرج در قانون است:
۱- قانون: قانون نظام رتبه بندی معلمان مصوب ۱۴۰۰.
۲- وزارت: وزارت آموزش و پرورش.
۳- رتبه بندی: نظام رتبه بندی معلمان.
۴- ارتقا: دستیابی به رتبه بالاتر براساس کسب امتیازات تعیین شده در این آیین نامه.
۵- ارزیابان حرفه ای: افراد صاحب نظر و منتخب وزارت از میان اعضای هیئت علمی دانشگاه های وابسته به وزارت و معلمان شاغل و بازنشسته با حداقل (۳۵) سال سن و (۱۵) سال سایقه خدمت و واجد مدرک تحصیلی حداقل کارشناسی که دوره آموزشی «تربیت ارزیاب حرفه ای» را بر اساس مجوز مرکز آموزش مدیریت دولتی که در وزارت برگزار می شود، طی نموده یا می نماید.
در حال تکمیل ….

آیین نامه اجرایی قانون نظام رتبه بندی معلمان 
آیین نامه اجرایی قانون نظام رتبه بندی معلمان 
آیین نامه اجرایی قانون نظام رتبه بندی معلمان 
آیین نامه اجرایی قانون نظام رتبه بندی معلمان 
آیین نامه اجرایی قانون نظام رتبه بندی معلمان 
آیین نامه اجرایی قانون نظام رتبه بندی معلمان 
آیین نامه اجرایی قانون نظام رتبه بندی معلمان 
آیین نامه اجرایی قانون نظام رتبه بندی معلمان







